شخصیت حضرت علی ع در دو منظومه علی نامه و خاوران نامه- قسمت ۵۲

شخصیت حضرت علی ع در دو منظومه علی نامه و خاوران نامه- قسمت ۵۲

سری باید، سر ز فرمان مکش

 

 

 

 

 

دراین کیش جان را ز قربان، مکش
( ابن حسام، ۱۳۸۲: ۸۷ )

 

 

واژه های کیش و قربان به معنی تیر دان و کمان تیراندازی
۶-ضعف تألیف، آن است که تألیف و ترکیب کلام بر خلاف قواعد نحوی و نظام آرمانی ادب باشد.
( علی نامه )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همی گفت مرتد شدی ای سگان
تو وابن عباس این وقت شاد
یکی مجمعی سازی از مهتران
زشمشیر ما هم نبردید جان
به کوفه خرامید مانند باد
به کوفه درای عمر تو آن زمان
( ربیع، ۱۳۸۸: ۱۴۸ر،۲۵۴ر)

 

( خاوران نامه )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زدیوان عمرت سیه گشت نام
برفت آفتاب بلندت ز بام
( ابن حسام،۱۳۸۲: ۸۵ )

 

۴-۱۲-۳- بلاغت
لفظ بلاغت به معنای رسایی و به کمال و غایت چیزی نایل شدن است، امّا از نظر اصطلاحی تعاریف گوناگونی دارد، استاد همایی می نویسد: «بلاغت این است که جامه لفظ بر اندام مقصود، زیبنده و رسا باشد،نه کوتاه و بلند، یعنی مقصود را در کمترین و زیباترین الفاظ بیان کند» (همایی، ۱۳۸۳: ۳۸ ) «امّا از جامع ومانع ترین تعریفات بلاغت، تعریف دانشمند بزرگ و متفّکر نامدار ایرانی امام فخر رازی ( ۵۴۴-۶۰۵ هـ.ق ) است: البلاغه بلوغ الرجل بعباره کنه ما فی قلبه مع الاحتراز عن الایجاز المخل و الاطاله الممله «یعنی بلاغت آن است که آدمی آنچه را که در ته دل دارد با لحنی که از ایجاز مخل و اطناب ممل در آن پرهیز شده باشد، بر زبان آورد.»( رستگار فسایی، ۱۳۵۳: ۴۷۰ ) از دیدگاه قدما، علم بلاغت و…. قلمرو آن ( معانی، بیان، بدیع ) از نظر اهمّیت و رتبه از علوم برتر واز نظر ظرافت و دقت از دقیق ترین علوم به شمار می روند. ۴-۱۲-۳-۱ – معانی
با تتبع و ژرف کاوی در این دو منظومه، به این نتیجه می رسیم که کلام این دو شاعر کاملاً مطابق با مقتضای حال و مقام است و این دو شاعر همه اصول دانش معانی را به درستی رعایت کرده اند. به عنوان نمونه، این دو شاعر به دلیل بر خورداری از هنر والای شاعری، مسند الیه را در مواضع گوناگون به کار می گیرند و در حالت «حذف»، «ذکر»، «تقدیم»، «وصف مسندالیه» و. اهداف و اغراض بلاغی خاصی را دنبال می کند. گاه اتّفاق می افتد که در بیان موضوع، جملات انشایی و خبری را به جای هم به کار می گیرند، یعنی جملات خبری گاهی در موقعیت جملات انشایی به کار می رود و به عکس، که البّته در تمام این موارد، اهداف بلاغی نهفته است. در موارد زیر در شعر ابن حسام و ربیع، فعل امر از معنای اصلی خود خارج شده و در اغراض فرعی و ثانوی زیر به کار رفته است.
۴-۱۲-۳-۱-۱- انشاء
انشاء در لغت به معنی ایجاد کردن است و در اصطلاح سخنی است که ذاتاً قابل صدق و کذب نباشد. در انشای طلبی، خواستن چیزی به ایجاب و سلب است که به عقیدۀ گوینده به هنگام طلب، حاصل نیست مانند «ببخش» اینک از بین انواع انشای طلبی ( امر،نهی، استفهام، ندا ونفرین ) تنها معانی فرعی و ثانوی امر به دلیل اهمیّت مجال اندک و کاربرد بیشتر آن در منظومه ی علی نامه و خاوران نامه، به دقّت بحث و بررسی می شود.
۴-۱۲-۳-۱-۲- امر
«هوَ طلبُ حُصُولِ الفِعل من المخا طَبَ عَلی وَجهَ الاستعلاء مَعَ الالزامِ » (رازی، ۱۳۷۳: ج۱،۶۳ )
امر عبارت است از درخواست انجام فعل بروجه استعلاء و الزام؛ امّا در موارد زیر در شعر ربیع، فعل امر از معنای اصلی خود خارج شده و در اغراض فرعی و ثانوی به کار رفته است:
۱– دعا)از معانی مجازی فعل امر دعا است؛یعنی به تضرع وخضوع چیزی راطلبیدن نه به شیوۀ استعلاء مانند:
(علی نامه )

 

 

 

 

سپردمت ما را به تو مصطفی
کنون کردۀ ما ز دل در گذار 

 

مدیر سایت