پایان نامه ها و مقالات

شرایط آب و هوایی

دانلود پایان نامه

فلاووس (اقتباس از کتاب سلسله قارچ ها .خداپرست )
در روشی که دو ردیفی (biseriate) نام دارد. یک لویه سلولی بنام متولا (Metulae) روی سطح وزیکول تولید می شود و اغلب کاملا آن را می پوشاند. سلول های کنیدزایی واقعی یا فیالیدها از متولا بوجود آمده و کنیدی ها را تولید می کنند. در فرم یک ردیفه (uniseriate)، متولا وجود ندارد و فیالیدها مستقیما از وزیکول بوجود می آیند. همچنان که فیالیدهای آسپرژیلوس به بلوغ می رسند آن ها شروع به تشکیل کنیدی ها در زنجیرهای بازیتپال (جوانترین در پایه) می کنند. همچنان که توسط هنبرت و ساتون (۱۹۹۴) مطالعه شده است توسعه کنیدی هلوبلاستیک است و تشکیل دیواره در رابطه با سلول کنیدیوم زا از نوع آنتروژنوس می باشد و کنیدی به صورت یک برآمدگی کروی و دیوار دار از نوک فیالید توسعه می یابد. هسته فیالید به روش میتوزی تقسیم شده و یکی از هسته های حاصل بداخل کنیدی در حال تشکیل می رود. آنگاه برای محدود کردن کنیدی از فیالید در گردن فیالید یک دیوارعرضی بوجود می آید. همچنان که کنیدی بالغ می شود، کنیدی دیگری در زیر آن تشکیل شده و آن را به طرف بیرون فشار می دهد. محل کنیدیی زایی درون گردن فیالید ثابت باقی می ماند، لذا دراز شدگی کمی در فیالید وجود دارد. بدلیل این که دیواری کنیدی های مجاور هم به طور فیزیکی مرتبط باقی می ماند.
از آن جایی که کنیدی ها و کنیدیوفورها به فراوانی تولید می شود، رنگ آن ها مربوط به اکثریت کنیدی های کلنی است که آن ها را می پوشاند. کلنی های آسپرژیلوس به نظر می رسد سیاه، قهوه ای، زرد، سبز و غیره باشد. تولید رنگ دانه در آسپرژیلوس شدیدا تحت تاثیر وجود یا فقدان مقادیر کوچکی از عناصر کمینه۱ است. این قارچ ها به قدری حساس هستند که گونه A.niger برای کشف مس در خاک ها و همچنین سایر موارد در مقادیری که خیلی کوچک هستند تا توسط بسیاری از روش های شیمیایی کشف شوند، به کار می روند. مولدر (۱۹۳۸) تعیین کرد که ۵/۲ نانو گرم. یعنی (۹-۱۰*۵/۲گرم) از مس برای ایجاد حداکثر شدت رنگ در این موجود کافی است. زمانیکه محتوی مس از این مقدار پائین آمد، رنگ کنیدی ها متناسبا روشن تر می شود و تقریبا در فقدان کامل مس کنیدی هایی که به طور طبیعی قهوه ای سیاه تا تیره هستند، زرد رنگ به نظر می رسند. علاوه بر تولید تعداد بسیار زیاد کنیدی های پخش شونده با هوا، بعضی گونه ها سختینه هم تولید می کنند. سختینه ها مشکل خاصی در کشاورزی هستند و به بقای گونه های تولید کننده زهرابه قارچی جنسAspergillus کمک می کنند. تعدادی از گونه های مهم جنس آسپرژیلوس بشرح زیر :
Aspergillus Flavus ، Niger.A ، A. Parasiticus، A.Fumigatus، Nidulans.A می باشند.
طبقه بندی قارچ های حقیقی
در آخرین مقاله ارائه شده توسط هیبت و همکاران ( Hibbett et al.2007)، برای قارچ های حقیقی در سطوح بالا ۷ شاخه، ۱۰ زیر شاخه، ۳۵ رده، ۱۳ زیر رده و ۱۲۸ راسته معرفی شده است. در این مقاله از نتایج مطالعات محققین مختلف استفاده شده است که حاصل توالی یابی ژن های مختلف می باشد.
این ژن ها شامل :Lsu، Ssu، Itsregion، ۵.۸s، a-Tubulin،B-Tubulin ، Actin،Histo H3، Calmodulin، Elongation factor 1-alpha (tef1)،rpb1 ،rpb2 ، MT-ssu، MT-lsu می باشد.
این دیاگرام بر اساس معرفی شاخه آسکومیکوتا ترسیم شده است

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژگانالگوریتم ژنتیک

Phylum
Kindum

Archaea
۱.Prokaryote

Eubacteria

Animale
۲.Animale

Plantae
۳.Plantae

Protozoa
۴.Protozoa

Chromista
۵.Chromista
Chytridiomycota
Fungi
۶.Fungi
Zygomycota

Ascomycota

Basidiomycota

Microsporidia

Blastocladiomycota

Glomeromycota

Stramenopile
۷.Stramenopile

*سلسله آسکومیکوتا: بر اساس یافته های جدید، صرف نظر از ویروس ها، کلیه موجودات زنده که واجد ساختمان سلولی اند در پنج تا هشت سلسله طبقه بندی شده اند.
Class
۱.Eurotiomycetes
۲.Sordariomycetes
۳.Discomycetes
۴.Artoniomycetes
۵.Dothieomycetes
۶.Laboulbeniomycetes
Subphylum
۱.Taphrinomycotina
۲.Saccharomycotina
۳.Pezizomycotina
Phylum
Ascomycot

Class Sub class Order Family Geans
۱.Eurotiomycetes?1.Eurotiomycetida ?1.Eurotiales ?1.Trichocomaceae?1.Eurotium
۲.Chaetothyromycetid 2.Onygenales 2.Elaphomycetaceae
۳.Mycocaliciomycetida 3.Ascosphaerales
۴.Coryneliales
میکروبیولوژی قارچ آسپرژیلوس
تاکسونومی
گونه های آسپرژیلوس فلاووس که مولد آفلاتوکسین هستند مشتمل برA.Flavus like ex.fries و A.Paraticus speare وA.Nomius kurtzman,Horn,Hesseltine می باشد.گونه های دیگر گروه آسپرژیلوس فلاووس مانند قارچ های Koji یعنی:A.sojae sakaguichi and yamabas و A.Oryzae(Alburg) cohn تولیدآفلاتوکسین نمی کنند.
Kurtzman و همکارانش (۱۹۸۶) رده بندی را اندکی پیچیده تر ساختند زیرا چنین فرض کردند که آسپرژیلوس فلاووس و پارازیتیکوس واریته های A.Flavus هستند که علت آن تشابه DNA در آن ها است. بدین ترتیب گونه های سم زا مشتمل بر A. Flavus.var.fries وA.Flavus.var.parasiticus و A.nomius می باشد. آنچه مسلم است، آلودگی آفلاتوکسینی گویای نوع گونه نیست و گزارشات متعددی نیز مبنی بر تولید آفلاتوکسین توسط برخی از گونه های پنی سیلیوم و گونه های دیگر آسپرژیلوس در دست است. به عنوان مثال Kulik و Holaday تولید آفلاتوکسین B1 را بوسیلهA. niger وA. ruberو A. wentii گزارش کردند. و Scott و همکارانش تولید آن را توسط A. Ostianus گزارش نمودند.Vanwalbeek تولید آفلاتوکسین B1 و G1 را توسط A. Ochraceus و B2 توسط A. F.var.columnaris گزارش کرد. سایر محققین بر این اعتقادند که گونه های زیر تولید آفلاتوکسین نمی کنند .
A. amstelodami , A. candidus , A. chevalieri , A. effusus , A. fasciculattus , A.fumigatus , A. micro-virido-citrinus, A. nidulans , A. niger, A. oryzae , A.
restrictus , A. ruber , A. rugulosus, A. tamarii, A. terreus and A. ustus.
Murakami و همکارانش ۲۱۴ استرین صنعتی آسپرژیلوس که اغلب آن ها تولید اسپورهای سبز-زرد می کردند را بررسی نمودند، اکثریت آن ها از لحاظ تولید آفلاتوکسین منفی بودند.
چهار گونه پنی سیلیوم P. varibile وP. puberatam وP. Frequentans و P. citrinum به عنوان مولدین آفلاتوکسین گزارش شده اند در حالی که ۹ گونه تولید آفلاتوکسین نمی کنند.P. puberulum و P.citrinum به وفور مورد بررسی قرار گرفته اند و از لحاظ قدرت تولید آفلاتوکسین در مواردی مثبت و در مواردی منفی بوده اند. به استثنایP. puberulum که گزارشات متعددی دال بر قابلیت تولید آفلاتوکسین B1 و G1 وجود دارد در سایر موارد گزارشات اندکی مبنی بر تولید آفلاتوکسین توسط پنی سیلیوم ها در دست است. در یک مورد گونه ای از Rhizopus جدا شده که مولد آفلاتوکسین های B1 و B2 و G1 و G2 بوده است . ولی با تمام این تفاصیل در مجموع تولید آفلاتوکسین ها به گروه آسپرژیلوس فلاووس بر می گردد.
مرفولوژی((Morphology
A. flavus link
قطر کلنی آن بر روی محیط(Czapak yeast extractayar) CYA 70-50 میلی متر می باشد. کلنی ها مسطح و پخش و یا نسبتا متراکم اند و حداقل در حاشیه ها مخملی شکل هستند. در اغلب موارد نواحی مرکزی بر جسته و انباشته (فلوکوزه) و در مواردی در نواحی مرکزی فرو رفته است. میسیلیوم ها فقط در نواحی فلوکوزه قابل رویت هستند و به رنگ سفید دیده می شوند سرهای کنیدیال (Conidial heads) معمولا تمامی سطح کلونی را به طور یکنواخت پوشانده اند به استثنای نواحی که فلوکوزه اند و یا در صورت تولید اسکلروتیا تک تک و یا اصلا دیده نمی شوند. رنگ آن ها سبز متمایل به زیتونی ولی گاه زرد رنگ دیده شده که به تدریج رنگ آن تغییر کرده و متمایل به سبز می گردد. در حدود۵۰% نمونه های جدا شده مولد اسکروتیا (سختینه) هستند که در ابتدا به رنگ سفید و به تدریج به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز سیر در می آیند .
در مواردی اگزودت تولید شده که شفاف با قرمز مایل به قهوه ای و گاه بی رنگ شبیه اسکلروتیا ولی کوچکتر از اسکلروتیا هستند. کلنی ها روی محیطMEA( Malt Extract Agar ) قطر ۶۵-۵۰ میلی متر داشته و ویژگی های مورفورلوژیک کلنی مشابه حالتی است که بر روی محیطCYA دیده شده با این تفاوت که معمولا تراکم کلنی ها کمتر و فاقد بخش های فلوکوزه می باشند .
کلنی ها بر روی محیط G25 (Glycojen 25 Nitrogen)40 -25 میلی متر قطر داشته مشابه آنچه که بر روی محیطCYA دیده شده و گاه به شدت حالت فلوکوزه در سطح کلنی دیده شده و تولید کنیدیال کمتر و به رنگ زرد، نارنجی یا عنابی روشن دیده می شوند.
در c°۵ رشدی دیده نشده و در c°۳۷ کلنی ها به شدت و سرعت رشد کرده اگر که کشت ها در هر دو دما تلقیح شوند قطر کلنی ها در حدود ۶۵-۵۰ میلی متر محدود شده، اما اگر به تنهایی در حرارت c°۳۷ تلقیح شوند قطر کلنی به ۸۰ میلی متر یا بیشتر رسیده مشابه آنچه که روی CYA در c°۲۵ مشاهده می شود.
کنیدیوفور ها حامل هیف های سطحی یا نیمه سطحی هستند. اندازه طول Stipe ها mµ ۴۰۰ تا ۱ میلی متر و گاه طول بیشتر، زرد رنگ یا زرد متمایل به قهوه ای و واحد دیواره های خشن هستند.
وزیکول کروی به قطر mµ ۴۰-۲۰ می باشد و متجاوز از ۴/۳ سطح وزیکول بارور می باشد. به طور معمول هم دارای متولا و هم فیالید هستند (استریگما دو ردیفه است)، اما در مواردی در برخی از جدا یه ها فقط یک ردیف فیالید دیده می شود (یک ردیف استریگما).
اندازه هر دو ردیف تقریبا مشابه و mµ ۹-۷ می باشد. کنیدی ها به صورت کروی یا تقریبا کروی هستند و قطر آن ها mµ ۵-۵/۳ و دیوارهای کنیدی ها یا نسبتا خشن (تضارس ظریف) و ندرتا صاف هستند .
A. Parasiticus speare
قطر کلنی ها بر روی محیط CYA mm70-50، مسطح، معمولا متراکم و مخملی و برخی موارد به شدت برجسته (فلوکوزه) هستند معمولا پس از نگهداری طویل المدت خصوصا در تمام سطح حالت فلوکوزه دیده می شود.
فلوکوزه، رنگ آن ها زرد مایل به سبز یا قهوه ای است. کلنی ها روی محیط MEA 60-50 میلی متر قطر داشته مشابه آنچه که بر روی محیط CYA دیده شده اما معمولا با تراکم کمتر و پشت کلنی بی رنگ است. کلنی ها روی محیط G25N به قطر ۴۰-۲۰ میلی متر و مسطح و مخملی و فلوکوزه مشابه آنچه روی CYA دیده شده، سبز، زرد یا قهوه ای می باشند .
رشد در c°۵ دیده نمی شود. در c°۳۷ کلنی ها تمام نواحی در دسترس را پوشانده مشابه آنچه در روی CYA در C°۲۵ دیده شده و کلنی ها به رنگ سبز تیره، مایل به قهوه ای و پشت کلنی زرد رنگ می باشد..
کنیدیوفور ها از هیف های مسطحی یا نیمه سطحی پوشانده شده اند و طول stipe ها ۵۰۰-۲۵۰ میکرومتر است که یا زرد و یا قهوه ای روشن مایل به زرد هستند. دیواره کنیدیوفور ها صاف است ..
وزیکول کروی ۲۰-۱۵ میکرومتر قطر داشته و متجاوز از ۴/۳ سطح وزیکول بارور است که اغلب فقط توسط یک ردیف فیالید (استریگما) پوشانده شده است. در برخی از جدا یه ها بعضی حدود ۲۰ درصد، سرها حامل متولا نیز می باشند. طول فیالید ها ۹-۷ میکرومتر و کنیدی بصورت کروی و به قطر ۶-۴ میکرومتر و دیواره به شدت خشن و تضارس کاملا مشهود و مشخص است.
اکولوژی قارچ های آسپرژیلوس
بررسی اکولوژی قارچ های آسپرژیلوس یکی از ضروری ترین زمینه های تحقیقاتی است که در باغ های پسته ایران در این ارتباط تحقیقاتی زیادی صورت نگرفته است، ولی این موضوع توسط محققین سایر کشورها مورد بررسی قرارگرفته است.آسپرژیلوس فلاووس جهت استفاده از مجموعه ی وسیعی از منابع آلی سازش یافته است. علاوه برآن که قارچی گندرو است ولی بعنوان پاتوژن فرصت طلب در گیاهان، حشرات، مهره دارانی چون انسان و سایر حیوانات اه
لی معرفی شده است. در زمین های کشاورزی معمولا در شرایط آب و هوایی گرم و خشک از فراوانی بیشتری برخوردار است و بر روی آثار و بقایای گیاهان و یا بر روی بافت های آسیب دیده و ضعیف و یا مرده تکثیر و تزاید.می یابد.در ارتباط با دمای بهینه رشد قارچ با توجه به آن که آسپرژیلوس فلاووس قارچی مزوفیل است گزارشات مختلفی وجود دارد. معمولا حداقل دمای رشد °C12 و ماکزیمم دمای رشد°C 48 گزارش شده است دمای بهینه رشد احتمالا ما بین°۲۵ تا °۴۲ سانتی گراد می باشد.
بنابر اعتقاد yezu (1969) حداقل آب فعال (aw) در دما °C33 جهت رشد قارچ ۷۸% می باشد PH بهینه برای رشد ۵/۷ و حداقل رطوبت نسبی (RH) (Relative humidity) 80% ذکر شده است.البته حداقلRH بر حسب نوع سوبسترا و یا محصولی که در معرض آلودگی واقع شده است متفاوت می باشد به عنوان مثال در دانه های نارس حداقل رطوبت نسبی لازم جهت رشد قارچ ۸۳% و در دانه های رسیده ۸۴% و در دانه های فاقد پوشش و یا پوسته ی خارجی و یا در دانه های پوست گرفته ۸۶% می باشد.
رشدقارچ در PH پایین تر از ۴ بسیار اندک خواهد بود میزان مقاومت حرارتی A.Flavus و A.Parasiticas در PH خنثی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و در بین ۶نمونه ی مختلف این مقاومت.بررسی شده است بررسی ها گویای آن است که این مقاومت می تواند تا حد ۱۰ برابر در بین آن ها متفاوت باشد(شهیدی ۱۳۵۷).
مخزن قارچ
منابع اولیه آلوده کننده در قارچ آسپرژیلوس فلاووس به درستی شناخته نشده اند. آنچه مسلم است، این قارچ فاقد قدرت

دیدگاهتان را بنویسید