منبع پایان نامه درمورد انسجام خانواده

دانلود پایان نامه

شامل، نظارت والدینی کم، نظم غیر مؤثر، و الگوی ارتباطی خانوادگی نامناسب عاملهای مهمی در شروع و ادامه مصرف مواد در میان نوجوانان است (مک گلیکودی و همکاران، ۲۰۰۱). تحقیقات گستردهای (مثل: ناکامورا، ۲۰۰۵، و هیل و همکاران، ۲۰۰۵) از ارتباط ولی-فرزندی نامناسب و رفتار انحرافی و پرخطر نوجوان حمایت میکنند و از رابطه ولی-فرزندی باکیفیت به عنوان یک عامل محافظتکننده در برابر بسیاری از رفتارهای مشکل ساز یاد میکنند (تیلسون و همکاران، ۲۰۰۴). در مجموع میتوان گفت که روایط گرم عاطفی و صمیمیت بین اعضاء خانواده خصوصاً با فرزندان امکان جذب آنها را به خانواده بیشتر میکند و کمتر به محیط خارج از خانواده مثل گروه همسالان پناه برده که امکان نابهنجار بودن گروه وجود دارد.

سبک فرزندپروری عامل مهمی است که میتواند نوجوانان را به طرف رفتارهای مخاطهآمیز سوق دهد یا بازدارد. والدینی که فرزندان خود را خیلی آزاد میگذارند، و راهنمای دقیقی ارائه نمیدهند و محدودیتهای واضحی را وضع نمینمایند سبب ایجاد زمینه برای ایجاد خطر هستند. از سویی دیگر والدینی که بسیار کنترل کننده باشند و حس مسئولیت را در فرزندان خود شکل نمیدهند، نوجوانانی خواهند داشت که در معرض خطر ابتلا به سوءمصرف مواد قرار میگیرند. هنگامی که نوجوانان میفهمند والدین آنان میدانند فرزندانشان چه کار میکنند و وقتی در مدرسه یا منزل نیست به کجا رفته است، رفتارهای مخاطرهآمیز کاهش مییابد.(دیکتمنتو همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از رضایی نژاد، نعمت الهی، ۱۳۸۹)
چاسین، همکاران (۲۰۰۴) نیز در یک برنامه پژوهشی جامع دریافتند که مهارتهای فرزندپروری یا رفتار والدین با مصرف مواد در نوجوانان ارتباط دارد. مشخصاً، والدین سوءمصرفکننده الکل کمتر احتمال داردکه فعالیتهای فرزندان خود را زیر نظر بگیرند. نظارت نکردن والدین به معاشرت نوجوانان با همسالان مصرف داروی مخدر آنان منجر میشود. علاوه براین، چاسین و همکاران دریافتند که استرس و عاطفه منفی (که در خانواده های دارای والد الکلی فراگیرتر است) با مصرف الکل در نوجوانان ارتباط دارد. آنها گزارش دادند که “الکلیسم والدین با افزایش رویدادهای منفی غیر قابل کنترل زندگی ارتباط داشت که این به نوبهی خود با عاطفه منفی و معاشرت با همسالان مصرفکننده دارو مخدر، و مصرف مواد ارتباط داشت”. ویلانت، گیل و میلوسکی (۱۹۸۲ به نقل از باچر و همکاران، ۲۰۰۷، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۰) در یک تحقیق طولی کلاسیک در مورد عوامل سبب شناسی احتمالی در مورد الکل، رابطی از خانوادگی را شرح دادند که با پرورش الکلیسم در افراد مورد بررسی آنها ارتباط معناداری داشتند. این عوامل عبارتند از: وجود پدر الکلی، نقل و مکانهای زیاد در سالهای اولیه خانواده، فقدان دلبستگی پدر و فقدان انسجام خانواده.
