ر به همراهی با خود نمایند. نظریه همنشینی افتراقی مؤید این دلیل است. در این نظریه، کجروی و انحراف اجتماعی ناشی از آن است که فرد رفتار نابهنجاری را در خلال فرایند جامعه پذیری و یادگیری فراگرفته و آن را از طریق همانندسازی یا درونی کردن ارزش ها، در درون خود جایگزین کرده است و به صورت رفتار بروز می دهد. در این تحلیل، خانواده، دوستان و گروههمسالانبیشتریننقشرابرعهدهدارندداوری،(۱۳۸۱).

گروه همسالان، بخصوص در شروع مصرف سیگار، بسیار مؤثرتر است. بعضی از دوستی ها صرفاً حول محور مصرف مواد شکل میگیرد.
تأثیر گروه همسالان، میتواند عامل مهمی در شروع مصرف مواد باشد و این تأثیرات لزوماً فشار مستقیم برای مصرف مواد نیستند بلکه شکل تطابق با هنجارهای گروه را به خود میگیرد. بنابراین، نوجوانان استفاده از مواد را به منظور اینکه خودشان را به عنوان عضوی از گروه خاص طبقه بندی میکنند شروع میکنند. این نشان میدهد که شبکه های اجتماعی میتوانند تأثیرات قدرتمندی بر مصرف اولیه مواد داشته باشند. همچنین همانندسازی با گروهی که داروهای قانونی مثل سیگار و الکل را مصرف میکنند میتواند مصرف داروهای دیگر را در اواخر نوجوانی افزایش دهد.(گراهام، ۲۰۰۸)
گروه‌‌‌های فرعی که از پذیرش اجتماعی نسبت به هم برخوردار گردیده‌اند، میتواند مشتمل بر نوجوانان و جوانانی باشد که با یک گروه فرعی منحرف مرتبط هستند و ارزش‌‌های آن گروه فرعی را پذیرفته‌اند. مارکویتز (۲۰۰۳) بیان کرده چنین طبقهای ممکن است دارای چنین خصوصیاتی باشد: ۱٫ دارای رفقا و شرکائی هستند. ۲٫ با همراهی و مشارکت دیگران دست به سرقت می‌زنند. ۳٫ به یک دسته و جمعیت خاص تعلق دارند. ۴٫ از منزل و مدرسه فرار می‌کنند. افراد متعلق به چنین گروه‌‌‌هایی، کمترین مشکل را در ارتباط با همسالان و هم گروه‌‌‌های خود دارند.
از سوی دیگر، تأثیر گروه همسالان در دوره بلوغ به اوج می‌رسد؛ یعنی دوره‌ای که این گروه سنی طبق سلیقه‌ها، نحوه پوشش، اصطلاحات، نهادها‌، ارزش‌ها و قهرمانان خود آماده شکل بخشیدن به یک خرده فرهنگ متمایز می‌باشد، گروه همسالان از طریق اعطای پاداش یا انتقاد و تحریم، در قبال همنوایی یا ناهمنوایی اعضا باهنجار‌‌های گروه، تأثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت اجتماعی آنان اعمال می‌کنند.(ستوده، ۱۳۸۸)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شواهد نشان میدهد افرادی که گرایش به سوءمصرف مواد دارند، ممکن است در عمل آن دسته از شبکه های اجتماعی را انتخاب کنند که با الگوی مشروبخواری یا مصرف داروی خودشان هماهنگی دارند. بنابراین، دو تبین کلی درباره نحوه ارتباط محیط اجتماعی با سوءمصرف مواد داریم. مدل تأثیر اجتماعی و مدل انتخاب اجتماعی. یک مطالعه طولی درباره ۱۲۰۰ بزرگسال که برای پیدا کردن بهترین مدل برای تبین رفتار مشروبخواری طراحی شد، شواهدی به نفع هر دو مدل پیدا کرد. در حقیقت تأثیر انتخاب اجتماعی قویتر بود که نشان میدهد اشخاص معمولاً شبکه های اجتماعی با الگوهای مشروبخواری مشابه با الگوی خود را انتخاب میکنند. شکی نیست که شبکه های انتخاب شده، مشروبخواری آنها را تأیید یا تقویت کند، در مورد نوجوانان هم نتایج مشابهی بدست آمده است.(کرنیک و همکاران، ۲۰۰۷، ترجمه شمسی پور، ۱۳۹۰)
(سلیمی‌و داوری ۱۳۸۸) در مورد نقش همنشینان بزهکار میگویند: احتمال بزهدیدگی افرادی که رابطه شخصی، اجتماعی یا شغلی نزدیکی با بزهکاران و مجرمان بالقوه دارند، بیش از افرادی است که این ارتباط را ندارند. احتمال کنش متقابل اجتماعی افرادی که در ویژگی‌‌های جمعیتی ـ اجتماعی با مجرمان بالقوه اشتراک دارند، با این دسته از مجرمان بیشتر است. همین امر نیز سبب می‌شود که احتمال بزهدیدگی این افراد، به دست آن مجرمان، فزونی یابد.
