مقایسه والدین افراطی[۱] (زیاد رو) و والدین مسامحه کار[۲] (سهل‌انگار)

تیپ شناسی بامریند در مورد والدین آسان‌گیر به‌وسیله‌ی مک کوبی و مارتین[۳] در سال۱۹۸۳ گسترش یافت. تا بین دو سطح پذیرنده بودن(گرم بودن، پذیرش، پاسخ‌گو) و متوقع بودن(کنترل، نظارت، نیازهای بلوغ) تمایز قائل شوند. والدینی که از توقع پایین و پذیرندگی بالا برخوردار هستند، به عنوان سبک افراطی مشخص می‌شوند. این والدین نسبت به فرزندانشان صبور، گرم و پذیرنده هستند. اما اعمال قدرت زیادی نمی‌کنند و محدودیت‌های کمی برای رشد و توسعه رفتار فرزندانشان دارند. آن‌ها از فرزندانشان مراقبت می‌کنند و محدودیت‌های کمی بر آنان اعمال می‌کنند و بر این عقیده‌اند که اعتماد و آزادگذاری کامل در ارتباط بین نوجوانان و والدین سودمند است. فرزندان این افراد کارآمدی اجتماعی خوبی ندارند و فاقد خود کنترلی هستند.

در مقابل آن‌ها والدین مسامحه کار هستند. این والدین هم از پذیرندگی و هم از توقع سطح پایین برخوردار هستند. فرزندان این‌گونه والدین کم‌ترین میزان احساس شایستگی را در بین چهار سبک برخوردار هستند(دارلینگ، ۱۹۹۹). آن‌ها هیچ تلاشی در جهت تعیین روش و مسیر خاصی برای کودکانشان نمی‌کنند و به علایق آن‌ها وجهی ندارند. آن‌ها اغلب با مسایل و مشکلات شخصی خود مشغول هستند و هیچ گونه نگرانی در مورد والدین بودن ندارند و احساس مسوولیت نمی‌کنند آن‌ها کنترل کمی بر نوجوانان و فرزندان خود اعمال کرده و مراقب آن‌ها نیستند و آن‌ها را به حال خود می‌گذارند(مک کوبی و مارتین،‌۱۹۸۳ نقل از پور عبدلی، ۱۳۸۱؛ بامریند، ۱۹۹۱).

۲-۲-۴-۳-۱٫ توقع داشتن

بعضی از والدین استانداردهای بالایی را برای فرزندان خود تعیین می‌کنند و تأکید دارند که فرزندانشان به آن استانداردها دست یابند(بامریند، ۱۹۹۱).

توقع موثر والدین به سه جزء تشکیل دهنده‌ی اصلی نیاز دارد.

۱- والدین نیاز دارند یک مجموعه‌ی بزرگ و واقعی از اهداف برای فرزندانشان تعیین کنند. این مستلزم فهم چیزهایی است که به‌طور معقول انتظار می‌رود بچه‌ها می‌توانند یا نمی‌توانند انجام دهند.

۲- والدین نیاز دارند که حمایت‌های فردی را برای کمک به به‌دست آوردن این اهداف برای فرزندان خود فراهم کنند.

۳- والدین نیاز دارند نظارت کنند که آیا بچه‌ها(فرزندانشان) با نظارت آن‌ها کنار می‌آیند یا نه (برکووتیز[۴]، ۱۹۹۷).

۲-۲-۴-۳-۲٫ پذیرندگی

بعضی از والدین از فرزندان خود توقع کم‌تری دارند و به ندرت سعی می‌کنند که در رفتار فرزندان خود نفوذ داشته باشند(بامریند، ۱۹۹۱).

پذیرندگی عبارت است از فراهم آوردن پرورش و حمایت، ایجاد یک اساس گرمی و بالیدگی مثبت برای ارتقاء تعامل، رشد شعور و ثبات اخلاقی در کودکان(برکوویتز، ۱۹۹۷).

پذیرندگی عبارت است از کیفیتی از روابط والد- فرزند که در آن آغازگری آشکارا به کودک انتقال داده می‌شود. بزرگسالان(والد) به طور قاطع و مصمم، حرکات و رفتار فرزندان را مورد توجه قرار می‌هد همچنین والد پذیرنده سعی نمی‌کند هیچ‌گونه هدایت و پیشنهادی به فرزند خود بدهد و زیاد او را مورد سوال قرار نمی‌دهد. بلکه بزرگسالان برنامه‌ی کاری خودشان را طوری تنظیم می‌کنند که پیگیری فرزندان خود را کاهش دهد.

همان‌طور که در جدول شماره ۲-۲ مشاهده می‌شود از ترکیب دو بعد سبک والدینی(پذیرندگی و توقع داشتن) چهار سبک به وجود آمده است که تحقیقات، بامریند بر روی سه سبک آن‌ها یعنی استبدادی، اقتداری، آسان‌گیر، متمرکز بود و سبک چهارم(طرد کننده) را محققین دیگر مورد مطالعه قرار داده‌اند( برک[۵]، ۱۹۹۷ نقل از برجعلی، ۱۳۷۸).

 

جدول شماره ۲-۲ بررسی سبک والدین، توسط مک کوبی و ماریتن(۱۹۸۳ نقل از برکوویتز، ۱۹۹۷).

                         پذیرندگی
زیاد                               کم
توقعزیاد

کم

اقتداریاستبدادی
آسان‌گیربی‌تفاوت

 

پژوهش‌هایی که همبستگی‌های فرزند پرروی اقتداری را مورد آزمون قرار می‌دهند، گزارش داده‌اند که بین این شیوه(سبک) و بسیاری از جنبه‌های شایستگی رابطه وجود دارد. این شایستگی‌ها شامل سطح بالای خود رشد یافتگی اخلاق و اجتماعی در مدرسه، نسبت یادگیری در مدرسه، پیشرفت علمی و در دبیرستان پیشرفت تحصیلی(دستیابی آموزشی) است(برک، ۱۹۹۷ نقل ازبرجعلی، ۱۳۷۸).

[۱]. Indulgent parenting

[۲]. Neglectful parenting

[۳]. Mc Cobe & Martin

[۴]. Berkowitz

[۵]. Berk

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *