لقمه حلال و حرام در آیات و روایات و تاثیر آن در شکل …

لقمه حلال و حرام در آیات و روایات و تاثیر آن در شکل  …

از دیگر نکاتی که همواره از انسان خواسته شده است تا به مثابه عامل بازدارنده و مبنای تربیتی درباره آن تفکر کند، یاد مرگ است. بنابراین، با توجه به این نکته که اسلام آرمان تعلیم و تربیت خود را احیای فطرت انسانی (به وجود آوردن انسان طبیعی) قرار داده، اعتقاد به معاد، یکی از ارکان حیاتی در تربیت انسان طبیعی است. در کنار این اعتقاد، آدمی باید بداند که خدای تعالی با قدرت و علم بی پایان خویش، از هر جهت بر انسان احاطه دارد و این خود عامل مهمی در ایجاد انضباط درونی در تربیت افراد است؛ بنابراین، به منظور ایجاد چنین انضباطی، باید به مبنای اعتقاد به خدا و یاد مرگ توجه کرد.
۲-۵-۶-۶- عبادت
یکی از ارکان تربیتی اسلام ، عبادت است. مسئله ی عبادت قطع نظر از این که یک حس اصیل است ، تاثیر زیادی در سایر نواحی انسان دارد.
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: طوبی لِمَن عَشِقَ العِبادَه خوشا به حال کسی که به عبادت عشق بورزد ، وَ اَحَبَّها بِقَلبِهِ و از صمیم قلب عبادت را دوست داشته باشد ، وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ و با بدنش به آن بچسبد. مقصود این است که عبادت فقط یک ذکر قلب به تنهایی نیست بلکه خود عبادت عملی نوعی عشق ورزی عملی است ، وَ تَفَرَّغَ لَها خودش را فارغ کند برای عبادت. این همان حالتی است که از آن تعبیر به حضور می کنند. اگر افرادی به خلوت ظاهری اهمیت می دهند ، مقدمه است برای این که خلوت قلب پیدا شود ، بعد که خلوت قلب پیدا شد انسان باید بیاید در اجتماع که کار اجتماعی اش را انجام دهد ولی خلوت قلبش را هم داشته باشد.
در باب عبادت و نیایش اگر انسان علاقه مند به تربیت خودش و فرزندانش به تربیت اسلامی است و یا می خواهد افرادی را تربیت کند، حتماَ باید به مسئله ی عبادت و دعا اهمیت بدهد.
۲-۵-۶-۷- استفاده از مربیان کامل
استفاده از روش عبادت و ذکر و مناجات و … به منظور تربیت افراد، تنها زمانی نتیجه می دهد که تحت نظر مربیان کامل انجام گیرد. از این رو، استفاده از چنین معلمانی، به منزله یکی از مبانی تربیتی انسان، مورد توجه است.(داستانی، ۱۹- ۲۵)
فصل سوم
تأثیرات غذای حلال و حرام بر ابعاد شخصیتی و تربیتی فرزند
با نگاهی به پهنه هستی و دقیق شده در اجزای آن و مخصوصاً انسان و نیازهای او متوجه به دستگاه عظمت گوارش، دهان و دندان و میل به آب و سایر نعمت های حق می شویم که همه اینها نتیجه اطاعت خداوند مهربان به انسان و از آن جا که یکی از نیازهای اساسی و مهم انسان خوردن و آشامیدن است و این نیاز از محدود نیازهای انسان است که هر روزه به آن احتیاج پیدا می کند و بر اساس یک قانون کلی نیاز هر چه بیشتر باشد و تکرار شود برای برطرف کردن آن قواعد و مقررات بشری را باید رعایت نمود به همین جهت در اسلام که برترین آیین است در باره تغذیه انسان هم احکام فراوانی وجود دارد که ددر قالب آیات و روایاتی که در زمینه به دست آوردن غذای حلال و شکل مصرف کردن آنها و برنامه هایی که برای سلامت بدن و درنهایت سلامت عقل و روان که منجر به سلامت خانوده و جامعه صد در صد مؤثر است مطرح می نماید . گاهی اوقات مخاطب قرآن فقط اهل ایمان نیستند بلکه همه مردم هستند که در مورد تغذیه هم همین طور است چنانکه می فرماید : « یَأَیُّهَا النَّاسُ کلُُواْ مِمَّا فىِ الْأَرْضِ حَلَالًا طَیِّبًا…»(بقره/۱۶۸) ؛ « اى مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید!…»
از این آیه و آیات قرآنی دیگر چنین بر می آید که خداوند متعال در اسلام برای بهداشت و سلامتی آدمیان دستورات بس گرانبهایی قرار داده و خاطر نشان ساخته است که انسان ها بایستی از آلودگی غذایی ، خوراکی و…. به طور کلی از همه زشتی و پلیدی ها دوری گزینند و دور ناروایی نگردند و این سفارشات در سخنان پیشوایان دین نیز به وفور دیده می شود ازجمله پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید : « از خدا آن گونه که شایسته است شرم کنید ….. و نیز شکم و محتوا آن را از ناروا نگاه دارید….»
