پایان نامه ها

منابع پایان نامه درباره مشارکت مردم، بافت فرسوده، توسعه شهر

دانلود پایان نامه

شده است میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
– کمبود و عدم وجود آمار و اطلاعات در خصوص طرح‎های توسعه شهری .
– عدم ارتباط منطقی بین آمار و اطلاعات موجود در سازمانها و ادارات در مورد طرح‎ها.
– عدم همکاری و یا همکاری بسیار ضعیف بعضی از مسئولان، سازمانها و نهادها و مهندسین مشاور در ارائه اطلاعات.
– مشکلات فراوان در توجیه مردم برای پاسخگویی به سوالات پرسشنامه.

فصل دوم
ادبیات و چارچوب نظری تحقیق

۲-۱- مقدمه
هیچ ساختمانی نباید قبل از آنکه برنامه‏ای برای آن و قلمروش وجود داشته باشد تخریب گردد و از آن به عنوان «سیاست های تخریبی» نام می‏برند. تملک و تخریب بافت های قدیمی و فرسوده، بدون تدارک برنامه‏های متناسب و از پیش تعیین شده نه تنها سبب کاهش آن نمی‏شود، که باعث تشدید فرسودگی و ناپایداری بافت میگردد. تا قبل از دهه ۱۹۷۰، رویکردهای موجود برای راه حلها عمدتاً بر سیاست تملک و تخریب این سکونتگاهها و جابهجایی اجباری ساکنین آنها مبتنی بود۲۰۰۰) World Bank,). نتیجه چنین رویکردهای با توجه به بالا رفتن هزینه های اجتماعی و اقتصادی در شرایط جدید باعث شد سازمان های بین المللی شروع به ارتقاء این مناطق نموده و از رویکرد تخریب و ترک اجباری اجتناب نمایند (World Bank ,2005). در این راستا رویکردهای جدید ساماندهی و احیا مبتنی بر مشارکت ساکنان و درگیر کردن آنها در فرایند تهیه و اجرای طرح‎ها در دستور کار قراردارد و در بسیاری از موارد نیز اقدام به تهیه طرح‎های مشارکتی در این مناطق شده است که به مطالعات سیستماتیک در این بافتها میپردازند.
بافت‏های فرسوده شهری بافت‏هایی هستند که از روند توسعه شهری عقب افتاده‏اند و نوسازی آنها خارج از توان نیروهای بازار و ساکنان این بافت‏هاست. از این رو ضرورت دارد که دولت، مدیریت شهری به ویژه شهرداری در رفع معضلات این بافت ها و تأمین حداقل سرانه‏های رفاهی این بافت ها اقدام کنند با توجه به اینکه در طرح ساماندهی و احیاء بافت مرکزی شهر کرمانشاه به موضوعات اجتماعی و جلب مشارکت شهروندان توجه کارشناسی نشده است. مشارکت مردم به عنوان سرمایه اجتماعی، ضامن تحقق طرح‎های نوسازی و بهسازی بافت فرسوده می‌باشد. یکی از مسایل و مشکلات طرح‎های نوسازی بافت‏های فرسوده، مشارکت‏ناپذیری آنها و ناچیزانگاشتن نقش و جایگاه شهروندان در فرآیند نوسازی است که باعث عدم تحقق طرح‎ها شده است. در طرح‎های بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده، سخن از مشارکت بسیار بکار رفته، با این وجود راههای موثر برای ایجاد انگیزه مشارکت در فرایند تهیه و اجرای طرح‎ها هنوز تا حدودی مبهم و ناکافی است. علیرغم مباحث بسیار گسترده در این عرصه، مشارکتی شدن طرح‎ها چندان عملی نشده است و طرح‎ها در اجرا با موانع و مشکلاتی مواجه می‏گردند و متعاقب آن بسیاری از سرمایه‏های مادی و معنوی بدون بازدهی مناسب در حال هزینه شدن هستند. نوسازی شهری اساساً باید توسط مردم انجام شود و دستگاه های متولی باید هدایت کننده، برنامه ریز و سازمان‏دهنده باشند. محور اصلی نوسازی باید مبتنی بر مشارکت و حضور فعال مردم استوار باشد.
ضعف مبانی نظری مدون در ساماندهی و احیای بافت‏های قدیمی و فرسوده، از ایرادات وارد بر آنها می‏باشد. و برخلاف کشورهای غربی با پیشینه قوی در تدوین مبانی نظری، در کشور ما تاکنون اقدامی جدی در تدوین این نظریه های شهرسازی انجام نشده و هر آنچه وجود دارد، یا الگوی بدلی از برخی از نظریه‏های شهرسازی غربی است و یا بدون اطلاع از مبانی نظری، فقط روش تهیه طرح‎ها تقلید شده است که ضرورت تعریف مبانی نظری جدید با رویکرد نو و با مفهومی فراگیر و همه جانبه و با تأکید بر رویکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بر مدیریتی یکپارچه و مشارکتی آشکار می‏باشد. یکی از بزرگترین مشکلات، ابهام در مفهوم «نوسازی بافت فرسوده»، برداشتهای متعدد از آن و ماهیت پیچیده موضوع و گستردگی آن می‌باشد (عندلیب، ۱۳۸۵: ۲۴).
شکل‏گیری بافت‏های فرسوده شهری و معضلات و مشکلات ناشی از آن، سبب گردیده که طرح‎های بهسازی و نوسازی بافت‏های فرسوده به عنوان برنامه‏ای برای رفع این مشکلات معرفی گردند.
– امکان‏پذیری و واقع‏گرایی طرح
– برنامه‏ریزی مشارکتی و مشارکت پذیری طرح
– سیاستهای انگیزش مشارکت نهادها و دستگاههای ذی مدخل
– نحوه بازنگری و به روزرسانی طرح
۲-۲- تحقق‏پذیری
با توجه به تحقق‏پذیری اندک و عدم موفقیت مداخلات نوسازی در اکثر طرح‎های شهری در کشور ما (عندلیب، ۱۳۸۷:۱۸)، نیاز به واکاوی دلایل این مسئله احساس می‏شود. می‏توان گفت که از میان دیدگاههای مطرح شده در مورد نقش دولت در طرح‎های شهری از سال ۱۹۵۰ بدین سو، همواره دو نگرش به عنوان مرز تغییر این دیدگاهها و نقش دولت در زمینه مسائل شهری، در نوشتارهای شهرسازی اهمیت یافته‏اند. یکی از این دو نگرش، سیاست فراهم کننده بوده (Keare, Douglash and Scott parried, 1982) که تا سالیان اخیر مجرای مداخله در بافت‏های فرسوده بوده است؛ لیکن به علت بروز مشکلاتی ناشی از این نوع سیاست در زمینه های اجتماعی و فرهنگی، میزان رضایت مردم و نیز رویکرد رایج به کاهش تصدیگری دولت در چند سال گذشته، توجه به دیدگاههای و سیاستهای دیگری موسوم به توانمندکننده، افزایش پیدا کرده است. این نگرش دوم، همسو با سیاستهای نظام مبنی بر مشارکت مردم در همه زمینه‏
ها وارد فرهنگ شهرسازی کشور شد. یکی از مفاهیم بنیادین در الگوی طرح‎های ساختاری-راهبردی موضوع تحقق‏پذیری است؛ یعنی مطالعات و پیشنهادهای طرح باید در مسیر و چارچوب موضوعات و محورهایی صورت گیرد که در عمل بیشترین قابلیت و امکان را برای اجرا و تحقق داشته باشند. بدین خاطر بخشی از مطالعات پایه در تهیه طرح‎های توسعه و عمران به مطالعات امکان سنجی اختصاص می‏یابد. به طور کلی سنجش تحقق‏پذیری طرح‎ها و برنامه‏های پیشنهادی براساس دو شاخص تأثیرگذاری تا حد لازم و کافی در نظر گرفته شود (مهدیزاده، ۱۳۸۶: ۳۸۱). در زمینه‏های تحقق‏پذیری و نقش مردم در این مقوله، می‏توان گفت که در کشور ما همواره دولت و ارگانهای ذیربط بیشتر انتظار مشارکت اقتصادی از مردم دارند و بدین ترتیب از پتانسیل‏های موجود در مراحل تصمیم‏گیری و طراحی و حتی اجرا کمترین استفاده را می‏کنند(ادیب زاده و همکاران، ۱۳۸۹: ۴).
۲-۳- سیر تحولات برنامه‏ریزی شهری در تحقق‏پذیری طرح‎ها
در سیر تحولات برنامه‏ریزی شهری، انواع برنامه‏ریزی را می‏توان به صورت زیر تقسیم‏بندی کرد(حناچی و سراجیان، ۱۳۹۱: ۱۸۲):
– برنامه‏ریزی فرایندی۱۰
در برنامه‏ریزی فرایندی، پیوستگی و هماهنگی اقدامات مختلف در درازمدت، براساس سیاست‏های عمومی در نظر گرفته می‏شود و برنامه‏های اجرایی، در جریان عمل با شرایط و تغییرات ناشی از آنها هماهنگ و منطبق می‏گردند. از این رو، برنامه‏ریزی فرایندی، به کسب اطلاعات تازه و روحیه تحلیلی و تحقیق مداوم در روند برنامه‏ریزی و اجرا نیاز دارد.
– برنامه‏ریزی دموکراتیک۱۱
برنامه‏ریزی دموکراتیک، نظریه‏ای است که بر پایه اعتقاد به دموکراسی، کثرت‏گرایی و جامعه مدنی استوار است. از این دیدگاه، تصمی‏گیری درباره توسعه و عمران شهر یا منطقه باید به وسیله همه کسانی که در آن موثر هستند، انجام گیرد.
– برنامه‏ریزی گام به گام۱۲
این نوع برنامه‏ریزی توسط «چارلز لیندبلوم۱۳» مطرح شده است که در آن توصیه می‏شود به جای تعیین برنامه‏ها و سیاستهای بلندمدت، بهتر است اهداف برنامه‏ها در مقاطع زمانی کوتاه مدت، تعیین و در هر مرحله با توجه به تغییرات و شرایط، سیاست‏های مناسب اتخاذ گردند.
– برنامه‏ریزی وکالتی۱۴
ابتدا در سال ۱۹۶۵، به وسیله داویدوف مطرح شد. این نوع برنامه‏ریزی، نظر برنامه‏ریزان را به سمت وظایف اجتماعی و عدالت طلبی در توسعه جلب کرد.
– برنامه‏ریزی پاسخگو۱۵
فرایند تصمیم‏سازی، در این نوع برنامه‏ریزی می‏باید در برابر نیازهای مردمی که از اجرای برنامه‏ها تأثیر می‏پذیرند، پاسخگو و مسئول باشند. برنامه‏ریزی پاسخگو، به نظریه‏های سیاسی و اخلاقی در کنار نظریه‏های علمی و فنی توجه بیشتری دارد.
نظریه میانجی گری (۲۰۰۴)
این نظریه در تحقیقی که به سفارش دفتر معاون نخست وزیر بریتانیا انجام شده مطرح گردیده است و حاوی مباحث عمیق و در عین حال کاربردی در زمینه برنامه‏ریزی مشارکتی است و در این رابطه، راهبرد میانجی‏گری را برای حداکثر رساندن مشارکت پیشنهاد می‏کند.
این نظریه در فضای فرهنگی بریتانیانا مطرح شده و آنچه به آن تأکید فراوانی شده، تفاوت قائل شدن میان مشارکت عمومی و مشاوره عمومی با برنامه ریزی مشارکتی و حرکت به سوی برنامه‏ریزی مشارکتی مبتنی بر اصول اساسی میانجی گری است (سعیدی رضوانی، ۱۳۸۴ ،۷).
از دیدگاهی دیگر می‏توان برنامه‏ریزها را به چهار گروه تقسیم کرد:
– برنامه‏ریزی برای کالبد و ساختمانها۱۶
در این رویکرد، هدف نهایی، برنامه‏ریزی کالبدی است و معیار اصلی آن، زیباسازی ساختمان، به بیان دیگر بدون توجه به سازوکار و شیوه تصمیم‏گیری مسئولان، متخصصان، مردم و محتوای شهر، فقط کالبد آن مدنظر قرار می‏گیرد و همه چیز، حول محور نوسازی کالبدی ساختمان، برنامه‏ریزی می‏شود.

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدی فتح الله گولن، حزب عدالت و توسعه، جهانی شدن، سیاست خارجی

برنامه‏ریزی برای مردم۱۷
در این رویکرد فرض بر این است که شهرسازان به دلیل برخورداری از دانش برنامه‏ریزی و طراحی، این قدرت را دارند که به مردم خدمت تخصصی ارائه دهند. اساساً در این دیدگاه، مردم قدرت تشخیص صلاح خود را ندارند و برنامه‏ریزان در جایگاه تخصصی خود از قدرت مدیریت و برنامه‏ریزی برای مردم برخوردارند.
برنامه‏ریزی به وسیله مردم۱۸
در این رویکرد، مردم در جایگاه تخصصی شهرساز و برنامه‏ریز قرار می‏گیرند، به عبارت دیگر، اختیارات به مردم واگذار می‏شود و برنامه‏ریز در جایگاه عدم دخالت قرار می‏گیرد.
برنامه‏ریزی با مردم۱۹
در این رویکرد، مردم و برنامه‏ریز هر یک در جای خود قرار می‏گیرند و از طریق مشارکت دو طرفه آنها، شهرسازی انجام می‏شود. در این حالت، برنامه‏ریز و مردم در تعامل مداوم و نزدیک و با همکاری و توافق دوطرفه، دست به هر گونه اقدام می‏زنند. شهرساز، از موضع تخصصی، راهکارهای لازم برای رسیدن به اهداف مورد توافق به وسیله روشهای برآمده از تعامل با مردم را ارائه می‏کند (عندلیب، ۱۳۸۹: ۲۲۹-۲۲۸).
از چهار روش فوق دو روش اول دیدگاه فراهم‏کننده و دو روش بعدی دیدگاه توانمند و یاری‏رسان دسته‏بندی کرد.
نمودار ۱-۱: مأخذ: www.urbantimeline.org

2-4- دلایل اصلی ناکارآمدی طرح‎ها
با توجه به مطالعات و بررسی‏های انجام شده، دلایل اصلی ناکارآمدی طرح‎های جامع و تفصیلی به شرح زیر است:
۱٫ ساختار ثابت و غیر منعطف و عدم پاسخگویی این طرح‎ها به طبیعت زنده و پویای شهر و تأکید بر زمانبندی بلند مدت ۲۰ تا ۳۰ سال. این طرح‎ها با رنگهای گوناگون اکنون دف
اتر شهرسازی را تزئین می‏کنند، در حالیکه شهرها برخلاف هدفها و پیشنهادهای طرح‎ها گسترش پیدا می‏کنند. فاصله وحشتناکی بین برنامه و عمل وجود دارد و همین مهمترین و بزرگترین دلیل مرگ طرح‎های جامع قدیمی است (Mcneill,1983:8). برای حل مسایل شهر باید با آن زندگی و حرکت کرد و نیازهای دایم در تغییرش را شناخت و در هر مقطع از زمان، متناسب با وضعیت، راه‏حل‏های مناسب را انتخاب و اعمال کرد (غمامی،۱۳۷۱: ۲۹).
۲٫ فرآورده (محصول) در مقابل فرایند؛ در رویکرد سنتی هدف برنامه‏ریزی بیشتر بر تهیه یک نقشه ایستا با تأکید بر طرح به عنوان فرآورده استوار است تا تنظیم یک حرکت پویا به عنوان برنامه‏ریزی. طرح‎های جامع چهار موضوع شامل نظام کلی، پیش بینی و تشخص قاطع، تصمیم‏گیری در خصوص جزئیات و نبود مشارکت مردمی را در خود دارد، بنابراین فضا را برای اظهارنظر و تصمیمات جدید بسته است (حبیبی، پوراحمد و مشکینی، ۱۳۸۹: ۳۲۷).
۳٫ کاهش یافتن برنامه‏ریزی جامع شهر در حد یک برنامه کالبدی؛ در عمل مبانی نظری این طرح‎ها بر پایه الگوی گدسی (شناخت/تحلیل/طرح) استوار بوده و تکیه بر اهداف فیزیکی و کالبدی محتوای اصلی اندیشه این طرح‎ها را در برمی‏گیرد (پوراحمد و همکاران،

دیدگاهتان را بنویسید