عمومی

منبع پایان نامه درمورد اضطراب اجتماعی-خرید و دانلود پایان نامه کامل

دانلود پایان نامه

تعارضات و یا شکست در درونی کردن اعمال والدین میباشد (یالسیو، ۱۹۹۷ به نقل از پور، ۲۰۰۹).
فروید اولین روانکاوی بود که ریشه اعتیاد را در نوشته های خود مورد بررسی قرار داد. او در مقاله “از تمدن و ملالتهایش” بیان کرده بین شادی، لذت، اصل واقعیت، و مذهب رابطه وجود دارد. و نیز بیان کرده اعتیاد راهی برای فراهم کردن شادی و به طور همزمان پرهیز از درد است. همانطوری که فرد از دنیای بیرون رهایی مییابد بلافاصله اسیر لذتش میشود. از نظر فروید، در حالی که فرد به اوج لذت به دور از مکانیزمهای مخرب بیرونی مثل جامعه و روابط انسانی میرسد که در این حالت انرژی زیادی از شخص مصرف میشود که این انرژی میتواند صرف دیگر مقاصد ترقیاش شود (یالسو، ۱۹۹۷ به نقل از پور، ۲۰۰۹).
بر طبق روانکاوی اعتیاد میتواند نتیجه “تصعید” باشد. تثبیت جابجایی انرژی جنسی، لیبیدو، از نهاد به خود است. از اینرو که انرژی جنسی از باطن (درون) به شی بیرونی مستقل مثل الکل انتقال مییابد (سوب کوسکی، ۲۰۰۶).

گورل (۲۰۰۴) بیان میکند که اعتیاد یک فرایند بدست آوردن و از دست دادن شئ مورد عشق است. از این رو اعتیاد به عنوان نتیجه نقص در روابط شئ اتفاق می افتد. فرد وابسته الکل و مواد را جستجو میکند. او برای دوره کوتاهی مصرف آن را رها میکند. و پس از آن اثر دارو کاهش مییابد و فرد وابسته پس از، از دست دادن مواد احساس ناامنی و دو سوگرایی میکند. از دیدگاه روانکاوان این نوع از رابطه با مواد مخدر نتیجه تجربه آسیب روانی شدید در دورهی نوزادی است. مثل یک کودک، شخص وابسته میتواند با یک شئ بیرونی غیر قابل کنترلی( مثل یک مراقبت کننده بیکفایت) روبرو شود. کودک نمیتواند عشق مادر را درونی کند. بر این اساس کودک تصمیم میگیرد که عشق مادری را بیرونی کند که آن را به عنوان مادر ایدهآل بیرونی تعریف کرده است. و کودک شروع به خیالبافی در مورد کسی که دوستش دارد ولی در آن لحظه وجود ندارد، میکند. از آنجا که مراقبت مادر بیکفایت از کودک گهگاهی صورت میگیرد کودک نمی تواند عشق مادر را درونی کند زیرا کودک میداند که عشق مادر دائمی نیست. این نوع رابطه مادرانه نیاز عشقی کودک را برآورده نمیکند. این شبیه رابطه وابستگی به داروست در دور باطل بدستآوردن و از دست دادن شئ مورد عشق است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی دیگر از ویژ‍گی های مشاهده شده در افراد وابسته به مواد، همدلی بیش از حد و یا عدم همدلی کافی از طرف مادر است (گورل، ۲۰۰۴). در حالی که مادر نیازهای فرزند را برآورده میسازد تنها ابزار در دست او همدلی است زیرا کودک نمی تواند احساسات و نیازهای خود رابه صورت شفاهی بیان کند. اگر مادر بیش از حد همدلی کند کودک یاد نمیگیرد چگونه خودش نیازهای خودش را برآورده سازد واگر مادر به انداز کافی همدلی نکند، تکرار آن ممکن است باعث تجربه آسیب روحی در کودک شود. ظرفیت خود مراقبتی یک کودک در اعتیاد تعیینکننده است زیرا اگر فرد در کودکیاش آن را یاد نگیرد او در بزرگسالی به دنبال راه های خارجی (بیرونی) برای انجام خود مراقبتی است. راموس (۲۰۰۴) استدلال میکند که نالیاقتی مادر برای ارضاء کودک در حد بهینه منجر به مشکلاتی مربوط به خود شیفتگی درسن بلوغ میشود. بههرحال مطالعات انجام شده در مورد علل اعتیاد در الکلیها نقش پدر را کم اثر نشان میدهد که به سبب ضعیف و شکننده بودن، ایگو است.
به هر حال می توان نتیجه گرفت که بسیاری از نظریههای روانکاوی در مورد بعضی نقاط همگرایی دارند و این نقاط در مورد ناکارامدی خود و مشکلات مربوط به ارضاء امیال میباشد.
۲-دیدگاه رفتارگرایان
روانشناسی نظریههای رفتاری بر روی رفتارهای آشکار قابلمشاهده و قابل اندازهگیری پایهگذاری شده هستند. یکی از اولین تئوریستینهای روانشناسی رفتاری اسکینر بود که اعتیاد را به عنوان نقص جامعه در نظر گرفته بود زیرا که جامعه نمیتواند به اعضای خود آموزش رفتار مناسب بدهد و به تبع افراد عملکرد رفتاری جایگزین رابه علت کمبود پاداش یاد نمیگیرند (تومبوس، ۲۰۰۶ ).
دو نوع شرطی سازی برای یادگیری وجود دارد. ۱- شرطی سازی کلاسیک (پاسخگر/پاولفی): در این نوع شرطی سازی، رفتار بازتابی پاسخگر از طریق همزمان شدن یک محرک غیر شرطی با یک محرک شرطی تغییر داده میشود. برای مثال محیط ممکن است محرک شرطی برای اثرات مثبت از الکل مثل مانع خویشتنداری شود. فرد وابسته فکر میکند فقط در موقع نوشیدن میتواند معاشرتی و سرخوش باشد و زمانی که الکل ویا مواد مصرف نمیکند فراموش میکند چگونه معاشرت کند. در نتیجه مهارتهای اجتماعیاش مختل میشود. ۲- شرطی ساز ی عاملی اسکینر: در شرطیسازی عاملی رفتار بازتابی نیست بلکه داوطلبانه است، رفتار به وسیله تشویق ویا تنبیهی که بعد از رفتار رخ میدهد، یادگرفته میشود. هر رویدادی که بعد از رفتار رخ میدهد و احتمال بروز رفتار را افزایش دهد، تقویت نامیده می شود. در مقابل تقویت، تنبه احتمال بروز رفتار را کاهش می دهد (تومبوس، ۲۰۰۶). به عنوان مثال عواقب مثبت نوشیدن الکل و مواد مخدر مثل سرخوشی یا معاشرتی شدن، تقویت مثبت هستند. تقویت منفی نیز وجود دارد که باعث افزایش نرخی از رفتار میشود اما با ناپدید شدن یک رویداد منفی تأمینکننده مسکن. برای مثال وقتی شخص الکل را ترک میکند علائم ترک مثل لرزش، اضطراب یا میل شدید به الکل اتفاق میافتد. شروع به نوشیدن یا مصرف علائم ترک را تسکین میدهد. از اینرو آن را تقویت کننده منفی میگویند. اگر فرد برای مدت طولانی مثل یک ماه ترک کند بدن سم زدایی میشود. هنگامی که فرد دوباره شروع میکند به نوشیدن الکل بدن توان مصرف زیاد را ندارد زیرا که قبلاً ترک کرده است. بنابراین مسمومیت با الکل صورت میگیرد. در تنبیه، وقایعی که بعد از مصرف الکل مثل مسمومیت، ناراحتی معده، اذیت شدن از طرف دوستان رخ میدهند باعث کاهش احتمال نوشیدن الکل در زمانهای دیگر میشود.
۳-رویکرد شناختی
مدل شناختی اشاره به ارتباط بین حالات عاطفی و افکار که شامل انتظارات، باورها ( اعتقادات)، طرحوارهها، افکار خودکار و خطاهای فکری دارد.
در نظریههای شناختی، نظریه یادگیری اجتماعی بندورا (بندورا، ۱۹۸۶) که بنامهای تئوری شناختی- اجتماعی یا خودکارآمدی یا نظریه الکل-انتظار (گلدمن، برون و کریستال سون، ۱۹۸۷به نقلاز پور، ۲۰۰۹) اعتیاد توضیح داده شده است. تا ظهور نظریه شناختی- اجتماعی، در روان شناسی اعتقاد براین بود که انسان نمیتواند افکار و امیال خود راکنترل کند چرا که روانکاوی استدلال کرده بود که شخصیت در کودکی شکل میگیرد و تغییر آن بعد از کودکی کار بسیار مشکلی است. و بعلاوه امیال بوسیله ناهوشیار کنترل میشوند. رفتارگرایان استدلال کردند که یادگیری به وسیله فعل و انفعالات محرک-محرک خارجی اتفاق میافتد. در مقابل نظریه پردازان شناختی- اجتماعی بیان کردندکه یک فرد میتواند یک رفتار را فقط از طریق مشاهده یاد بگیرد که یادگیری نیابتی نامیده شده است (بندورا، ۱۹۶۱). بر طبق الگو یادگیری نیابتی، فرد نیاز به دریافت مستقیم تقویت برای یادگیری یک رفتار ندارد بلکه با مشاهده فرد تقویتشده در آن رفتار، تقویت میشود (بندورا، ۱۹۸۶). یادگیری نیابتی که بنام یادگیری الگویی نیز نامیده می شود به سه طریق اتفاق می افتد: ۱- می تواند نتیجه “اثرات یادگیری مشاهدههای” رفتارهایی که در خزانه اجرایی فرد وجود ندارد. ۲- میتواند نتیجه اثرات مهار- عدم مهار رفتارهایی که فرد میخواهد میزان رخ دادن آنها را افزایش یا کاهش دهد ۳- میتواند ناشی از “اثرات تسهیلگر پاسخ ” روی رفتارهایی که در خزانه اجرایی فرد وجود داشته ولی تا زمان مشاهده رفتار دیگران آن را انجام داده است. بندورا خود بسندگی رابه عنوان” اعتقاد راسخ فرد مبنی بر اجرای موفقیتآمیز رفتاری برای رسیدن به نتایج مورد نظر” تعریف کرده است. بندورا (۱۹۸۶) خود بسندگی را به عنوان “اعتقاد راسخ فرد به انجام موفقیت رفتاری برای بدست آوردن نتایج موردنظر” تعریف کرده است. در نظریه خودکارآمدی، باورهای اثربخشی از یک فرد مشخص که آیا ارزیابی از مشکل به عنوان چالش، او میتواند فراتر رود یا مانع مطلقی در راه خوشبختی است. وقتی خودکارآمدی فرد در سطح بالایی است فرد با مشکل به شیوه بهتر برخورد میکند و وقتی مشکل طولانی مدت باشد فرد حتی قویتر میشود. ادراک خودکارآمدی در سطح بالا، در ترک موفق وابستگی به مواد و الکل و اختلالات خوردن تأثیر شایع و آشکار دارد (بندورا، ۱۹۹۹).
خودکارآمدی به خصوص هنگام غلبه بر وابستگی جسمی مهم است. میتوان گفت که وسوسه مصرفمواد پس از کاهش وابستگی جسمی رخ میدهد یعنی زمانی که وابستگی روانی اعتیاد باقی مانده است. وسوسههای روانشناختی اعتیاد که فرد را به مصرف دوباره ترغیب میکند تنها زمانی که فرد این وسوسهها و میل مفرط را تحت کنترل خود بداند از طریق استراتژی خودگردانی شناختی–رفتاری قابل بررسی میباشد (بندورا، ۱۹۹۹). مثلا وقتی تعدادی از افراد سیگار کشیدن را ترک کرده و بازگشت نداشتند. به این معنا نیست که آنها زندگی بدون ناخوشی را سپری میکنند بلکه به این معناست که آنها زندگی را به علت خودکارامدی ادراک شده بالا تحت کنترل خود میبینند.
از نظر بندورا (۱۹۸۶) چهار منبع برای خودکارآمدی وجود دارد. ۱- موفقیتهای ناشی از تجربه مستقیم خود فرد بر خودکارآمدی فرد اثر دارد. موفقیتها به اندازه کاهش شکستها خودکارآمدی را افزایش میدهد. ۲- تجارب جانشینی (نیابتی) بر خودکارآمدی موثر است که آن نتیجه دیدن عملکرد اشخاص دیگر و نیز تماشای نتایج رفتار اعمال دیگران است. آن را می توان از طریق تکنیک مدلسازی در درمان بدست آورد. ۳-ترغیب کلامی منبع رشد خودکارآمدی است زیرا در دسترسترین و شایعترین روش است ولی اثر آن کوتاه مدت است. ۴- برانگیختگی عاطفی خودکارآمدی را در شرایط تحریککننده اضطراب تحت تأثیر قرار میدهد. اینرو بعضی از روشها سعی در کاهش برانگیختگی عاطفی برای غلبه بر شرایط مشکل را در برنامههای خود دارند.
در مطالعهای بر دانشجویان که دارای اضطراب اجتماعی بودهاند، نشان داده شد دانشجویانی با اضطراب اجتماعی، که خودکارآمدی خود را کم گزارش دادند نسبت به دانشجویان با اضطراب اجتماعی که خودکارآمدی خود را بالا گزارش میدادند مصر ف الکل بیشتری داشتند. یک تحقیق جدید پس از گذشت یک سال از طول درمان به این نتیجه رسید که افراد با خودکارامدی بالا بهبودی بیشتری در کثرت وقوع نوشیدن سنگین الکل، مشکلات مربوط به آشامیدن، درمان افسردگی، تکانشگری، مقابله اجتنابی، در دریافت حمایت اجتماعی و حضور یافتن در جلسات طولانی مدت AA، نسبت به آنهایی که خودکارآمدی کمتری داشتند، نشان دادند (مککیلر، ایلگن، موس، موس، ۲۰۰۸). خود اثر بخشی دانشجویان ترکیهای که در برنامههای توقف سیگار حضور یافتند (گروه آزمایش) بطور معناداری نسبت به آنهایی که در برنامه حضور نداشتند (گروه کنترل) افزایش می یافت (سونمز، ۲۰۰۸).
۴- نظریه های اجتماعی اعتیاد
مدل اجتماعی اعتیاد بر نقش محیط فرد در توسعه اختلال سوء مصرف مواد مخدر تأکید دارند. مدل روند زندگی، اعتیاد را یک روند همیشگی که فرد درگیر را به لذت و امنیت میرساند، میداند. مرکز این مدل نقش بافت اجتماعی و تجارب فردی مؤثر در مصرف همیشگی مواد است (کار، ۲۰۰۷). مدل مشابهی بر نقش نیروهای مخل اجتماعی از قبیل بیکاری و فقر تأکید دارد که فرد را در معرض خطر سوءمصرف موادقرار میدهند (پلوم، ۲۰۰۹).
مدل فرهنگی-اجتماعی نیز عوامل فرهنگی و اجتماعی را عامل پیشگیری و شیوع رفتارهای خاص میداند (گرین، ۲۰۰۸). تأکید این مدل بر مکانیسمهای اجتماعی تسهیلگر توسعه اعتیاد است. این مکانیسمها میتواند اعتقادات قومی، سنتهای خانوادگی، هنجارهای اجتماعی، و موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی باشد (کتابخانه ملی پزشکی، ۲۰۰).
پیشینه خارجی
یافتهها نشان داد که والدین چه خود استعمال دخانیات داشته باشند چه نداشته باشند، اگر درباره مباحث مربوط به دخانیات وارد بحث با فرزندان خود شوند (بحثی که حالت احترام آمیز و زیربنایی داشته باشد) میتواند یکی از راهکارهای مداخله ای با ارزش برای جلوگیری از مصرف دخانیات در نوجوانان باشد. نتیجه این تحقیق نشان داد که تعاملات والد و کودک عامل مهمی در گرایش به دخانیات است.در نهایت یافتههای این تحقیق حاکی از این است که کیفیت بهتر روابط در تعاملات والد و کودک،احتمال مصرف دخانیات در نوجوان را کاهش می دهد. این تحقیق نشان داد که صحبت مکرر درباره مصرف دخانیات اهمیت کمتری دارد،این مهم است که بحث ها حول این محور به صورت ساختاری-احترام آمیز باشد،تا فرزند بتواند آن را درک کند.
یافته های بوشرا و اسلام در کراجی پاکستان نشان داده که ۴۷/۰ از مصرف کنندگان شرایط بد اجتماعی، ۲۳٫۴/۰ از مصرف کنندگان فقر فرصت های شغلی و شکست های مالی و ۸٫۸/ ۰ از مصرف کنندگان بدون دلیل( به صورت اتفاقی) ۶٫۶/۰ از مصرف کنندگان داروهای نسخه شده مثل خوابآورها و مسکن ها، ۳٫۲/۰ از مصرف کنندگان در دسترس بودن مواد را، ۱۱/۰ از مصرف کنندگان دلایل دیگر را علت مصرف مواد خود دانسته اند(علی، بوشرا، و اسلام، ۲۰۱۱). و همین منبع فاکتورهای روانشناختی زیر را نیز گزارش داده است: ۲۸/۰ از مصرف کنندگان حوادث پر استرس زندگی را، ۲۱٫۴/۰ از مصرف کنندگان مشکلات زناشویی، ۱۸٫۲/۰ از مصرف کنندگان احساس شکست در زندگی، ۱۵٫۸/۰ از مصرف کنندگان ضعف یا نبود ارتباط با والدین، ۸٫۸/۰درد های مزمن، ۷٫۸/۰ از مصرف کنندگان قطع ارتباط با خویشاوندان را علت مصرف خود بیان کرده اند.
کوهات (۱۹۷۷ به نقل از زارعی و همکاران، ۲۰۱۱) بیان میکند که اعتیاد به مواد مخدر زمانی اتفاق میافتد که افراد در گرفتن توجه به شکل دلبستگی شکست میخورند. بعضی از تحقیقات (مثل: مگ نیلی و همکاران، ۲۰۰۳) (مگ نیلی و همکاران، ۲۰۰۳)سوءمصرف مواد را مرتبط با پریشانی روحی-روانی، اجتماعی ناقص و اجتناب از همسالان میدانند. ریک، و ون هوول (۲۰۰۷) بیان می کنند که ۳۴% بیماران الکلی سبک دلبستگی ایمن و اکثر آنها یعنی ۶۶% بیماران سبک دلبستگی ناایمن داشتندکه با نتایج ونگ خان چینگ (۲۰۰۴) همخوانی دارد.
اثر همسالان ( سیمون و مارتین، ۲۰۰۷ ) والدین مصرف کننده الکل و مواد (دراپیل و موشر، ۲۰۰۷ ) نظارت والدین (مارتینز، استور، الکساندر و چیلاکوت، ۲۰۰۸ ) و سبک والدین (پاتوک-پیکهام ومورگان-لوپز، ۲۰۰۶ ) از جمله فاکتورهای خطر اجتماعی ومحیطی مرتبط با مصرف مواد مخدر هستند. توجه به ارتباط بین نظارت والدین و سبک والدین و دیگر فاکتورهای خطر (مثل حس کنجکاوی، تکانشی بودن ) در جوانان مصرف کننده مواد مخدر در ادبیات تحقیق اخیر افزایش قابل توجهای داشته است. مارتینز وهمکاران نشان دادند که بین نظارت ضعیف والدین، حس کنجکاوی قوی و همسالان مصرف کننده مواد با مصرف اکستازی، الکل، تنباکو و ماری جوانا ارتباط وجود دارد. موافق با آن، سیمونز – مارتین ( ۲۰۰۷ ) نشان دادند که شیوه تقویت مثبت والدین (مثل درگیری، انتظارات، نظارت) جوان در مقابل مصرف مواد قاچاق حمایت میکند. به علاوه رفتار مثبت والدین بطور مستقیم دوستی جوان را با کسانی که الکل و مواد مخدر مصرف میکنند، کاهش میدهد.
بیوریلی (۲۰۱۰) در تحقیق خود عوامل اولیه خطر مرتبط با سوء مصرف الکل در جوانان را به شرح زیر بیان میکند: در دسترس بودن مواد، هنجارهای فرهنگی، فقر ومحرومیت اقتصادی، تعارض و پیوند ضعیف خانوادگی، رفتارهای مشکل شایع و اولیه، کارکرد تحصیلی وتعهد به مدرسه، عدم پذیرش همسالان و وابستگی منفی به آنها، نگرش مطلوب و ضد اجتماعی به مواد، و تجربه زود هنگام سوء مصرف و نیز تجربه پایین والدین در ساختار بندی و سازماندهی خانوادگی، سبک کنار آمدن باتغییرات رشدی ناشی از عبور از نوجوانی-جوانی به بزرگسالی، نطارت والدینی، جو خانه، روابط همسالان، محیط مدرسه، اوضاع و شرایط اهل محل.
پیشینه داخلی
حاجی حسینی واخوان تفتی(۱۳۸۲) یافته اند که سبک تبیین جوانان

مطلب مشابه :  رشته حقوق-دانلود پایان نامه با موضوع رابطه نامشروع

پاسخی بگذارید