پایان نامه ها

پایان نامه رایگان با موضوع تفاوت های جنسیتی، خودآگاهی، رگرسیون، روابط اجتماعی

به جای همدیگر به کار می روند. طبق نظریه لویس، وقتی که شرم وگناه در بافت تخطی از اخلاق فراخوانده می شوند، گرایش دارند با هم ترکیب شده، و تحت عنوان گناه معرفی گردند(کمپل،۲۰۰۴) .
شرم ممکن است تحت عنوان خیال اندیشی گناه عمل کند، به طوری که احساسات قوی شرم ممکن است از طریق گناه جذب شود. گلدبرگ بیان می کند که شرم و متغیر های مرتبط با آن، به شدت در جامعه فعلی مورد غفلت واقع شده اند. او مفهوم گناه آسیب شناختی را مطرح می کند که در اکثر موارد شبیه شرم آسیب شناختی است.

تفاوت شرم و گناه
لوی اسچیف(۱۹۸۵) خاطر نشان کرده که شرم، یک هیجان اجتماعی اولیه است و بازشناسی آن می تواند گره ها ی ارتباط با دیگران را تقویت کند. لیند، تفاوت شرم و گناه را متمایز کرده و بر این باور است که گناه معمولا واضح و شامل اعمال ویژه ای است که ممکن است وی انجام داده یا نداده باشد. شرم با ارزشیابی از خود همراه است . لیند، همچنین بیان کرده است که گناه، احساسی را شامل می شود که خود دردناک و غیر قابل تغییر است. در مقابل، شرم شامل فقدان قدرت و آشفتگی خود است. احساس گناه یک هیجان غیر مرضی است که بر اهمیت فردیت تاکید می کند، در حالی که شرم یک رویه اجتماعی است که روی رابطه متقابل هیجانی با دیگران تاکید می کند اسچیف،۲۰۰۳).
اگرچه شرم و گناه ممکن است به صورت مشابه هم در نظر گرفته شوند، تفاوت هایی اساسی نیز بین این دو هیجان، وجود دارد. در جدول شماره (۱)گناه به عنوان هیجان اخلاقی مثبت و سازگارانه در نظر گرفته می شود ، که اغلب ارزیابی منفی خود از رفتار ویژه است. زمانی که یک اصل درونی شده، نقض می شود، این احساسات باعث می شود که شخص، غمگین، ناراحت و پشیمان شده، چه بسا ممکن است عمل جبرانی را برانگیخته کند(عذرخواهی)؛ بنابراین شخص خود را در مقابل چیزی یا انجام عملی مسئوول می داند(تانجری،۲۰۰۵).
جدول(۲-۲) مقایسه شرم وگناه

شرم
گناه
نکته تمرکز ارزشیابی
خود کلی
رفتار ویژه
سطح آشفتگی
اغلب بیشتر از گناه است
اغلب کمتر از شرم است
تجارب پدیدار شناختی
گوشه گیری، احساس بی معنی کردن، نا امیدی،احساس بی لیاقتی
اضطراب، پشیمانی ، ندامت، تاسف و سوگواری
کارکرد خود
خود، به خود های مشاهده شده و قابل مشاهده تقسیم می شود
خود غیر قابل نفوذ
تاثیر خود
خود تعدی شده از طریق ارزشیابی منفی
خود از طریق ارزشیابی منفی مورد تعدی قرار نگرفته است
بیم(هراس) در ارتباط با دیگران
بیم (هراس) در ارتباط با ارزیابی خود ازسوی دیگران
بیم (هراس) در ارتباط با برخورد با دیگران
راهبردهای غیر واقعی
بی اعتبار کردن برخی از شیوه های مربوط به خود
بی اعتبار کردن برخی از رویه های مربوط به رفتار
جنبه های انگیزشی
نیاز به مخفی شدن، فرار کردن و تلافی
نیاز به ادای احترام، جبران آسیب
در مقابل، شرم اغلب شامل تجربه دردناک شدیدی است که در مقایسه با گناه، بسیار خود متمرکز ۱می باشد. افرادی که تجربه شرم دارند معمولا احساس بی ارزشی، بی معنی بودن و خواری دارند. بنابراین، نشانه های ارزشیابی شدید و منفی، از خود نشان می دهند (تانجری،۲۰۰۵) .
موقعیت هایی که تداعی کننده شرم و گناه هستند.
لویس (۲۰۰۰) این دیدگاه را مطرح کرده که که شرم و گناه از طریق موقعیت ویژه به وجود نمی آید، بلکه به چگونگی تفسیر یک رویداد بستگی دارد. این بدان معنی است که شرم، در نتیجه رویارویی کلی و سرزنش ناشی از شکست یا بی احتیاطی صورت می گیرد. در مقابل، گناه به صورت شخصی یا محرمانه ادراک می شود و اغلب در نتیجه ادراک فردی از وجدان شخص است. با وجود این، مطالعات درباره زمینه های فراهم کردن حمایت های پژوهشی از این اختلاف محرمانه و عامیانه موفق نبوده اند. این مطالعات نشان دادند که موقعیت های مرتبط با شرم ممکن است در بعضی مواقع با گناه هم در ارتباط باشند. این فرض که یک رویداد حتما باید محرمانه یا کلی باشد ،تا شرم یا گناه رخ دهد، واقعیت ندارد(لویس،۲۰۰۰) بلکه شکست اسناد داده شده ، می تواند به خودی خود محرمانه یا عامیانه بوده، به عمل اجتماعی یا اخلاقی بستگی داشته باشد.
لاتواک۱ و همکاران (۲۰۰۱) ، در مطالعات خود برای شرم وگناه تفاوت های معناداری بدست آورده اند. آنها شرم وگناه و روابط آنها را با انتظارات مثبت و تظاهرات پرخاشگرانه بررسی کرده اند. لوتواک (۲۰۰۱) دریافته است که درباره دختران نسبت به پسران، شرم بیشتری گزارش شده است. علاوه بر این در ارتباط با دختران نسبت به پسران، به طور قابل توجهی گناه با بسامد بالایی گزارش کرده اند. مدل رگرسیون چند گانه تایید کرده که خشم درونی تنها پیش بینی کننده معنادار دختران دارای زمینه شرم بوده است. هیچ پیش بینی کننده ای برای پسران دارای زمینه گناه پیش بینی نشد. برای مثال، رگرسیون مدل چندگانه این است که کنترل خشم، پیش بینی کننده مثبت قوی دارای زمینه گناه بوده ، در حالی که، خشم بیرونی و انتظار برای موفقیت، پیش بینی کننده های منفی دارای زمینه گناه هستند. این یافته ها از نظریه بالینی و مطالعات، ضمن نشان دادن اینکه گناه هیجان سالم تری دارد، از باور به مسئولیت فردی و فهم دیگران حمایت کرده اند
اندازه گیری هیجانات خود- آگاهی
هیجانات خود -آگاهی می تواند در قالب صفت یا حالت، اندازه گیری شود. وقتی هیجانات خودآگاهی، در قالب صفت مورد بررسی قرار می گیرند، ممکن
است بحث شود که آنها از طریق مداخلات شخصیتی استاندارد، قابل اندازه گیری هستند. مزیت استفاده از ابزارهای دقیق، این است که دو مفهوم را مجزا در نظر گرفته، شرم و هیجان را در قالب دو مفهوم متفاوت درباره با رفتار و انگیزش به حساب می آورد(استرومستن،۲۰۰۹).
مقیاس های صفتی هیجان های خودآگاهی، می تواند در قالب چک لیست های صفت های کلی یا سناریوهای مرتبط با موقعیت تهیه شود. سناریوهای مبتنی بر موقعیت ، چندین مزیت دارد (تانجری،۲۰۰۳) . در این سناریو ها از افراد خواسته می شود تا خود را در مجموعه ای از سناریو های روز مره تجسم کنند تا احتمال واکنش آنها به آن موقعیت را بر اساس بعضی از شیوه های مرتبط با آن درجه بندی کنند(در قالب شناختی، هیجانی و رفتاری). این وضعیت به آزمودنی این فرصت را می دهد که به هر سناریو با مقادیر متفاوتی از هیجانات در داخل یا خارج آن سناریو، پاسخ دهد. اندازه گیری مبتنی بر سناریوها، از نظر مفهومی با عقاید رایج مرتبط با شرم و احساس گناه هماهنگ هستند و در مقایسه با سایر مقیاس ها کمتر پاسخ دفاعی را در پاسخ دهندگان ایجاد می کنند. علاوه بر این، این رویکرد در پی آن نیست آزمودنی ها به طور انتزاعی بین شرم و گناه تمایز قائل بشوند. محدودیت این نوع اندازه گیری ها، برآوردهای پایین همسانی درونی است که از واریانس موقعیت نشات می گیرد (هاریز و مون، ۲۰۰۷) .
همبسته ها و تفاوت های جنسیتی شرم و گناه
محققان فرض کرده اند که همبستگی شرم و گناه معنادار است. همبستگی مثبت بین شرم و گناه، در برخی از مطالعات افراد دارای سنین ۶۸-۴۳ به دست آمده است. لویس ادعا کرده است که زنان اغلب دارای زمینه شرم و مردان بیشتردر معرض گناه هستند؛ اما تانجنی در مطالعات خود نشان داد که این ادعا درست نیست، و نتایج تحقیقات نشان داد که مردان و زنان هر دو دارای زمینه شرم و گناه هستند، ولی زنان بیشتر تجارب شرم و گناه را می پذیرند. مطالعات دیگر نیز، یافته های تانجنی را تایید کرده اند. میکایل لونرد نشان داد که وقتی دختران و پسران میزان مشابهی از غرور را نشان می دهند، دختران در مقایسه با پسران، شرم بیشتری نشان می دهند(فیدوا۱ وهمکاران، ۲۰۰۵).
تصور لاتواک۲ و فراری۳(۱۹۹۶) براین است که شرم و گناه ممکن است برای مردان و زنان ، فرآیند های متفاوتی برای داشته باشند.گراس و هانسن گفته اند ممکن است تفاوت های معناداری در نمرات شرم به وجود آید، زیرا زنان در مقایسه با مردان، بیشتر روی روابط سرمایه گذاری می کنند. فرگوسن و گراولی روی مفهوم روابط اجتماعی تاکید کرده اند که می تواند برای تفاوت ها در شرم و گناه، تبیین دیگری باشد.
در پژوهش های دیگر، فرگوسن۱ و کراولی۲(۱۹۹۷) دریافتند که زنان با شدت بیشتری، از خود شرم نشان می دهند. البته این در مواردی پیش می آید که زنان، احساساتی را درک می کنند که با هویت آنها همخوانی ندارد. در مقابل، اظهار شرم زیاد از سوی مردان، زمانی رخ می دهد که آنها موقعیت ها را برای هویت مردانگی خود ، تهدید کننده بیابند
بابی (۱۹۹۸) برای تفاوت های جنسی، دلایلی درباره شدت گناه مطرح کرده است. زنان در مقایسه با مردان، خودشان را بیشتر، سرزنش می کنند و یا خودشان را درباره احساسات گناه مربوط به رفتار پرخاشگری و سهل انگارانه، تنبیه می کنند. تکنیک های انضباط والدینی با توجه به جنسیت، متفاوت است و دختران اغلب در جهت احساس گناه سوق داده می شوند. والدین در ارتباط با بد رفتاری دختران اغلب تحمل کمتری دارند و بیشتر تمایل دارند از تکنیک های انضباطی استفاده کنند ،که در این صورت، دختران به سمت گناه سوق داده می شوند. با توجه به تفاوت های فرهنگی، تفاوت های جنسی در مواجهه با شرم و گناه ، تصویر پیچیده ای را فراهم کرده است. سلفور تفاوت های جنسیتی مربوط به شرم و احساس گناه را در بین نوجوانان اهل پرو و فنلاند بررسی کرده، که نتایج حاکی از آن است که دختران فنلاندی بیشتر از پسران فنلاندی به شرم و گناه گرایش دارند. در بین نوجوانان اهل پرو در ارتباط با گناه هیچ تفاوتی مشاهده نشده است؛ اما پسران نسبت به دختران ، گرایش بیشتری به شرم دارند. نتایج در بین نوجوانان اهل پرو متضاد است، به خصوص با در نظر گرفتن اینکه پسران در مقایسه با دختران ، شرم بیشتری از خود نشان داده اند. این نتایج بر این دیدگاه تاکید می کند که تفاوت های جنسیتی، در جوامع فرد گرا بیشتر است(استرومستن،۲۰۰۹)
همدلی
طبق نظریه گیلبرت و پروکتر (۲۰۰۱) همدلی عبارت است از این که:” ما می توانیم بفهمیم که مردم چه احساسی دارند ، چگونه فکر می کنند و مسائل را از دید آنها ببینیم” . وقتی احساس همدلی برای کسانی داریم ، می توانیم احساس غمگینی یا آشفتگی نسبت به آنها داشته باشیم . تحقیقات نشان داده است که احساس گناه با دیدگاه گیری و همدلی ارتباط دارد. لیث و بامیستر دریافته اند که گناه با دیدگاه گیری ارتباط دارد؛ اما در عوض شرم اثرات مثبتی روی روابط ندارد ، وحتی به رابطه آسیب هم می رساند. لیث و بامیستر رابطه بین شرم و گناه یا همدلی را به شکل زیر توصیف کرده اند: ” گناه و شرم در نحوه ارتباط شان با همدلی تفاوت دارند. به نظر می رسد که شرم با ابعاد عاطفی همدلی و آشفتگی فردی ارتباط دارد. افرادی که احساس شرم دارند، ممکن است با آشفتگی خود مشغول شوند و در نهایت این آشفتگی سبب شود که روابط یا تعاملاتشان را نتوانند توسعه ببخشند؛ همچنین نتوانند دیدگاه دیگری را درک کنند (یا اینکه دیدگاه دیگری را از دیدگاه خود متمایز کنند). گناه با توانایی و
رضایت درتوجه به دیدگاه دیگری، در ارتباط است(عباسی۱ ، ۲۰۰۸)
منابع اقتدار اخلاقی
خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی شدن اخلاقی نوجوان، قلمداد شده و یکی از عناصر مهم تاثیر گذار در رشد اخلاقی نوجوانان، باقی مانده است (لولیس، روس و لوروکس، ۱۹۹۶ ، زیرن، ۱۹۹۶) . علاوه بر این، خانواده و فرایندهای مرتبط با آن، از طریق ایجاد جو عاطفی و حمایت کننده، سهم ویژه ای در رشد اخلاقی اعضا فراهم می کنند که درآن، افراد با آرامش خاطر عقاید خود را در مورد موضوعات اخلاقی به چالش می کشند (پاور۲، ۱۹۸۸). همچنین، خانواده منبع مهم دسترسی به دنیای بیرون از طریق اجازه دادن به قضاوت اخلاقی فرد برای تعامل با موضوعات اخلاقی محیط های دیگر، همچون مدرسه و کار است (پاویر،۱۹۹۸).
تحقیقات قضاوت اخلاقی مبتنی بر نظریه کلبرگ، روی سطح کمال (فرهیختگی) شناختی یا شکلی از استدلال

دیدگاهتان را بنویسید