سوگند های قرآنی مهر تأییدی بر اهمیت مسأله تغذیه ازدیدگاه اسلام است چرا که سوگند های قرآنی نشان از توجه به ابعاد بالای معنویت و روحانیت می باشد و خداوند برای مطرح ساختن این اهمیت در بعضی سوره ها به بعضی خوراکی های قسم یاد می کند ؛ چنانچه در این آیات صانع به مصنوع خود قسم می خورد ، حاکی از اقدام خاص و قابل ستایشی است که خداوند نسبت به قوانین حیات از جمله تغذیه دارد و در جاهای دیگر رابطه بین تغذیه و فضیلت انسانی و کرامت بشر برقرار می نماید و می فرماید : « وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنىِ ءَادَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلىَ‏ کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا» (اسراء/۷۰) ؛ « ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا، (بر مرکبهاى راهوار) حمل کردیم و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کرده‏ایم، برترى بخشیدیم.»(برومند،۱۳۸۳ش، ۲۶۷)
شاید در ابتدای امر ، آنچه که از آیه مذکور که همان ایجاد رابطه بین اخلاق و تغذیه است تعجب برانگیز باشد که چگونه تغذیه در روحیات و ملکات نفسانی افراد می تواند اثر گذار باشد؟ چراکه تغذیه معمولاً مربوط به جسم و امور جسمانی است و اخلاقیات در رفتار و ابعاد شخصیتی افراد معمولاً مربوط به روح می باشد. اما افراد صاحب نظر در این زمینه معنقدند که هر چند از دیدگاه اسلامی ، حقیقت انسان جنبه روحانی و معنوی اوست و هدف اصلی تربیت نیز پرورش حس دینی و رسیدن آنان به کمالات معنوی می باشد ، ولی با وجود این جنبه جسمانی او را نمی توان نادیده گرفت زیرا جسم و روح رابطه متقابل با هم دارند و هر کدام بر دیگری تأثیر می گذارند بنابراین ، عوامل مؤثر در تربیت نیروی جسمی انسان بر جنبه روحی او نیز مؤثر است و به عبارت دیگر با توجه به رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگ بین جسم و روح آدمی جایی برای این تعجب باقی نخواهد ماند و تأکید اسلام در استفاده از خوراکی ها و آشامیدنی های حلال و طیب این است که آدمی را به رشد و تعالی مادی و معنوی (جسمی و روحی ) برساند و او را از خطرات و بیماری های ناشی از آن نجات دهد.( مکارم شیرازی، ج۱،۱۳۷۷ش،۲۰۷ ) بعد از این توضیح شاید سؤالی در ذهن پیش آید که روال تأثیر گذاری تغذیه و غذا در رفتار به چه ترتیبی است؟ که جواب این سؤال درسخن شیوای مرحوم علی اکبر نهاوندی چنین آمده است : « بدان ای جان برادر که قوه ی بدن انسان ازروح حیوانی است و روح حیوانی از بخاریست که خون به هم می رسد و خون هم از غذا تولید می شود پس چون غذای حلال به شکم داخل شد و قوت رسید از آن اعضا و جوارح و روح حیوانی پس روح حیوانی اعضا در جوارح را به هر کاری که شأن و لایق اوست وا می دارد و در عالم واقع آن غذا که طیب و طاهر و حلال شرعی بود هر چه از و هم که روییده شود طیب و طاهر است بلکه طیب تر و طاهر تر و چون غذای حرام به شکم او وارد شد نظر به مفاد آیه کریمه « وَ الَّذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً» (اعراف/۵۸) از خبیث جز خبیث خارج نشود»( نهاوندی،۱۳۶۴ش، ۴۲۴) با توجه به این توضیح و اینکه اولین سنگ بنای سلامت تن نحوه تغذیه می باشد جایی برای انکار نمی ماندو این امر نه تنها از طرف اسلام بیان و تأکید شده بلکه در مجامع و ادیان دیگر نیز تأثیر غذا در روحیات انسان نیز پذیرفته شده است و آن را در قالب تأثیر غذا در زیبایی انسان مطرح می کنند که به گونه ای این زیبایی ظاهری در برگیرنده زیبایی معنوی نیز می باشد. چنانچه در بعضی کشورها مانند آمریکا دختران و پسرانی که خواهان فرزندانی زیبا و سالم هستند چندین روز قبل از نکاه رژیم سیب خوردن می گیرند ، یعنی هیچ چیز غیر از سیب نمی خورند و در نتیجه به آرزوی خود می رسند. اگر نحوه خوراک اثری در شخص و نسل وا نداشته باشد ، این پرسش پیش می آید که چرا طالبان فرزند زیبا مثلاً رژیم گوشت خوک نمی گیرند ؟! پس شک نیست که هر نوع غذایی اثری خاص در بدن و تأثیر مخصوص در نطفه دارد، خواه حلال باشد ،خوا حرام.(محمودی،۱۳۷۰ش،۱۲۱ )
۳-۱- تأثیر غذای حلال و حرام در نطفه و جنین
نکته ظریفی که در این زمینه وجود دارد و اسلام نیز توجه لازم را در این زمینه مبذول داشته است اثر غذای حلال و حرام در نطفه و جنین است. امام محمد باقر(علیه السلام) در جهت آثار مال حرام در نطفه می فرماید : « إنَّ الرَّجُلَ إذَا أَصَابَ مَالاً مِنْ حَرَامٍ، لَمْ یَقْبَلْ مِنْهُ حَجٌّ وَ لَا عُمْرَهٌ وَ لَا صِلَهٌ رَحِمٍ، حَتَّى إنَّهُ یَفْسُدُ فِیهِ الْفَرْجُ »(حر عاملی، بی تا، ج۱۶،۹۱) اگر انسان از مال حرام استفاده کند، حج و عمره و صله رحم او پذیرفته نمی شود، بلکه در فرزندان و نطفه وی اثر فاسد و بد می گذارد.
این روایت نشان می دهد که نطفه باید از مال حلال به وجود آمده باشد و اگر نطفه از غذای حرام تشکیل شود فرزندان حرام زاده می شود. و در اسلام سفارش بسیار شده است که قبل از ازدواج شرایط یک پدر خوب و مطلوب را در خود تحقق دهید، زمان ازدواج دیر است ، از هم اکنون به فکر تصفیه خود از رذائل اخلاقی و بخصوص غذای خود باشید، چراکه در نطفه شما ماده ای است به نام ژن که تمام خصوصیات شما را به نسل آینده شما منتقل می کند.
در روایات به این مسأله بسیر تأکید شده است چناچه امام صادق(علیه السلام) می فرماید : « کَسْبُ الَْحَرَامِ یُبَیِّنَ فِی الذُّرّیَّهِ»(کلینی، ج۵، ۱۲۵) آثار درآمد و کسب حرام در نسل بعد آشکار می شود. و این امر نشان می دهد که گناه تا عمق انسانیت ، اثر می کند و رفتار نسل های بعد را نیز تحت تأثیر قرار می دهد که برای روشن تر شدن آن به ذکر نمونه ای در تاریخ می پردازیم تا تأثیر غذای حلال و حرام بر نطفه به طور عینی مطرح گردد.
زمانی که بنا شد نور حضرت زهرا (س) به حضرت خدیجه منتقل شود ، دستور داده شد پیامبر(صلی الله علیه و آله) چهل شبانه روزغار حرا رفته به عبادت بپردازد و حضرت خدیجه نیز در خانه به عبادت بپردازد. پس از بازگشت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به خانه جبرئیل غذای بهشتی آورد ، دستور داد احدی جز رسول الله و خدیجه از آن غذا نخورند و بعد دستور داده شد که نور حضرت زهرا(س) به خدیجه منتقل شود.(مظاهری، ۱۳۷۴ش،۴۳)
و این نشان دهنده تأثیر فوق العاده غذا بر نطفه است چراکه با تأثیر غذای بهشتی است که فرزندی چون حضرت زهرا(س) پا به عرصه هستی می گذارد که نسل ۱۲ امام از شجره پاک و تابناک ایشان است که موجب نجات و رستگاری جامعه بشری می شود.
اما در مورد تأثیر سوء غذای حرام آمده است که خوردن غذاو لقمه حرام باعث شریک شدن شیطان در نطفه می شود که یکی از علائم آن عداوت و دشمنی را امیرالمؤمنین(علیه السلام) و اولاد طاهرین آن حضرت است.
عالم ربانی مرحوم نراقی در کتاب معراج السعاده می نویسد : دلی که از لقمه‌حرام روئیده باشد، کجا و قابلیت انوار عالم قدس کجا و نطفه ای که از مال حرام هم رسیده باشد به مرتبه‌رفیع انس با پروردگار چکار، چگونه پرتو عالم نور بدلی تابد که غذای حرام آن را تاریک کرده و کی پاکیزگی و صفا برای نفسی حاصل می شود که کثافات مال شبهه ناک آنرا آلوده و چرک آلود نموده باشد. (نراقی، ۱۳۷۵ ش، ۳۱۳)
و شاعر گرانقدر ، فردوسی در بیان حال این افراد می گوید:
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج
اما پس از انعقاد نطفه نیز مرحله حساس جنینی و تأثیر غذای حلال و حرام بر جنین پیش می آید که این دوران از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است چرا که ناف طفل متصل است به ناف مادر، هر آب و طعامی که ، مادر خورد تبدیل به خون شده و قدری از مجرای ناف در شکم طفل داخل می شود و غذای او می شود و از این طرق در رگ های جنین جرایان می یابد. اگر پاک باشد، آثاری مثبت و اگر پلید و حرام باشد ، آثاری زشت خواهد داشت. تا آنجا که رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) تأثیر فراون رفار و گفتار و خورک مادران را بر فرزندان در دوران بارداری چنین بیان می کنند: « السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقَی فِی بَطْنِ أمِّهِ ؛نیک بخت کسی است که در شکم مادرش نیک بخت گردیده و تیره بخت کسی است که در شکم مادرش بدبخت شده است. مال حرام، همان گونه که در قسمت های قبل توضیح دادیم در روح و جسم مادر اثر سوء می گذارد ، روح و جسم فرزند داخل رحم را تحت تأثیر قرار می دهد. کلمه اُمّ که در قرآن و روایات به طور فروان ذکر شده به معنای ریشه و سرچشمه است، و به خاطر این که مدت اقامت نطفه در صلب پدر، بسیار اندک ،ولی دررحم مادر نزدیک به دویست و هفتاد روز است و به طور دائم از کارگاه جسم و اعصاب و جان زن تغذیه می کند، از او نسبت به وجود کودک تعبیر به اُمّ شده است. در حقیقت کودک انعکاسی از واقعیات جسمی و روحی مادر ، و میوه ای از آن شجره پاک است.»
سخنی که اسلام در ۱۴ قرن پیش مطرح کرده است در دنیای امروز از نظر علمی ثابت شده است که تغذیه سالم مادران پس از انعقاد نطفه ، در دوره باردری، در تکامل جسمانی و روحانی کودک تأثیر فروانی دارد به همین دلیل در این دوران مادران باید از مصرف برخی داروها و مواد الکلی که ممکن است موجب اختلالات عصبی و روانی کودک می گردد خودداری نماید. « دکتر جزائری در اعجاز خوراکی ها صفحه ۱۵۳ و ۱۵۴ چنین اظهار نظر می کند : جنین در شکم مادر درست مانند یک عنصر مادر است و کلیه عوامل اگر هنگام تولید مثل و نطفه پدر مسموم باشد جنین علیل به وجود می آید این مسمومیت ممکن است در اثر غذای فاسد یا خوردن مشروب باشد پس در موقع مسمویت مخصوصاً مستی بایستی از تولید مثل خودداری کرد و در شبی که می خواهید تولید مثل نمائید باید غذای شما کامل و مخصوصاً لازم است دارای ویتامین ای«E» باشد.»( بستان آبادی، ۱۳۸۰ش، ج۱،۳۳)
۳-۲- تأثیر غذای حلال و حرام در دوران شیرخوارگی
پس از دوران جنینی ، با تولد کودک دوران شیرخوارگی آغاز می شود که دستورات اسلام در مورد تغذیه در این دوران اگر نگوییم بیشتر از زمان جنینی است ، حداقل برابر آن است و توصیه هایی که ائمه معصموین(علیه السلام) در مورد انتخاب دایه و انتخاب همسر مناسب از آن جهت که مادر فرزند آینده است و به او شیر میدهد ، همگی شامل این مورد می شود چنانچه امام علی(علیه السلام) در این مورد سخنان فراوانی دارد که به نمونه ای از آن اشاره می کنیم:
«همچنان که در کار ازدواج دست به گزینش می نهید ، برای شیر دادن (کودک خود) نیز گزینش کنید ، زیرا شیر طبایع را تغییر می دهد.»
شیخ ابومحمد عبدالله از فضلاء و پرهیزکاران اوخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم هجری بود و از طریق کتابت و استنساخ آن تأمین معاش می کرد واز این کار حلال و دسترنج خود با کنیزی که جامع صفات و سجایای حسنه و زیبایی بود و او را خریداری نموده بود ازدواج کرد. موقعی که کنیز وضع حمل نمود شیخ نهایت سعی خود و تلاش خود را داشت که طفل غیر از مادر از زن دیگری شیر نخورد، ناگهان روزی وارد منزل شد و دید به علت کسالت کنیز، زن همسایه مشغول شیر دادن به بچه است شیخ سخت ناراحت شد و سپس بچه را سراپا نگه داشت و با دست خود شکم او را مالید و با انگشت خود دهان بچه را باز کرد تا آن شیر را که خورده بود بازگرداند. شیخ درحالی که مشغول این عمل بود گفت پسرم مرگ بر تو برای من آسان تر است از آن که زنده بمانی در حالتی که طبیعت تو آلوده به ناپاکی و رزالت و مخلوط به غذای مجهول باشد.
در مورد تأثیر شیر ناپاک می توان به این نمونه اشاره کرد: مرحوم حاج آقای آخوندی قمی فرمود: روزی با مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری برخورد کردم ، ایشان را بسیار مضطرب و افسرده دیدم . علت را جویا شدم ، ایشان پاسخ فرمودند: چندی قبل خدای متعال فرزندی به من عنایت فرمود به علت اینکه مادرش شیر نداشت ، دنبال زنی برای شیر دادن به فرزند برآمدم، تا اینکه زنی را پیدا کردم ، این زن در مدتی کودکمان را شیر داد ، امروز فهمیدم این زن ناصبی است. این فرزند وقتی بزرگ شد در به دار آویختن پدرش کمک کرد و شادی می کرد و کف می زد این همان اثر شیر ناپاک بود که چنین انسانی را تحویل جامعه داد.(میخبر،۱۳۸۳ش، ۱۷۹)
همان طور که در بخش های قبل آثار غذای حرام مشخص شد دراین بخش به معرفی و آثار غذای نامشروع پرداخته می شود.
۳-۳- تأثیر غذای حلال و حرام در نسل
نطفه ای که از فرزندان به وجود می آیند، از غذایی که پدر و مادر تناول می کنند به وجود می آید و در صورت نامشروع بودن درآمد، شیطان در به وجود آمدن این فرزندان مشارکت می کند و گرایش این فرزندان به گناه بیشتر می شود و تربیت آنها سخت تر و تکامل اخلاقی شان با مشکلات بیشتری روبرو خواهد شد. لقمه حرام، چنان در جان و روان یک طفل اثر می گذارد که نمی تواند به آسانی از افاضات نورانی حق تعالی کسب نور کند و به سعادت راه یابد. خداوند می فرماید:« قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُکُمْ جَزاءً مَوْفُوراً * وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُورا » فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفرى است فراوان * هر کدام از آنها را مى‏توانى با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‏ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم کن!- ولى شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد(اسراء ۶۳ و ۶۴).
بر اساس روایات شرکت شیطان در فرزندان آن است که نطفه فرزندان از مال حرام منعقد شده باشد(مارم شیرازی، ج۱۲، ۲۰۸).
امام علی(علیه السلام) می گوید: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند متعال بهشت را بر کسی که بسیار ناسزا بگوید و باکی ندارد از اینکه هر حرف(زشتی) بگوید یا بشنود، حرام کرده است. اگر پی جویی کنید، چنین فردی را زنازاده یا کسی که(به سبب حرام خواری) شیطان در انعقاد نطفه اش شرکت داشته، خواهید یافت. آیا این سخن خداوند را نخوانده ای که فرمود: « وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ »(حویزی، ج۳، ۱۸۲).
امام صادق(علیه السلام) فرمود: « کَسبُ الحَرَامِ یُبینُ فی الذّرّیه» درآمد حرام در فرزندان اثر(نا مطلوب) می گذارد.(حر عاملی، ج۱۲، ۵۳)
از این آیات و روایات به خوبی استفاده می شود که اگر بخواهیم نسل و فرزندان سالم، متدیّن، خوش خُلق و تربیت پذیر داشته باشیم، ابتدا باید منبع درآمد ما حلال باشد و لقمه ای حرام به خانه نیاوریم و حرام خواری نکنیم؛ سپس به به تربیت و تعلیم آنها همّت بگماریم.
۳-۴- غذاها و نوشیدنی های حرام و آثار آن
۳-۴-۱- غذاهای حرام
جامعه و یا افراد سالم آن است که از بیماری ها در امان بمانند. قرآن از چیزی هائیکه ریشه آلودگی در آنها وجود دارد برحذر داشته که شاید یکی از دلایل آن جلوگیری از ابتلاء به بیماری های جسمی و روحی و مضراتی باشد که این بیماری ها با خود به همراه دارند تا ازاین طریق سلامت فرد و جامعه تأمین شود. در این بیان آگاهی یافتن از مضرت غذاهای حرام و شناخت زمینه های آلوده شدن به بیماری ها حاصل از این غذاها باعث پیش گیری از بسیاری کمبودهای جسمی و روحی می شود و در این صورت علاوه بر اینکه به سلامت فرد و اطرافیان او کمک شده است ، توجه فرد به گوشه ای از اعجاز علمی قرآن که مایه فخر و مباهات مسلمین است و سخنان ارزشمند پیشوایان دین جلب می شود و پاسخی محکم در مقابل مخالفان اسلام است ک نسبت عقب افتادگی و جحود علمی و فکری را به اسلام و مسلمانان می دهند و به دلیل همین است که اسلام در ۴ آیه (بقره/۱۷۳، مائده/۳، انعام/۱۴۵، نحل/۱۱۵) به طور صریح به آن اشاره می فرماید که به علت تکراری بودن آیات یکی را به عنوان نمونه ذکر می کنیم : « إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِْ اللَّهِ» (بقره /۱۷۳) ؛ «خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است. »
بنابر شواهد و قرائن این حکم در اوایل بعثت در مکه نازل شد و سپس در اواخر
اقامت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مکه تکرار شد و در مدینه یک بار در اوایل حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) و بار دیگر در اواخر عمر آن حضرت در سوره مائده نازل شده است. برای تکرار بی سابقه این آیه با الفاظ مختلف علل متعددی ذکر شده است از آن جمله :
اهمیت موضوع یعنی خطرات جسمی و روحی آن.
آلودگی مردم آن روزگاربه این مطلب.
از مجموع تفسیر های این آیات به این نتیجه می رسیم که قرآن در تحریم خبائث و آنچه پلید است راه تدریج اعاده نموده، یکباره بیان نکرده است ، چراکه در غیر این صورت عرب از اسلام رمیده یم شد، و در مسلمان شدن احساس دشواری می نمود. به همین جهت محرمات خوردنی ها را زمانی که اسلام قوت و شوکت خود را یافت اعلام کرد. و به عبارت دیگر روزی آن جزئیات را بیان کرد که دیگر هیچ مسلمانی شایسته نباشد از کفار بترسد و یا به خاطر رودربایستی آنان از این محرمات اجتناب کنند.(طباطبایی ، ج۵،۲۶۸)
به عبارت دیگر اسلام غذاهایی که برای انسان پیامد شوم و نارسائی جسمی و روحی به بار می آورد را تحریم کرده است و علت تحریم با بیان کلی در کتب روایی چنین آمده است : « حضرت ابی جعفر (علیه السلام) : محضر پاک امام (علیه السلام) عرض کردم؛ برای چه خداوند عز و جل شراب و مردار و خون و گوشت خوک را حرام فرموده است ؟ حضرت فرمود : خداوند تبارک و تعالی این اشیاء را بر بندگان حرام نکرد و غیر آن را حلال قرار نداد تا ایشان را به آنچه حلال کرده راغب و از آنچه حرام فرموده بی میل نموده باشد بلکه پس از آفرینش مخلوقات آنچه را که ابدان ایشان به آن قائم است و در راستای مصلحت و خیر آنها هست را به آنها تعلیم فرمود و سپس از آن تفهیمشان نمود که این سنخ از اشیاء برایشان مباح و حلال است و نیز آنچه به ضرر ابدانشان است را به آن هشدار داده و اعلام فرمود که این قبیل از اشیاء بر آنها حرام است.»( صدوق،۱۳۸۰ش، ج۲،ص۵۵۳ ) یکی از علمای بزرگ وخدمتگزار به دین و مردم نقل کرد: دری‌امی که در قم خدمت حضرت امام خمینی «ره» تحصیل می‌کردم در دهه‌ی عاشورا جهت تبلیغ به بخش‌ها و شهرها می‌رفتم.نزدیک دهه‌ی عاشورا خدمت آن مرد بزرگ رسیدم، عرضه داشتم امسال به محل جدیدی دعوت دارم مرا دعا کنید و اجازه‌ی رفتن مرحمت نمائید، امام مرا دعا کردند، و در زمینه‌ی برخورد با مردم و تبلیغ دین نصیحت فرمودند. به محلی که باید می‌رفتم رفتم، در ابتدای ورودم به آن منطقه که دو سه هزار بیشتر جمعیت نداشت مردی کشاورز، بیل بدوش، با چهره‌ای نورانی به من برخورد، پرسید برای تبلیغ آمده‌ای، گفتم: آری، گفت: در اینجا فقط از حلال و حرام خدا بگو، زیرا مردم این منطقه نیازشان به این گونه مسائل بیشتر از مسائل دیگراست، اکثر اینان حلال و حرام را رعایت نمی‌کنند، سپس به من گفت در این ده شبانه روز جز خانه‌ی من جایی نرو، من با کمال دقت حلال و حرام الهی را مواظبت می‌کنم، خوردن غذای من قلب تو را نورانی‌تر کرده، و سخنرانیت به خوبی اداره می‌شود.به خانه او رفتم، همان طور بود که از او شنیدم، عادی و راحت و بدون لکنت زبان و با القاء و مطالبی عالی منبر می‌رفتم. او صبح زود به صحرا می‌رفت، و وقت نماز مغرب به مسجد می‌آمد، و پس از سخنرانی با هم به خانه باز می‌گشتیم.یک روز بی خبر از او با اصرار شخصی به مهمانی رفتم، شب آن روز به وقت سخنرانی احساس سنگینی و محدودیت در مطلب و بیان کردم، گرچه مستمعین متوجه نبودند، ولی من در بیان مطالب به جان کندن افتاده بودم، دهاتی مهماندار دو سه بار از میان جمعیت با حالت خشمگین به من نظر کرد، در نگاه او این معنا را می‌خواندم که به من اعتراض داشت، پس از پایان مجلس به خانه بر گشتیم با لحنی تند به من گفت کاردبه شکم خورده امروز از خانه‌ی من جای دیگری رفتی، من از وضع سخنرانی تو این معنا را فهمیدم، تا این جایی حق رفتن جای دیگر نداری، و تا پایان عمر هم در غذای خود، و رفت و آمدت به خانه‌ی مردم دقت کن، که حلال نورانیت می‌آورد و حرام تاریکی ایجاد می‌نماید.(انصاریان، ۱۳۷۹، ۳۱۸).پس از بیان علت تحریم در این قسمت آثار هریک از آنها آورده خواهد شد.

این مطلب را هم بخوانید :
سایت مقالات فارسی - تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

مدیر سایت