پژوهش – لقمه حلال و حرام در آیات و روایات و تاثیر آن در شکل گیری شخصیت و …

پژوهش – 
لقمه حلال و حرام در آیات و روایات و تاثیر آن در شکل گیری شخصیت و  …

۲-۵-۴- اهداف تربیت
۲-۵-۴-۱- اهداف تربیت لیبرالی
۲-۵-۴-۱-۱- آموزش و پرورش همگانی
یکی از اهداف نظام آموزشی در جوامع لیبرال، ایجاد جامعه ای بهره مند از آموزش و پرورش همگانی است؛ چرا که چنین سیاستی بر این فرض مبتنی است که شهروندان فراخوانده می شوند تا در همه زمینه های اجتماعی، به تصمیم گیری بپردازند. آموزش و پرورش، مبنایی شناختی برای تصمیم گیری های عاقلانه فراهم می سازد. با توجه به تاکید تفکر لیبرالیستی درباره برابر دانستن انسان ها در برخورداری از حقوق اساسی شان، همه افرارد در جامع لیبرال، باید از حق تعلیم و تربیت رسمی برابر و بدون از تبعیض باشند.پس برای اجرای عدالت، آ«گونه که مورد نظر لیبرال هاست، باید فرصت های باربر برای همه فراهم شود تا بتوانند استعدادهای خویش را شکوفا کرده و به پیشرفت برسند.
۲-۵-۴-۱-۲- آموزش و پرورش مدنی
یکی از مهم ترین ارکان لیبرال، حکومت اکثریت است که از نظر لیبرال ها، منصفانه ترین شیوه سیاست گذاری و تصمیم گیری سیاسی است. هدف آموزش و پرورش مدنی مورد نظر لیبرالیسم، رشد شناختی و عاطفی شهروندان آینده است. پس در فرایند آموزش و پرورش افراد، به پرورش نگرش های مدنی و ارزش های که نهادها و فرایندهای اجتماعی را قوام می بخشد، اهتمام می شود تا هر فرد بتواند آگاهانه متعهد به مشارکت در سرنوشت سیاسی جامعه باشد و به قوانین احترام بگذارد.
۲-۵-۴-۱-۳- آموزش عملی و کاربردی
بسیاری از اندیشمندان لیبرال چون جان لاک، آموزشی را ارزشمند و قابل پذیرش می دانند که جنبه عملی و کاربردی داشته و فرد را برای موفقیت در زندگی فردی و توانایی ایفای نقشی مستقل در جامعه آماده کند.(کاردان، ۹۷) بنابراین، یادگیری های عقیدتی و نظری، که فاقد کاربرد عملی و شغلی در زندگی باشد، در اولویت نخواهد بود.
۲-۵-۴-۱-۴- تربیت انسان آزاد و خودگران
اگر آزادی مهم ترین ارزش در نزد لیبرال ها باشد، روشن است که تربیت انسان های آزاد و مستقل، از مهم ترین اهداف تربیتی لیبرالیستی است؛ انسان هایی که بتوانند در سایه آزادی نهادینه شده در جامعه، دتفکر کنند، تصمیم گیری نمایند و بر اساس اعتقادات خویش عمل نمایند. در این زمینه، نظام تربیتی باید تربیت فردی را هدف قرار دهد که با برخوردای از آزادی کامل و عدم وابستگی به دیگران و بدون اعمال هرگونه تحمیل از جانب دیگران، اهداف و روش زندگی خویش را انتخاب نماید.
۲-۵-۴-۱-۵- پرورش عقل
لیبرالیسم با تاسی از ایده های عصر روشنگری، بر قدرت خرد آدمی برای حل مشکلات و بهبود زندگی و اجتماع صحه می گذارد. فلاسفه تعلیم و تربیت لیبرال، از جمله افرادی چون ریچارد پیترز، پل هرست و رابرت دیردن، که به آن ها پرورشکاران«مکتب لندن» نیز می گویند، در قرون نوزدهم و بیستم، نحله ای از لیبرالیسم مبتنی بر عقلگرایی را مطرح کردن که به «عقلگرایی لیبرالیستی» مشهور است. آنها تاکید دارند که استقلال و آزادی فردی، به کارکرد عقل فرد وابسته است و همه قوانین اجتماعی و اخلاقی از طریق تعقل فردی قابل وضع و تغییرند.
۲-۵-۴-۱-۶- بسط و توسعه برنامه درسی سکولار
لیبرالیست ها با پذیرش ایده سکولاریسم، در صددند تا تربیت دینی را از آموزش و پرورش رسمی جدا سازند؛ زیرا برخی از پرورشکاران لیبرال مسلک، بر این باورند که تربیت دینی به معنی انتقال مفاهیم دینی به نسل جوان، با توجهی به قوه عقلانی آنها، بیشتر جنبه تلقین به خود می گیرد. و این امر با روح آزادی و استقلال فردی سنخینت ندارد.
۲-۵-۴-۲- اهداف در تربیت اسلامی
در تربیت اسلامی، که در آن مقوله اخلاق از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، بسیاری از اهداف اساسی و بنیادین تربیتی، از ارزش های اصیل اسلامی سرچشمه می گیرند. اسلام در تربیت، چهره ممتازى دارد و برخلاف نظام‌های متداول تربیتى که فاقد جهت متعالى و هدف الهى هستند، داراى زیربناى معنوى و جهان بینى خدایى است و جهان را از دایره تنگ ماده پرستى و طبیعت گرایى فراتر می‌برد و در آن آموزش و پرورش بر اساس متافیزیک و اعتقاد به اصول دین و پایه‌های انسانى شکل می‌گیرد. تربیت اسلامى زمینه هدایت، پویایى و شکوفایى عقلانى انسان را فراهم می‌سازد و به تربیت جسم، عقل و روان انسان می‌پردازد. شاخص‌های تربیت اسلامى را می‌توان به اختصار در محورهاى زیر جست وجو کرد.
۲-۵-۴-۲-۱- دست یابی به حیات طیبه
حیات طیبه در اصطلاح اسلامی، نوعی زندگی است که انسان در ارتباط با خدا به آن دست می یابد که در همه ابعاد وجودی خود، از پلیدی برکنار خواهد بود. در فرهنگ قرآنی، حیات پاک، جلوه های گوناگونی دارد که از آن جمله می توان به بعد جسمانی و سلامتی، اندیشه و اعتقاد،گرایش ها و هیجانات، نیست و اراده و اعمال و رفتار اشاره کرد.(باقری، ج۱، ۸۸و ۸۹)
۲-۵-۴-۲-۲- نیل به مقام عبودیت و قرب
با توجه با متن آیات قرآنی، یکی از اهداف آفرینش الهی، عبادت ذات خداوندی است.در این زمینه، در تربیت اسلامی باید حس تسلیم در برابر اوامر الهی تقویت شود. فرد باید به این باور برسد که فلاح و رستگاری واقعی در عبودیت خداوند است و انسان نمی تواند در آزادی مطلق به سر برد. از این رو، یکی از اهداف غایی تعلیم و تربیت اسلامی، قرب الهی است؛ زیرا تنها در جوار امن الهی است که انسان به ساحل آرامش می رسد. در اسلام آن قدم‌هایی را که انسان براى رشد و کمال خود و پرورش دیگران برمى دارد و در جهت رضاى خداوند است، عبادت محسوب می‌شود. عبادت کردن، محدود به آن لحظات کوتاهى که انسان مشغول مراسم عبادى، از قبیل نمازگزاردن و دعاکردن است، نمی‌شود. عبادت، هنگامى ارزش خود را بروز می‌دهد که به صورت راه و رسم زندگى درآید. ارزش آن در مواقعى است که شیوه رفتار و کردار و تفکر و همه شئون زندگى فرد را فراگیرد. عبادت به معناى ایجاد پیوند بین قلب انسان و خدا است. اسلام فرد را چنان تربیت می‌کند که در همه حال با خدا مرتبط باشد. عبادت، وسیله‌ای براى اصلاح نفس و اصلاح زندگى است و تمام منافع و عواید آن نصیب خود انسان می‌شود و او را رستگار می‌سازد. در حقیقت، دستورات عبادى اسلام، هم در برگیرنده فواید شخصى است و هم داراى منافع اجتماعى. حضرت على (علیه السلام) در خطبه معروف همم فرموده‌اند: اِنَ اللهَ سٌبًحَانَهٌ خَلَقَ الًخَلًق حِینَ خَلًقِهِم غَنِیا عَنً طَاعَتِهِم؛ اَمًنَاََ عَنً مَعًصِیَتِهِمً؛ لِأنَهٌ لَا تَضٌرٌهٌ مَعًصِیه مَنً عَصًاهٌ، وَلَا تَنًفَعٌهٌ طَاعَه مَنً أطَاعَه؛ همانا خداوند مخلوقات را آفرید و از اطاعت و عبادت آنان بى نیاز و از گناه و معصیت آنان ایمن است؛ زیرا معصیت افراد، ضررى به وى نمی‌زند و اطاعت آنان، براى او نفعى ندارد.اگر انسان نیات خود را خالص گرداند و قصد قربت کند که در تلاش تربیتى براى خودسازى و دیگرسازى، رضاى الهى را در نظر بگیرد، در همه حال ماءجور خواهد بود .
۲-۵-۴-۲-۳- پرورش روحیه اعتدال
اقامه عدل و قسط مهم ترین ارزش های اسلامی است. بر این اساس، نظام آموزش و پرورش باید برای تربین انسان هایی برنامه ریزی کند که میانه رو و عادل باشند. انسانن هایی که اعتدال را در خواب، خوراک، تفریح، برخورد با دیگران و همه شوون زندگی رعایت کنند، خود به خود زمینه تحقق عدالت در جامعه را فراهم می آورند.
۲-۵-۴-۲-۴- تربیت انسان عاقل و عالم
در تفکر دینی، عقل در کنار اعجاز وحی، برای به کمال رسیدن آدمی، از جایگاه رفیعی برخوردار است. اما آنچه در تربیت اسلامی غاهمیت دارد، نوع معینی از تفکر هدایت شده با نور ایمان است؛ چنین تعقلی،بازدارنده از ضلالت است.(باقری، ۱۳۸۹ش، ۲۰۱)
۲-۵-۴-۲-۵- مسئولیت پذیری
انسان در پرتو تعقل و اختیار، تحت مشیت الهی، بر سرنوشت خویش حاکم می شود. انسان در تربیت اسلامی، مجبور یا خودرمحور نیست، بلکه مکلف و مسئول است که در تهذیب نفس خویش بکوشد. منشا این تکلیف خدا محوری و عبودیت است. از این رو، انسان در پیشگاه آفریدگار خویش مسئول است. و تنها باید در برابر او پاسخگو باشد. برنامه آموزش و تربیت اسلام به گونه ای است که به تناسب هریک از روابط انسان با خدا، با خود، با خلق و با جهان مسئولیتی را با ویژگی الهی بودن مطرح می کند که نتیجه آن، تبیین تکلیف در برابر خدا، پیامبر، امام و نسبت به خود، والدین، فرزندان خانواده، معلم، متعلم، دوست، شهروند، هم کیش، هموطن، ملت، دولت و حتی جانداران دیگر.(رحیمیان، ۵۹)
۲-۵-۵- مقایسه ی رویکرد اسلامی با رویکرد های رایج
در برداشت اول به نظر می رسد، میان رویکرد منش پروری و رویکرد اسلامی نزدیکی زیادی وجود دارد. آنچه موجب پیدایش این تصور می شود، تاکید بسیار رویکرد سیرت آموزی، بر کسب فضایل اخلاقی است؛ به گونه ای که بیشتر به رویکردی برای تربیت اخلاقی و دستیابی به سیرت نیکو می ماند تا رویکردی برای تربیت دینی.
رویکرد سیرت آموزی، در حالی که آموزش ارزش های اخلاقی را در کانون توجه خود قرار داده که در رویکرد اسلامی، اساس ارزش و منش، بصیرت و عقلانیت است و ارزش های اخلاقی در این رویکرد، زمانی موجب فضیلت انسان می شوند که بر مبانی معقول و معتقدات منطقی استوار باشند. اسلام، ارزش دین داری را با میزان شناخت و معرفت افراد می سنجد. در دین داری معرفت اندیش یا برداشت فیلسوفانه از دین، گوهر ایمان از سنخ شناخت است و آنچه اهمیت دارد، فهم و ایمان مبتنی بر تعقل است. تفاوت های اساسی رویکرد منش پروری با رویکرد اسلامی، در مقصد، محدوده و مبنا، به ویژه نوع نگاهی است که آن دو به تربیت دینی و عقلانی، قرآنی و برهانی، اخلاقی و عرفانی و در واقع به رابطه عقل و دین دارند. رویکرد اسلام به تربیت دینی، بسیار گسترده تر از آموزش ارزش های فردی اخلاقی، و مبتنی بر رویکرد جامع دینی به همه حوزه های زندگی است و شکوفایی کامل ارزش های علمی و عقلی را در همه حوزه های فردی و اجتماعی، هدف اساسی خود معرفی می کند. هدف کلیدی تربیت اسلامی، شکوفایی فطرت الهی و نمایاندن گنجینه ها و ارزش های عقلی انسان است.
اهمیت تربیت،در رساندن انسان به کمال انسانی اش خلاصه می شود؛ از این رو، هدف تربیت اسلامی تربیت انسان کامل است. رشد کمال انسانی نیز به طاعت بیشتر در برابر خداوند سبحان وابسته است. به همین دلیل، هدف از آفرینش عالم، اقرار به عبودیت و بندگی در برابر خداوند است. بندگی خدا در صورتی تحقق می یابد که اهتمام به تربتی جسمانی، عقلانی و روحانی، در قالب موجودیت واحد انسان انجام می پذیرد. بنابر آموزه های قرآن کریم و دیدگاه حکمای مسلمان، هدف از آفرینش انسان، شکوفایی عقلانی اوست؛ از این رو، تربیت اسلامی چیزی جز تبلور ارزش های عقلی و رویکرد عقلانی به تربیت دینی نخواهد بود. به فرموده علامه طباطبایی، قرآن برای تربیت انسان، تنها به آنچه وی به حسب عقل فطری خود در می یابد، فراخوانده است و به نحوه ادراکی که در همه انسان ها وجود دارد، اعتماد کرده است. با همین نحوه ادراک است که انسان ها از اثر به موثر و از ملزوم به لازم پی می برند.(طباطبایی، ج۵،۲۵۵) چهره سراسر حکیمانه اسلام می رساند که تعصب و پافشاری در این دین، تنها بر حاکمیت عقل و برهان است.
در مقابل، رویکرد سیرت آموزی، بر پایه آموزش سیرت نیکو و پرورش اخلاق، عمدتا در حوزه فردی، استوار است و «رویکرد دینی به عقل یا عقل دینی» را پدید می آورد، نه «دین عقلی و رویکرد عقلانی به دین». تربیت اسلامی، محدود به ارزش های اعتقادی معنوی یا اخلاق تک بعدی نیست و بینش و منش آدمی را در همه ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، عاطفی و هیجانی در بر می گیرد و در یک کلمه، کل شاکله و شخصیت انسان را به طور کامل و هماهنگ پوشش می دهد. دین اسلام با دیدی واقع گرایانه، نه متعصبانه، به تمام ابعاد وجودی انسان نظر دارد و بر اساس بصیرت و آگاهی بخشی، نه تقلید و حفظ کورکورانه مفاهیم مذهبی، به آموزش ارزش ها می پردازد.
رویکرد اسلام به عقلانیت و معرفت، رویکردی جامع و قابل جمع با دیانت و اخلاق است.رویکردی منحصر به فرد با چهره ای عقل پذیر که نوید بخش ارزش های کامل فکری معنوی، و هموار کننده چالش های تربیت عقلانی و اخلاقی است. رویکرد اسلامی در تربیت، به عنوان«رویکرد جامع»، قابل اجرا در نظام های تربیتی جوامع و دارای قابلیت تبدیل شدن به رویکردهای جهانی است؛ چرا که تامین کننده نظر خردورزان جهان است. با وجود فضای کنونی حاکم بر جهان، هستند اندیشمندانی که انتظارشان از دین را خردپروری و معرفت بخشی می دانند و کوشیده اند میان تلقین و تربیت دینی،تفکیک کنند. رویکرد اسلامی به دین و دنیا، و ارزش های اخلاقی و عقلانی، حلقه مفقوده این دسته از اندیشمندان است.
یکی از همین اندیشمندان غربی، ظاهر گرایی، تکیه بر پوسته دین و توجه صرف به آیین ها و مناسک دینی را، در جایگاهیی پایین تر از رویکرد عقلانی به تربیت دینی دانسته و بر بینش و معرفت بنیادی دین – که قرآن از آن بصیرت دینی یاد می کند- تاکید کرده است. در رویکرد عقلانی، فرد دین درا برای انجام مناسک خویش پشتوانه عقلی و معرفتی دارد و انگیزه درونی اش، او را به انجام آداب و مناسک وامی دارد؛ بنابرانی، ریاکای و ظاهرسازی در این نوع دینداری، کمتر دیده می شود و صرف تقدس امور دینی، شخص دین دار را از معیار و دلیل، بی نیاز نمی سازد. بر اساس این نگرش، در عین آشنایی متربی با دینی خاص و سعی در التزام به آن، استقلال فکری او نیز حفظ می شود.
به گفته برخی دیگز از این متفکران، نمی توان تربیتی را که صرفا بر پدیدآیی برخی اعتقادات و رفتارهای عادتی، بدون ایجاد پشتوانه عقلی و چشم انداز شناختی تکیه می کند، تربیت دینی نامید. تربیت دینی باید دید فرد را به خود، هستی، غایت زندگی و ماورای طبیعت تغییر داده، به رفتارهای او جهت دهد. دانستن دین و آموزه های دینی، مساوی با تربیت دینی نیست، و تنها هنگامی که این آموزه ها موجب تغییر نگرش شوند و چشم انداز شناختی در فرد ایجاد کنند، تربیت دینی نام می گیرند. باید با استفاده از روش های خودپرور در تربیت دینی، موجب پرورش فهم، تفکر، تعقل و دوری از تلقین، تقلید، شرطی سازی، اجتماعی سازی و عادت آموزی در تربیت دینی شد.
تلاش اندیشمندان غربی برای رویکرد عقلانی به تربیت ارزش های دینی و عقلانی کردن آموزش های دین، آنگاه که به آموزه های عقل ستیز دین می رسد، بسان تیری به سنگ می خورد و چالش رویکردهای سکولار، در مقابل ایشان نیز رخ می نماید. در این میان، راهی جز دینی کردن عقل و دست کشیدن از معیارهای منطقی برای ایشان باقی نمی ماند. راه اساسی حل این چالش و بازکردن قفل معما، در عقل پذیر نمودن دین و ارائه دین عقلی است که کلید آن تنها به دست اسلام است. از این رو، راهی جز روی آوردن به رویکرد اسلامی، برای عقلانی کردن دین آموزی وجود ندارد.
دین اسلام با طرح کلید واژه فطرت، قفل تضاد میان تبیین و تلقین ارزش ها را باز کرده و میان معرفت شهودی و نقلی، قرآنی و برهانی، و عقلانی و عرفانی آشتی برقرار نموده است. بنابر هماهنگی عقل، نقل و قلب، تبیین ارزش های اسلامی توسط متربی، بدون دخالت بینش ها و گرایش های انحرافی، و موافق باغ تلقین آنها توسط مربی خواهد بود.(احسائی، ج۱، ۳۵ و صدوق، ج۲، ۴۹) از این رو، تربیت اسلامی منحصر در انتقال مفاهیم با تیکه بر روش های سنتی نیست و می توان «ترکیب متناسبی از روش های انتقالی و اکتشافی، تلقینی و تلوحیحی، و مستقیم و ضمنی» را برای تربیت دینی در معنی اسلامی آن به کار برد. بر این اساس، رویکرد اسلامی«تلفیقی از رویکردهای تبیینی و تلقینی ارزش ها» است و نامیدن آن به «رویکرد دینی جامع» نشانی از تمایز و گامی به سوی عرضه جهانی آن خواهد بود. رویکرد اسلامی به تربیت ارزش ها، هم نسبت به رویکردهای لیبرال و سکولار مدرن، جامعیت دارد و هم نسبت به رویکردهای سنتی و دینی.
۲-۵-۶- مبانی تکامل تربیت از دیدگاه اسلام
۲-۵-۶-۱- عقلانیت و خردورزی
انسان تنها موجودی است که در سایه تفکر، تعقل و اراده می تواند به مقام خلافت الهی در زمین برسد؛ اما گاه همین انسان، چنان غافل و دچار انحطاط می شود که خداوند در قرآن او را اسفل السافلین می خواند. به همین دلیل، اسلام به تعقل (در برابر عواطف) به عنوان یکی از مبانی مهم تربیتی توجه کرده است. از این رو، نخستین گام در تربیت باید توجه به این مبنا باشد.
۲-۵-۶-۲- جهت گیری ارادی در ادای تکالیف
انسان افزون بر مولفه تعقل و تفکر، آزاد است که رفتار خود را بر اساس انتخاب انجام دهد؛ چرا که می تواند با استفاده از اراده آزاد و شعوری که خداوند در نهادش ذخیره ساخته است، خیر و شر را تشخیص دهد. پس اراده و اختیارف یکی از مبانی تربیتی است که سعادت حقیقی، به منزله هدف غایی تعلیم و تربیت، در سایه آن به دست می آید. البته چنین نیست که انسان بتواند به صرف مختار بودنش، هرگونه که بخواهد عمل کند؛ زیرا تعیین تکالیف نیز مبنای دیگری است. سه مبنای تربیتی عقل، اختیار و تکلیف در کنار یکدیگر، انسان را در مسیر دستیابی به سعادت یاری می کنند.
۲-۵-۶-۳- اعتدال در به کار گیری قوای مختلف
توجه به این مبنا در تربیت انسان از این روست که وی با قوای مختلف آفریده شده، ولی سعادت او در گرو آن است که همیشه اعتدال در پیش گیرد. نکته قابل ذکر اینکه انتخاب روشنی متوسط و متعادل بین مادیت و معنویت، یکی از مهم ترین مسائل مورد توجه بر اساس مبنای تربیتی اعتدال است.
۲-۵-۶-۴- علم آموزی
یکی دیگر از مبانی تربتی انسان، علم آموزی است. تنها انسان است که به واسطه نیروی خود، هرروز معلومات تازه ای بر معلومات گذشته خود می افزاید. به همین دلیل است که در تعلیم و تربیتی اسلامی، انسان به آموختن علم و دانش، ترغیب و تشویق می شود.
۲-۵-۶-۵- ایجاد انضباط درونی از طریق اعتقاد به خدا و یاد مرگ

این مطلب را هم بخوانید :
سايت مقالات فارسی - تحلیل نقش مشارکت مردم در توسعه روستاهای بخش خشکبیجار- قسمت ۲۴

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

مدیر سایت