پایان نامه روابط بین فردی

دانلود پایان نامه

،خرسندی ،وجد و در نهایت شیدایی
-شرم:احساس گناه،حسرت،پشیمانی ،افسوس و توبه. .(گلمن۱۹۹۵،ترجمه پارسا،۱۳۸۰)
این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد،نیز از سوی پل اکمن مطرح شده است.وی گزارش داد که افراد متعلق به فرهنگ های مختلف در سراسر دنیا می تواند حالت ها یا چهره حاکی از چهار هیجان (ترس ،خشم ،اندوه و لذت) را تشخیص دهند. همین مساله حاکی از جهان شمول بودن این هیجان ها می باشد.(مهانیان خامنه،۱۳۸۲)

تعاریف هیجان متعدد و اغلب متناقض می باشد، این تضاد به علت آن است که نماد های متعددی از هیجان وجود دارد.هیجان شامل حداقل چهار جزء اصلی زیر می گردد:
۱-جزءبیانی یا حرکتی :که عبارت است از توانایی بیان هیجان از طریق حالت های صورت ،حرکات بدن و تن صدا و محتوای آن.
۲-جزء دوم :عبارت است از تشخیص و باز شناسی آگاهانه ما از هیجانها ،یا آنچه اغلب”احساس” می نامیم حالت های احساسی ،نتیجه آگاهی ما از علایمی است که از سیستم اعصاب مرکزی می آید.(مثلا ضربان قلب ،تغییرات عصبی –شیمیایی در بدن ما و…)
۳-جزء سوم هیجان عبارت است از تنظیم هیجان ،تمایل به انجام بعضی اعمال بخصوص وجود دارد که نتیجه مستقیم تجربه هیجانهاست .برای مثال ،خوشحالی بوسیله سطح فعالیت زیاد می گردد،بر عکس غمگینی منجر به سطح پایین فعالیت می گردد. در حالی که خشم بطور مستقیم با تمایل برخورد یا زدن به هدف/ با شخص همراه می باشد.ترس منجر به بی حرکتی یا به اصطلاح یخ زدن و سپس فرار از هدف /یا شخص می گردد.
۴-آخرین جزء هیجان عبارت است از توانایی تشخیص هیجانها در دیگران : یعنی توانایی تشخیص اینکه دیگری دچار چه حالت هیجانی می باشد ،از طریق پردازش حالت های چهره و بدن( که شامل حرکات سر و چشم نیز می گردد) وتن صدا و سرعت آن(اکبر زاده ،۱۳۸۳) .
تاریخچه مطالعات هوش هیجانی:
توصیف های داده شده از هوش هیجانی به همان قدمت رفتار انسانی است . از انجیل عهد قدیم و عهد جدید و فلاسفه یونانی گرفته تا شکسپیر ، توماس جفر سون و روان شناسان مدرن ،جنبه هیجانی منطق ،به عنوان عنصر بنیادین سرشت انسان مطرح شده است(گنجی،۱۳۸۴)
شاید دقیق تر بتوان گفت بحث مربوط به هوش هیجانی از ۲۰۰۰ سال قبل شروع شد. زمانی که افلاطون نوشت:”تمام یادگیری ها یک مبنای هیجانی دارند.(فریمن ،۲۰۰۳)
در سالهای ۱۹۰۰تا ۱۹۲۰ جنبش جدیدی به وجود آمد که می خواست برای اندازه گیری هوش شناختی (IQ)راهی پیدا کند.دانشمندان آن زمان ، IQ را که روش سریع برای جدا کرد ن افراد متوسط از افراد با هوش بود،مورد مطالعه قرار دادند. آنها خیلی زود متوجه محدودیت ها این روش شدند.بسیاری از مردم خیلی با هوش بودند ،اما توانایی آنها در اداره کردن رفتارشان و کنار آمدن با دیگران را محدود کرده بود. همچنین آنها متوجه شدند افرادی وجود دارند که هوش متوسط دارند،ولی در زندگی موفق هستند.(گنجی،۱۳۸۴)
ریشه های قدیمی تر اصطلاح هوش هیجانی را می توان در مفهوم هوش اجتماعی ثرندایک یافت که آن را به عنوان توانایی درک دیگران و رفتار عاقلانه در ارتباطات انسانی تعریف کرده است. اصطلاحی که او اختراع کرد،هوش اجتماعی نشانگر توانایی افرادی است که در خوب کنار آمدن با مردم مهارتهای کافی دارند،ثرندایک معتقد بود که هوش از یک مؤلفه تشکیل نشد. چرا که نمی توان با یک هوش تمام توانایی های انسان را سنجید و به همین دلیل سه نوع هوش را مطرح می سازد .۱-هوش اجتماعی ۲-هوش عینی ۳-هوش انتزاعی .از نقطه نظر وی فرد با هوش کسی است که در هنگام قرار گرفتن در یک جمع بتواند احساسات و عواطف دیگران را به خوبی درک کرده و با آنها روابط خوبی برقرار سازد.(فرید من و بلیس۳،۲۰۰۵ .۳۱۹-۳۰۱)
ریشه های جدید تر اصطلاح هوش هیجانی در کار گاردنر بخصوص در مفاهیم هوش میان فردی و درون فردی او قرار دارد. وی در ابتدا هفت نوع هوش را مطرح نمود که عبارتند از :کلامی ،موسیقی ،جنبشی و منطقی ،فضایی،بین فردی و میان فردی. تعریف وی از هوش میان فردی چنین است :توانایی درک و فهم دیگران و اینکه چه چیزی را بر می انگیزد،چگونه فعالیت می کنند و چگونه در انجام امور با دیگران همکاری می نمایند .وی هوش درون فردی را طراحی نمود و ساخت مدلی دقیق و حقیقی از خود و توانایی استفاده از آن را برای انجام فعالیت های مؤثر در زندگی معرفی می کند(فارنهایم و پتریدز ،۲۰۰۱ .۳۲۰-۳۱۳) .
در سال ۱۹۸۵ یک دانشجوی مقطع دکترا در رشته هنر در یکی از دانشگاههای آمریکا پایان نامه ای را به اتمام رساند که در آن از عنوان هوش هیجانی استفاده شده بود. به نظر می رسد که اولین کاربرد اصطلاح هوش هیجانی در محافل علمی و آکادمیک به این دانشجو باز می گردد. سپس در سال (۱۹۹۰ ) دو استاد دانشگاه در آمریکا به نامهای جان مایر و پیتر سالووی مقاله ای را در زمینه هوش هیجانی به چاپ رساندند .آن دو سعی داشتند تا توانمندی های افراد را در حیطه هیجانات و عواطف به شکل علمی اندازه گیری کنند و دریافتند که بعضی از افراد در تشخیص و شناسایی عواطف و حل مشکلات مربوط به هیجانات و عواطف توانمند هستند،اما کسی که بیش از همه نامش با عنوان هوش هیجانی گره خورده “دانیل گلمن است (به نقل از خالف اللهی ودوستدار،۱۳۸۲) .
در سال ۱۹۹۵، دانیل گلمن نوشتن کتابی بنام سواد عاطفی را آغاز و برای تکمیل اطلاعات خود از دانشگاههای متعددی بازدید کرد.در مطالعات خود با فعالیت های مایر و سالووی آشنا شد و عنوان کتاب خود را به تبعیت از آن دو به هوش هیجانی تغییر داد.جان مایر در یک تقسیم بندی ،فعالیت های صورت گرفته در روان شناسی را در مسیر تاریخی مطالعه هوش هیجانی از سال ۱۹۰۰ تاکنون را به ۵دوره تقسیم می کند.
۱-از سال ۱۹۰۰ -۱۹۶۹ :دوره ای که در آن مطالعات روان شناختی مربوط به هوش وهیجان جدا و مستقل از یکدیگر صورت گرفت.
۲-از سال۱۹۷۰ -۱۹۸۹ :دوره ای که طی آن روانشناسان به بررسی چگونگی تاثیر هیجان و تفکر بر یکدیگر می پرداختند.
۳-از سال۱۹۹۰ -۱۹۹۳ : :دوره ای که طی آن هوش هیجانی به عنوان یک موضوع مورد مطالعه و تحقیق مطرح گردید.
۴-از سال۱۹۹۴- ۱۹۹۷ : :دوره ای که طی آن مفهوم هوش هیجانی ترویج و توسعه یافت.
۵-از سال۱۹۹۸ تاکنون: دوران اخیر که دوران انجام مطالعات شفاف سازی در مورد مفهوم هوش هیجانی است (مایر وهمکاران،۲۰۰۰ .به نقل از صبوری،۱۳۸۶)

تعریف هوش هیجانی :
هوش هیجانی نیز گسترده وسیع تری از هوش اجتماعی را در بر می گیرد که شامل منطق بروز هیجانات در اشخاص و ارتباطات اجتماعی آنان با یکدیگر است . از آنجا که هیجانها ؛ امری درونی بوده ، برای تکامل شخصی ضروری هستند ،آنها قادرند همگام با مصالح اجتماعی رشد یابند و یا در تناقض با آن باشند . بنابراین هوش اجتماعی زمینه ساز هوش هیجانی است. هوش هیجانی هم مانند هوش تعریف خاصی ندارد و در تعریف آن از ابعاد و کارکردهای آن ، استفاده می شو د .هوش هیجانی باید به هر حال ترکیب دو حالت از سه حالت ذهن یعنی شناخت و عاطفه یا هوش و هیجان باشد.دو روان شناس معروف (پیتر سالووی و جان مایر ،۱۹۹۷) هوش هیجانی را اینگونه تعریف کرده اند :هوش هیجانی توانایی درک هیجانات و عواطف به منظور دست یابی و ایجاد هیجاناتی است تا ضمن کمک به تفکر بهتر، بتواند به شناخت هیجانات و عواطف بپردازد.ضمنا هماهنگی لازم میان عواطف و احساسات برای ارتقاءعاطفی و هوشی را فراهم آورد.هوش هیجانی شامل چهار محدوده است که عبارتند از :
۱-تشخیص هیجانات :توانایی شناخت چگونگی احساسات خودمان و آنهایی که در اطرافمان هستند.
۲-استفاده از هیجانات :توانایی ایجاد یک هیجان وسپس دلایلی که منجر به شکل گیری این هیجان شده است .
۳-درک و فهم هیجانات :توانایی درک و شناخت هیجانات پیچیده و سلسله های هیجانی و اینکه چگونه هیجانات و عواطف از یک حالت به حالت دیگر در می آیند.
۴-مدیریت کردن هیجانات :توانایی مدیریت هیجانات خود ودیگران را فراهم می سازد.مهم است بدانیم هوش هیجانی هیچگاه متضاد هوش عمومی نیست یا برتری عقل بر عاطفه محسوب نمی شود بلکه مکمل یکدیگرند.هوش هیجانی ترکیب عاطفه با شناخت،هیجان با هوش است. (آقایار و شریفی درامدی،۱۳۸۵٫ ۳۷-۳۶)
دانیل گلمن (۱۹۹۵) نیز در کتاب خود یک سری اطلاعات جالب در مورد مغز ، احساسات و رفتار جمع اوری کرده و هوش هیجانی را چنین توصیف می کند : نوعی دیگر از هوش که مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است و به توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و کنترل تکانش ها اطلاق می گردد . هوش هیجانی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف ، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کند . داشتن مهارت اجتماعی یعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هیجان های خویشتن در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنها ……( به نقل از آقا جانی پور، ۱۳۸۶)
در برخورد گلمن با تعریف ارائه شده توسط مایر و سالووی ، طبق دیدگاه گلمن هوش هیجانی پنج حوزه ای شد : « شناختن هیجانات خود ، اداره کردن هیجانات ، برانگیختن خود ، تشخیص هیجانات در دیگران و کنترل روابط »
بار – آن نیز هوش عاطفی را به این صورت تعریف می نماید : هوش عاطفی ، توانایی های یک شخص را در سر و کار داشتن با چالش های محیطی منعکس می کند و موفقیت های یک فرد در زندگی را پیش بینی می کند که در بر گیرنده پی گیری های حرفه ای و شخصی او است .نگاهی به تعاریف متعدد هوش هیجانی دو خط نظری کلی را در این زمینه نشان می دهد : یکی دیدگاه اولیه از هوش هیجانی است که آن را به عنوان نوعی از هوش تعریف می کند که هیجان و عاطفه را نیز در بر می گیرد که نظریه مایر و سالووی بیانگر این دیدگاه است . دوم دیدگاه مختلط که هوش هیجانی را با سایر تواناییها و ویژگی های شخصیتی نظیر انگیزش ترکیب می کند که از نظر تعریف مطرح در این دیدگاه می توان به تعاریف گلمن و بار-آن از هوش هیجانی اشاره کرد . با توجه به تعاریف ارائه شده توسط صاحبنظران ، هوش هیجانی را می توان بکارگیری قابلیت عاطفی هیجانی و عاطفی خود و دیگران در رفتار فردی و گروهی ، برای کسب حداکثر نتایج با حداکثر رضایت می توان تعریف کرد. (کیاروچی و همکاران ،ترجمه نجفی زند ، ۱۳۸۵ )

مبانی نظری هوش هیجانی : نظریه های هوش هیجانی به دو دسته عمده ۱ – نظریه های توانایی و ۲ – نظریه های ترکیبی تقسیم می شوند .
۱- مدل توانایی (پردازش اطلاعات ) : این نظریه هوش هیجانی را توانایی شناسایی یا ورود اطلاعات و پردازش آنها از طریق دستکاری فوری نمادها تعریف کرده اند . مایر و سالووی (۲۰۰۰) تعریف باریک بینانه ای از هوش هیجانی را بیان نموده اند و آن را توانایی دریافت اطلاعات هیجانی از محرک های دیداری و شنیداری تعریف کرده اند. ( برندک ، ۱۳۸۳)
۱-۱ مدل مایر و سالووی : این تعبیر که هیجانها نوعی اطلاعات هستند ، کمک کرد تا در سال ۱۹۹۰ مفهومی کاملاً پر و بال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود . پیتر سالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که این اصطلاح را بکار برند . مدل هوش هیجانی مایر و سالووی یک رویکرد مبتنی بر هوش و توانایی مدار است. از دیدگاه آنها هوش هیجانی اشاره به یک دسته توانایی هایی دارد که در پردازش اطلاعات هیجانی بکار می رود . نظریه توانایی مایر و سالووی هوش هیجانی را به چهار زمینه تقسیم می کند :
زمینه اول : توانایی ادراک و ابراز هیجانی ، مشتمل بر ارزیابی هیجانات در خود و دیگران را در بر می گیرد .
زمینه دوم : توانایی بهره گیری از هیجانات در آسان سازی تفکر ، از جمله ربط دادن دقیق هیجانات به سایر احساسات و استفاده از هیجانات برای ارتقاء اندیشه را شامل می شود .
زمینه سوم : فهم هیجانات ، تجزیه و تحلیل هیجانات به اجزاء ، فهم احتمالی گذر از یک احساس به احساس دیگر و فهم احساسات پیچیده در موقعیت های اجتماعی را در بر می گیرد . سر انجام زمینه چهارم ، اداره هیجانات توانایی مدیریت احساسات در خود و دیگران را شامل می شود ( کیاروچی و همکاران ، ترجمه نجفی زند ، ۱۳۸۵ )
۲ ) مدلهای ترکیبی : دیدگاه ترکیبی ، هوش هیجانی را با شاخص های بین موقعیتی رفتار ، نظیر همدلی و جرات و خوش بینی مرتبط می داند . این نظریه ها هوش هیجانی را با سایر مهارتها و ویژگیهای مانند سرحالی ، انگیزش و توان برقراری ارتباط با دیگران می آمیزند و بر ایجاد انگیزه در خود ، مهار خود و مدیریت روابط اجتماعی تاکید دارند. مایر و همکاران نظریه هایی مانند نظریه گلمن و بار –آن را در دو دسته نظریه های ترکیبی هوش هیجانی جای می دهند (برندک ، ۱۳۸۳)

۲-۱ مدل بار – آن : هوش هیجانی توسط بار-آن به این صورت مطرح شده است : « مجموعه ای از مهارتها و استعدادها و توانایی های شناختی که ظرفیت خود را در مقابله با فشار ها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد ». وی هوش غیر شناختی را عامل مهمی در تعیین توانمندی های افراد برای کسب موفقیت در زندگی می داند و آن را با سلامت عاطفی در ارتباط مستقیم می داند .بار-آن مفهوم EQ را بیشتر در حوزه ویژگی های شخصیتی ، گسترش داده و آن را به پنج مولفه کلی ، تقسیم می نماید که عبارتند از :
۱ – مولفه درون فردی شامل عوامل : خودآگاهی هیجانی ، جرات ورزی ، حرمت نفس ، خود شکوفایی ، استقلال عمل .
۲ – مولفه های بین فردی : در بر گیرنده عوامل همدلی ، مسئولیت پذیری اجتماعی ، روابط بین فردی
۳– توان سازگاری : شامل واقعیت آزمایی ، انعطاف پذیری و حل مسا له می باشد.
۴– مدیریت استرس : تحمل تنش و کنترل تکانه را در بر می گیرد .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

۵ – خلق و خوی عمومی که عوامل خوش بینی و نشاط را شامل می شود .
از نظر بار-آن توصیف گسترده این مولفه ها به صورت زیر می باشد :
۱ ) مولفه درون فردی : توانایی تشخیص را در اگاهی از هیجان ها و کنترل آن نشان می دهند و عوامل آن عبارتند از :
خود آگاهی هیجانی : میزان آگاهی فرد از احساسات خویش و درک و فهم این احساسات می باشد .
جرات ورزی : توانایی ابراز احساسات ، باورها و دفاع از مهارت های سازنده بر سر حقوق خویش
حرمت نفس : توان آگاه بودن از ادراک خود و پذیرش و احترام به خود
خود شکوفایی : توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد و از آن لذت برد .
استقلال : توانایی هدایت افکار و اعمال خود و رها بودن از تمایلات هیجانی
۲) مولفه بین فردی : توانایی تشخیص برای سازگاری با دیگران و مهارت های اجتماعی را بررسی می کند و عوامل آن عبارتند از :
همدلی : توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش نهادن به آنها.
مسئولیت پذیری اجتماعی : توانایی معرفی خود به عنوان کسی که دارای حس مشترک موثر و سازنده در گروه است .
روابط بین فردی : توانایی ایجاد و حفظ روابط مطلوب متقابل به وسیله نزدیکی عاطفی ، صمیمیت و محبت کردن .
۳) مولفه توان سازگاری : انعطاف پذیری و توان حل مسئله و واقع گرایی شخص را مورد بررسی قرار داده و عوامل آن عبارتند از :
واقع گرایی : توانایی سنجش هماهنگی بین آنچه به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد .
حل مسئله : توانایی تشخیص مشکلات و خلق و کاربرد راه حل های موثر و بالقوه.
انعطاف پذیری : توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیتهای گوناگون
۴)مؤلفه مدیریت استرس :توانایی تحمل و کنترل تنش ها را ارزیابی می کند.
تحمل تنش :توان مقاومت در برابر رویدادهای فشار آور بدون جا زدن و رویارویی مثبت با موقعیت های تنش زا می باشد.
کنترل تکانه :توانایی مقاومت در برابر تنش ها و کنترل هیجانات خود را بررسی می کند.
۵ ) مولفه های خلق و خوی عمومی : نشاط و خوش بینی فرد را بررسی می کند .
نشاط : توانایی احساس خوشبختی از زندگی خود ، احساس رضایت از خود و دیگران ، داشتن احساسات مثبت ، صریح و سر زنده بودن .
خوش بینی : توانایی نگاه زیرکانه به زندگی و تقویت نگرش های مثبت حتی در صورت وجود احساسات منفی و ناخوشایند .
مدل بار-آن بیشتر فرایند مدار است تا نتیجه مدار . به عبارت دیگر به استعداد و توانایی فرد بیش از فراورد

دیدگاهتان را بنویسید