عود مصرف مواد

به طور کلی، تحقیقات فاکتورهای خطر بیشماری را در فرایند مصرف و عود مصرف مواد نشان داده اند، این فاکتورها شامل عاطفۀ منفی[۱]، انگیزه[۲]، اشتیاق[۳]، ولع مصرف[۴]، استرس های بین فردی، خودکارآمدی[۵]، و مهارت های انطباقی ناکارآمد[۶] در موقعیت های پرخطر[۷] می باشند. (ویکی ویتز[۸] و همکاران، ۲۰۰۴). در تحقیقی دیگر نشان داده شده است که موقعیت های پرخطری که منجر به عود مصرف مواد می شوند شامل موارد زیر است: موقعیت های عاطفۀ منفی مانند هیجانات ناخوشایند، ناراحتی فیزیکی و درگیری با دیگران؛ موقعیت های عاطفۀ مثبت[۹] مانند هیجانات خوشایند، اوقات لذت بخش با دیگران و فشار اجتماعی برای نوشیدن؛ انگیخته ها و تست کنترل[۱۰] (برزلین[۱۱] و همکاران، ۲۰۰۰). مطالعات رو به گسترش از این دیدگاه حمایت می کنند که به خصوص عاطفۀ منفی محرکی بالقوه برای رفتارهای کاووش مواد[۱۲] و عود مصرف سیگار می باشد (بیکر[۱۳] و همکاران، ۲۰۰۴). از سویی، نیوتن[۱۴] و همکاران (۲۰۰۹)، جنبه های ویژۀ رفتاری را که منجر به عود مصرف مواد می شوند به موارد تقویت منفی ( اجتناب از درد)[۱۵]، تقویت مثبت ( لذت جویی)[۱۶]،  پاداش قابل توجه (ولع مصرف)[۱۷]، یادگیری پاسخ به محرکها (عادتها)[۱۸]، اختلالِ کنترل بازداری (تکانشگری)[۱۹] تقسیم بندی کرده اند.

بنا به گفتۀ کاپلان و سادوک (ترجمه ربیعی، ۱۳۷۸)، «عوامل خطرساز برای سوء مصرف مواد و عود عبارتند از میزان بالای تعارضات خانوادگی، مشکلات تحصیلی، بروز همزمان اختلالات روانی نظیر اختلال سلوک و افسردگی، مصرف مواد از سوی همسالان و والدین، و تکانشگری و شروع زودرس مصرف سیگار؛ هر چه تعداد عوامل خطرساز در یک فرد بیشتر باشد احتمال مصرف مواد در اولویت است» (ص ۶۴۴-۶۴۳).

علل دیگر عود مصرف را به فرایندهای ناکارآمد شناختی و هیجانی ربط می دهند. بنا به گفتۀ هِیمن[۲۰] (۲۰۱۱)، عوامل تداوم بخش رفتارهای اعتیاد آور شامل ولع مصرف  و کژکاری در تنظیم شناختی و هیجانی است. به نظر می رسد که ولع مصرف مواد به وسیلۀ فرایندهای شناختی- هیجانی خودکار یا غیر خودکار کنترل می شوند، به گونه ای که نظریه های ولع مصرف عموماً تأکید می کنند اشتیاق ها[۲۱] در افراد با فعال شدن هیجان ها و انگیزه های جستجوی مواد در ارتباط هستند (تیفانی[۲۲]، ۱۹۹۰، به نقل از کیانی و همکاران، ۱۳۹۱). هدف قرار دادن فاکتورهای خطرزا، موقعیت های پرخطر، جنبه های ویژۀ رفتاری، و پردازش های شناختی و هیجانی ناکارآمد که منجر به عود مصرف مواد می شوند یک اولویت درمانی ضروری محسوب می شود.

 

۲-۲-۳ ذهن آگاهی

متغیر درمانی مهم در تحقیق جاری ذهن آگاهی است. این مفهوم در سال های اخیر در دنیای درمان جایگاه خاصی پیدا کرده است. مفهوم «ذهن آگاهی» از مذهب بودا[۲۳] با سنت ۲۵۰۰ ساله از هند شروع شده و بعد از دگرگون شدن به غرب دور راه پیدا کرده است (آپل و کیم-آپل، ۲۰۰۹). ذهن آگاهی در آیین بودا  تحت عنوان توجه محض یا ثبت غیر استدلالی رویدادها بدون واکنش یا ارزیابی  ذهنی تعریف شده است (کارداسیوتو[۲۴]، ۲۰۰۵)، در واقع ذهن آگاهی واکنشی پیشگیرانه برای افکاری است که ما را غمگین یا مضطرب می کند و به ما کمک می کند تا به حالت تعادل بعد از هیجان های تجربه شدۀ منفی بازگردیم (هریس[۲۵]، ۲۰۱۳).

محققان بسیاری تأثیر ذهن آگاهی را بر احساسات، هیجانات، و ادراکات ما مورد بررسی قرار داده اند و به تعاریف و نتایج قابل توجهی دست یافته اند به عنوان مثال، ذهن آگاهی به عنوان یک احساس بدون قضاوت[۲۶] و متعادل از آگاهی[۲۷] تعریف شده است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند (نف، ۲۰۰۳). افراد ذهن آگاه واقعیات درونی و بیرونی را آزادانه و بدون تحریف ادراک می کنند و توانایی زیادی در مواجهه با دامنه گسترده ای از تفکرات، هیجانات و تجربه ها (اعم از خوشایند و ناخوشایند) دارند (براون و همکاران، ۲۰۰۷).

