سامانه پژوهشی – مقایسه اثر آموزش راهبردهای شناختی و فرا شناختی بر یادگیری مبانی ICTدر بین …

سامانه پژوهشی – مقایسه اثر آموزش راهبردهای شناختی و فرا شناختی بر یادگیری مبانی ICTدر بین  …

از نظر لغوی آی تی ( I T ) به معنای فناوری اطلاعات است و آی ، سی ، تی (T IC ) به معنای فناوری اطلاعات و ارتباطات است و c مخفف ( communication )به معنای خطوط یا وسایل ارتباطی می باشد و در اصل معنای کامل تر فناوری اطلاعات است .
از نظر مفهومی در فناوری اطلاعات محوریت و نقش « اطلاعات » برجسته و نمایان است . امّا در فناوری و ارتباطات علاوه بر محوریت دانش و اطلاعات بر نقش « ارتباطات » و وسایل ارتباطی نیز تأکید شده است و در واقع بر جایگاه ارتباطات به عنوان عامل و ابزار انتقال دهنده اطلاعات که وظیفه برقراری بین دو بخش اطلاعات و فناوری را بر عهده دارد ؛ توجه ویژه دارد و این اهمیت تا بدان حد است که برخی بر این باورند که بدون وجود وسایل ارتباطی فناوری اطلاعات، جامعه اطلاعاتی محقق نخواهد شد . عبادی، ۳۸۲ ، ص ۴۱ )
مسئله ای که باعث سوءتفاهم در درک فناوری اطلاعات و ارتباطات می گردد این است که هر دو آنها در توانایی هایی از قبیل ایجاد ، انتشار ، ذخیره سازی ، پردازش و ارائه اطلاعات مشترک می باشند و به عنوان تفاوت های اصلی و عمده ، می توان به الکترونیکی بودن اطلاعات و استفاده از سخت افزار و نرم افزارهای رایانه ای و مدیریت اطلاعات در ( آی سی تی ) اشاره نمود. ( صادقی ، ۱۳۸۵ ، ص ۴۶ )
۲-۵-۲-۲ فناوری اطلاعات و سواد اطلاعاتی
فناوری اطلاعات عبارت از گردآوری، سازمان دهی، ذخیره سازی و نشر اطلاعات در قالب صوت، تصویر، گرافیک، متن عددو… با استفاده از ابزار رایانه ای و مخابراتی است(دنیس وشان ،۱۹۸۵). فناوری اطلاعات بر الگوهای زندگی، شیوه های کار، روش های پژوهش، آموزش، مدیریت، تجارت، حمل و نقل، مسایل امنیتی، بهداشتی و بسیای از زمینه های دیگر زندگی انسانی تاثیر گذار است.
سواد اطلاعاتی توانایی و قابلیت دسترسی، ارزیابی، وکاربرد اطلاعات از منابع گوناگون است (آرتور،۱۹۸۵).
هر یادگیرنده برای کسب قابلیت زندگی در قرن بیست و یکم، باید علاوه بر یادگیری موضوعات نظری تخصصی، و علاوه بر کسب سواد عمومی و علمی، به سواد اطلاعاتی نیز مجهز شود.
یک فرد با سواد از نظر اطلاعاتی کسی است که:
می داند که پایه و مایه هر گونه تصمیم گیری هوشمندانه، داشتن اطلاعات کامل و دقیق است.
به ضرورت وجود اطلاعات برای انجام درست امور واقف است.
براساس نیاز به اطلاعات می تواند به طرح سؤالات مناسب بپردازد.
پایگاه های اطلاعاتی مناسب را جستجو می کند.
با توجه به نیاز، راهبردهای موفقیت آمیز گردآوری اطلاعات را بر می گزیند.
می کوشد به منابع گوناگون اطلاعاتی از جمله کامپیوتر و سایر فناوری ها دسترسی پیدا کند.
به ارزیابی اطلاعات در اختیار می پردازد.
اطلاعات گردآوری شده را ساماندهی می کند.
اطلاعات جدید را با مجموعه اطلاعات موجود تلفیق می کند.
در تفکر انتقادی و حل مسایل به خوبی از اطلاعات استفاده می کند.
یکی از رسالت های مهم آموزش و پرورش این است که به هر دانش آموز یاد بدهند که چگونه باید اطلاعات مورد نیاز خود را مشخص کند، مکان یابی کند، سازماندهی کند و سپس آن را در وضعیتی مناسب و روشن ارائه دهد. روشن است که دانش آموز برای کسب چنین قابلیت هایی، باید به مهارت های تفکر، تحلیل اطلاعات، و بازسازی و کاربرد آن به خوبی مجهز باشد.
فناوری آموزشی
فناوری آموزشی برنامه ای است که به مخاطب کمک می کند تا از یک سوء از قابلیت لازم برای ادراک درست، طراحی، تولید و کاربرد محصولات و نظام های مبتنی بر فناوری برخوردار شود و از سوی دیگر، برای ارزیابی اعمال فناورانه خود و دیگران توانایی لازم را به دست آورد.
آغار فناوری آموزشی به استفاده از ابزارهای سمعی و بصری در آموزش به عنوان اولین موج باز می گردد. پس از جنگ جهانی دوم در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی ارائه برنامه های آموزشی توسط تلویزیون، استفاده از آزمایش های تجربی و آموزش برنامه ای با آموزش های گام به گام، به عنوان دومین موج قابل ذکر است. کاربرد اصطلاح تکنولوژی آموزشی به جای وسایل سمعی و بصری از ۱۹۶۰ به بعد بوده است. ظهور کامپیوتر و ارایه فناوری های اطلاعاتی را می توان به عنوان موج سوم فناوری آموزشی برشمردو بالاخره امروز در آستانه قرن بیست و یکم، با در اختیار داشتن اینترنت و اینترانت، هایپرلینگ و هایپرتکست(اتصالات داخل و خارج متنی)، سخت افزار های نوین و نرم افزار های شایسته و گوناگون، در حال تجربه موج چهارم فناوری آموزشی هستیم.
امروزه، تعریف فناوری آموزشی، فقط مجموعه ای از ابزارها و محصولات تلقی نمی شود، حتی می توان گفت تعریف آن به منزله مجموعه ای از دانش ها، روش ها، بینش ها و فنون حاصل از پژوهش ها و یافته های دیگر علوم (زیست شناسی، انسان شناسی، روان شناسی و … و علوم ارتباطات) نیز کاملآ قابل قبول نیست.
امروزه تعریفی از فناوری آموزشی پذیرفتنی است که بتواند به نوعی زمینه ساز یادگیری باشد. مفهوم جدید فناوری آموزشی مترادف با مشکل گشایی است. دانش آموز زیر چتر فناوری آموزشی، باید با استفاده از روش ها و راهبردها و با شناخت همه جانبه از ابعاد گوناگون مسئله مورد یادگیری، برای حل مشکل شناخته شده برنامه ریزی و ارایه طریق کند.
فناوری آموزشی باید در کلیه مراحل فرایند یاد دهی- یادگیری(شناخت، تحلیل، فریضه سازی، آزمایش فرضیه، اجرا و ارزشیابی) حضور فعال داشته باشد و با بهره گیری از منابع سرشار و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، زمینه یادگیری مفید و موثر را به مقصود تربیت و پرورش شهروندانی آگاه، توانمند و کارآمد فراهم آورد و بستری مناسب برای طراحی، تولید، اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزشی را تدارک ببیند. فناوری آموزشی باید شکاف میان یادگیری مدرسه ای و یادگیری برای زندگی در جامعه را از میان بردارد و خود را در خدمت پرورش دهندگان نسل آینده قرار دهد.
استفاده بهینه از فناوری های بومی، محلی و کشوری و تشویق به تولید آنها متناسب با اهداف آموزشی، در کنار استفاده از دستاوردهای عظیم فناوری آموزشی در جهان، ضامن تحقق هدف های اصلاحات آموزشی خواهد بود. با چنین برداشتی از فناوری آموزشی، آموزش فناوری به منظور سواد فناوری ضرورت می یابد.
۳-۵-۲-۲ آموزش فناوری
آموزش فناوری پنجره ای است که برای کاربرد عملی دانش کسب شده در زمینه های علمی و نظری یه روی یادگیرنده گشوده می شود. آموزش فناوری به فراگیر امکان می دهد که ابزار های تکنولوژی را در حین آموزش خویش و در جهت ارتقای آن به کار گیرد.
تلفیق فناوری با آموزش در برنامه درسی و مدارس تغییری اساسی در فرآیند یاد دهی- یادگیری ایجاد می کند. این تلفیق می تواند نمونه هایی از فناوری در صنعت، تجارت و خدمات را با حال از علوم نظری و دانش فنی و فنون علمی حاصل از فناوری را با یکدیگر جمع کند.
با این رویکرد، موضوعاتی از دانش و علم در برنامه های درسی مورد توجه و تاکید قرار می گیرند که می توانند در گستره محیط و جامعه کاربرد علمی داشته باشند و برای تدارک زندگی مطلوب شهروندان مفید و مؤثر واقع شوند. در این برنامه هیچ یک از دو ماه درسی علمی- نظری با فنون حاصل از فناوری بر دیگری برتری ندارند، بلکه هر دو مکمل یکدیگرند و به یاد گیرنده کمک می کنند تا او بتواند مهارت های لازم را برای زندگی در یک جامعه رو به پیشرفت به دست آورد.
به دلایل متعدد و گوناگون فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و حتی سیاسی، امروزه ورود فناوری به آموزش به منظور ایجاد قابلیت های فنی و آماده سازی فراگیران برای مشارکت موفق در اخذ تصمیمات و نحوه استفاده از فناوری، بیش از پیش ضروری می نماید.
پژوهش های بسیاری با برنامه های فناوری در مدارس انجام گرفته است. به طور نمونه می توان به بررسی و تحلیل ارتباط میان علوم و تکنولوژی (گاردنر، پنا و براس ۱۹۹۰) کشف ابعاد تکنولوژی (کاستر، ۱۹۹۵؛ پی سی، ۱۹۸۳) معرفی الگوهای حل مسئله با استفاده از فناوری (جانسی ۱۹۹۵) مطالعات تجربیات کلاسی (دیویدسن، مک کورمیک ۱۹۹۶، و استیبل و گرین ۱۹۹۶) و نیز بحث کاربردهای فنی و پداگوژیک (دانش و هنر آموزش)، طرح فناوری در مدارس (آمینگ ۱۹۹۴ و دیویس ۱۹۹۶) اشاره کرد(اسکایلر ،۱۹۹۷).
منطق ارائه برنامه های آموزشی مبتی بر فناوری، متکی بر نظریه هایی است که بر نیاز دانش آموزان به برخورداری از تجربیات کلاسی در استفاده از فناوری برای حل مسایل آموزشی و جستجوی راه حل های علمی و کاربردی در حل مسایل تاکید دارند. همین منطق، تهیه برنامه های آموزشی مشتمل بر اطلاعات و آگاهی درباره دانش مهارت های لازم را برای حمایت و تامین فعالیت های مبتنی بر فناوری توصیه می کند.در همین زمینه توصیه شده است معلمان بیش از پیش به فراگیران در حل مسایل حوزه یادگیری از طریق ارائه مفاهیم، محتوا، استانداردها و اطلاعات و فعالیت های مبتنی برفناوری کمک کنند.
برنامه ریزان درسی باید بپذیرند که تنها از طریق ارائه برنامه آموزشی دقیق با هدف تولید اطلاعات و مهارت های لازم، می توان فراگیرانی قابل و توانمند برای استفاده از فناوری و توانا برای حل مسایل تکنولوژی پرورش داد. اکثر پژوهش های انجام شده در این زمینه در جهت روش ستزی چهارچوب برنامه، جستجوی شیوه های بهینه عمل و اجرا، تهیه استانداردها و اصول یاددهی و یادگیری و ارزشیابی و محتوای مناسب آموزش به منظور ایجاد سواد فناوری گام برداشته اند. آموزش فناوری به معنای توانمند کردن افراد در موارد زیر است:
درک درست از طرح ها و تولیدات فناوری
کاربرد درست محصولات نظام های مبتنی بر فناوری
طراحی و تولید فناوری های جدید
ارزیابی درجه شایستگی اعمال مبتنی و متکی بر فناوری

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

مدیر سایت