نقش مدرسه و دوران تحصیلی:
مدرسه:پس از کانون خانواده،مدرسه دومین سازمان اجتماعی است که میتواند در سازندگی شخصیت افراد ،سهم به سزایی داشته باشد،به ویژه وقتی پدران و مادران در برخورد با کودکان با شکست مواجه شده باشند،مدارس باید بار سنگین تری را عهده دار شوند. آگاهی مربیان نسبت به اصول بهداشتی روانی باعث می شود که کودکان در کلاس تشویق شوند و مشکلات زندگی روزمره خود را حل کنند و تصورات خود را در زمینۀ زندگی اجتماعی به محک آزمایش بگذارند.ولی اگر به اختلالات عاطفی توجهی نشوند و عوارضی بروز کند،غالبأ باعث ایجاد صدمات دایمی و ناسازگاری های فردی و اجتماعی میگردد.(فرجاد به نقل از شاه نظری ۱۳۹۰)
جنبه های مختلفی از آموزش و تحصیلات مانند، عملکرد تحصیلی، پیشرفت تحصیلی و رفتارهای فرد در مدرسه با مصرف مواد و سایر رفتارهای ضد اجتماعی همایند است.تعهد پایین که اغلب با رفتارهای ناسازگارانه در مدرسه، اخراج شدن از مدرسه و حاضر نشدن در کلاس نشان داده می شوند، خطر افزایش رفتارهای مشکل آفرین را به همراه دارد. تعهد نسبت به مدرسه معمولاً با دلبستگی به مدرسه و اینکه دانش آموز ارزش تحصیلات را چگونه ارزیابی می کند،بستگی دارد (جویسون به نقل از فودرگیل،۲۰۰۸). اخراج از مدرسه و ترک آن در گذشته در مصرف کنندگان هروئین دو برابر بیشر از افراد به هنجار و سالم بوده است.یکی از دلایل اینکه عملکرد ضعیف در مدرسه شکست در برابر انتطارات اجتماعی است. مصرف مواد یکی از راههایی است که فرد برای مقابله با ناکامی و نا امیدی ناشی از روبه رو نشدن با انتظارات اجتماعی و نقش پذیری به آن روی می دهد. موفقیت در نقش هایی همچون( اعضای خانواده،دانش آموز،کارمند و…) با سازگاری اجتماعی رابطه دارد.در تحقیق(فودرگیل و همکاران،۲۰۰۸) به این نتیجه رسیده شد که موفقیت در زمینه تحصیلی در مقطع های معینی به طور معنی داری با مصرف مواد در آینده رابطه دارد. اتمام کردن دبیرستان،خطر اختلالات بعدی در بزرگسالی را کاهش می دهد.
معلمین و مربیان مدارس ،بزرگترین مسؤلیت را به عهده دارند زیرا با شاگردان در تماس دایمی هستند. بنا براین معلمان و مربیان ،خود باید از نظر عاطفی و شخصیتی،آن قدر رشد کرده باشند که بتوانند در تربیت عاطفی کودکان موثر باشند،در حقیقت مربی در موقعیتی است که می تواند کودک را بسازد یا خرد کند. بنابراین می بینیم که شخصیت مربی و معلم،خود می تواند در رشد و در شکوفایی و شخصیت کودکان، نوجوان و جوانان و در نتیجه رشد و بالا رفتن فرهنگ یک جامعه، اثرات خوب یا بد داشته باشد.یکی از شرایط معلم خوب آن است که خودرا بشناسد زیرا تنها در این صورت است که می تواند شاگردان خود و نیازهای عاطفی، آرزوها، هدف ها و رفتار آنها را بشناسد و تنها در این صورت است که می تواند با نظر عینی ولی توأم با احساس همدردی نسبت به شاگردان خود، نیاز خود را بشناسد.از مسائل دیگری که باید در آموزش و پرورش کودکان مورد نظر باشد، همکاری مربیان و والدین است، متاسفانه غالبأ تفاهم و هماهنگی میان دو محیط خانه و مدرسه، این دو نهاد مهم اجتماعی، وجود ندارد.حقیقت این است که اگر در مدارس مدیریت و سازماندهی ماهرانهای وجود داشته باشد، می توان بسیاری از مشکلات را به کمک والدین وبالعکس به کمک مربیان و مدیران حل کرد.(فرجاد به نقل از شاه نظری ۱۳۹۰)

نقش آسیب ها و بیماری های روانشناختی
درحالی که شروع زود و سریع اختلال مصرف مواد با از پیش موجود بودن بعضی اختلالات در فرد مانند نقص توجه و بیش فعالی، اختلال سلوک، اختلال خلق و اضطراب مرتبط است. اما بعضی از تحقیقات، نمایانگر این هستند که بعضی از اختلالات مثل افسردگی اساسی بعد از اختلال مصرف مواد پدیدار میشوند و یا اینکه این نوع اختلالات خود عوارض مصرف مواد و یا تاثیر ژنتیکی ناشی از سوء مصرف مواد است.(بونستین و به نقل از هاهسی،۲۰۰۲)
ضعف روش های تحقیقی قبلی باعث ناکافی بودن توجه به توالی رشدی اختلالات دوران کودکی که خطر مصرف مواد در آینده را پیش بینی میکند، شده است .برای مثال در گذشته ارتباط و همبودی اختلال بیش فعالی و شروع زود رس اختلال مصرف مواد ثابت شده بود.(ویلنز و همکاران به نقل از،هاهسی،۲۰۰۲ ) با این وجود باید به توالی رشدی اختلالات دیگر در دوران کودکی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال سلوک، منفیگرایی و تاثیر آن بر شروع اختلالات مصرف مواد، توجه ویژهای گردد.طرح یا توصیف اختلالات روانی بعنوان پیش بینی کننده اختلال مصرف مواد، مهم یا حائز اهمیت است زیرا اگر اختلالات روانی پیشبینی کننده در کودکی دیده شد، میتوان با برنامههای پیشگیرانه در این کودکان از شروع مصرف مواد جلوگیری کرد. درمانگران بالینی باید بیشتر تلاششان بر روی درمان رفتاهای پرخاشگرانه و کنترل رشد اختلال مصرف مواد انجام دهند.(هاهسی و همکاران،۲۰۰۲ )
توالی اختلالات روانی با اختلال مصرف مواد بعنوان یک توالی رشدی اینگونه توصیف شده است که ابتدا بیشفعالی در اوایل کودکی شکل میگیرد که پس از این اختلال در اوایل نوجوانی، اختلال اضطرابی بوقوع میپیوندد . در اواخر نوجوانی اختلال مصرف مواد شروع میشود که در پی آن افسردگی یا اختلال دو قطبی در اوایل بزرگسالی شکل میگیرد. ۵۶% از بزرگسالانی که اختلال مصرف مواد دارند قبل از شروع آن بعضی از اختلالات روانی را داشته اند . اکثر کسانی که اختلال مصرف مواد دارند قبل از آن اختلالاتی همچون اضطراب، افسردهخویی، اختلال سلوک را داشتهاند. درمقابل اختلالاتی همچون اختلالات خلقی مثل افسردگی و اختلال دو قطبی بعد از شروع مصرف ایجاد میشود. یافتههای کرولی حاکی از این است که ۲۳% افرادی که اختلال مصرف مواد دارند یکی از انواع اختلالات اضطرابی را در دوران کودکی داشته اند. بعضی از تحقیقات قاطعانه رابطه بین اختلال سلوک وشروع مصرف مواد در نوجوانی را تائید کرده اند ( کروولی و همکاران به نقل از هاهسی ،۲۰۰۲) .زیربنای مکانیزمی که بین اختلالات آسیب شناسانه روانی و اختلال مصرف مواد ارتباط برقرار میکند، چندان روشن نیست؛ شاید این دلیل را بتوان مطرح کرد که افرادی که قبل از مصرف مواد بیماری روانی دارند، برای کاهش درد و بهبود احساس کفایت خود و بهبود نشانه های بیمارگونه یشان دست به خود درمانی می زنند،که از الگویی تبعیت میکنند،که آنها را به سمت اختلال مصرف مواد میبرد. افرادی که دچار بیماری روانی هستند،ممکن است تمایل زیادی به خود درمانی نداشته باشند اما فهم کمی نیز نسبت به عواقب مصرف مواد داشته باشند. این نوع افراد نسبت به سایر همسالان خود بینشپایین تری دارند و فرایند درمان اعتیاد آنها به مراتب سخت تر است.(خانتازان به نقل از هاهسی،۲۰۰۲).
محیط آسیب رسان مانند خانواده نابهنجار میتواند پیش بینی گر اختلالات روانی و سؤمصرف مواد باشد.این امکان نیز وجود دارد که اختلالات روانی روند پذیرش سؤمصرف مواد یا اعتیاد به مواد را تسریع کند.(ویسف،به نقل از هاهسی ،۲۰۰۲)
یکی از تبیین های روان شناختی که بر نارساییهای شخصیتی تأکید دارد، تبیین فروید است. فروید ساختار شخصیت را شامل سه لایه «نهاد»، «من» و «من برتر» می داند. «نهاد» همان نفس اماره و سرچشمه نیروی نفسانی است که هیچگونه قیدوبندی نمیشناسد. «من» هسته اصلی شخصیت و مبیّن آموزش و فراگیری واقعیات زندگی است. این بخش پیونددهنده «نهاد» و «مَن برتر» و ـ به اصطلاح ـ دروازهبان شخصیت است. «مَن برتر» شامل ارزش های اخلاقی و وجدانی فرد است که به تدریج با آموزش و پرورش و تأثیر عوامل محیطی ایجاد میشود. فروید معتقد است که عرصه زندگی انسان صحنه کشاکش دو نیروی «نهاد» و «مَن برتر» است. زمانی رفتار انحراف آمیز پیش میآید که «نهاد» در مبارزه با «مَن برتر» پیروز گردد.(کوئن، ترجمه ثلاثی، ۱۳۸۰) ژان برژه معتادان را از نظر شخصیتی و روانی به معتادان با ساختار «روان نژند»، «روان پریش» و «افسرده» حال تقسیم میکند. اما به طور کلی، تقسیم بندی دیگری وجود دارد که بیشتر روانشناسان پای بند آن هستند و آن تقسیم شخصیت معتاد به «نوروتیک»، «پسیکوتیک» و «سازمان نیافته» است. معتادان «نوروتیک» خودآزار و دیگرآزارند و دارای اختلال در روابط عاطفی و خانوادگی می باشند. از نظر روانی، این افراد با مصاحبه و رویارویی و نیز از طریق همدلی، اعتماد و اطمینان بخشیدن به آن ها باید تحت درمان قرار گیرند. معتادان «پسیکوتیک»، واقعیت گریز هستند، روانکاوی این گروه و کنترل پرخاشگری در آن ها بهترین راه درمان این گروه محسوب می گردد. معتادانی که دارای رفتار «سازمان نیافته» هستند، قادر به برقراری ارتباط با واقعیت ها نیستند و ناکامی های خود را معلول محیط اجتماعی و خانوادگی دوران کودکی خود می دانند و بسیار خیالپرداز هستند. این گروه نیز از طریق روانکاوی فردی و گروهی تحت درمان قرار میگیرند (رضایی، ۱۳۸۲). می توان نتیجه گرفت که هرگاه رشد روانی فرد به موازات رشد جسمی او انجام نگیرد و شخصیت فرد تکامل نیابد، فرد در معرض و هجوم بیماری ها و اختلالات روانی قرار می گیرد و به فردی بی اراده، تلقین پذیر و بی عاطفه تبدیل می شود. در این هنگام در معرض خطر کجروی و انحراف واقع می شود، که اعتیاد به مواد مخدّر یکی از این انحرافات است. این گونه افراد به دلیل عدم تکوین شخصیت نمی توانند ارزش های اخلاقی را بپذیرند و به آسانی نمیتوانند خود را با محیط سازش دهند. علاوه بر آن، دچار مشکلات احساسی و عاطفی می گردند. در نتیجه، زمینه مناسبی برای اعتیاد به مواد مخدّر در چنین افرادی به وجود می آید. برای مثال، افراد عقب مانده ذهنی به دلیل اینکه خطر ناشی از اعتیاد را نمی دانند و شخصیت تلقین پذیری دارند، تحت تأثیر تلقین دیگران و با همنشینی افراد معتاد به طرف اعتیاد کشانده می شوند (داوری، ۱۳۸۱). علاوهبراین مصرف الکل با چند اختلال شخصیت همایند است که اختلال شخصیت ضداجتماعی در مورد مردان و اختلال شخصیت مرزی در مورد زنان، بیش از همه قابل توجهاند. نافرمانی و سطوح بالای پرخاشگری نیز با سوءمصرف مواد رابطه دارد. همچنین اختلال کاستی توجه، بیش فعالی، اختلال سلوک در کودکی و افسردگی نیز با سوءمصرف رابطه دارند. ( انوریپور، ۱۳۸۶)
تقریباً در کلیه تحقیقات مربوط به اعتیاد از ویژگیهای شخصیتی به عنوان عاملی که شخص را به سوی اعتیاد میکشاند، نام برده شده است. از ویژگیهای شخصیتی برجسته معتادان میتوان به ویژگیهایی همچون پسیکوپاتی، افسردگی، احساس تنش، ناامنی، احساس بی کفایتی و اشکال در برقراری روابط گرم و طولانی اجتماعی اشاره کرد عدم رشد شخصیتی در شکل گیری اعتیاد عامل مهمی محسوب می شود.(کوپر و همکاران،ن،۱۹۹۵)
بعضی از پژوهشگران (مثلاً: کاسیدی و شیور، ۱۹۹۹) اهمیت کنش سازمانی سیستم دلبستگی را در یکپارچه کردن مولفه های عاطفی، انگیزشی، شناختی و رفتاری مورد تاکید قرار دادهاند. همچنین، شواهد علمی حاکی از آن است بین دلبستگی با آسیبشناسی روانی در دوره کودکی، نوجوانی و بزرگسالی رابطه وجود دارد. مثلاً رابطه معناداری بین سبکهای دلبستگی با اختلالات خلقی، اضطرابی، شخصیت و سوء مصرف مواد گزارش شده است.
دلبستگی غیرایمن و آسیب شناسی روانی: سلامت روانی و احساس سلامت شخص، تا حد زیادی به کیفیت روابط و دلبستگی او به دیگران بستگی دارد و مساله اصلی در تمامی روابط شخصی، ایجاد و تنظیم این گونه روابط است. مشخصه اختلالهای دلبستگی آسیب زیستی، روانی، اجتماعی است که بر اثر محرومیت از مادر، فقدان مراقب یا جایگزین او و فقدان تعامل با او بوجود میآید. ریشه سندرمهای رشد ناکافی، اختلال اضطراب جدایی، اختلال شخصیت اجتنابی، اختلالات افسردگی، بزهکاری، مشکلات تحصیلی، مشکلات سوء مصرف مواد، در تجارب منفی دلبستگی دیده میشود. این تجارب منفی، سبب صدمات هیجانی در کودک میشود. کودکان با پرورش سبک دلبستگی به شکلی ناایمن شخصیتی بیعاطفه خواهند داشت که مشخصهاش، کنارهگیری هیجانی، فقدان احساس و ضعف در برقراری روابط محبت آمیز و عاطفی است (شریفی، ۱۳۷۹).
تفاوتهای شخصیتی در الگوی وابستگی به مواد: مصرف مواد افیونی پاسخی نسبت به نوع شخصیت و ویژگیهای روانی است که اشخاص دارند. ویژگیهای اشخاصی که حالت دفاعی دارند معمولاً باعث

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *