بزهکاری کودک و نوجوان

موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان ،یک حوزه مطالعاتی مهم و گسترده است که کمتر به آن پرداخته شده است .اگرچه شمار اندکی از دانشگاهیان، متخصصین تعلیم و تربیت ، روان­شناسان و حقوقدانان ، توجه خود را به سئوالات اساسی در مورد ماهیت جرایم کودکان و نوجوانان معطوف نموده­اند، اما بخش­ اصلی سیاست­گذاران جامعه نسبت به این امر مهم بی­توجه بوده و یا اساساً قادر به درک یکی از مهمترین قشر جامعه یعنی کودکان و نوجوانان نبوده و نیستند .همواره بزهکاری در بین کودکان و نوجوانان وجود داشته ، ولی از اوخر قرن 19، تخلف و قانون شکنی این گروه سنی در کشورهای بزگ صنعتی، جلب توجه نموده است. مفهوم بزهکاری در اوایل قرن 20 شکل گرفت، تا قبل از آن ، با متخلفین جوان و مجرمین بزرگسال، رفتاری تقریباً یکسانی می­شد. جایگاه ویژه برای «کودکی»، در طول قرن­ها و به آهستگی تکوین یافت. زندگی خانوادگی اولیه شامل رسومی چون اقتدار بی­چون و چرای پدر و انضباط شدید و جدی بود. از کودکان انتظار می­رفت که در سن کم، نقش­های بزرگسالانه را به عهده گیرند. باظهور هر نشانه­ای از عدم اطاعت یا بدرفتاری ، کودکان به شدت مجازات می­شدند. در چنین وضعیتی طبیعی بود که با قانون کلی آنان با شدن بیشتر برخورد شود. با گذشت زمان و تحول فکر و اندیشه و تغییر در ساختار خانوادگی ، همچینن تغییرات نظری در عرصه­های جرم و بزهکاری ، گام­هایی در جهت کاهش مسئولیت کودکان در قوانین جزایی برداشته شد و با ایجاد دسته بندی مجزا برای بزهکاری ، از بزهکاری در برابر تأثیرمنفی مجرمان بزرگسال حمایت گردید. مطالعه بزهکاری کودکان و نوجوانان، هنگامی اهمیت می­یابد که به ماهیت پویای نوجوانی و فشار موجود در جامعه بر نوجوانان توجه کنیم. مواد مخدر، تضاداقتصادی و اجتماعی، فقر، جنگ ، بیکاری و … همگی از جمعیت نوجوان قربانی می­گیرند.کودکان و نوجوانان به دلایل خانوادگی ، تربیتی، فرهنگی حتی سیاسی ممکن است به رفتارهای بزهکارانه ، سوق داده شوند. [1] آنچه مسلم است بزهکاری کودکان و نوجوانان در سطح جامعه پراکنده است و مختص گروه و طبقه خاصی نیست و به علاوه برخلاف بزرگسالان، بزهکاری از پلیدی فکر آنان نشأت نمی­گیرد بلکه عوامل خانوادگی  و تربیتی ، معظلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و در بسیاری از موارد هم بی­تجربگی و جوانی ، سادگی و یا شیطنت­های کودکی و جوانی که اقتضای سن آنان است، علت قانون شکنی آنان است. هرگاه خانواده و جامعه نسبت به کودکان و نوجوانان ، بی­توجه و سهل­انگار باشند و کودکی به بزهکاری روی آورده و به زندگی ناسالم عادت کند ، در بزرگسالی احتمال بازگشت به اجتماع و اصلاح وی تقریباً غیر ممکن است به همین جهت است که تمام تلاش حقوقدانان، جرم شناسان و جامعه شناسان، یافتن نظام قضایی و تربیتی ویژه­ای برای بزهکاری خردسال و نوجوان است و این تلاش ها ارائه­ی راه حل­ها و الگوهای خاصی برای تربیت و جایگزینی مجازات است که منجر به تصویب مقررات خاصی در قوانین کشورها و قوانین بین المللی شده است. بزهکاری نوجوانان به دلیل اهمیت ویژه­ای که دارد، تحت نظارت مجریان قانون، دادگاه اطفال و دستگاههای اصلاح و تربیت که در مجموع «نظام دادرسی نوجوانان» را تشکیل می­دهند، قرار می­گیرد. آن­ها ممکن است توسط پلیس بازداشت شوند، پرونده­هایشان در دادگاه اطفال یا دادگاه خانواده مورد رسیدگی قرار گیرد و به محلی که برای اصلاح کودکان دچار مشکل، تأسیس شده است، فرستاده شوند.

[1]– نجفی توانا، علی، نابهنجاری و بزهکاری اطفال و نوجوانان از منظر جرم شناسی، تهران، انتشارات راه تربیت، 1382، ص 25 .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان

Published on :Posted on