مقایسه هوش معنوی با هوش­های دیگر

دانلود پایان نامه

رشد هوش معنوی

به نظر می­رسد اگر تعاریف هوش معنوی، روش­های مختلف دانستن را در برنگیرند، ناقص هستند. در بررسی اخیر رابرت فورمن، افرادی که دارای سنین مختلفی بودند، معنویت را مفهومی تجربه­ای[۱] می­دانستند تا فراعقلی[۲]. تمرین­های تأملی مانند مراقبه، به این دلیل که وابسته به آشنایی با سه روش متمایز دانستن است، برای پالایش هوش معنوی مناسب به نظر می­رسد. سه روش دانستن عبارتند از: حسی[۳]، عقلی[۴] و تأملی.[۵] به نظر می­رسد این سه روش دانستن، بخش جدایی­ناپذیری از هوش معنوی هستند که بعضی از افراد نشان می­دهند (وگان، ۲۰۰۳).

آگاهی هشیارانه و سازگاری با وقایع و تجارب زندگی و پرورش خود آگاهی از جمله عوامل اصلی رشد هوش معنوی تلقی می­شوند. علاوه بر این، بعضی از روش­ها، راهبردها و تمرین­ها برای رشد آن مفید تلقی می­شوند؛ مثلاً وگان معتقد است هوش معنوی از طریق افزایش وسعت نظر و گشودگی و داشتن نقطه نظرهای مختلف، حساسیت زیاد نسبت به تجارب و واقعیاتی نظیر حالت تعالی[۶] (ماورایی) و موضوع­های معنوی، فهم عمیق­تر نمادها و بازنمایی افسانه­ها و کهن الگوهای ناهشیار کشف نشده افزایش می­یابد (نازل، ۲۰۰۴).

هوش معنوی را می­توان با تمرین­های مختلف توجه، تغییر هیجانات، و تقویت کردن رفتارهای اخلاقی افزایش داد. این تمرین­ها منحصراً متعلق به یک دین خاص یا آموزش معنوی خاص نیستند. گرچه هوش معنوی با رشد شناختی، هیجانی یا اخلاقی مرتبط است، ولی نمی­توان آن را با هیچ یک از آنها برابر دانست.از آنجا که هر یک از انواع مختلف هوش به میزان متفاوتی رشد می­کنند، ممکن است در یک فرد یکی از آنها رشد زیادی کند، ولی انواع دیگر رشد چندانی نکرده باشند. زمانی که موضوعات هیجانی یا اخلاقی حل نشده باقی می­مانند، از رشد معنوی جــلوگیری می­کنند. بلوغ معنوی به عنوان یــکی از جلوه­های هوش معنوی، شامل درجه­ای از بلوغ هیجانی و بلوغ اخلاقی[۷] (روحیه اخلاقی) و رفتار اخلاقی[۸] می­شود و خردمندی و دلسوزی برای دیگران را صرف نظر از جنس، قومیت، سن یا نژاد در بر می­گیرد. می­توان گفت بلوغ معنوی دید عمیق و گسترده­ای است که با آگاهی همراه است و شامل ارتباط زندگی درونی ذهن با زندگی بیرونی می­شود (وگان، ۲۰۰۲).

زهر و مارشال معتقدند هوش معنوی از طریق جستجوی معنای اصلی موقعیت­ها، مطرح کردن «چرا» برای مسائل و تلاش برای برقراری ارتباط میان رویدادها رشد
می­کند. همچنین یادگیری و بازشناسی و گوش دادن به پیام­های شهودی راهنمایی کننده یا صدای درونی، متفکر بودن، بالا بردن خودآگاهی، آموختن از اشتباهات و صداقت داشتن با خود باعث افزایش هوش معنوی می­شود (نوبل، ۲۰۰۱ ،  به نقل از نازل، ۲۰۰۴).

خودآگاهی برای افزایش بلوغ معنوی ضروری است. زمانی که توجه مستقیماً متوجه درون است، فرد ممکن است تلاش کند تا به احساسهای ذهنی و تفکرات خود توجه نماید. در ابتدا، فرد ممکن است کاملاً درگیر موضوعات شخصی شود و نتواند ذهنش را حتی برای یک لحظه خالی کند. جذبه مسائل شخصی می­تواند در صورت تلاش فرد برای تمرکز بر آنها یا پرورش آگاهی بدون انتخاب، منحرف­کننده باشد. آگاهی از امکان تغییر جهت ارادی توجه، می­تواند آغازی بر فرایند کنارگذاشتن عادات فکری پیشین و الگوهای رفتاری باشد. روان درمانگران نیز آموزش می­بینند تا سرگذشت دیگران را با توجه کامل و عدم دخالت خویش شاهد باشند. واضح است هنگامی که با ذهن آرام به دیگری توجه می­کنیم، در پرتو هوش معنوی، زخم­های قدیمی التیام می­یابند و قلب­ها گشوده می­شوند. همراهی با دیگران با میانجی­گری خاموش نیز می­تواند اثرات درمانی داشته باشد (وگان، ۲۰۰۲).

هوش معنوی و سلامت روانی

پژوهش­ها و بررسی­های مختلف نشان داده­اند که میان معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت، همبستگی وجود دارد. جورج[۹] و همکاران (۲۰۰۰) در بررسی تحقیقات انجام گرفته در مورد اثرات معنویت بر سلامت فرد، دریافتند که معنویت با بیماری کمتر و طول عمر بیشتر همراه است. افرادی که دارای جهت­گیری معنوی هستند، هنگام مواجهه با جراحت، به درمان، بهتر پاسخ می­دهند و به شکل مناسب­تری با آسیب­دیدگی و بیماری کنار می­آیند و میزان افسردگی در آنها کمتر است (مک دونالد، ۲۰۰۲).

همچنین شواهد نشان می­دهند که تمرین­های معنوی افزایش­دهندۀ آگاهی و بینش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری (تعمق[۱۰]) هستند و بر عملکرد افراد تأثیر مثبتی دارند. وارنر در پژوهش خود با اندازه­گیری میزان توجه و اجرای آزمون انعطاف شناختی[۱۱] در دو گروه آزمایشی و کنترل، نشان داد که تعمق (انجام تمرین­های تعمق برتر یا تی­ام)[۱۲]، رشد ذهنی را به شکل مثبتی تحت تأثیر قرار می­دهد. کرانسون و همکاران[۱۳] نیز نشان دادند که تمرین­های تی ام در یک دوره دو ساله باعث بهبود نمره هوشبهر، توانایی یادگیری و زمان واکنش در گروه آزمایشی شده است (آمرام، ۲۰۰۵)

مقایسه هوش معنوی با هوش­های دیگر

ویگلزورث (۲۰۰۶، به نقل از سعیدی،۱۳۹۱) چهار هوش بدنی، شناختی، هیجانی و معنوی را بر اساس ترتیب رشد آنها، به شکل هرمی مطرح نموده است. الگوی ویگلزورث در شکل شماره «۱» نشان داده شده است. الگوی مورد نظر بر اساس این دیدگاه است که کودکان ابتدا بر بدن خود کنترل پیدا می­کنند (هوش بدنی[۱۴])، سپس مهارت­های زبانی و مفهومی (هوشبهر)[۱۵] خود را گسترش می­دهند. این هوش در فعالیت­های مدرسه­ای کودک مطرح است. هوش هیجانی[۱۶] برای بسیاری از افراد هنگامی مطرح می­گردد که علاقمند به گسترش روابط خود با دیگران باشند. در انتها، هوش معنوی زمانی خودنمایی می­کند که فرد به دنبال معنای[۱۷] مسائل می­گردد و سؤالاتی مانند «آیا این، همۀ آن چیزی است که وجود دارد؟»[۱۸] را مطرح می­نماید.مک هاوک معتقد است هوش معنوی به نسبت آموزش غیردینی و دانش واقع­بینانه، با شهود، نگرش و خردمندی رابطه نزدیک­تری دارد. ماهیت غیراختصاصی و کل­نگر آن و استفاده از نمادگرایی ادراک فرد را گسترش می­دهد و آن را عمق می­بخشد. این امر به غنی­سازی روابط و بهبود کار روزمره کمک می­کند. علاوه بر این، حرکت به سمت خودشکوفایی و رشد معنوی بیشتر به هوش معنوی مربوط می شود تا به نیاز به کنترل خود و پایبند آیین و رسوم بودن. به نظر می­رسد افرادی که هوش معنوی یکپارچه دارند، ممکن است سبک زندگی متفاوتی داشته باشند. لیچفیلد[۱۹] شباهت­های هوش­های مختلف (هوش­های گاردنر) را چنین عنوان می­کند:

۱ـ وجود لایه­های همپوشی بین همۀ هوش­ها؛

۲ـ تفاوت هر یک از هوش­ها در افراد مختلف؛

۳ـ قابل رشد بودن هوش­ها.

لیچفیلد سه تفاوت عمده را میان هوش معنوی و دیگر هوش­ها برشمرده است. از نظر وی هوش معنوی:

ـ انحصارا با دیگران سروکار دارد.

ـ همه سطوح دیگر (هوشهای دیگر) را در برمی­گیرد.

ـ ارزیابی آن احتمالا ذهنی­تر از سایر هوش­هاست.

دیدگاه مک هاوک (۲۰۰۲، به نقل از نازل، ۲۰۰۴) در مورد تفاوت هوش معنوی و هوش متعارف[۲۰] (عمومی) در جدول شماره «۱» نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

جدول ۲-۱: مقایسه هوش معنوی و هوش متعارف (مک هاوک، ۲۰۰۲، به نقل از نازل،۲۰۰۴)

هوش متعارف هوش معنوی
اختصاصی

معنایی[۲۱]

متمایز کننده

کنترل کننده خود[۲۲]

کمی

مادی[۲۳]

عقل

غیراختصاصی[۲۴]

نمادین[۲۵]

متحدکننده[۲۶]

شکوفاکننده خود[۲۷]

کیفی

معنوی

شهود[۲۸]

[۱]. experiential

[۲]. transrational

[۳]. sensory

[۴]. rational

[۵]. contemplative

[۶]. Transcendent

[۷]. Moral

[۸]. Ethical

[۹]. Gorg & et al

[۱۰]. meditation

[۱۱]. Cognitive flexibility

[۱۲]. Transcendental meditation (TM)

[۱۳]. Cranson R & et al

[۱۴]. Physical intelligence

[۱۵]. IQ

[۱۶]. EQ (emotional intelligence)

[۱۷]. meaning

[۱۸]. Is this all there is?

[۱۹]– Litchfield, B.

[۲۰]– traditional

[۲۱]. semantic

[۲۲]. Self-control

[۲۳]. Temporal

[۲۴]. Non-specific

[۲۵]. Symbolic

[۲۶]. Unify

[۲۷]. Self- actualisation

[۲۸]. Intuition

92

دیدگاهتان را بنویسید