دانلود تحقیق در مورد مدیریت آموزشی

دانلود پایان نامه

از امیرالمومنین (ع) از غررالحکم است که فرموده اند:

«کسی که زمان را بشناسد، از آمادگی غافل نمی ماند» (اصلی پور، ۱۳۷۷، صص۸۶-۸۵).
زمان از پول ارزشمندتر است. زمان چیزی است که نمی توان آن را تولید کرد. اگر از یک ساعت حتی یک دقیقه از وقت درست بهره گیری نشود، فرصت دوباره برای استفاده از آن به وجود نخواهد آمد. ممکن است منابع مادی از دست رفته را دوباره به دست آورد اما عمر و لحظه لحظه زندگی از دست رفته، دیگر به دست نخواهد آمد.
مدیریت زمان و استفاده و بهره گیری درست از زمان یکی از موارد مهم در مدیریت است. بی توجهی و ارزان تلقی کردن زمان، امروز و فردا کردن، اولویت بندی نکردن، بی برنامگی، تمرکز در امور و دخالت در تمام ریزه کاری ها از جمله عوامل اتلاف زمان می باشند.
زمانی که در آن زندگی می کنیم با سرعت در حال حرکت و دگرگونی است. بنابراین سازمان های آینده با امروز تفاوت خواهند داشت. موقعیت، هنگامی به دست می آید که پیچیدگی های فزاینده زمان درک شود.
فرصت های فراوانی در پیش روی ما وجود دارد که باید از آن استفاده کرد. باید تمام فرصت ها حتی فرصت های کوچک را شناخت و توان بهره برداری از آنها را تقویت کرد. زیرا فرصت های کوچک وقتی در کنار هم قرار گیرند، به فرصت های بزرگ تبدیل می شوند. همان گونه که مخاطرات و سختی ها در کمین ما هستند، فرصت ها نیز در انتظار ما قرار دارند. حضرت علی (ع) می فرماید:
«بی گمان، فرصت ها همانند ابری زودگذر می گذرند. پس هرگاه فرصتی در انجام کارهای خیر به دست می آورید، آن را غنیمت شمرید و از آن خوب بهره برداری کنید» (احمدی، ۱۳۸۳، ص۱۱۲).
امام کاظم (ع) در خصوص تقسیم وقت و استفاده درست و بجا از زمان می فرماید:
«بکوشید در این که وقت شما به چهار بخش تقسیم گردد: وقتی را برای مناجات با خداوند متعال، وقتی هم برای کار و تأمین معاش، وقتی هم برای معاشرت با برادران و افراد مورد اعتمادی که عیب هایتان را به شما می شناسانند و در دل شما را دوست دارند و ساعتی هم برای درک لذت های حلال» (احمدی، ۱۳۸۳، ص۱۱۲).
کودک پس از گذشت مدت زمان معینی از مادر متولد می شود. تولد قبل از زمان معین و یا تأخیر تولد هر دو آفت زا هستند. کودک سالم به موقع معین متولد می شود نه زود و نه دیر. میوه در زمان معین می رسد، قبل از آن اگر چیده شود کال خواهد بود و اگر در غیر موقع خودش بچینند میوه فاسد شده از بین خواهد رفت.
مدیران باید توجه داشته باشند که هر کاری زمان و وقت معینی دارد. مدیر پر قدرت کسی است که زمان شناس بوده، بداند که چه موقع کار را انجام دهد و اگر پس از فوت وقت آن کار را انجام دهد آن کار با موفقیت به انجام نخواهد رسید.
زمان یک واقعیت عینی و خارجی است و نمی توان آن را نادیده گرفت. لذا برای بلوغ انسان ها نیز زمان معینی در نظر گرفته شده است و از همین رهگذر بلوغ های زودرس و یا دیررس هر دو آفت زا هستند.
انجام هر کاری نیاز به زمان معینی دارد. اگر در زمان خودش انجام شود مفید و سودمند خواهد بود و اگر از وقتش گذشته شد زیانبار خواهد بود. غذا خوردن یک واقعیت خارجی است اما زمان معینی دارد، اگر در موقع خودش انجام شود لذت بخش خواهد بود و اگر زودتر یا دیرتر انجام شود در عین فقدان لذت اساساً زیان بار خواهد بود.
لذا پیشوایان دینی دستور داده اند که تا گرسنه نشدی غذا نخور و پیش از سیری دست از غذا بکش یعنی غذا خوردن و ترک غذا هر دو دارای وقت معینی هستند.
با توجه به این نکته معلوم می شود که انجام کار به تنهایی نمی تواند مطلوب باشد بلکه باید مطالعه کرد که ظرفیت زمانی انجام آن چه کار وقت است تا در همان موقع به انجام آن پرداخت. بسیاری از کارها انجام می شود و نتیجه مطلوب عاید نمی گردد زیرا در ظرف زمانی خودش انجام نیافته و بدون توجه به ویژگی زمان به انجام آن پرداخته شده است.
به عنوان مثال، تشویق و تهدید کارمند زمان خاصی دارد، اگر تشویق در غیر زمان خودش انجام شود علاوه بر اینکه سودمند بود بلکه زیان آور نیز خواهد بود. پس یکی از شرایط اساسی مدیریت درک و شناخت زمان است. مدیر باید زمان شناس بوده کارها را در موقع خودش انجام دهد.
بنابراین زمان انجام کار اهمیت فراوانی دارد. مدیران و رهبران کارهایی را که می خواهند انجام دهند باید به اوقات و زمان نیز وقوف داشته باشند تا هر کاری در موقع خودش انجام گیرد تا آن کار بطور شایسته ای انجام گیرد. برخی از مدیران که در کارهای خود ناموفق هستند در مواردی علت این ناکامی ها معلول عدم درک و شناخت زمان است، یعنی بدون توجه به زمان کار را انجام می دهند و بهره و سودی از انجام آن نمی برند.
همانطور که خداوند برای عبادت و طاعات بندگان زمان های خاصی قرار داده و چنانچه نمازهای یومیه در اوقات معینی و روزه در ماه رمضان انجام می شود هر کاری همه باید در ظرفیت زمانی خودش انجام گیرد تا مفید و سودمند باشد.
بنابراین در برابر ویژگی هایی که مدیر دارای آن می باشد باید مدیر فردی زمان شناس بوده، بداند که زمان انجام کارها در چه مواقعی است، درست در همان موقع به انجام آن کار بپردازد.
در روایات اسلامی به همه انسان ها تأکید شده است که در انجام امور دقیقاً همه مسائل را مورد دقت و بررسی قرار داده تلاش نمایند که کارها را در مواقع خودش انجام دهند.
امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
«به ثبات و استواری سلامت وجود دارد. پریشانی در پرتو شتاب زدگی است و هر که در غیر وقت و زمان کاری را انجام دهد همانند آن است که کسی در غیر موقع به بلوغ رسیده باشد.»
با توجه به این روایت معلوم می شود انجام کارها همانند دوره بلوغ دارای وقت و زمان مشخصی است و حتماً باید در زمان خودش انجام شود.
پیامبر بزرگوار (ص) فرمود:
«همانا مردم با شتابزدگی به هلاکت می رساند و اگر مردم با طمأنینه و دقت در کارها اقدام می کردند احدی به هلاکت نمی رسید.»
در مورد دیگری پیامبر اسلام (ص) فرمودند:
«تأنی و تأمل از پروردگار است و شتاب زدگی از شیطان است.»
مدیران باید توجه داشته باشند که هر گونه شتاب زدگی در انجام کار (علاوه بر آنکه آن کار را از درجه اعتبار ساقط می سازد اساساً حیثیت و ارزشمندی مدیر را هم به باد می دهد) (رشیدپور، ۱۳۶۵، ص۱۴۴-۱۴۰).
قسمت دوم
۲-۳- مدیریت و مهارتهای مدیران جهت عملکرد بهتر
۲-۳-۱ مفهوم مدیریت و مدیریت آموزشی
مدیریت یک اصطلاح عام و گسترده ای است که به صورت های گوناگون تفسیر و تأویل می شود. عده ای آن را هنر و امری ذاتی و بعضی دیگر آن را دانش و اکتسابی و گروهی نیز یک عمل و فعالیتی می دانند که در یک موقعیت سازمان یافته برای هماهنگی و هدایت امور در جهت اهداف معین صورت می گیرد (علاقه بند، ۱۳۸۲،ص۱۲).
فیروزبان (۱۳۵۶) معتقد است:
«مدیریت علم است به این اعتبار که یک مدیر موفق، اثربخش و کارآمد باید بسیاری از مسائل بنیادی مربوط به مدیریت را که به آن اصطلاحاً تکنولوژی مدیریت می گویند، بیاموزد. از طرف دیگر مدیر باید استعدادهای لازم را به منظور کاربرد مهارت ها و تکنیک های مدیریت و تطبیق آن با محیط را داشته باشد. پس از این نقطه نظر یک فن است (ص۱۰۲).
کرینتر (۱۹۸۰)، مدیریت را «فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تأمین هدفهای سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده مؤثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط دار حال تغییر می داند» (ص۶).
گریفیث (۱۳۷۴) به نقل از ساموئل سی (۱۹۸۹)، مدیریت را با تأکید بر تئوری روابط انسانی، «عبارت از فرایند کار کردن با دیگران و از طریق دیگران برای تحقق اثربخشی اهداف سازمانی از طریق استفاده کارآمد از منابع محدود در محیط متغیر پیشنهاد می کند» (ص۵۰).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اقتداری (۱۳۸۴) مدیریت را با تأکید بر جنبه وظایف، «عبارت از علم و هنر متشکل کردن، هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیتهای دسته جمعی برای رسیدن به اهداف مطلوب با حداکثر کارایی می داند» (ص۷۷).
دابرین و آندره (۱۹۸۹)، مدیریت را «فرآیند طراحی به منظور کسب اهداف از طریق استفاده از منابعی همانند منابع انسانی، منابع فیزیکی و منابع تکنولوژی تعریف می کند» (ص۴).
عسکریان (۱۳۷۲) مدیریت را عبارت از:
«ایجاد هماهنگی بین منابع و فعالیت های مختلف در حال و آینده در یک سازمان می داند. بدین گونه که این هماهنگی بین نیروهای انسانی در کنش های مختلف کاری، منابع مادی و سایر امکانات که یک مؤسسه برای رفع نیازهای خود و گسترش تولید، توزیع و مصرف بدان نیاز دارد به عمل می آید» (ص۷۰).
مطهری (۱۳۷۷) مدیریت را «مجهز کردن نیروها، تحرک نیروها، آزاد کردن نیروها و در عین حال کنترل نیروها و در مجرای صحیح انداختن آنها، سازمان دادن و حرارت بخشیدن به آنها می داند» (ص۱۵۲).
برای جمع بندی تعاریف مختلف شاید بتوان گفت مدیریت فرایندی متشکل از یک سلسله کارکردهای مستمر به هم پیوسته و مرتبط است که با استفاده هماهنگ از منابع انسانی و مادی مورد نیاز و مناسب که در یک سازمان فراهم آمده است و در جهت تعیین اهدافی خاص و تحقق کارآمد و اثربخش آن اهداف بکار گرفته
می شود.
کونتز (۱۹۸۸) نیز مدیریت را «مهمترین زمینه نظارت انسانی و حضور مدیر را به منظور طراحی محیطی که اعضا بتوانند به صورت گروهی با یکدیگر کار کنند و به اهداف تعیین شده دست یابند ضروری می داند» (ص۴).
با توجه به تعاریف مدیریت، بر این مبنا به تعریفی از مدیریت آموزشی در بستر سازمان های آموزشی می پردازیم.
مدیر آموزشی عبارت از فرایند اجتماعی مربوط به هویت دادن، نگه داشتن، برانگیختن، کنترل کردن و وحدت بخشیدن تمام نیروهای رسمی و غیر رسمی انسانی و مادی سازمان یافته در یک نظام واحد و یکپارچه می باشد که برای دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده طراحی شده است (پرداختچی، ۱۳۷۲، ص۱۱).
میر کمالی (۱۳۷۵) معتقد است که:
«مدیریت آموزشی فرایندی است اجتماعی که با بکارگیری مهارت های علمی، فنی، هنری کلیه نیروهای انسانی و مادی را سازماندهی و هماهنگ نموده و می خواهد با فراهم کردن زمینه های انگیزشی و رشد با تأمین نیازهای منطقی فردی و گروهی معلمان، دانش آموزان و کارکنان بطور صرفه جویانه به هدف های تعلیم و تربیت برسد» (ص۲۵).
شیرازی(۱۳۷۳)، مدیریت آموزشی را «هنر بکارگیری تمام توان سازمان در برنامه ریزی، سازماندهی و هماهنگی برنامه ها و فعالیت های آموزشی و پرورشی در جهت دستیابی هر چه مؤثرتر و کاراتر به اهداف سازمان، دانش آموزان و جامعه می داند»(ص۳۲۷).

ضرورت و اهمیت مدیریت آموزشی
پیچیده شدن و گسترده شدن سازمان های امروزی آن قدر با سرعت انجام می گیرد که اداره صحیح آنها، وجود فردی به نام مدیر را ضروری می نماید. امروز که عصر مدیریت و رهبری است گرایشهای مختلفی در مدیریت بوجود آمده است که در این میان مدیریت آموزشی نسبت به سایر آموزش ها از نقش مهمتری برخوردار است. نقش مدیر آموزشی با نقش یک شهردار فرق می کند. اشتباه یک شهردار در اجرای یک طرح ممکن است از نظر اقتصادی اثرات منفی بر جای گذارد، ولی سهل انگاری مدیر آموزشی در تربیت افراد منجر به شکل گیری نادرست شخصیت افراد می شود که می تواند به مرور تأثیر نامطلوبی بر کل جامعه بگذارد (میرکمالی، ۱۳۷۵).
گروه مشاوران یونسکو (۱۳۷۸) در مورد مسائل مربوط به نظام های آموزشی معتقد هستند که «با توجه به مسائل جدید و حادی که به نسبت های متفاوت در کشورهای گوناگون در حال وقوع است از جمله بیکاری دانش آموختگان، عقب ماندگی تکنولوژی، افزایش هزینه ها نسبت به درآمد، کاهش نسبی ظرفیت آموزشی در مقابل افزایش تقاضا برای آموزش، بایستی مدیریت آموزشی را تقویت کرد و به تقاضای اجتماعی برای آموزش پاسخ مثبت داد» (ص۸).
لذا می توان گفت رشد و توسعه نظام های آموزشی یکی از وجوه مشخص عصر ماست. این امر به ویژه در چند دهه اخیر در کشورهای جهان دوم به مسئله ای مهم مبدل شده است و نقش خطیر مدیر نظام آموزشی را به وظیفه ای سنگین و پرمسئولیت مبدل ساخته است (علاقه بند، ۱۳۷۸، ۱۰).
بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترقی، پیشرفت هر جامعه ای در گرو نوع و چگونگی فعالیتی است که در مدارس انجام می گیرد و اثر مدیریت، به عنوان رهبر آموزشی در مدرسه را نمی توان نادیده گرفت.
اهداف مدیریت آموزشی
وایلز (۱۳۷۲) اهداف اساسی و کلی مدیریت آموزشی را بدین شرح بیان می کند:
– شناساندن خود به اعضاء و شناختن خصوصیات اعضاء و تقویت نقاط مثبت از طریق تقدیر و تشویق به موقع
– تقویت خلاقیت ها و ابتکارات از طریق شرکت دادن اعضاء در تصمیم گیری های سازمان
– ایجاد روحیه مناسب در اعضاء و شرکت مطلوب در کار
– کمک فکری به اعضاء و کارکنان در یافتن راه حل های علمی برای انجام مقاصد و هدف های روشن و همچنین کمک در اجرای تصمیمات و ارزشیابی از نتایج کار (صص۶۰-۴۱).
صافی (۱۳۸۱) اهداف مدیریت آموزشی را موارد زیر می داند:
– یاری به اعضای سازمان برای درک و فهم بهتر هدفهای آموزش و پرورش
– کمک، راهنمایی، حمایت و تقویت اعضای سازمان
– کمک به اصلاح و بهبود جریان تعلیم و تربیت
– فراهم ساختن فرصت ها و امکان بروز استعدادها و خلاقیت های بالقوه کارکنان
– برقراری روابط انسانی مناسب و احترام متقابل بین مدیر و دیگر اعضای سازمان
– افزایش کارآمدی و اثربخشی سازمان آموزشی (ص۴۶).
۲-۳-۴- وظایف مدیران آموزشی
امروزه تقریباً همه صاحب نظران مدیریت، درباره وظایف عمده مشترک مدیران که شامل برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل است اتفاق نظر دارند ولی از آنجا که هدف اصلی مدیریت آموزشی، تسهیل و پیشبرد آموزش و یادگیری است مدیران آموزشی علاوه بر وظایف فوق، وظایف دیگری را باید انجام دهند. صاحب نظران مدیریت در مورد این وظایف نظراتی را ارائه داده اند که به تعدادی از این نظرات اشاره
می شود:
لی فام و هووئه (۱۳۷۰) تکالیف و وظایف مدیران مدارس را در رابطه با موارد ذیل می دانند.
برنامه ریزی – برنامه ستادی – پرسنل دانش آموزی – منابع فیزیکی و مادی – روابط مدرسه و اجتماعی (ص ۱۳).
بهرنگی (۱۳۷۳) قلمرو وظایف مدیران آموزشی را به شرح ذیل بیان می کند:
– نظارت و راهنمایی دبیران و معلمان
– برنامه ریزی (آموزشی و درسی)
– روابط اجتماعی و فرهنگی و مناسبات انسانی
– ایجاد و استقرار تغییر
– ارزشیابی (مطلق، نسبی، مرحله ای و پایانی)
– امور اجرایی
– رشد سازمانی و امور کارکنان
– میانجی و وساطت در حل مشکلات، بحران ها و تعارضات
– حسابرسی و کنترل امور مالی و بودجه و پشتیبانی تدارکاتی
– مشاوره و راهنمایی تحصیلی، شغلی و روحی و روانی دانش آموزان (ص۴۶).
کیمبرک (۱۹۷۶) پنج روش اداره عمومی که در وظایف مدیران آموزشی اجرا می شود را به صورت ذیل بیان می کند:
۱- مشخص کردن نیازها و پیگیری مسائل ۲- شروع و اجرای طرح ها ۳- کمی کردن پیشرفت ها
۴- جستجوی اطلاعات، تعیین منابع و تدارک مشاوران ۵- پیشنهاد خط و مشی، تنظیم فعالیت هایی که رخ می دهد، تقدیم طرح های مختلف (ص۹۲)
صافی (۱۳۸۱)، وظایف مدیران آموزشی را به پنج مورد عمده تقسیم می کند که عبارتند از:
امور دانش آموزان ۲- امور آموزشی و پژوهشی ۳- امور مالی و بودجه ۴- امور مربوطه همکاری اولیاء و مربیان ۵- امور ساختمان، تجهیزاتی، کارگاهی و آزمایشگاهی (ص ۱۰۶).
علاقه بند (۱۳۸۲)، وظایف مدیران آموزشی را به شرح ذیل بیان می کند:

برنامه آموزشی و تدریس – امور دانش آموزان
امور کارکنان آموزشی – روابط مدرسه و اجتماع
تسهیلات و تجهیزات آموزشی – امور اداری و مالی (ص۷۳)
بهرنگی (۱۳۷۳) به نقل از وایلز و جوزف وظایف و مسئولیت های مدیران واحدهای آموزشی را به شرح ذیل بیان می کند:
وظیفه مدیر مدرسه، پیوند دادن انتظارات مقرر سازمانی با نیازها و آرمان های کارکنان است به گونه ای که اهداف معین مدرسه به طور مؤثری به خود جامعه عمل بپوشاند.
وظیفه مدیر مدرسه آن است که بتواند محیط عمل خود را ببیند و رفتار خود را برای سازگاری با شرایط سیاسی تطبیق دهد.
کنترل و ارزیابی از کارکنان و دانش آموزان به منظور آگاهی از انحرافات اجتماعی و اطمینان از اینکه

دیدگاهتان را بنویسید