آپل و کیم- آپل (۲۰۰۹) بیان می دارند که مراقبۀ ذهن آگاهی با «آرمیدگی»[۲۸] تفاوت دارد، بدین صورت که در آرمیدگی فرد به احساسات بدنی[۲۹] و تنفس توجه می کند ولی در مراقبه ی ذهن آگاهی افکار و هیجانات در حالت آرامش مورد قبول ذهن واقع می شوند. هر چند هدف اصلی ذهن آگاهی آرام سازی نیست اما مشاهدۀ غیرقضاوتی رویدادهای منفی درونی یا برانگیختگی فیزیولوژی باعث بروز این حالت می شود (بورکووِک[۳۰]، ۲۰۰۲).

در واقع ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به تجربیات لحظه به لحظه مانند احساسات فیزیکی، هیجان، ولع، و تنش است و این توجه در حالی است که تجربیات بدون اقدام، بدون قضاوت، بدون نشخوار فکری و بدون تلاش در ثبت آنها مورد قبول ذهن واقع می شوند (دیویس و همکاران، ۲۰۰۷). زمانی که ما مستقیماً به چشم هیجانات آزاردهنده نگاه می کنیم و درک می کنیم که هیجانات چه هستند و چگونه عمل می کنند، به همان اندازه بیشتر از جلو چشمانمان ناپدید می شوند مانند سیاهی جنگل  که زیر خورشید صبحگاهی به تدریج ناپدید می شود و زیبایی های آن آشکار می شود. بعد از آن هر زمان که هیجانات فوران کنند، آنها باعث زنجیره ای از افکار که ما را به اقدام مجبور می کنند، نمی شود. مراقبۀ ذهن آگاهی، ممکن است منجر به تسهیل رشد بینشِ فراشناختی[۳۱] شود، زیرا در این مراقبه (مانند بینش فراشناختی)، افکار و حوادث به صورت گذرا، ذهنی و غیر واقعی درک می شوند تا تجلی دقیق حقیقت (بیشاپ و همکاران، ۲۰۰۴).

با تمرین مهارت های ذهن آگاهی که نوعی آگاهی لحظه به لحظه می باشد، فرد به الگوهای افکار، احساس و تعاملاتش با دیگران بینش پیدا می کند و در نتیجه می تواند ماهرانه و بطور ثمربخش، نه اینکه به صورت اتوماتیک و ازروی عادت و ناهوشیارانه، پاسخ مناسب دهد (تیزدیل[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۰). ناگفته نماند که این مهارت احتیاج به تمرین دارد. دیویس و همکاران (۲۰۰۷) بیان می دارند که ذهن آگاهی یک مهارت است و مانند یادگیری یک آلت موسیقی، نیاز به تمرین روزانه و تکراری دارد. از دیدگاه روانشناسی غرب، وقتیکه ذهن آگاهی هم از طریق مراقبه رسمی و هم با تمرین روزانه یاد گرفته می شود یک فرایند بیداری[۳۳] اتفاق می افتد( کابات-زین، ۱۹۹۹).

پژوهشگرانی از قبیل دیویدسون و همکاران (۲۰۰۳)، مالیبوف- هرتیوباس (۲۰۱۳)، نریمانی و همکاران (۱۳۸۹)، نجاتی و همکاران (۱۳۹۰)، موسویان و همکاران (۱۳۸۹)، صادقی و همکاران (۱۳۸۹)، بساک نژاد و همکاران (۱۳۹۰)، و حناساب زاده اصفهانی و همکاران (۱۳۸۸، ۱۳۸۹) در پژوهش های خود به نقش مثبت ذهن آگاهی یا درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی بر سلامتی پی بردند.

۲-۲-۴ اعتیاد

ارتباط بین اعتیاد و ذهن آگاهی و چگونگی تأثیرپذیری آن از ذهن آگاهی و همچنین ارتباط اعتیاد با استرس در زیر شرح داده می شوند.

[۱]- Negative Affect

[۲]- Motivation

[۳]- Urge

[۴]- Craving

[۵]- Self-Efficacy

[۶]- Dysfunctional Coping Skills

[۷]- High Risk Situations

[۸]-Witkiewits

[۹]- Positive Affect

[۱۰]- Urges and Testing Control

[۱۱]-Breslin

[۱۲]- Drug-Seeking

[۱۳]-Baker

[۱۴]-Newton

[۱۵]- Negative Reinforcement (Pain avoidance)

[۱۶]- Positive Reinforcement (Pleasure seeking)

[۱۷]- Incentive Salience (Craving)

[۱۸]- Stimulus Response Learning (Habits)

[۱۹]- Inhibitory Control Dysfunction (Impulsivity)

[۲۰]-Heymen

[۲۱]- Urges

[۲۲]- Tiffany

[۲۳]-Budhha

[۲۴]-Cardaciotto

[۲۵]-Harris

[۲۶]- Non-Judgmental

[۲۷]- Awareness

[۲۸]- Relaxation

[۲۹]- Body Sensations

[۳۰]-Borkovec

[۳۱]- Metacognition Insight

[۳۲]-Teasdale

[۳۳]- Awareness

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *