از آنها ارائه شده است . بدین منظور مفاهیم اصلی و بنیادی مربوط به این پژوهش معیّن گشته و سپس با بهره‌گیری از آثار و نوشته‌های اندیشمندان و نویسندگان مختلف و با استناد به گفته‌های آنها ، به توصیف و تشریح این مفاهیم در چارچوبی علمی پرداخته شده است .
باتوجه به اینکه تحوّلات شعری از دوره مشروطیّت تأثیر فراوان بر اشعار معاصر نهاده، بخشی از این فصل به اختصار به دوره مشروطه و عوامل زمینه‌ساز آن پرداخته، و سپس پیدایش شعر نو و ویژگی‌های آن مورد مطالعه قرارگرفته است.
۲-۲- تعاریف
۲-۲-۱- ادبیّات چیست؟
کوشش‌های بسیاری برای تعریف ادبیّات صورت گرفته است. در هر تعریف زاویه‌ای از این هنر به معرض نمایش گذاشته می‌شود . می‌توان گفت ادبیّات گونه‌ای هنر است که کلمات، مصالح و مواد آن هستند و شاعر و نویسنده با بهره‌گیری از عواطف و تخیّلات خویش ، آن‌هارا به کار می‌گیرد و اثری ادبی و هنری پدید می‌آورد.
«ادبیّات عبارت است از آن‌گونه سخنانی که از حدّ سخنان عادی، برتر و والاتر بوده است و مردم، آن سخنان را در میان خود، ضبط و نقل کرده‌اند و از خواندن و شنیدن آن‌ها دگرگون گشته و احساس غم، شادی یا لذّت کرده‌اند.»(زرّین کوب، ۱۳۷۴، ص.۲۵). برخی دیگر از نویسندگان معتقد هستند که ادبیّات نیز مثل هر دانش جدّی دیگری ، صاحب دستگاه فکری، فلسفه و تئوری، و ساختار یا ساختارهایی است، که بدون درک آنها قادر به درک ادبیّات نخواهیم بود.(رضا براهنی،۱۳۷۳،ص.۲۵ )
در جواهر الادب در تعریف علم ادب چنین آمده است : « علم ادب علمی است صناعی که به کمک آن
اسلوب‌های مختلف کلام بلیغ در هر یک از حالات خود شناخته می‌شود.» (انوشه ،۱۳۷۵،ص،۲۰). در کتاب نظریه‌‌ی ادبیّات ، یکی از راههای تعریف «ادبیّات»را اطلاق این واژه بر تمام آثار چاپی می‎داند و راه دیگر را ، منحصر کردن این واژه بر کتاب‌های بزرگ عنوان می‎کند.( ولک،۱۳۷۳،ص.۳۰)
۲-۲-۲- شعر چیست ؟
از دیرباز تا کنون تعاریف مختلفی برای شعر عنوان شده است. شعر سخنی است برخاسته از اندیشه ، عاطفه، احساسات که شاعر به وسیله‌ی پردازش کلمات آهنگین ،دست به خلق آن می‌زند.
«شعر حادثه ایست که در زبان روی می‌دهد. درحقیقت گوینده‌ی شعر، با شعر خود، عملی در زبان روی می‌دهد که خواننده میان زبان شعری او، و زبان روزمره و عادی تمایزی احساس می‌کند.»(کدکنی،۱۳۵۸،ص .۱۱) «شعر زاییده‌ی بروز حالتی ذهنی است برای انسان در محیطی از طبیعت؛ به این معنی که به شاعر حالتی دست می‎دهد که در نتیجه آن او با اشیاء محیط خود و با انسانها نوعی رابطه ذهنی پیدا می‌کند و این رابطه بنوبه خود رابطه روحی است. »(براهنی ،۱۳۸۰،ص.۵)
گاهی ادبیّات را یک هنر معرفی می‌کنند و ارتباط آن را با هنرهایی نظیر موسیقی و نقاشی مسلّم‎ می‌دانند و شعر را هنر ترکیبی عنوان می‌کنند .(زرین کوب،۱۳۷۹،ص. ۴۹). و گاه تأکیدشان بر این امر است که شاعر یکباره از «زبان به عنوان ابزار » دوری جسته و برای بار اوّل و آخر راه و رسم شاعرانه را اختیار کرده است. یعنی راه و رسمی که کلمات را چون شیء تلّقی می‌کند نه چون نشانه. (سارتر،۱۳۵۴،ص.۱۷)
۲-۲-۳- درون‌مایه چیست؟
در هر شعری مفهومی غالب وجود دارد که حکایت از اندیشه ها و افکار شاعر دارد . این مضمون غالب همان درون مایه شعر است که زوایای فکری شاعر ونویسنده را برای خواننده روشن می‌نماید. در کتاب فرهنگ ادبیّات فارسی درون‌مایه یا مضمون یا تم، فکر اصلی و زیر بنایی و جوهر اثر معرفی می‌شود که وضعیّت‎ها و موقعیّت‌های فردی را به هم پیوند می دهد. ( شریفی،۱۳۸۷،ص.۶۳۲)
«اصطلاح درون‌مایه ،در اصل، به معنای موضوعی بود که یک خطیب قصد می‌کرد درباره اش خطابه‌ای ایراد کند.»( مکاریک،۱۳۸۳،ص.۱۲۰).«درون‌مایه، فکر و محتوای اصلی و مسلّط در هر اثر است.درون‌مایه، نشانگر جهت گیری فکری و روحی آفریننده‎ی اثر است. درون‌مایه با موضوع تفاوت دارد : درون‌مایه ، چکیده‌ی موضوع یا تفسیری از آن است. » (روزبه ،۱۳۸۱،ص.۳۲)

۲-۲-۴- بن‌مایه :
«موتیف/ فکر، موضوع یا درون‌مایه‌ای که در آثار ادبی، مجموع آثار شاعر یا نویسنده یا در یک اثر خاص تکرار می‌شود. به عبارت دیگر بن مایه عنصر ساده‌ی تکرار شونده‌ای است که مبنای روایتی گسترده باشد.» (انوشه،۱۳۷۵ ،ص.۲۴۰)
۲-۲-۵- مضمون :
آنچه که در تعریف مضمون بیان می‌شود منظور و مقصود هنرمند در یک اثر هنریست. (انوری،۱۳۸۱،ج۷، ص.۷۰۹۵) .
۲-۳- نگاهی به ادبیّات دوره‌ی مشروطیّت:
نهضت مشروطه یکی از حوادث بزرگ تاریخ معاصر ایران است که تأثیر عمیق و پایدار در تحوّلات فکری و سیاسی جامعه ما گذاشته است. دوران مشروطیّت ، نقطه عطفی در تاریخ و ادب ایران بود . تغییراتی که در این زمان ، در اوضاع کشور پدید آمد مستقیماً بر ادبیّات فارسی تأثیر نهاد .
۲-۳-۱- عصر بیداری
«فرمان مشروطیّت که سرانجام در ۱۴ جمادی الآخر ۱۳۲۴ ه.ق به امضای مظفرالدّین شاه رسید ، در واقع دستآورد نهضتی سیاسی – اجتماعی بود که پیشتر از آن در اثر بیداری جامعه‌ی ایرانی تحت تأثیر عوامل متعدّد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حاصل شده بود. مهمترین این عوامل به شرح زیر است:
۱- ضرورت روی‌آوردن به دانش و فن جدید که تا حدودی پیآمد جنگ‌های ایران و روس به فرماندهی عبّاس میزا در عهد فتحعلی شاه قاجار بود.
۲- رفت و آمد ایرانیان به کشورهای اروپایی و آشنایی آنان با تحوّلات جدید علمی، فنی ، اقتصادی،و…
۳- رواج صنعت چاپ به عنوان اصلی‌ترین وسیله‌ی اطّلاع رسانی
۴-
رواج و گسترش روزنامه‌نویسی به عنوان مهمترین رسانه‌ای که اخبار و اطّلاعات را در کوتاه‌ترین زمان در همه جا منتشر می‌کرد.
۵- ترجمه و نشر کتاب‌ها و آثار فرنگی که آشنایی همگانی‌تر با پیشرفتهای جهان غرب را بیش از پیش ممکن می‎ساخت .
۶- تأسیس مدرسه فنّی دارالفنون و تعمیم و گسترش دانش‌های نوین که خود می‌توانست مقدمه‌ای باشد بر تعلیم و تربیت همگانی به شیوه جدید و سرانجام تأسیس دانشگاه در دوره‌های بعد. با توجه به این عوامل به ویژه اقدامات دوراندیشانه و ترقّی‌خواهانه‌ی، امیرکبیر می‌توان گفت که چهره‌ی فرهنگی جامعه ایران در آستانه‌ی مشروطیّت کاملاً تغییر یافته بود. بویژه که گروهی از تحصیل کردگان از طریق مطبوعات و آثاری که منتشر می‌کردند ، به جریان نوگرایی اجتماعی و فرهنگی سرعت بیشتری می‌بخشیدند و ضرورت آشنایی مردم با پدیده‌های نو و مظاهر فرهنگ جهانی که با شتاب رو در ترقّی و پیشرفت داشت بیش از پیش یادآوری می‌کردند.»(یاحقی،۱۳۸۰،ص.۱۱)
۲-۳-۲- شعر عصر بیداری  
تغییرات حاصله در شئون جامعه بزرگ ایران، منجر به انقلابى ادبى در عرصه‌هاى شعر و نثر گردید. همراه با تحوّلات در حوزه نثر، در درون‌مایه شعر فارسى دگرگونى‌هاى ژرف و چشمگیرى به وجود آمد. شعر و نثر این دوره با مضامین درخور زمان، توانست با افکار مشروطه‌خواهى همراه شود، هر چند که در شکل و قالب و ساختار شعر، اصولاً تغییر مهمّى روى نداد.
« مردم به پاره‌ای آزادی‌ها دست یافته و حقوق سیاسی و اجتماعی خود را درک کرده بودند، سواد و دانش اجتماعی عمومیّت یافته بود و آنها توانسته بودند شیوه‌ی حکومتی دلخواه خود را انتخاب کنند . این اصل هم برای اکثریّت مردم  و هم تا حدودی برای حاکمیّت سیاسی جامعه پذیرفته شده بود که مردم لازم است تا حدودی بر سرنوشت خویش مسلّط شوند. بنابراین ادبیّات هم مثل دیگر مظاهر اندیشه و فرهنگ به مردم روی‌آورد و انعکاس ارزش‌های اجتماعی را وجهه نظر خود قرار داد . بنابراین از شعر این دوره دیگر نه به عنوان پدیده‌ای تجمّلی و منحصر به گروه‌های محدود حاکم یا برگزیدگان فکری، بلکه همچون امری عمومی و متعلّق به گروه‌های وسیع ، باید سخن گفت که به جای ارتباط مستقیم با دربار و گروه‌های بالای اجتماع، از طریق مطبوعات متعدّد و رنگارنگ و با محتوای سیاسی و انقلابی مورد علاقه همگان ، مخاطبان خود را در گوشه و کنار شهرستان ها ، حتی روستاهای کشور سراغ گرفت.» (یاحقی ،۱۳۷۷،ص.۱۷)
پویایی شعر دوره‌ی بیداری تنها از لحاظ محتوا توانست با جنبش مشروطیّت همگامی پیدا کند و راه را برای شاعرانی که در شعر خود ، پویندگی و تحوّل حیات اجتماعی را منعکس می‌کردند هموار سازد.
«در این دوران ، شعر فارسی بنا به ضرورت تاریخی و اجتماعی ، جامه‌ی فاخر و اشرافی خود را از تن به درکرد و با گریختن از تنگنای دیوان و دربار ، به فراخنای میدان و کوچه و بازار گام نهاد و برخوردار از شوری تمام و شعوری نسبی ، با مردم به پا خاسته، همگام و هم‌صدا شد. به فراخور این دگرگونی و دگردیسی ، مادّه و ماهیت شعر نیز در بوته‌ی نقد و بازنگری قرار گرفت.» (روزبه،۱۳۸۱،ص.۵۹). «شعر مشروطیّت ، شعر مضمون است ، نه شعر فرم و محتوا، و از آنجا که شعری است با هدفی از خارج به عاریه گرفته، تا حدّی شعری است که در اوج فقط می‌تواند به نوعی شعار درباره‌ی مضمون انتخاب شده بوسیله شاعر بدل گردد.» (براهنی۱۳۵۸،ج ۱،ص۲۰۱)
شعر مشروطیّت جنبه‎ی ابزاری دارد و در نتیجه ، عواطف مهمترین عنصر آن را تشکیل می‌دهند ، شاعران این دوره به عناصری ـ از قبیل تخیّل و زبان و موسیقی و شکل ـ کمتر توجّه دارند. شعر مشروطیّت از لحاظ تخیّل، بسیار ضعیف، ولی از نظر زبان قدم‌هایی به جلو برداشته؛ زیرا هدف آن گسترش حوزه‌ی مخاطبان شعر است. بنابراین می‌کوشد از زبان همان مردم استفاده کند و در این کار توفیق می‎یابد. (کدکنی،۱۳۸۰،ص. ۱۰۶)
«کوشش برای تجدد در شعر ، پدیده‌ای نیست که با نیما یا مشروطیّت آغاز شده باشد. قصد تجدّد و تغییر در اسالیب شعر در هر دوره ، به تناسب شرایط تاریخی ، مورد نظر عدّه‌ای از شاعران بوده است. خاقانی و نظامی و اقمارشان ،در قیاس با شاعران قبل از خود ، عالما و عامداً اسلوب شعر را مورد تجدید نظر قرار دادند.» (همان،ص.۱۰۱)
۲-۳-۲-۱- برجسته ترین ویژگی‌های اشعار مشروطیّت:
شعر در هر دوره آینه‌ی تمام نمای تحوّلات و اتّفاقات آن عصر است. تغییرات سیاسی – اجتماعی ، فرهنگی و حتّی پیشرفت‌های صنعتی بر روند ادبیّات هر دوره تأثیر مستقیم به جا می‌نهد. بنابراین در اینجا لازم است که بدانیم اتّفاقات و جریان‌های مشروطه چه تحوّلی در ادبیّات و شعر آن دوره باقی نهاد و زمینه ساز چه تغییراتی شد.
«از نظر کارکرد و دایره‌ی شمول ، شعر در این دوره عمومیّت یافت و به عنوان زبان برنده‌ی نهضت ، در اختیار روزنامه و مطبوعات قرار گرفت. جهان شناسی شاعران دوره بیداری با الهام از حوادث و مقتضیّات زمان شکل می‌گرفت . برروی هم نگرش شاعران و نویسندگان نسبت به جهان بیرون دگرگون شد و از کلّی نگری به جزیی بینی گرایید.
از نظر ساخت فنّی، یعنی زبان و موسیقی، شعر عصر بیداری دو مسیر مجزا و نسبتاً متفاوت را پیش گرفت: گروهی مانند ادیب الممالک و محمد تقی بهار ، با آگاهی لازم و پیوند تام و تمامی که با سنت‌های ادبی ایران داشتند از زبان فاخر و پر صلابت گذشته ،که به عروض و طنین آهنگین شعر فارسی تکیه داشت، استفاده می‌کردند و بدان سخت پای‌بند بودند.گ
روهی دیگر مانند سیّد اشرف الدّین گیلانی و میرزاده وعارف قزوینی که با موازین ادب گذشته انس چندانی نداشتند زبان کوچه و بازار را برگزیدند و با صمیمیتی که در این طریق از خود نشان دادند از قبول عام برخوردار شدند. زبان کوچه و بازار واژگان خاص خود را طلب می‌کرد از این رو بویژه در شعر گروه دوم، واژه ها و تعبیرات و آهنگ و موسیقی عوامانه‌ای راه یافت .
تخیّل و قالب شعری در عصر بیداری کم و بیش بی تغییر باقی مانده است . تقیّد به قالب‌های شناخته
شده‌ی سنتی درگروه اول بیشتر و در گروه دوم تمایل به قالب‌های نو‌‎تر ، مثل مستزاد ، مخمس ودوبیتی‌های پیوسته دیده می‎شود.
تغییر و تحوّل شعر عصر بیداری تنها به قالب و تخیّل محدود نماند، بلکه از نظر محتوا و درون‌مایه هم ‌، پا به پای زمان پیش‌رفت. آن روزها دیگر نه تنها روزگار مدیحه سرایی و توصیف قراردادی پدیده‌های طبیعی به سر آمده بود، بلکه مضامین کلّی ذهنی و اخلاقیات انتزاعی و عارفانه سرایی و غز

Published on :Posted on

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *