تحقیق رایگان با موضوع تماشاگران، تحقیق کیفی، روش تحقیق، تحلیل داده

دانلود پایان نامه

پرده‌ای که تصویری از یک باغ را روی آن نقاشی کرده‌اند، شمایلی از واقعیت به شمار می‌رود؛ اما باید به خاطر داشت که این نقاشی به نوبه خود می‌تواند از سوی تماشاگران به عنوان نماد بهار یا خزان تأویل شود.
اما هم‌چنان‌که آمد آشکارترین کارکرد دکور؛ یعنی ترتیب فنی فضای معماری صحنه در ارتباط با سالن نمایش، کارکردی اطلاعاتی، شمایلی است: دکور مکانی را که رویداد درام در آنجا رخ می‌دهد تصویر می‌‌کند؛ و با مشخص کردن مکان و دوره تاریخی؛ جایگاه اجتماعی بازیگران و بسیاری از جنبه‌های بنیادین درام؛ بیشترین داده‌های پایه‌ای تعریف را برای تماشاگران فراهم می‌آورد تا مخاطبان تئاتر، نمایش را بهتر درک کنند.
طراح صحنه، با گزینش مکان‌های واقعی خارجی یا داخلی، آن‌ها را به عناصری معنارسان بدل می‌کند که در تحلیل نهایی، همان کارکرد مکان‌هایی را دارد که وی تنها بر پایه تخیلش می‌سازد.
۴-۲-۴-۲- نورپردازی
کاربرد نور، در میان نظام‌های دیداریِ دلالت در درام نقشی فزاینده است. در کارکرد شمایلی، نور‌پردازی، روز و شب بودن و نورانی یا کم‌نور بودن مکان و مانند آن را معین می‌کند که البته در مقابل آن از جنبه‌های نمادین نور نیز نمی‌توان غافل بود.
۵-۲-۴-۲- چهره‌آرایی و طراحی لباس
چهره‌آرایی یا گریم و طراحی لباس نیز از جمله عواملی است که شخصیت محوری نمایش را در واقع‌گرایی نمایش یاری می‌‌دهند. بدیهی است موهای سفید، تاج، کلاه نمدی و یا زیورآلات هم‌چنان‌که می‌تواند به عنوان نشانه و شمایلی از پیری، پادشاهی، روستایی بودن و زیبایی تلقی شوند به همان اندازه نیز می‌تواند نماد کسوت، قدرت، درک پایین و ساده بودن و یا ثروت و مکنت نیز باشند.
مارتین اسلین در این باره معتقد است: «چهره‌آرایی و لباس می‌تواند در افزایش تأثیر نظام‌های نشانه‌ای حالت بیانی چهره، اداها و اشاره‌ها و حرکت نقش مهمی را بازی کند. با کلاه‌گیس، برش لباس و نوع کفش می‌توان قد و پهنای بازیگر (یا ارج و پایگاه آن شخصیت) را افزایش یا کاهش داد. می‌توان او را وا داشت که حرکاتش را بیشتر یا کمتر کند. می‌توان شیوه راه رفتنش را دگرگون کرد. همه این جزئیات در سطح شمایلی و نمادین و نمایه‌ای دلالت و معنا دارد.
۶-۲-۴-۲- موسیقی و آواز(صدا)
صدای آبشار، رعد و برق و بوق‌های ممتد ماشین‌هایی که در ترافیک مانده‌اند، همه، نشانه و شمایلی از دنیای واقع‌اند. در حقیقت این اصوات برای واقعی‌تر جلوه‌دادن صحنه نمایش و آماده‌سازی زمینه ذهنی تماشاگران جهت قرار گرفتن در فضای داستان به کار گرفته می‌شود.
بدیهی است در سبک رئالستیک و واقع‌گرا تلاش می‌شود در برگزیدن موسیقی صحنه از عوامل طبیعی و یادآور واقعیت خارجی استفاده شود .به عنوان نمونه در یک نمایش حماسی و یا صحنه‌ای که اسب‌ها قرار است از میدان جنگ بگریزند، از موسیقی یکنواخت صدای نعل اسبان استفاده می‌شود و یا صدای زنگ شتران که نمایه‌ای از گذر کاروان از صحرا است.
۷-۲-۴-۲- شخصیت‌افزار (آکسسوار)
شخصیت‌افزار یا آنچه که به آن آکسِ‌سوار می‌گویند نماینده عناصر، وسایل و موادی است که انسان‌ها در زندگی عادی و روزمره خود از آن‌ها استفاده می‌کنند، بدین‌منظور یک تخت خواب همراه با یک آباژور کوتاه، نشانه‌ای شمایلی از اتاق خواب یک منزل است.
مارتین اسلین منتقد انگلیسی تئاتر می‌نویسد: «وسایل صحنه ـ مانند مبلمان، ابزارها، وسیله‌ها و دیگر چیزهای جابه‌جاشدنی که در مکان دراماتیک یافت می‌شود و شخصیت‌ها آن‌ها را به کار می‌برند ـ بخشی از طرح کلی صحنه به شمار می‌آید. اشیای واقعی مانند میز، صندلی و شمشیر که در این زمینه به کار می رود، همچون کسان واقعی که شخصیت‌ها را نمایش می‌دهند، جنبه‌ای دو گانه دارد: صندلی که در نمایش هملت به کار می‌رود، نشانه‌ای است از یک صندلی تخیلی در قصر السینور در گذشته‌ای اسطوره‌ای و بنابراین به گونه‌ای نقش بازیگری دارد؛ ولی هم‌زمان، شاید خود آن صندلی برای تماشاگر زیبا و ستودنی باشد، زیرا شاید به دید او طراحی‌اش بسیار چشم‌نواز بیاید یا حتی صندلی‌ای واقعی از آنِ دوره‌ای تاریخی باشد که در تماشاگر این اندیشه را پدید آورد که کاش آن صندلی از آنِ او بود. اشیایی که بازیگران در دست می‌گیرند و اثاثی که به کار می‌برند نیز شاید معنای نمادین مهمی داشته باشد: تاج را می‌توان نشانه پادشاهی شمرد… یا نامه‌ای را می‌توان نمادی از سقوط و نابودی قهرمان دانست.»
۸-۲-۴-۲- رنگ‌های صحنه
هیچ رنگی روی صحنه؛ یعنی در صحنه‌آرایی، نورپردازی و بازیگرافزار نباید بی‌هدف انتخاب شود. رنگ‌ها هم‌چنان‌که شمایلی از رنگ‌های روزمره به حساب می‌آیند نمادی از شادی‌ها، ناکامی‌ها و یا بدبختی‌های مردم یک سرزمین‌اند. این رنگ‌ها که در ابتدا همانند بسیاری از عناصر زندگی واقعی، شمایلی و بر دلالت صریح قرار داشتند با گذشت زمان و تغییر و تحولات زندگی، تبدیل به نشانه‌های نمادین و نمایه‌ای شدند. رنگ قرمز مثلاً در تعزیه ایرانی و لباس شمر، نمادی از بی‌رحمی و شقاوت شد و رنگ سیاه بر تن فرزندان ابی‌عبداالله‌(ع) نمادی از خاکساری و عزاداری برای پدر. پوشیدن لباس سفید از سوی زن می‌تواند نمایه‌ای از عروس شدن او باشد و یا فراک بلند و سفید یک مرد بر پزشک یا پرستار بودن او. در هر صورت رنگ می‌تواند در رمزگشایی عناصر صحنه و درک و انتقال پیام نمایش به بینندگان و تماشاچیان نقش مهمی ایفا کند.
۹-۲-۴-۲- تماشاگران
تماشاگر یکی از ارکان و عناصر نمایشی است که به عنوان مصرف‌کننده تئاتر در یک سوی نمایش قرار می‌گیرد. به طور کلی در نمایش دوگونه تماشاگر وجود دارد: یکی تماشاگر شاهد است که هیچ دخالتی در جریان نمایش نمی‌کند و همچون تماشاچی سینما به صحنه خیره می‌شود و به تجزیه و تحلیل ذهنی داستان می‌پردازد و دیگری تماشاگر شریک۳۲ است که نقش او تنها به دیدن منحصر نمی‌شود؛ همچون کار شعبده‌بازان که با تماشاچیان صحبت می‌کنند و از آن‌ها می‌خواهند که مثلاً داخل کلاه را به خوبی مشاهده کنند.
نکته مهم در مورد تماشاچیان تئاتر این است که تولیدکننده و مصرف‌کننده هم‌زمان و هم‌مکان هستند و این هنر تنها هنر زنده از این دست به شمار می‌رود.
هدف تمام عوامل اجرای یک نمایش انتقال پیام و یا طرح سؤال در ذهن تماشاچی است؛ بنابراین این عناصر نمایشی باید طوری چیده و اجرا شوند که دو مسئله توانش دریافتگران در درک پیام و از بین بردن اختلال پیش‌بینی‌شده در ممانعت از رسیدن پیام به تماشاچی را قبلاً و در حین نمایش در نظر بگیرند.
کارگردان باید بداند که چه وقت باید از دلالت صریح و چه هنگام از دلالت ضمنی استفاده کند.
افزون بر این، تماشاگر باید با فنون عرضه آن جهانِ ویژه در درام نیز آشنا باشد؛ بنابراین تماشاگر باید پایه قواعد دراماتیک یا سینمایی آن رسانه ویژه نمایشی را نیز بداند. از‌این‌رو می‌توان این گونه نتیجه گرفت که قواعدی که نمایش را برمی‌سازد و توان تماشاگر را برای فهم و رمزگشایی نشانه‌های درون آن برمی‌انگیزد، در دو دسته یکسر جدای از هم جای می‌گیرد:
۱. قواعد ویژه فرهنگ، تمدن یا جامعه بازیگران و تماشاگران؛ یعنی قواعد فرهنگی و رفتاری و ایدئولوژیک زندگی بشر.
۲. قواعد چیره بر اجرای نمایش دراماتیک؛ یعنی قواعد خاص دراماتیک یا نمایشی.
از سوی دیگر تأویل هر تماشاگر از نمایش و معنای فراگیر آن نیز به عوامل چندی بستگی دارد که در سرشت خود او نهفته است: از جمله حس و سلیقه دیداری درباره لباس و ابزار صحنه؛ گرایش فردی به ویژگی‌های جسمانی یک بازیگر؛ یا در کوتاه سخن، گرایش‌های ویژه هرکس.
۱۰-۲-۴-۲- جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
هرچند بنیاد نمایش واقع‌گرا بر نشانه شمایلی است؛ با این حال هیچ‌گاه نمی‌توان از شمایل، نمایه یا نماد ناب سخن گفت؛ چه اینکه دلالت نشانه در تئاتر بسته به زمان، مکان و قلمروی فرهنگی و نیز فرهیختگی مخاطب متفاوت خواهد بود.
باید تأکید شود که اجرای تئائری در کلیّت خود نمادین است؛ زیرا فقط از طریق قرارداد است که تماشاگر رویدادهای صحنه را در حکم چیزهایی غیر از خودشان تلقی می‌کند…
بنابراین می‌توان گفت که در روی صحنه نقش‌های نشانه‌ای نمادین، شمایلی و نمایه‌ای به طور هم‌زمان و همراه با هم حضور دارند: همه شمایل‌ها و نمایه‌ها در تئاتر الزاماً مبنای قراردادی دارند.»
۵-۲ –سوالات تحقیق
سوال اصلی :
آیا تعزیه بر تبلیغ و ارتباطات دینی در ایران تاثیر دارد؟
سوالات فرعی :
۱- اجزای تعزیه چیست؟
۲- کارکرد تعزیه درایران چگونه است ؟
۳- تاریخچه تعزیه وتبلیغ دینی در ایران به چه ترتیبی است ؟
فصل سوم – روش تحقیق
۱-۳- روش کیفی
۲-۳- شیوه جمع آوری داده ها
۳-۳- شیوه تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۳- تعاریف عملیاتی
۵-۳- قابلیت اعتماد
۱-۳- روش کیفی
به طور کلی تحقیق کیفی با داده هایی سر و کار دارد که واقعیت های مورد مطالعه را به صورت کلامی، تصویری و امثال آن نمایان کرده و مورد تحلیل قرار می دهد. این نوع تحقیق بر معنایی که افراد ذیربط (شرکت کنندگان درفرآیند اجرای تحقیق) از پدیده مورد مطالعه در ذهن دارند،تاکید دارد.
۱-۱-۳ – درآمدی بر روش کیفی
پژوهشگران روش کیفی می کوشند تا پدیده های مورد مطالعه را در شرایط طبیعی شان بررسی کنند. در تحقیق کیفی مجموعه ای از شواهد تجربی گردآوری می شود. از جمله داده های مصاحبه، تجربه های شخصی، زندگی نامه، مشاهده مستقیم، اسناد تاریخی، و متون تصویری.
روش تحقیق کیفی در رشته هایی نظیر روانشناسی، جامعه شناسی، تاریخ، انسان شناسی و قوم نگاری، علوم سیاسی و اجتماعی کاربرد دراد و از این رو پژوهش کیفی رویکردهای میان رشته ای برای شناخت جامع تری از پدیده ها را در اختیار پژوهشگر می گذارد.
یکی از موضوعات حائز اهمیت در روش تحقیق کیفی دسترسی به اعضای نمونه است. زیرا بحث می شود که در این روش پژوهشگر باید به عنوان عضوی از اعضای نمونه در فضای جمع آوری داده ها تلفیق شود و شرایط را حس کند. زیرا بخش عظیمی از تحلیل داده ها برخاسته از واژگان است. در پژوهش های کیفی هم نیز مانند روش کمی بعید است بتوان داده ها را از تمام کیس های مورد نظر جمع آوری کرد. در اینجا روش گرد آوری داده ها به ندرت احتمالی یا تصادفی است. در واقع روش انتخاب نمونه “هدفمند” است . مبتنی بر هدف پژوهش است. البته یک برتری نسبت به روش هایگرد آوری داده در روش های کمی دارد و اینکه این تکنیک ها به ندرت “انعطاف ناپذیرند” . به عبارتی با تحقق به یک “چارچوب خاص” همانند پژوهش های کمی شروع نمی شوند زیرا ممکن است در طول انجام تحقیق راه های جدیدی کشف شود و برخی نیز معتقدند در آغاز پژوهش نیازی نیست همانند روش های کمی تعداد اعضای نمونه را دقیق اعلام کنید. البته استراتژی های معتبری برای انتخاب نمونه در روش

دیدگاهتان را بنویسید