عمومی

پایان نامه باورهای خودکارآمدی

دانلود پایان نامه

که به احساسات شما احترام نمی گذارند یا قبولتان ندارند دوری کنید.
۸-دو برابر آنچه حرف می زنید گوش کنید .
۹-به ارتباطات غیر کلامی اهمیت دهید ،وقتی با دیگران ارتباط برقرار می کنید به چهره اش نگاه کنید ،به لحن صدایش توجه کنید ،علایم تن گفتاری (حرکات بدن) را به ذهن بسپارید و آنها را مد نظر قرار دهید.
۱۰-بدانید بهبود هوش هیجانی به زمان نیاز دارد .صبر و حوصله کنید .عجله نکنید. .(همان منبع، ۵۲-۵۳)

ب-بخش دوم :خودکارآمدی
مفهوم خود :

یکی از موضوعات مهمی روان شناسی خود می باشد که نقش مهمی در رشد شخصیت فرد دارد . نظریه پردازان هر یک نظرات مختلفی در مورد خود مطرح نموده اند که به بعضی از این نظریه ها اشاره می کنیم .
نظریه پردازانی همچون مید (۱۹۳۴) و کولی (۱۹۲۰) معتقدند که مفهوم خود افراد تحت تاثیر دیدگاهی است که دیگران در مورد آنها دارند و در این رابطه کولی اصطلاح خود در آینه را برای این موضوع بکار برده است . مورفی (۱۹۴۷) خود را به منزله فردیت می داند آنگونه که توسط فرد شناخته شده است .ویلیام جیمز مفهوم خود را به دو بخش تقسیم کرده است : خود مفعولی مجموعه چیزهایی است که شخص می تواند آن را متعلق به خود بداند و شامل توانائیها ، خصوصیات اجتماعی و شخصی و متعلقات مادی است. خود فاعلی ، دائما تجارب حاصل از ارتباط با مردم ، اشیاء و وقایع را به نحوی کاملاً سازمان یافته، تفسیر می کند. جرسیلد (۱۹۶۰) خود رامجموعه ای از افکار و عواطف که باعث آگاهی فرد از موجودیت خود می شود، تعریف می کند ( رفیعیان ، ۱۳۷۹)

در واقع خود را شامل تمام ادراکات ، عواطف ، ارزش ها و طرز تفکر فرد می داند.خود از نظر فروید منطقی ، عقلانی ، در مقابل تنش مقاوم و قوه اجرایی شخصیت است همچنین خود بیانگر رشد ادراکی و مهارتهای شناختی و توانایی درک بیشتر در شرایط پیچیده تر است . برای مثال فرد می تواند در مورد آینده و آنچه در طولانی مدت بهترین است، بیندشد . (پروین ۱۹۸۹ ، ترجمه جوادی و کدیور، ۱۳۷۴ )
مفهوم خویشتن مهمترین مفهوم در نظریه راجرز است . از نظر راجرز هر فرد رویداد ها و تجارب پیرامون خود را دریافت می کند به آنها معنا می بخشد که این مجموعه ادراکی و معنایی ، میدان پدیداریی فرد را تشکیل می دهد . قسمتی از این میدان به نام خود یا من ، خویشتن فرد را تشکیل می دهد . راجرز مفهوم خود پنداره را برای معرفی الگویی سازمان یافته از تجارب استفاده می کند . در نظریه راجرز خویشتن تغییر می کند ولی خصوصیات سازمان یافته و یکپارچه آن حفظ می شود و خویشتن هر فرد به منزله فرد کوچکی در درون فرد نیست که رفتار او را کنترل کند . مجموعه تجارب و ادراکات هر فرد (خویشتن ) در حوزه آگاهی فرد است به عبارتی خود پنداره هوشیار است( همان منبع)
به عقیده راجرز سازمان خود بر اثر تعامل فرد با محیط پیرامون خود و از طریق ارزشیابی فرد در تعامل خود با دیگران شکل می گیرد . کودک به تدریج رشد می کند مفاهیمی را درباره خود ، محیط و ارتباط خود با محیط به وجود می آورد و مجموعه ای از ارزشها را تشکیل می دهد که یا خود تجربه کرده است یا از دیگران یاد گرفته و بر اساس این نظام ارزشی ، تجاربی را که برای خود تعانی بخش و رشد دهنده می بیند با ارزش می داند . ولی تجارب منفی تهدید کننده خود را منفی ارزیابی می کند . بنابراین در این نظریه رشد خود پنداره بر اثر تعامل فرد و اطرافیان و ارزشیابی دیگران از فرد ، شکل می گیرد که از نظر راجرز علت این امر ، نیاز شدید فرد به توجه مثبت است و توجه مثبت غیر مشروط یکی از شرایط لازم برای تحول خود پنداره است ( فراهانی، ۱۳۷۸) .
چنانچه والدین توجه غیر مشروط و مثبت به کودک داشته باشند و کودک احساس کند که والدین ارزش برای او قائل هستند دلیلی بر انکار تجربیاتش وجود ندارد اما چنانچه والدین توجه مشروط به کودک داشته باشند هرگاه کودک تجاربش را با خود پنداره خود در تعارض و ناهماهنگ ببیند آنها را انکار می کند .در نظریه شناختی – اجتماعی مفهوم خویشتن ساختار ثابتی ندارد ، بلکه به صورت مجموعه ای از فرایند های شناختی است . مفهوم خویشتن شامل فرایندهایی است که بخشی از کارکرد روانی فرد را تشکیل می دهد . فرد یک ساختار واحدی به نام خویشتن ندارد بلکه دارای فرایندهای است که بخشی از وی را تشکیل می دهد . در این نظریه انسان دارای چندین خود پنداره است که از زمانی به زمان دیگر و در موقعیت های مختلف تغییر می کند . ( پروین ، ۱۹۸۹ ، ترجمه جوادی و کدیور ، ۱۳۷۴ ) .

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوع پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و یادگیری الکترونیکی

دیدگاه شناختی اجتماعی :
یکی از نظریه های مهم روان شناسی یادگیری که هم جنبه رفتاری دارد و هم جنبه شناختی ، نظریه شناختی – اجتماعی است که واضح این نظریه آلبرت باندورا می باشد . روانشناسان رفتار گرا بیشتر بر محرکهای بیرون از فرد به عنوان عوامل کنترل کننده رفتار تاکید می کردند ، در مقابل روانشناسان شناختی برای فرایندهای شناختی اهمیت قائل می شوند . نظریه شناختی – اجتماعی هم عوامل بیرون از انسان (عوامل محیطی) و هم عوامل شناختی درون انسان را در کنترل رفتار موثر می داند . بر اساس این دیدگاه ، انسان نه به وسیله نیروهای درونی رانده می شودو نه محرکهای محیطی او را به سوی عمل سوق می دهد، بلکه کارکردهای روانشناختی بر حسب یک تعامل دو جانبه بین فرد و عوامل محیطی تبیین می گردد .طبق نظریه باندورا ،محیط به خودی خود بر رفتار اثر نمی گذارد و تأثیر محیط بر افراد یکسان نیست بلکه نحوه عمل فرد بر یک محیط تعیین می کند که چه جنبه هایی از آن محیط بر فرد تاثیر خواهد گذاشت . (سیف، ۱۳۷۹ ).
در دیدگاه شناختی – اجتماعی به منظور فهم ساختار شخصیت باید به فرایندهای شناختی توجه نمود که در این دیدگاه دو مفهوم ساختاری ( خویشتن و اهداف ) اهمیت زیادی دارند . خویشتن مجموعه ای از فرایندهای شناختی است و انسان ساختار واحد مشخصی به نام خویشتن ندارد . در این دیدگاه انسان دارای چندین خود پنداره است که در زمان ها و موقعیت های مختلف تغییر می کنند . مفهوم خود کارآمدی یکی از ابعاد خویشتن است که توانایی ادراک شده افراد یا قضاوت افراد درباره تواناییهاشان در انجام یک وظیفه یا انطباق با یک موقعیت خاص می باشد . برداشت انسان از کارآمدی خود از طریق انتخاب فعالیت ها ، میزان تلاشی که برای یک موقعیت صرف می کند و الگوی فکری و واکنشهای هیجانی افراد هنگام انجام یک فعالیت بر عملکرد فرد تاثیر دارد . برداشت انسان از کارآمدی خود بر الگوهای فکری انگیزش ، عملکرد و برانگیختگی هیجانی فرد تاثیر می گذارد.
( پروین ،۱۹۸۹ ، ترجمه جوادی و کدیور، ۱۳۷۴ ).

یکی دیگر از مفاهیم باندورا خود تنظیمی است . از نظر بندورا رفتار انسان یک رفتار خود نظم داده شده است . فرد از طریق مشاهده رفتار ها یا تجارب شخصی معیارهای عملکرد را می آموزد که این معیارها انتظار تقویت از دیگران و تقویت از خود را مشخص می کند وقتی که معیارهای عملکرد مشخص شدند فرد تلاش می کند تا رفتار خود را مطابق با این معیارها تنظیم کند چنانچه فرد به این معیارها بر سد احساس رضایت و خشنودی می کند . اما زمانیکه عملکرد فرد پایین تر از سطح معیار ها باشد فرد احساس نارضایتی می کند که این احساس خشنودی از پیشرفت و نارضایتی ناشی از عدم دستیابی معیارها به عنوان یک عامل انگیزشی می باشد و مشوقی است برای کوشش هایی که فرد انجام می دهد . در این دیدگاه رفتار فرد بوسیله نتایج فوری نگهداری و حفظ نمی شود ، بلکه به وسیله انتظارات و نتایج مورد انتظار حفظ می شود و علاوه بر تقویت کننده های محیطی فرایند دیگری به نام تقویت خود وجود دارد که فرد خود را برای رسیدن به معیارها پاداش می دهد ( همان منبع )
تعریف ومفهوم خود کارامدی :
یکی از مفاهیم خویشتن در نظریه باندورا خود کارآمدی ادراک شده است . خودکارآمدی و عوامل موثر بر آن سالهاست که مورد توجه روانشناسان تربیتی و دیگر متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است آلبرت باندورا نیز یکی از نظریه پردازان دیدگاه شناختی – اجتماعی است که مکانیسم های بسیاری راکه نقش مهمی در انجام تکلیف و عملکرد افراد دارند مورد پژوهش قرار داده است که خودکارآمدی و باورهای افراد از تواناییهایشان را مهمترین عامل تاثیر گذار بر عملکرد انسان می داند. (امینی ،۱۳۸۵)
در نظریه شناختی – اجتماعی، خود کارآمدی به توانایی ادراک شده فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته می شود. باندورا(۱۹۷۷،۲۰۰۰) خود کار امدی را اینطور تعریف می کند :”خود کار امدی به باور های افراد به توانائی های خود در انجام وظایف بطور موفقیت آمیز اشاره دارد”.باور های خود کار امدی پیامد فرایند مقایسه ،ترکیب و ارزیابی اطلاعات در مورد توانائی های فرد می باشد که بر انتخاب ،میزان تلاش برای انجام وظایف اثر می گذارد(گیست ، ۱۹۸۷٫به نقل از عبداللهی ونوه ابراهیم،۱۳۸۵)

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درمورد پیشرفت تحصیلی

نقش خودکارآمدی در عملکرد :
بر اساس نظریه شناختی -اجتماعی باندورا، باورهای خود کارآمدی بر انتخابهایی که افراد دارند و رشته هایی از عمل که دنبال می کنند تاثیر دارد . افراد گرایش به مشغول شدن و پرداختن به کارهایی دارند که احساس قابلیت و اطمینان دارند و از کارهایی که نسبت به آنها احساس قابلیت و توانایی ندارند دوری می کنند . باورهای خودکارآمدی به تعیین اینکه افراد چه مقدار وقت صرف یک فعالیت می کنند ، چه مدت زمان در مقابل موانعی که با آن مواجه می شوند پشتکار دارند ، چه مقدار در مقابل موقعیت های متضاد و مخالف انعطاف دارند کمک می کنند .پاجارس و میلر (۱۹۹۴) معتقدند یک حس خودکارآمدی بالا باعث تلاش ، مقاومت و انعطاف بیشتری می شود همچنین در مقدار استرس و اضطرابی که افراد موقع انجام یک فعالیت تجربه می کنند تاثیر دارد و نهایتاً باورهای خودکارآمدی بر سطح موفقیت افراد تاثیر دارد. بر طبق نظریه شناختی – اجتماعی قضاوت افراد از توانایی هایشان برای موفقیت در یک تکلیف خاص به طور قوی بر انگیزش و رفتار انسانی تاثیر دارد .افراد با خودکارامدی بالا معتقدند که قادرند به طور موثری از رویدادهای زندگی خود بر آیند ونسبت به کسانیکه خودکارآمدی پایین تری دارند انتظار موفقیت بیشتری از خودشان دارند . این افراد در تردیدهای خود غرق نمی شوند و به تکالیف دشوار به عنوان چالش نگاه می کنند نه به عنوان تهدید و معمولاً دنبال چالش هستند( به نقل ازامینی، ۱۳۸۵)
عملکرد افراد به شدت متاثر از عقاید خود کارآمدی آنان است . خودکارامدی به مهارتهای افراد مربوط نمی باشد بلکه به آنچه شخص باور دارد و تحت شرایط خاصی می تواند انجام دهد مربوط می شود . افراد مختلف با توانایی های یکسان و مشابه در شرایط مختلف بسته به پایین یا بالا بودن عقاید کارآمدی ممکن است ضعیف ، متوسط یا خوب عمل کنند . مهارتها به راحتی تحت نفوذ شک و تردید فرد نسبت به خود قرار می گیرد به همین خاطر یک فرد توانمند ممکن است به دلیل عدم اعتماد به توانایی و شایستگی خود از توانایی خود به نحو مطلوبی استفاده نکند . بنابراین هم مهارت و هم باورهای خودکارآمدی برای عملکرد موثرمورد نیاز می باشد . اما در میان این مکانیسم ها باور افراد در مورد توانایی هایشان برای کنترل بر سطح عملکرد از همه پر نفوذ تر و مهمتر است . باورهای خود کارآمدی بر احساس تفکر ، چگونه برانگیخته شدن آنها و چگونگی رفتار افراد تاثیر می گذارد .خودکارآمدی افراد سطح انگیزش آنها را از طریق کنترل میزان کوشش و مدت زمان پا فشاری در مقابل موانع تعیین می کند به هنگام مقابله با دشواریها ، افرادی که به توانایی خود شک دارند ، کوشش های خود را کاهش داده و به سرعت به راه حل های سطح پایین ترتن می دهند .در مقابل افراد با خودکارامدی بالاتر در غلبه بر چالش ها ، کوشش بیشتری را اعمال می کنند و هر چه خودکارامدی بالاتر باشد ، سریعتر از خود تردیدهای حاصل از شکست بهبود می یابد و به میزان و زمان کوشش می افزاید . بنابراین با توجه به آنچه گفته شده خودکارآمدی باعث افزایش تلاش ، پشتکار و انگیزش فرد می شود و از موثرترین عوامل تعیین کننده عملکرد افراد می باشد که نظریه پردازان شناختی – اجتماعی به آن پرداخته اند . (نجفی،۱۳۸۰٫ به نقل از تقدیری،۱۳۸۶)
اثرات خود کارامدی بر کارکردهای روان شناختی
الف) اثر خودکارآمدی بر سطح انگیزش: خودکارآمدی درک شده نقش تعیین کننده ای بر خود انگیزشی(Self- Motivation) افراد دارد. زیرا باور خودکارآمدی بر گزینش اهداف چالش آور، میزان تلاش و کوشش در انجام وظایف، میزان استقامت و پشتکاردر رویارویی با مشکلات و میزان تحمل فشارها اثر می گذارد. (لاک لاتهام ۱۹۹۰ وباندورا،۲۰۰۰ به نقل از عبداللهی و نوه ابراهیم ،۱۳۸۵)
باور خودکارآمدی از طریق این تعیین کننده ها بر رفتار انسان نقش اساسی را ایفا می کند. برخی تعیین کننده ها به شرح زیر است:
۱) انتخاب اهداف: خود کارآمدی به عنوان یک عامل تعیین کننده مهم درانتخاب اهداف پرچالش و فعالیتهای دشوار فردی عمل می کند. یک فرد معمولاً اهدافی را انتخاب می کند که در کسب موفقیت آمیز آنها، سطح معینی از توانایی را داشته باشد. براین اساس، افراد از فعالیتهای که توانایی انجام آنها را ندارند، اجتناب می کنند، این اجتناب به نوبه خود می تواند برای افراد در انجام فعالیت های چالش برانگیز و میزان تقویت مثبت بازخوردهای حاصل از آن محدودیت ایجاد کند. افرادی که به کارآمدی خود باور دارند، اهداف چالش انگیز را انتخاب می کنند و از تجارب تهدید آمیز اجتناب می کنند و افراد با کار آمدی پایین از رویارویی با تکالیف، وظایف و اهداف مشکل پرهیز می کنند. افراد خود کار آمد بر اساس اهداف انتخابی، خود را موظف به تعیین معیارهای عملکرد کرده و پس از آن به مشاهده و قضاوت درباره نتایج عملکرد خود می پردازند و درصورت مشاهده نا همخوانی بین سطوح واقعی و مطلوب عملکرد، آنان احساس نارضایتی کرده و این محرکی برای تعیین و اصلاح عمل در آنهاست. افراد از طریق انتخابها بر جریان زندگی شخصی و شغلی خود اثر می گذارند. آنان از موقعیتها، فعالیتها و به‌طور کلی انتخابهایی که باور دارند بیش از حد توان آنهاست، اجتناب می کنند و آن دسته از فعالیتهایی را انتخاب می کنندکه باور دارند می توانند از عهده آنان برآیند. افراد دارای احساس خودکارآمدی بالا، موقعیتها و اهدافی را انتخاب می کنند که ممکن است، ولی خارج از توان آنان نیست. باورهای خودکارآمدی در انتخاب های افراد همچون انتخاب رشته، حرفه، کلاس های پیشرفته تأثیر دارد و نقش مهمی در آینده شغلی و شخصی دارد.(عبداللهی و نوه ابراهیم ،۱۳۸۵)
باندورا (۱۹۹۷) بیان می کند که این بررسی بیشتر بر فرایند فعال خودکارآمدی که افراد از این طریق قادرند محیط مناسب را ایجاد نموده و روزانه بر تمام امور کنترل داشته باشند توجه می نماید .افراد بخشی از محصولات محیط خود می باشند از این رو باورهای خودکارآمدی شخصی می تواند مراحل زندگی را از طریق تاثیرات انواع فعالیتها و محیط های انتخابی شکل دهد . افراد از موقعیتها و فعالیتهایی که باعث افزایش توانایی خود می شود پیشگیری و اجتناب می کنند اما نسبت به فعالیتهای چالش دار معتهد هستند و توانایی خود را در این خصوص مورد ارزیابی قرار می دهد و عواملی چون اختلافات سازگاری ، علاقه و شبکه های ارتباطی اجتماعی را جهت تعیین مراحل زندگی از این طریق ایجاد می کنند .(به نقل از تقدیری،۱۳۸۶)

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوع بکارگیری روش و کیفیت زندگی

۲) کسب نتایج یا پیامدهای مورد انتظار: خودکارآمدی، همچنین نقش مؤثری در پیامدهای بالقوه مشوقها و بازدارنده های مورد انتظار دارد. پیامدهای قابل پیش بینی، عمدتاً به باورهای افراد در توانایی انجام فعالیتها در موقعیتهای مختلف وابسته است. افراد دارای کارآمدی بالا انتظار پیامدهای مطلوب از طریق عملکرد خوب را دارند ولی افراد دارای کارآمدی پایین، انتظار عملکرد ضعیفی را از خود دارند و در نهایت نتایج منفی یا ضعیفی را به‌دست می آورند.
باندورا (۱۹۹۷) اظهار می کند که فعالیتهای بی شماری وجود دارد که اگر به خوبی انجام شوند، پیامدهای مطلوبی به دنبال

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پاسخی بگذارید