No category

پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارت، عوامل خطر، رفتارهای پرخطر، دانش آموزان

این نکته اشاره کرد دیگر رویکردهای پیشگیری نیز باید مورد توجه قرار گرفته و بکارگیری آنها می تواند میزان رفتارهای پرخطر و بزهکارانه را کاهش دهد.
راهبردهای پیشگیری
پس از گذشت ۵۰ سال از طرح اولین برنامه های پیشگری، برنامه ها و راهبردهای متنوعی برای پیشگیری از وقوع رفتارهای بزهکارانه و پرخطر شکل کرفته اند. این برنامه ها در ۵ گروه کلی به شرح زیر قرار می گیرند:
در گروه اول، رویکرد انتشار اطلاعات۴۹۵ است. در این روش، اطلاعات مناسبی در مورد رفتارهای پرخطر برای نمونه مواد مخدر، آثار و پیامدهای زیانبار و مخرب مصرف آنها ارائه میشود. همچنین بازخورد منفی و باورهای ضدمصرف مواد با استفاده از ابزارهایی مانند نمایش فیلم، ارائهی بحث گروهی، برگزاری سخنرانی و یا با بهره گیری از سایر رسانه ها مانند اینترنت و ارسال پیامک ایجاد می شود.
رویکرد دوم که یک رویکرد پرورش عاطفی۴۹۶ است، بر نیازهای روانشناختی افراد تأکید دارد.
در رویکرد سوم به افراد روش های جایگزین۴۹۷ رفتار پرخطر ارائه می شود. به طور مثال، روش های جایگزین مصرف مواد ارائه می شود تا احساس بی حوصلگی و خمودی نکنند.
رویکرد چهارم تحت عنوان نفوذ اجتماعی۴۹۸ بر سه مؤلفهی ایمن سازی روانی۴۹۹، اصلاح انتظارات هنجاری۵۰۰ و آموزش مهارت های مقابله ای۵۰۱ تأکید دارد. این رویکرد به طور عمده بر نظریهی شناختی – اجتماعی بندورا متمرکز است.
رویکرد پنجم به نام رویکرد یکپارچه نفوذ اجتماعی – افزایش صلاحیت، بر طیف وسیعی از عوامل به وجود آورندهی رفتارهای پرخطر مانند خشونت، مصرف الکل و سوء مصرف مواد مبتنی است. بارزترین ویژگی این رویکرد نسبت به رویکرد نفوذ اجتماعی، آموزش مهارت های خود-کنترلی و اجتماعی است. ریشهی نظری این رویکرد، نظریه های شناختی- اجتماعی بندورا و نظریهی رفتار مشکل آفرین۵۰۲ جسور می باشد. در این رویکرد، بر افزایش توان تصمیمگیری، تغییر رفتار شخصی، کاهش اضطراب، افزایش مهارت های جرأت ورزی اجتماعی۵۰۳، ارتباط و کاربرد مهارت های عمومی برای مقابله با فشارهای اجتماعی تأکید می شود. این رویکرد متضمن بحث گروهی یا کلاسی، آموزش مهارت های شناختی – رفتاری توأم با آموزش مهارت های اجتماعی است(جلالی و همکاران، ۱۳۹۰: ۲۵۷؛ بوتوین و همکاران۵۰۴، ۲۰۰۱).
پژوهش های مختلف نشان می دهند که روش های پیشگیری مبتنی بر نشر اطلاعات صرفاً در تغییر بازخورد و تعداد محدودی از متغیرهای همبسته با رفتارهای پرخطر مانند سوء مصرف مواد مخدر مؤثر هستند. همچنین روش های مبتنی بر فن آوری های نوین مانند اینترنت در مقایسه با روش های سنتی، از تأثیر بیشتری برخوردار هستند. به طور کلی، روش هایی که به صورت جامع بر ویژگی های روانی، شخصیتی، اجتماعی و خانوادگی افراد متمرکز می شوند، نه تنها در مقایسه با روش های نشر اطلاعات در تغییر بازخورد تأثیر بیشتری دارند، بلکه تعداد بیشتری از متغیرهای همبسته با رفتارهای پرخطر را بهبود می بخشند(بوتوین و همکاران، ۲۰۰۱؛ روهرباخ و همکاران۵۰۵، ۲۰۱۰).
راهبردهای مداخلهای
یک راهبرد مداخله ای۵۰۶ مناسب باید مبتنی بر درک رابطهی بین عوامل خطر، مداخله و کاهش رفتار پرخطر باشد. در غیر این صورت، نمی توان مشخص نمود که چه دلایلی باعث موفقیت یا شکست یک مداخلهی خاص شده است. با این وجود، چندین راهبرد مداخله ای مؤثر در رابطه با رفتارهای جوانان وجود دارد. برنامه های پیشگیری و درمانی زمانی می توانند مؤثر باشند که هم نوجوانان و جوانان را در کل جمعیت و هم نوجوانان و جوانان پرخطر دارای عوامل متعدد خطرآفرین را دربر بگیرند(دی ماتئو و مارک زیک، ۲۰۰۵: ۳۲).
مطابق با مدل سلامت عمومی۵۰۷، پیشگیری و درمان رفتارهای بزهکارانه و پرخطر جوانان می تواند در سه سطح انجام شود: سطح اول یا مقدماتی، سطح دوم یا ثانویه و سطح سوم یا ثالث(فلانری و ویلیامز، ۱۹۹۹). مداخلهی مقدماتی تلاش می کند تا از وقوع رفتار بزهکارانه و پرخطر جلوگیری نماید. مداخلهی ثانویه به دنبال این است تا از شیوع و گسترش رفتار بزهکارانهی موجود جلوگیری نماید. مداخلهی سطح سوم تلاش می کند تا مانع وقوع مجدد رفتار بزهکارانه و پرخطر گردد. این سطوح سه گانهی مداخله، سازوکار ساختار یافته ای برای شناسایی انواع تلاش های مداخله ای فراهم می آورد تا بتواند در مراحل گوناگون رشد و توسعهی رفتار بزهکارانه و پرخطر جوانان به کار گرفته شود(دی ماتئو و مارک زیک، ۲۰۰۵: ۳۲). در ادامه، هریک از این سطوح سه گانه مورد بررسی قرار می گیرند.
راهبردهای مداخله ای سطح اول یا مقدماتی
راهبردهای پیشگیرانهی اولیه، بر جلوگیری از وقوع رفتار بزهکارانه و پرخطر متمرکز است. هدف این راهبردهای مداخله ای، شناسایی نوجوانان و جوانانی است که ممکن است در معرض خطر برای ارتکاب رفتارهای بزهکارانه قرار داشته باشند و سپس، قبل از اینکه رفتار بزهکارانه انجام شود، نیازهای شان شناسایی گردد. بنابراین، اثرگذاری راهبردهای مداخله ای اولیه اغلب در شناسایی عوامل خطر ایستا و پویای موجود در هر یک از حوزههای روانی – اجتماعی و سپس خنثی کردن اثرات مضر آن عوامل خطر یا توسعه و گسترش عوامل محافظت کننده قرار دارد. در مقابل راهبردهای مداخله ای ثانویه، که گروه هدفشان افراد پرخطر میباشد، هدف راهبردهای مداخله ای اولیه، جمعیت های پرخطر می باشد(دی ماتئو و مارک زیک، ۲۰۰۵: ۳۲). در واقع، راهبردهای مداخله ای اولیه، روش های پیشگیرانه را برای تمام افراد جامعه به کار می برد.
راهبردهای مداخله ای اولیه می تواند به عنوان تلاش های پیشگیرانه توصیف شود، زیرا این راهبردهای مداخله ای قبل از وقوع رفتار بزهکارانه به کار برده می شود. از آنجایی که تمرکز این راهبردها بر پیشگیری از وقوع رفتار بزهکارانهی جوانان می باشد تا درمان رفتارهای بزهکارانه، راهبردهای مداخله ای اولیه نوعاً در سطوح گوناگونی مانند خانواده، مدرسه و اجتماع اتفاق می افتد. این تلاش های مداخله ای گسترده و با سطوح سیستمی تا اندازه ای مؤثر می باشند، زیرا آن ها می توانند به آسانی به تعداد زیادی از افراد در معرض خطر دسترسی داشته باشند(همان: ۳۳). کاربرد این راهبردها در سطوح خانواده، مدرسه و اجتماع در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.
رویکردهای خانواده-محور
اقدامات مداخله ای خانواده-محور، بخش اصلی بسیاری از برنامه های پیشگیری از رفتارهای بزهکارانه و پرخطر جوانان را دربر می گیرد. با توجه به تأثیر بالقوه منفی عوامل خطر مرتبط با سطح خانواده، به نظر می رسد توجه به خانواده ها شیوهی مؤثری برای جلوگیری از ارتکاب رفتارهای پرخطر و بزهکارانه در بین جوانان پرخطر باشد(کامپفر و آلوارادو، ۲۰۰۳). تلاش های مداخله ای خانواده-محور به طور کلی می تواند در دو بخش تمرکز بر والدین و حمایت از خانواده طبقه بندی شود. اقدامات مداخله ای متمرکز بر والدین ممکن است شامل کمک به والدین برای شناسایی نشانه های هشدار دهنده ای از رفتارهای بزهکارانه ی جوانان ، و یا آموزش والدین برای مدیریت مؤثر مشکلات رفتاری باشد که ممکن است اتفاق بیفتد. این استراتژی ها به جای اینکه به صورت مجزا به کار گرفته شوند، اغلب در تعامل و همکاری با دیگر استراتژی های مداخله ای مانند استراتژی های مداخله ای مدرسه-محور یا اجتماع-محور به کار گرفته می شود. این مداخله ها که داوطلبانه و بدون هزینه ارائه می شوند، اغلب برای همه ی والدین در مدرسه یا اجتماع قابل دسترسی هستند. یک نمونه از مداخلهی متمرکز بر والدین، آموزش مهارت های مدیریت بچه ها به والدین بچه هایی است که دارای مشکلات رفتاری در مدرسه هستند(دی ماتئو و مارک زیک، ۲۰۰۵: ۳۳).
اقدامات مداخله ای مبتنی بر حمایت از خانواده به دنبال این است تا خدمات حمایت اجتماعی مورد نیاز برای خانواده ها، به ویژه خانواده های فقیر و محروم را فراهم نماید. این خدمات اجتماعی ممکن است شامل مراقبت از بچه ها، رسیدگی و کمک پزشکی، مشاوره و کمک و مساعدت از طرف دیگر آژانس های خدمات اجتماعی باشد. این مداخله های خدمات اجتماعی دارای مزایای وسیع و فراگیری است که می تواند منجر به کاهش عوامل خطر در حوزه های روانی – اجتماعی مختلف گردد(مولوی و همکاران۵۰۸، ۱۹۹۳).
رویکردهای مدرسه-محور
مدرسه محیط دیگری است که در آن، راهبردهای پیشگیرانهی اولیه غالباً به کار گرفته میشود. راهبردهای مداخله ای مدرسه-محور ممکن است به طور خاص مؤثر باشد، زیرا عوامل خطر بسیاری وجود دارد که به مدرسه یا تحصیل مرتبط است، مانند موفقیت علمی ضعیف، عملکرد تحصیلی ضعیف، تعهد کم به مدرسه، اخراج از مدرسه، تعداد زیاد دانش آموزان، غیبت های مکرر، تغییر مداوم مدرسه و همسالان بزهکار در مدرسه. برخی از تلاش های پیشگیرانهی مدرسه-محور شامل برنامه های پیش دبستانی، آموزش مهارت های اجتماعی(برای نمونه درمان شناختی-رفتاری)، و مداخله های اجتماعی گسترده می باشند که برای تغییر محیط مدرسه طراحی شده اند(گرینبرگ و همکاران۵۰۹، ۲۰۰۳؛ هاوکینز و همکاران، ۲۰۰۰؛ لوبر و فارینگتون، ۱۹۹۸؛ مولوی و همکاران، ۱۹۹۳).
برنامه های پیش دبستانی تلاش می کنند تا از رشد مشکلات تحصیلی در بین بچه های دارای زمینه های اقتصادی محروم و فقیر جلوگیری نمایند. یک ترکیب یکپارچه ای از این برنامه ها، تدارک پیوسته ای از آرایه ی مختلف خدمات اجتماعی را در بر می گیرد که میتواند موانع موجود بر سر راه یادگیری را کاهش دهد(مولوی و همکاران، ۱۹۹۳).
آموزش مهارت های اجتماعی که اغلب در محیط مدرسه برای گروه های کوچکی از بچه ها فراهم می شود، به جوانان در معرض خطر کمک می کند تا فنون و تکنیک هایی برای خلق(یا حفظ) روابط اجتماعی مثبت با اعضای خانواده، همسالان و معلمان به وجود آورند. آموزش مهارت های اجتماعی می تواند موجب پیشرفت و بهبود رفتار گردد(دی ماتئو و مارک زیک، ۲۰۰۵).
یک رویکرد جایگزین مدرسه-محور که غالباً مداخلهی فرآیند اجتماعی نامیده می شود، در جستجوی این است تا مهارت های حل مسأله را بهبود بخشد و مشارکت و مشغولیت فردی بیشتری در بین دانش آموزان به وسیلهی تعدیل برخی از واسطه های اجتماعی/محیطی که میتواند در محیط مدرسه یافت شود، به وجود آورد. این رویکردها به طور کلی شامل تغییر نحوه عمل و رویه های مدرسه است و نمونه های آن الف) تغییر شیوههای تدریس تا پیوندها را در بین دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری ارتقا دهد، ب) تسهیل انتقال از مدرسهی ابتدایی به دبیرستان مقدماتی(سطح اول)، ج) بهبود و اصلاح ادراک از امنیت مدرسه، و د) فراهم کردن فرصت برای مشارکت و مشغولیت اجتماعی بیشتر در بین دانش آموزان(مولوی و همکاران، ۱۹۹۳).
رویکردهای اجتماع-محور
مقولهی نهایی تلاش های پیشگیرانهی اولیه، رویکردهای اجتماع محور

دیدگاهتان را بنویسید