دوران کودکی و چرخه رشد
درنظریه تحولی چرخه رشدمراحلی راکه انسان ازتولدتامرگ ازآنها میگذرد را نشان میدهد.براساس این نظریه،رشدانسان ازمراحل متوالی معین وتغییرناپذیری میگذرد برمبنای اصل اپی ژنتیک که یکی ازاصول اساسی این نظریه است،فرد در هرمرحله از دوره ی زندگی با رویدادها وبحران هایی روبه رو است. این بحران هاشامل بحران های روانی وجسمانی هستند اگر به نحو موثربا بحران های موجود درهرمرحله مقابله نکند، درتمام مراحل بعدی بازتاب شکست به صورت ناسازگاری فیزیکی، شناختی- اجتماعی ویا هیجانی نمایان خواهدشد.(کاپلان و سادوک،۱۳۸۲).تجربه حوادث پر استرس در طول زندگی اولیه مطمئنأ در بروز اختلالات روان شناختی و عاطفی موثر است.رشد کودک شواهدی را نشان داده که تجربه آسیب و غفلت در دوران کودکی می تواند به صورت عمیق و فراگیر در رفتارهای عاطفی و خطر افسردگی و اختلالات اضطرابی و گرایش به اعتیاد موثر باشد. به راستی حوادث آسیبزای دوران کودکی نه فقط خطر افزایش اختلالات را در دوران بزرگسالی افزایش میدهد،بلکه شروع بیماری ها و آسیب های جسمی را نیز تسریع میکند.( هارمر و ساندرسون،۱۹۹۹). مادرانی که وابستگی جسمی یا روانی به الکل یا مواد را دارند، خطر ناتوانی یا کوتاهی در حوزه های مختلف مادری کردن را دارا هستند وقتی که بچه در دوران نوزادی میباشند، اعتیاد والدین سبب محدوییت در موفقیت در این روابط میگردد.در نظریه دلبستگی اینگونه عنوان شده که وقتی که مراقبت کننده به طور صحیح نیازهای عاطفی نوزاد را درک کند و به طریق ثابت پاسخ دهد، رشد عاطفی صحیح در کودک شکل میگیرد، که اعتیاد مادر مانع از ایفای این نقش به شکل درست است.(ساچمن،۲۰۰۴)
اریکسون به نقل از موس واسکافر در سال ۱۹۹۳ هشت مرحله از زندگی راتوصیف میکند که هرکدام از این مراحل شامل ایجاد یک چالش با بحران ومقابله دربرابر آن است.لازم است فرد یک مرحله رابا موفقیت بپیماید تا بتواند به مرحلهی بعدی راه یابد وآن را با موفقیت سپری کند.منابع شخصی مانند عزت نفس و انسجام من، در دورهی نوجوانی شکل میگیرند ودر طول سالیان اولیهی بزرگسالی باخودپندارهی فرد ترکیب میشوند و در نهایت در دوران بزرگسالی و پیری تعیین کننده ی فرایند مقابله فرددر حل بحران های بعدی زندگی خواهند بود.نظریه ی چرخه ی تکاملی، عناصری مانند شرایط بیولوژیک، توانایی های روانشناختی، روش انطباقی، مکانیزم های دفاعی، رفتارهای اجتماعی و روابط بین فردی را در گذر زمان مورد توجه قرار میدهد. براساس این نظریه میتوان چنین استنباط کرد که تفاوت فرایند تحولی رشد،در ایجاد هریک از ویژگی های فوق درافراد مختلف باعث می شود انسان ها به گونه های متفاوت به مقابله با بحران های زندگی ازقبیل مرگ والدین یاخواهر وبرادر، مهاجرت،وقایعی مانند سیل،طوفان، تجاوز،آدم ربایی، آسیب یا بیماریهای جسمی و سایر مشکلات بپردازند.(کاپلان وسادوک،۱۳۸۲)
اعتیاد و ساختار خانواده در دوران نوجوانی:
روابط خانوادگی اهمیت بسیاری در طول دوران نوجوانی دارد.در واقع طبق نظریه (ارتباطی- سیستمی) که نقش خانواده در فرایند تکاملی شناسایی شده است . والدین و نوجوانان، در چالشهای رشدی قرار میگیرند. بنابراین هر دو یعنی والدین و نوجوانان، به انجام وظایفی در طول این دوران ملزم هستند.مهم ترین هدف در این دوران،رشد دادن نسل جدید در طول روابط بین نسل هاست.فرایند رشد ( احساس خود) در نوجوانان فقط به زمینه های مختلف که در ارتباط و متعلق به او هستند ارتباط ندارد، بلکه به روابط متقابل والدین و فرزندان نیز مربوط است.(اسکابینی ۲۰۰۶ به نقل از کاتاپان ۲۰۰۸) نتایج بعضی از تحقیات مثل تحقیق ( ولک و همکارن به نقل از کاتاپان ۲۰۰۸) نشان دهنده این است که احساسات منسجم اعضای خانواده میتواند خطر اعتیاد به مواد را در نوجوانان کاهش دهد اما در گزارشات دیگر، درگیری بیش ازحد والدین در زندگی نوجوانان در خطر افزایش مصرف مواد موثر است.( اندرسون به نقل از کاتاپان ۲۰۰۸ )

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برمبنای نظریه گفته شده در بالا این فرضیه وجود دارد که ادراک والدین از سیستم خانواده وسازگار پذیری کم بطور مثبت با رفتارهای اعتیادی در نوجوانان رابطه دارد. و فرضیه دیگر این است که ادراک نوجوانان از انعطاف خانواده و انسجام و پیوستگی احساسات در خانواده با مصرف مواد در نوجوانان رابطه منفی دارد. تحقیق (کاتاپان،۲۰۰۸) نشان داد که پایین بودن انسجام و پیوستگی احساسات در خانواده و همچنین ضعیف بودن سطح سازگاری انان میتواند با خطر بروز رفتارهای اعتیادی رابطه داشته باشد . تحقیقات بالینی به رابطه بین کیفیت ارتباطات خانوادگی در محافظت از نوجوانان از خطر رفتارهای اعتیادی، اذعان دارد.
داده های این تحقیق نشان میدهد که انسجام احساسات در خانواده و سازگارپذیری انان میتواند بعنوان پیشبینی کننده رفتارهای اعتیادی باشد . ادراک پایین پدر از انعطاف در خانواده و میزان توانایی او در تغییر دادن قوانین و رفتارها می تواند بعنوان یک عامل خطر برای سلامت روحی و جسمی نوجوان باشد.
عواملی همچون پسر(مرد) بودن ، متعلق به خانواده ای که قوانین ناکارامد دارد، بودن و پایین بودن انسجام عواطف در خانواده یا پایین بودن روابط عاطفی در خانواده با رفتارهای اعتیادی رابطه دارد . نوجوانانی که از خانواده خود این برداشت را دارند که میزان بالایی از انسجام را در روابط خود دارند ، دنیا رابصورت امنتری توصیف میکند و احساس خود را بعنوان یک عضو از سیستم خانوادگیشان رشد میدهند.
در تحلیلی که بوسیله (جدرزی ۲۰۰۵)انجام شد نشان داد که فرد معتاد نیاز جلب توجه در این خانوادها دارد، زیرا فقدان هیجانی درخانواده فرد معتاد،که در نتیجه روابط مخدوش والدین است، به وجود آمده است. والدین در این خانواده ها بر این گمان هستند که هیجانات و احساسات بارز و گسترده ممکن است خطرناک باشد.و می ترسند روابط نزدیک استقلال و فردیت آن ها را از بین ببرد. و کودک پی میبرد که در چنین موقعیتی تنها راه جلب توجه، مشکل آفرینی یا خلق کردن مکانیزم ترمیمی در این دسته از رفتارهاست. از طرفی کودکان مشاهده میکنند که، والدین در اغلب موارد برای مقابله با عواطف آزاردهنده خود از مواردی همچون سیگار، الکل و دارو استفاده می کنند، زیرا فقط تحت تاثیر این عوامل قادر خواهند بود که ساختارهای هیجانی خود را به سوی نرمالتری هدایت کنند.کودک به سرعت با این شیوه ها، سازگار می شود و آنها را درونی می کند.و در حالی که شروع به رشد میکند در بین هم سن و سال های خود برای کنار آمدن با هیجاناتش، به دنبال همان راه حلهایی میگردد،که در خانواده به طور معمول وجود داشت. کمک گرفتن از مواد مخدر میتواند یکی از عوامل و راهکارهای مقابله ای با عواطف باشد.
و در تحلیل دوم همین محقق چنین بیان کرد که اعتیاد به مواد در افرادی به وجود میآید که توانایی انجام وظایف و به عبارتی مسئولیت پذیری ندارند. زیرا وابستگی شدیدشان و احتیاجی که به مراقبت شدن از سوی دیگران دارند مانع از این توانایی میشود. که این موضوع باعث به وجود آمدن نظامی از ارتباطات وابسته به یکدیگر میشود. تضاد و درگیری بین والدین میتواند باعث مخدوش شدن ثبات در این خانواده گردد؛ بنابراین رفتارهای اعتیادی میتواند توجه دیگران را دوباره بر فرد متمرکز کند. سپس والدین بر مشکل مصرف مواد در فرزند خود متمرکز میشوند و مشکلاتشان را با یکدیگر برای مدتی فراموش میکنند. وقتی که تعارض زوجین کم میشود مصرف مواد به صورتی که کمتر تعارض بر انگیز باشد،شروع میشودسپس وقتی که اختلاف بین زوجین دوباره شدت گرفت، این فرایند تکرار میشود. در این تئوری تاکید بیشتر بر ساختار وابستگی در نظام خانواده است.در واقع اعتیاد فرزند در این ساختار به عنوان یک عامل ایفای نقش در ثابت در نگهداشتن روابط در خانواده و به عنوان یک عامل مثبت در نگهداشتن اعضای خانواده با یکدیگر است(روگالا به نقل از جدرزی ۲۰۰۵) در تحقیق(جدرزی ۲۰۰۵)سه عامل نماینگر شد ۱-استحکام روابط خانوادگی و هیجانات، عامل تعیین کننده ای در مصرف مواد روانگردان در جوانان بود.۲-مصرف الکل شدید در خانواده که عموما این فرد پدر خانواده بود خطر مصرف مواد را افزایش داد.۳-نوجوانان مصرف کننده اغلب از شهرهای بزرگ و خانواده های آسیب دیده بودند.
بنابرگفته اریکسون (۱۹۶۳)مهم ترین تکلیف در نوجوان شکل دادن هویت است. آنها در عین اینکه در مورد دست آوردهای تحصیلی خود نگراناند، و در شرف مسئله جدیدی نیزهستند که این مسئله با افزایش رقابت برای ورود به دانشگاه و تقاضا برای ورود به مشاغل،بیشتر می شود.( رادوان به نقل از کندر ۲۰۰۱)تحلیل های اکتشافی نشان می دهدکه عوامل استرس زای زندگی اکثراً به خانواده، مدرسه و اجتماع و تجاوزات مربوط میشود بیشتر نگرانی افراد به نقش آنها در ارتباط با مدرسه به عنوان دانش آموز شناخته شد. مدرسه و نقش دانشآموزی به عنوان حادترین مشکل که به آسانی قابل حل نیست در تحقیق(کندر ۲۰۰۱) بزرگترین دغدغه دانش آموزان نگرانی در ارتباط با جایگاه خود در جهان اجتماعی و مدرسه و تاثیر آن بر روابط خانوادگی میباشند. و دانش آموزان از واکنش های مقابله ای منفی مثل انکار، تخریب، و کنارهگیری از مشکلات است تا اینکه منابع استرس را کاهش دهند یا آن را حذف کنند. راهکارهای مقابله ای منحرفانه که در برگیرنده مصرف مواد است را از خود بروز می دهند.
نوجوانی دورهی از بی ثباتی در روابط دلبستگی است. در روان شناسی تحولی، رابطه بین مادر و نوزاد را دلبستگی نامیدهاند. دلبستگی از نوزادی شروع میشود و در تمام طول عمر ثابت میماند (بالبی، ۱۹۶۹). پس از تحقیقات بالبی (۱۹۶۹)، آین سوث، بیل، استایتون (۱۹۷۱) در تحقیق خود به بررسی سه سبک دلبستگی امن، دوسوگرا، اجتناب پرداخته است. دلبستگی امن به پدر و مادر، و همسالان در نوجوانی و بزرگسالی تأثیر مثبتی بر زندگی آینده افراد دارد تا آنجا که باعث افزایش رضایت از زندگی، حمایت اجتماعی همسالان و سلامت روان را افزایش میدهد. سبکهای دلبستگی مشکلساز (دوسوگرا، و اجتنابی) اساساً افزایش آسیبپذیری از مشکلات آینده و اختلال در روابط دلبستگی ناشی از دوران کودکی پیشبینی مشکلات آینده در دوران نوجوانی است.
نظریهها
اغلب به خاطر عدم وجود نظریه جامع و کامل در مورد اعتیاد، درک و فهم اعتیاد کار بسیار پیچدهای است (سارا فینو،۱۹۹۰، به نقل از پلوم،۲۰۰۹). به همین خاطر ناچاراً برای فهم آن باید از نظریهها و مدلهای مختلفی که هر کدام از دیدگاه متفاوتی به اعتیاد پرداختهاند، بهره گرفت.
در اوایل جامعه را مسئول اعتیاد افراد را میدانستند، بیشتر باورهای شایع مبنی براین بود که اعتیاد، شکستن استانداردهای اخلاقی یا در نتیجه مشکلات اجتماعی مثل نابرابری است (کیلر، ۱۹۷۶: فیش بن، پیس، ۱۹۹۶ به نقل از پور، ۲۰۰۹). بعداً مسئولیت اعتیاد از جامعه برداشته شد وبه افراد نسبت داده شد و تجارب، یادگیریها و انتخابهای افراد را دخیل دانستند و در ادامه تمرکز از فرد برداشته و تقصیر به گردن ژنتیک و واکنش های غیرارادی بدن انسان افتاد (فیش بن، ۱۹۹۶ به نقل از پور، ۲۰۰۹). تحقیقات همچنان نه تنها در زمینه روانشناسی و زیست شناسی بلکه در زمینه جامعه شناسی ادامه یافته و نظریههای زیادی ارائه شده است. امروزه، مسئولیت اعتیاد مانند نقطهای در زنجیره شرایط اجتماعی، ویژگیهای فردی و آسیبپذیری افراد از اثرات مواد مخدر قرار دارد.
مقاله های اخیر تئوریهای مختلفی را ترکیب و ارائه کردهاند که در بهترین حالت می تواند ترکیبی روانی-زیستی-اجتماعی باشند.
برطبق وست(۲۰۰۱) نظریههای اعتیاد را میتوان به پنج عنوان تقسیم کرد: اولین عنوان شامل تئوریهای گسترده ای درباره مفهوم اعتیاد است که شامل فرایندهای بیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و ترکیبی از آنهاست. وست برای این طبقهبندی از ۴۳ مقاله منتشر شده تا سال ۱۹۸۰ استفاده میکند. دومین عنوان شامل نظریههایی است که بررسی کرده اثرات مربوط به محرکهای خاص را که ممکن است تحریککننده اعتیاد باشند. این طبقه بیشتر مربوط به روانشناسی تجربی و نوروبیولوژیکی میباشد. سومین عنوان شامل نظریههای است که بر روی ویژگیهای فردی شخص که او را در معرض خطر اعتیاد قرار میدهند، تمرکز کردهاند. چهارمین عنوان شامل نظریههای است که بر شرایطی از محیط و جامعه متمرکز است که باعث افزایش خطر اعتیاد برای افراد جامعه میشوند. عنوان پنجم شامل نظریههای درگیر در درمان و عود است. .
نظریه های روان شناختی
۱-دیدگاه روانکاوی:
ازنظر فروید (۱۹۰۵) اعتیاد نوعی تثبیت دهانی بوده که ناشی از تجربهی یک حادثه در مرحله دهانی (تا ۱۸ ماهگی) است (راموس، ۲۰۰۴). هنگامی که تثبیت دهانی رخ میدهد اختلالات روانی مرتبط با ناحیه دهانی انتظار میرود برای مثال سیگار کشیدن، وابستگی الکل، و یا پرخوری می تواند به دلیل تثبیت دهانی باشد.
این شیوهی فرد برای سازگاری، خود مخرب است. اعتیاد تجلی پرخاشگری است. روانشناسان ایگو در سال ۱۹۷۰ ظهور کردند. آنها استدلال کردند که اعتیاد ناشی از نقص در عملکرد خود است که این نقص خود ناشی از عدم حل شدن

دیدگاهتان را بنویسید