No category

پایان نامه ارشد درباره مهارتهای اجتماعی، سطح معنادار، رفتارهای پرخطر، اوقات فراغت

اجتماعی و ارتباطی متوسطی برخوردار بودند. به علاوه، درصد بالایی از پاسخگویان دارای رفتارهای پرخطر در سطح کم بودهاند و فقط ۳ درصد دارای رفتارهای پرخطر در سطح زیاد بودهاند.
بر اساس دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۱۵/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۵/۰sig=)، بین سن و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی همبستگی مثبت و ضعیفی وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه سن بالاتر میرود، میزان مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افزایش مییابد(جدول ۱-۳-۵-).
بر اساس دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۰۹۵/۰=r) و سطح معناداری(۰۲۲/۰sig=)، بین تحصیلات و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در سطح ۹۵ درصد همبستگی مثبت و ضعیفی وجود دارد. با افزایش تحصیلات، میزان مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افراد افزایش مییابد(جدول ۱-۳-۵-).
بر اساس دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۰۳۵/۰-=r) و سطح معناداری(۴۱۴/۰sig=)، بین درآمد و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی همبستگی وجود ندارد(جدول ۱-۳-۵-).
یافتهها نشان میدهد میانگین نمره مهارتهای اجتماعی و ارتباطی مردان برابر با ۶۸/۱۴۱ و زنان برابر با ۹۵/۱۴۱ میباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۱۹۶/۰-) و ضریب معناداری (۸۴۵/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار نیست. البته دادهها نشان میدهند که میزان مهارتهای اجتماعی و ارتباطی مردان اندکی کمتر از زنان است(جدول ۲-۳-۵-).
یافتهها نشان میدهد میانگین نمره مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افراد مجرد برابر با ۸۰/۱۴۰ و افراد متأهل برابر با ۳۰/۱۴۶ میباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۱۴۶/۳-) و ضریب معناداری (۰۰۲/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است. دادهها نشان میدهند که میزان مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افراد متأهل بیشتر از مجردین است(جدول ۳-۳-۵-).
دادههای جدول ۴-۳-۵- نشان میدهد میانگین نمره مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افراد دارای قومیت فارس برابر با ۰۶/۱۴۲ و غیرفارس برابر با ۸۳/۱۴۰ میباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۷۷۳/۰) و ضریب معناداری (۴۴۰/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار نیست. دادهها نشان میدهند که میزان مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افراد دارای قومیت فارس بیشتر از افراد غیرفارس میباشد.
یافتهها نشان میدهند که میانگین مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افرادی که دارای مسکن شخصی می-باشند، نسبت به افراد دارای مسکن اجارهای و سازمانی بالاتر است(جدول ۵-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۴۱۸/۳) و سطح معناداری (۰۱۷/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است.
دادههای جدول ۶-۳-۵- نشان میدهند که میانگین مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افراد متعلق به طبقه بالا از طبقه متوسط و پایین بالاتر است. با توجه به مقدار F به دست آمده(۲۴۲/۶) و سطح معناداری (۰۰۲/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است.
یافتهها نشان میدهند که میانگین مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افرادی که با همسر خود و افرادی که با پدر و مادر خود زندگی میکنند، نسبت به سایرین بالاتر است(جدول ۷-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۱۷۲/۲) و سطح معناداری (۰۵۶/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۵ درصد معنادار نمیباشد.
یافتهها نشان میدهند که میانگین مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افرادی که اوقات فراغت خود را با خانواده میگذرانند، نسبت به سایرین بالاتر است(جدول ۸-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۳۱۷/۱۱) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۹ درصد معنادار میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۱۹/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین دلبستگی به خانواده و دوستان و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است(جدول ۹-۳-۵-)، بدین معنی که هرچه دلبستگی به خانواده و دوستان افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش مییابد.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۴۱۹/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین تعهد به هنجارها و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است(جدول ۹-۳-۵-)، بدین معنی که هرچه تعهد به هنجارها افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افزایش مییابد.
با توجه به دادههای به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۴۴۱/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین مشارکت و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه مشارکت افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افزایش مییابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۸۷/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین باور به اصول اخلاقی و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است(جدول ۹-۳-۵-)، بدین معنی که هرچه باور به اصول اخلاقی افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش مییابد.
با توجه به دادههای به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۴۴۶/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین خودپنداره و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه خودپنداره افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افزایش مییابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۵۵/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین خود-کنترلی و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه خودکنترلی افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش مییابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۵۸/۰-r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین همنشینی با دوستان بزهکار و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه همنشینی با دوستان بزهکار افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی کاهش مییابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به دادههای به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۳۵۸/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین نظارت والدین بر فرزندان و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه نظارت والدین بر فرزندان افزایش یابد، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش مییابد(جدول ۹-۳-۵).
همبستگی بین مهارتهای اجتماعی و ارتباطی با مؤلفههای هفت گانهی رفتارهای پرخطر در جدول ۱۰-۳-۵- نشان داده شده است. همانطور که دادهها نشان میدهند، ضریب پیرسون برای همهی مؤلفهها، منفی و معنادار است. برای رانندگی خطرناک در سطح ۹۵ درصد و برای سایر مؤلفهها در سطح ۹۹ درصد معنادار میباشد. مؤلفهی خودکشی با ضریب پیرسون(۳۷۹/۰-r=) دارای بیشترین همبستگی(البته منفی) و رانندگی خطرناک با ضریب پیرسون (۰۹۳/۰-r=) کمترین همبستگی را با متغیر مهارتهای اجتماعی و ارتباطی داشته است.
بر اساس دادههای جدول ۱۱-۳-۵- یعنی ضریب پیرسون (۰۴۹/۰-=r) و سطح معناداری(۲۳۲/۰sig=)، بین سن و رفتارهای پرخطر همبستگی وجود ندارد.
بر اساس دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۰۴۴/۰-=r) و سطح معناداری(۲۸۹/۰sig=)، بین تحصیلات و رفتارهای پرخطر همبستگی وجود ندارد(جدول ۱۱-۳-۵-).
بر اساس دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۲۵/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۳/۰)، بین درآمد و رفتارهای پرخطر در سطح ۹۹ درصد همبستگی مثبت و ضعیفی وجود دارد(جدول ۱۱-۳-۵-). به عبارت دیگر، هرچه درآمد افزایش یابد، رفتارهای پرخطر نیز بیشتر میشود. این یافته با نتایج پژوهشهای داخلی مانند باریکانی(۱۳۸۷) و بوستانی(۱۳۹۱) همسو و زاده محمدی و احمدآبادی(۱۳۸۷) ناهمسو میباشد.
یافتهها نشان میدهد میانگین نمره رفتارهای پرخطر مردان برابر با ۳۰/۲۲ و زنان برابر با ۱۶/۱۲ میباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۳۵/۹) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده در سطح بیش از ۹۹ درصد معنادار است. دادهها نشان میدهند که میزان رفتارهای پرخطر مردان بسیار بیشتر از زنان است(جدول ۱۲-۳-۵-). این یافته با نتایج پژوهشهای سلمانی و همکاران(۱۳۹۳)، حاجیان و همکاران(۱۳۹۰)، گرمارودی و همکاران(۱۳۸۸)، باریکانی(۱۳۸۷)، زاده محمدی و احمدآبادی(۱۳۸۷)، سرسدال و همکاران(۲۰۱۴)، خمیس(۲۰۱۴)، هماما و رونن-شنهاو(۲۰۱۳)، وانگ و همکاران(۲۰۰۹) همسو و با پژوهش لسلی و همکاران(۲۰۱۰) ناهمسو میباشد.
یافتهها نشان میدهد میانگین نمره رفتارهای پرخطر افراد مجرد برابر با ۹۹/۱۸ و افراد متأهل برابر با ۳۲/۱۴ میباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۱۱/۳) و سطح معناداری (۰۰۲/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده در سطح بیش از ۹۹ درصد معنادار است. دادهها نشان میدهند که میزان رفتارهای پرخطر افراد مجرد بیشتر از متأهلین است(جدول ۱۳-۳-۵-). تأهل میتواند نظم نوینی در زندگی ایجاد کند و به عنوان یک عامل بازدارنده برای رفتارهای پرخطر قلمداد شود. نتیجه به دست آمده با یافتههای پژوهش حاجیان و همکاران(۱۳۹۰) همسو می باشد.
یافتهها نشان میدهد میانگین نمره رفتارهای پرخطر افراد فارس برابر با ۰۳/۱۷ و غیرفارس برابر با ۱۷/۲۲ میباشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۴۷۵/۳-) و سطح معناداری (۰۰۱/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است. دادهها نشان میدهند که میزان رفتارهای پرخطر افراد غیرفارس بیشتر از افراد فارس میباشد(جدول ۱۴-۳-۵-).
دادههای جدول ۱۵-۳-۵- نشان میدهند افرادی که دارای مسکن سازمانی و اجارهای میباشند میانگین رفتارهای پرخطر آنها بالاتر است. اما با توجه به مقدار F به دست آمده(۸۳۹/۰) و سطح معناداری (۴۷۳/۰=Sig)، این تفاوت معنادار نمیباشد.
یافتهها نشان میدهند که میانگین رفتارهای پرخطر افراد متعلق به طبقه پایین از طبقه بالا و متوسط بیشتر است(جدول ۱۶-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۸۲۸/۳) و سطح معناداری (۰۲۲/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۵ درصد معنادار میباشد. نتیجه به دست آمده با یافتههای تحقیق زاده محمدی و احمدآبادی(۱۳۸۷) همسو میباشد.
یافتهها نشان میدهند که میانگین رفتارهای پرخطر افرادی که با مادر خود و افرادی که به صورت مستقل زندگی میکنند، نسبت به سایرین بالاتر است. همچنین میانگین رفتارهای پرخطر کسانی که با همسر خود زندگی میکنند(افراد متأهل) نسبت به سایرین کمتر است(جدول ۱۷-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۰۱۵/۳) و سطح معناداری (۰۱۱/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۵ درصد معنادار میباشد. نتیجه به دست آمده با یافتههای پژوهش آلبوکردی و همکاران(۱۳۹۰)، هماما و رونن-شنهاو(۲۰۱۳) همسو میباشد.
یافتهها نشان میدهند که میانگین رفتارهای پرخطر افرادی که اوقات فراغت خود را با دوستانشان میگذرانند، نسبت به سایرین بالاتر است. همچنین میانگین رفتارهای پرخطر کسانی که اوقات فراغت را با خانواده میگذرانند، نسبت به سایرین کمتر است(جدول ۱۸-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست

دیدگاهتان را بنویسید