پایان نامه های روانشناسی

رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره و

دانلود پایان نامه

عنوان یک عامل کنترل خود می نگرد که به کمک آن انسان می تواند از عزت نفس خود مراقبت نماید. اسنایدر تعریف ویژه ای از کنترل دارد و آن را سازه روانشناختی می داند که افراد برای ادراک و فهم بهتر نتایج اعمال خود و رسیدن به پیامدهای مطلوب و پرهیز از پیامدهای نامطبوع، ازآن بهره می برند. به این ترتیب زندگی هنگامی معنادار است که فرد امکان کنترل زندگی اش را داشته باشد و برای رسیدن به اهدافش تلاش نماید. به اعتقاد اسنایدر، برگزیدن هدف های مناسب و تلاش برای رسیدن به آنها همان چیزی است که می توان آن را امید نامید.
امید یک حالت روحی و روانی برانگیزاننده انسان به کار و فعالیت است. پژوهشگران بر این باورند که امید برای سلامت روان انسان ضروری است. پس مطمئنا امیدواری یک نیاز اساسی برای دانش آموزان و دانشجویان است (پارکینز ، ۱۹۹۷). ازسویی امید یک سیستم انگیزشی شناختی پویاست که با افزایش امکان دستیابی به هدف، دانشجویان را با تمرکز به موفقیت برای فائق آمدن برمشکلات توانمند می سازد. از دیدگاه اسنایدر امید یک هیجان انفعالی نیست که تنها در لحظات تاریک زندگی پدیدار می شود، بلکه فرایندی شناختی است که افراد به وسیله آن، فعالانه اهداف خود را دنبال می کنند. از نظر او امید فرایندی است که طی آن افراد اهداف خودرا تعیین می کنند، راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق می کنند و انگیزه لازم برای به اجرا درآوردن این راهکارها را ایجادکرده و در طول مسیرحفظ می کنند (اسنایدر، ۱۹۹۴).

رابینسون (۱۹۹۴)، معتقداست امید یکی ازپایه های اصولی توازن وقدرت روانی است که مشخص کننده دستاوردهای زندگی است. امید، توانایی باور یک احساس بهتر از آینده است. امید با نیروی نافذ خود، سیستم فعالیتی را تحریک میکند تا سیستم بتواند تجارب نو را کسب کرده و نیروهای تازه در ارگانیسم ایجاد نماید و در نتیجه امید، انسان را به تلاش و کوشش واداشته و او را به سطح بالایی از عملکردهای روانی و رفتاری نزدیک می کند و از سویی امید یکی از نشانه های سلامت روانی است.
از دیدگاه هوش هیجانی امیدوار بودن به این معناست که افراد درمقابل اضطراب فشارآور، نگرش حاکی از شکست یا افسردگی در رویارویی با چالش ها با موانع دشوار تسلیم نخواهدشد (گلمن ، ۱۹۹۵).
امید نقش مقتدرانه و شگفت آوری در زندگی ایفا می کند و در حیطه های گوناگون از موقعیت های تحصیلی گرفته تا تحمل مشاغل پر زحمت، مزایایی به همراه دارد. بیلی و اسنایدر(۲۰۰۷) آن را به گونه ای دقیق تر تعریف می کنند: امید یک حالت انگیزش مثبت با در نظرگرفتن اهداف روشن برای زندگی است. در امید از یک سو انگیزه خواستن به اراده برای حرکت به سوی اهداف نهفته است. بنابراین کارکرد امید در زندگی به عنوان یک مکانیزم حمایتی است و باعث رشد و پیشرفت کیفیت زندگی انسان می باشد.
امید از نظر ساختاری و ترکیب، ابعاد بسیار پیچیده ای ندارد و یا به عبارت دیگر امید از عوامل بسیار پراکنده و گسترده ساخته نشده است، بلکه می توان در یک محدوده کوچک امید را مورد بحث و بررسی قرارداده و آن را با تمام وجود مورد شناسایی نمود.
مولفه های امیدواری:
اسنایدر و همکاران (۱۹۹۱) تعریف زیر را از امیدواری مطرح کرده اند: امیدواری یک حالت انگیزشی مثبت است که مبتنی بر یک مفهوم مشتق شده تعاملی از موفقیت است: الف) احساس عامل بودن (انرژی معطوف به هدف) و (ب) تفکرمسیری (برنامه ریزی برای مواجهه با اهداف). اسنایدر (۲۰۰۰) تعریف دیگری از امیدواری مطرح می کند وآن عبارت است از «فرآیند تفکردر مورد اهداف شخصی همراه با انگیزشی برای حرکت به سمت آن اهداف (عامل بودن) و روش هایی برای رسیدن به آن اهداف (مسیرها)». دراین ایده به دنبال شناخت ها فرآیند پیگری هدف، شناخت های دیگری می آیند. در تعریف دیگری که ازاسنایدر درمورد امید مطرح شده سه مولفه قابل بازشناسی است: اهداف، تفکرات عامل بودن و مسیرها.
الف) اهداف:
اسنایدر بر یک فرضیه مهمی تاکید می کرد و معتقد بودکه این فرضیه راهنمای من است: «اعمال بشری معطوف به هدفند». هدف یک مولفه شناختی است که لنگرگاه نظریه امیدواری است (اسنایدر، ۱۹۹۴، ۱۹۹۸، اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۰). اهداف، آماج های از زنجیره های عمل ذهنی را فراهم می کنند. برای بعضی مردم این آماج های ذهنی تصاویر دیداری اند، گرچه اهداف ممکن است ویژگی های دیداری داشته باشند. با این وجود ممکن شامل توصیفات کلامی نیز باشند (پیلیشین ، ۱۹۷۳، به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲). علاوه بر این، اهداف بر حسب چارچوب موقتی شان متنوع اند: کوتاه مدت یا دراز مدت هستند. همچنین بر حسب درجه خاص بودن اهداف متفاوتند: کلی و خاص. احتمال کمی وجود دارد که تفکر امیدوارانه از طریق اهداف مبهم اتفاق بیفتند. برای مثال مشکل است که مسیرها یا انگیزش برای پیگیری اهداف مبهم را متصور شویم. اهداف بایستی ارزش کافی داشته باشند تا تقویت و تحمیل تفکر هوشیارانه توسط آنها امکان پذیر باشد.

 

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی با موضوع : رفتار شهروندی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دو نوع کلی هدف مطلوب در نظریه امیدواری وجود دارد. نوع اول اهداف رویکردی و نوع دوم اهداف اجتنابی. البته تقسیم بندی هدفی دیگری نیز وجود دارد: اهداف تبحری یادگیری و اهداف عملکردی. آنچه اسنایدر در این مبحث استفاده می کند، مفاهیم مربوط به جهت گیری هدفی بر تفکیک اهداف یادگیری از عملکردی است (به عبارات مختلف وحتی تفکیک اهداف اجتنابی از رویکردی) ولی اسنایدر درآخرین مبحثش بر تفکیک اهداف اجتنابی و رویکردی تاکید می کند و آن را درتبیین نظریه امیدواری به کار می برد.
نوع اول اهداف، اهداف نزدیکی یا رویکردی و مثبت را منعکس می کند که خود شامل سه نوع است:
الف) اولین چیزی را که می خواهید به آن برسید مثل خرید اولین ماشینی که می بینید.
ب) تقویت و تایید هدف فعلی موجود مثل تمایل شخصی برای حفظ و نگهداری وضع موجود
ج) افزایش دادن آن چیزی که تازه آغاز شده است.

جدول (۲-۲) دو نوع هدف عمده در نظریه امیدواری اسنایدر (۲۰۰۲) را نشان می دهد.
جدول ( ۲-۲ ). دو نوع هدف عمده در نظریه امیدواری اسنایدر (۲۰۰۲).
نوع اول : پیامدهای هدفی مثبت
الف) اولین زمان رسیدن ( اول شدن)
ب) حمایت از پیامدهای هدفی فعلی
ج) افزایش آن چیزی که هنوز آغاز نشده است.
نوع دوم : پیامدهای هدفی منفی
الف) بازداری از چیزی به گونه ای که هرگز اتفاق نیفتد.
ب) ترس از اینکه ظهور آن با تاخیر باشد.

نوع دوم هدف شامل جلوگیری از پیامد های منفی است. در قوی ترین شکل ممکن، در این نوع هدف شخص نمی خواهد اصلا چیز خاصی اتفاق بیفتد و در شکل ضعیف ترآن فرد می خواهد چیز ناخوشایندی که قرار است اتفاق بیفتد، با تاخیراتفاق بیفتد.
نویسندگان دیگر الزاماتی را مدنظر قرار می دهند که برای فرایند امیدواری، اهداف مشروعی ایجاد می کند. برای مثال لازروس (۱۹۹۹، منبع قبلی) معتقد بود که یک شرط اساسی امیدواری این است که چرخه زندگی فعلی ما رضایت بخش نباشد- یعنی فرد با محرومیت، خطر و تهدید مواجه باشد. این مثال و مثال های مشابه باعث شد که اسنایدر در مفهوم امیدواری تجدید نظر بکند و اهداف مناسب را آنهایی بداند که می توانند حفره عمیقی را در زندگی فرد پرکنند.
استدلال اولیه اسنایدر (۱۹۹۱) این بود که امیدواری برای پیگیری آن اهدافی که احتمال دستیابی به آنها خیلی بالا یا واقعا صفر باشد، عملی نیست، گرچه با گذشت زمان او نظرش را به این صورت تعدیل کرد که اهداف با احتمال خیلی بالا و خیلی پایین را نیز شامل می شود، به گونه ای که مناسب آماج های امیدواری باشد. در برابر نظریه اول که معتقد بود اهداف خود به خود با احتمال بالا درتفکر امیدوارانه ضرورت ندارد، مشاهدات او از مکالماتش با شرکت کنندگان در پژوهش باعث شد که او ادعا کند چنین تکالیفی نیز مشمول تاثیر امیدواری نیز می شود. او معتقد بود که اشخاص با امید بالا قواعد را به گونه ای تغییر می دهند تا مهارت هایشان را بسط دهند (مثل انتخاب محدوده های زمانی کوتاه تر یا کاربرد مسیرهای خوب در مورد آنها). به نظر می رسد که در این تفکر اخیرتر افراد با امید بالا چند ابهام را به موقعیت هدفی (که ممکن است نسبت به مشاهده گر خیلی خاص و قابل دسترسی باشد) وارد می کنند. برای مثال این بحث را پیش می کشد که کار بازیکن بستکبال فقط انداختن توپ در داخل حلقه نیست، بلکه انجام ماهرانه بازی و بی همتایی شیوه بازی نیز مهم است (جونز ، ۱۹۷۳، اسنایدر و فرونگین ، ۱۹۸۰).
علاوه بر این در تقابل با رویکردهای اولیه اسنایدر، که اهداف بی نهایت مشکل را به خاطر غیرقابل دستیابی بودن به کار نمی برند، او آموخت که افرا با امید بالا گاه گاهی می توانند موقعیتی را شکست مطلق به نظر می رسد، به گونه ای تغییر دهند که چیزهای ناممکن را به دست آورند. یکی از تکالیف آزمایشگاهی مربوطه به اسنایدر، تکالیف مربوط به تحریفات است. در این دیدگاه او چند موقعیت تحریف شده را به گونه ای طراحی می کرد که در هیچ یک از آزمایشگاه های قبلی این تحریفات حل نشده بود. تصور می شود که این تحریفات ناممکن های قطعی برای موفقیت ارائه می هد. درآزمایشهای اخیر، بعضی افرا با امید بالا، بعضی از این انحرافات لاینحل را حل کرده اند. بنابراین چیزهای غیرقابل دسترس ظاهری ممکن است قابل دستیابی گردند.
ب) تفکر مسیرها :
به موازاتی که ما توان بازنمایی های ذهنی از خودمان و اطرافمان را به دست می آوریم (همانطور که بقیه مردم نیز انجام می دهند) درچند نقطه کاوشگری تصوری مان از زمان طراحی می شود که در آن گذشته، حال و آینده وجود دارد. در این رویکرد خطی از زمان ممکن است چرخه های مکرری از رویدادهای گذشته وجود داشته باشد. همچنین نیازی نیست که بی جهتی مطلقی در شرکت به سمت آینده وجود داشته باشد. برای مثال ممکن است رویکرد من از آینده تحت تاثیر افکار حال باشد. بنابراین اسنایدر به یک تفکر موقتی اشاره دارد که طی ان گذشته، آینده را تحت تاثیر قرار می دهد و بر عکس.
به طورکلی ما نوعا به این فکر می کنیم که چگونه می توانیم حال را به آینده تصورشده پیوند دهیم. مطابق این مفهوم، زمان و چگونگی حرکت و سفر از طریق این پیوستار زمانی برای فکر کردن های ما مورد نیاز و مفید است. مطابق این، مردم ازطریق افکاری که خط سیرهای قابل عمل تولید می کنند به پیگیری های هدفی خاصی نزدیک می شوند. با این وجود ما به طور ثابتی به این مورد فکر می کنیم که چگونه از نقطه A به نقطه B برویم. یا کارونیک (۱۹۴۳، به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲) استدلال می کند که هدف مغز بشر بیشتر پیش بینی این زنجیره های A به B است. برای شخص با امید بالا که هدف خاصی را دنبال می کند، این تفکر مسیرها مستلزم تولید مسیری پذیرفتنی است. افراد با امید بالا در مقایسه با افراد با امید پایین در مورد مسیرهای دستیابی به اهدافشان قاطع تر هستند. این امکان در ارتباط با اهداف دوره مورد حمایت قرارگرفته است (وودبوری ، ۱۹۹۹، همان). به عبارت دیگر برای فرد با امید پایین، تفکرمسیرها خیلی ضریف ترو ضعیف تر است و در نتیجه مسیر خیلی خوب کاویده نشده است. با کاربرد تکالیف آزمایشگاهی که شامل گوش دادن به ترجیهات حافظه (یادآوری آزاد و بازشناسی) و خودگزارشی های مربوط به گفتگو با خود (نوعی) است؛ اسنایدر حمایت قاطع و با ثباتی از تائیدات و پیام های مسیرهای درونی مثبت افراد با امید بالا درمقایسه با افراد با امید پایین به دست آورد (مانند روشی برای رسیدن به انجام این تکلیف پیداخواهم کرد) (اسنایدر و فریدمن، ۱۹۹۸).
افراد با امیدواری بالا فراسوی مسیر اولیه ای که تولید می کنند در تولید مسیرهای مطلوب دیگر نیز باید خیلی خوب باشند. به عبارت دیگر احتمال اینکه افراد با امید پایین مسیرهای دیگری تولید کنند وجود ندارد. افراد با امید بالا خودشان را به عنوان متفکرین منعطف تری تصور می کنند که در یافتن مسیرهای دیگر راحت هستند، در حالی که گزارش شده که افراد با امید پایین کمتر منعطفند و این مسیرهای اضافی را تولید نمی کنند، علاوه بر این افراد با امید بالا در تولید مسیرهای دیگر خیلی موثرهستند- به طور خاص در وضعیت هایی که آنها مانعی پیش رو دارند (اسنایدرو همکاران، ۱۹۹۱،۱۹۹۶). تفکرمسیرها باید به طور فزاینده ای تصفیه، دقیق و مختصر شود، به گونه ای که در زنجیره پیگیری هدف به سمت دستیابی به هدف پیشرفت کند. گرچه تفاوت هایی که در این فرایند ظاهر می شود بایستی مبتنی بر سطح امید خصیصه ای فرد باشد؛ یعنی می گوییم که افراد با امیدواری بالاتر بیشتر از افراد با امیدواری پایین تر بایستی با سرعت بیشتری مسیرهایشان را به طور موثر پیدا کنند تا به هدفشان برسند.
ج) تفکر عامل بودن:
تفکرعامل بودن- یعنی قابلیت ادراک شده برای کاربرد مسیرهایی برای رسیدن به اهداف مطلوب- مولفه انگیزشی نظریه هدف است. این افکار خود ارجاع شامل انرژی ذهنی برای شروع و تداوم کاربرد مسیرها از طریق تمام مراحل پیگیری هدف است. درارتباط با این دیدگاه اسنایدر و همکاران دریافتند که افراد با امید بالا، تفکرعامل بودن را از طریق گفتگوی با خود می پذیرند و به این صورت بیان می شود: «من این را می توانم انجام بدهم» و «من قصد ندارم تا توقف کنم» (اسنایدرو همکاران، ۱۹۹۸). تفکر عاملی در تمام تفکرات معطوف به هدف مهم است، اما وقتی مردم با محدودیت هایی مواجهند اهمیت خاصی دارد. درهر مانعی تفکرعامل بودن به مردم کمک می کند تا انگیزش مورد نیاز برای بهترین مسیردیگر را بدست آورند (اسنایدر، ۱۹۹۴).
یکپارچه کردن تفکر مسیرها و تفکر عامل بودن:
تفکر امیدوارانه، هم مستلزم تفکر مسیری و هم تفکر عامل بودن است. با شروع هر یک از شاخص های معرف تفکر امیدوارانه، تفکر مسیرها و تفکر عامل بودن، همدیگر را می پرورانند. بنابراین تفکرمسیرها و عامل بودن در یک زنجیره هدفی خاص تکرارپذیر و افزایشی هستند (اسنایدر، ۱۹۹۵). با این وجود به خاطر تنوع سطوح قوت تفکرامیدوارانه، بایستی در مقدار موجود تفکر مسیرها و عامل بودن در هر سطح تمایز قایل شویم. فرد با امیدواری بالای کامل (هم عامل بودن بالا و هم مسیرهای بالا) تفکرعامل بودن و مسیرهای تعاملی خواهد داشت که زنجیره هدفی متحرک و پویا و سریع را پیگیری خواهد کرد و به طور معکوس افراد با امید پایین کامل (هم عامل بودن و هم مسیرهای پایین) تفکرعامل بودن را در مسیرهایی خواهند داشت که زنجیره پیگیری هدفی آنها متوقف و آهسته است.
رشدامیدواری:
امیدواری یکی ازویژگی های انسان است که به او کمک می نماید تا ناامیدی ها را پشت سر گذاشته، اهداف خود را تعقیب کرده و احساس غیرقابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد. بنا بر نظراریکسون، تکامل امید یا ناامیدی دراوایل دوران کودکی صورت می گیرد. در این زمان اگر نیازهای عاطفی کودک به خوبی تامین و برآورده شوند، احساس خوب بودن در وی شکل گرفته و منجربه ایجاد امید می گردد. درغیر این صورت، یعنی عدم تامین نیازهای عاطفی کودک، ناامیدی روی می دهد. بعضی نظریه پردازان معتقدند که ریشه های امید و ناامیدی، قابل یادگیری هستند. امیدواری در نوجوانان، پیش نیازی برای دستیابی به دوره بزرگسالی رضایت بخش بوده و جهت رفع تهدیدهای جدی در آینده، ارزش های حیاتی دارد (هرس ، ۱۹۹۸). امیدواری می تواند درفرد یا گروه، انرژی ایجاد کند و به همین دلیل، نوجوانانی که امیدوارهستند، بهتر از سایرنوجوانان قادر به مراقبت از خویشتن هستند (هیندز ، ۲۰۰۴). جوانان و دانشجویان به طورمعمول، آینده محور بوده و به داشتن یک زندگی خوب درآینده امیدوارهستند. امید به داشتن زندگی بهتر، منجر به بهبود و ارتقای تطابق در فرد می گردد. بنابراین فقدان امید و انگیزه یا رویارویی طولانی با وقایع جدی و تهدید کننده یا رویدادهای اجتناب ناپذیر در زندگی منجربه ایجاد تاثیرات سوء برروان وجسم فرد می گردد (بوئرو ، ساویگلیا ، مونته وردی ، فابلو و همکاران، ۲۰۰۵). اگرچه امید ماهیتا یک صفت سرشتی است و وابسته به موقعیت نیست، به نظر می رسد که با بهره گرفتن از مداخلات موقعیتی مانند مشاهده و آموزش می توان میزان آن را تغییرداد (واله، هانبر، سولدو ، ۲۰۰۶). اما افراد بسیاری وجود

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درمورد روش نمونهگیری

92

دیدگاهتان را بنویسید