بازاریابی اینترنتی، داستان موفقیت کسب و کارا

راه اندازی کار و کاسبی با هزینه کم و درآمد بالا از خونه

۱۴ آذر ۱۳۹۷

اگه می خواید در کنار تحصیل یا در تایمای اضافه کاری تون کار و کاسبی ای رو شروع کنین و درآمدی داشته باشین، این مقاله دقیقن واسه شما نوشته شده.

اگه شخصیتی مدیر و خطر پذیر دارین و فکر می‎ کنین واسه زندگی کارمندی ساخته نشدین، این نوشته به شما کمک می کنه مشغول هر فعالیتی که هستین، در کنارش از خونه کاری رو که همیشه آرزویش رو داشتین واسه خودتون راه اندازی کنین. بعد وقتی که کار و کاسبی تون رشد کرد، بتونین روی اون به عنوان شغل اصلی حساب کنین.

من در این مقاله تلاش کردم صفر تا صد مراحل راه اندازی یه کار و کاسبی خونگی رو از ابتدایی ترین مراحل، یعنی پیدا کردن ایده های سود رسون، تا اجرای اون بررسی کنم و واسه هر مرحله از اون راهکارهای عملی ارائه دهم.

منظور من از راهکارهای عملی اینه که مسائل مطرح شده در این نوشته طوری بیان شدن تا قصد راه اندازی هر کاری رو که داشته باشین، از اونا استفاده کنین. فرقی هم نمی کنه کارتون خیلی راحت ساخت یه پیج فروش کاکتوس در اینستاگرام باشه یا به بزرگی ایجاد یه امپراتوری در دنیا مثل اپل.

پس از پایان خوندن این مقاله متوجه میشین چیجوری بدون صرف هزینه زیاد، از راه چیزای مورد علاقه تون به پول برسین.

نوشتن این مقاله حاصل تجربه، تحقیق و مطالعه بیشتر از دو ساله. خود من الان که مشغول نوشتن هستم، برگه استعفایم از شرکت رو آماده کردم و قصد راه اندازی کسب و کارم رو دارم. و خودم از همه این روش ها استفاده می کنم. (البته لازمه بگم الان در نوین به صورت فریلنسر فعالیت دارم و جای دیگه مشغول به کار هستم)

من واسه نوشتن این مطالب زندگی کاری خیلی از مدیران و رهبران موفق جهان رو خونده ام و تجربیات و رازهای موفقیت اونا رو واسه تون آماده کردم. اگه موافق باشین در اول با داستان زندگی یکی از همین افراد شروع کنیم.

داستان موفقیت کار و کاسبی خونگی یه فرد بی خانمان!

اگه از آدمها سوال کنین به چه دلیل قادر نیستن کاری رو بکنن، همیشه پاسخی آماده از آستین شون در می آوردن. راه شکستن این حلقه اینه که بگید اگه می تونستید اون کار رو انجام بدین چه می شد؟

یکی از دلایل نبود موفقیت مردم در زندگی اینه که رمز موفقیت در انجام کارا سخته و بیان هدف هم واسه شون کار سختیه. واسه اونا طفره رفتن از انجام کارا ساده تره و به جای برنامه ریزی واسه زندگی به این فکر می کنن که چیجوری زندگی شون رو تامین کنن.

اما هنوز آدمای زیادی در دنیا هستن که سبک زندگی و موفقیت شون واسه ما الهام بخش باشه. آدمایی که شرایط بد، کمبود سرمایه و مشکلات بسیار زیاد خود رو واسه موفق نشدن بهونه نمی کنن و با چنگ و دندون به اون می رسن.

ولی اگه قرار باشه اراده فولادی استیو جابز، ثروث آفرینی بیل گیتس و ذوق خلاقانه جف بزوس (Jeff Bezos موسس شرکت آمازون) در مورد کار و کاسبی رو فرازمینی و دست نیافتی بدونیم، هنوز افراد دیگری هم در دنیا هستن که شاید روزی هم سطح ما بوده باشن.

یکی از این آدما که احتمالن تا حالا اسم اونو هم نشنیده اید، رابرت هرجاوک (Robert Herjavec) است. اون تنها هشت سال داشت که بخاطر فرار پدرش از زندان، مجبور شد همراه خونواده مهاجرت کنه. اونا از کرواسی به کانادا رفتن و در زیر زمین خونه یکی از آشناهای شون ساکن شدن. شرایط زندگی در اونجا واسه خونواده هرجاوک خیلی سخت بود. اونا حتی نمی تونستن انگلیسی صحبت کنن و با مردم شهر رابطه داشته باشن. تنها سرمایه اونا در این زمان فقط ۲۰ دلار پول نقد بود و یه چمدون!

اما هیچ کدوم از این عوامل رابرت رو از پیشرفت باز نداشت و تونست با دو مدرک در رشته های ادبیات انگلیسی و علوم سیاسی از دانشگاه تورنتو فارغ التحصیل شه. اون در کنار تحصیل واسه کمک به خونواده اش، در سراسر شهر روزنامه پخش می کرد و در زمانای آزاد خود هم به جای رفتن به بار و چرخ زدن در شهر، به پیشخدمتی در رستوران می پرداخت.

بعد رابرت واسه کار به یه شرکت نرم افزاری به نام Logiquest  رفت. اما از اون جایی که هیچ تخصصی در کار و کاسبیای کامپیوتری نداشت، با درخواست استخدامش مخالفت کردن. با این حال رابرت هیئت مدیره رو راضی کرد شش ماه به اون فرصت بدن بدون حقوق کار کنه. اون در این مدت جوری سخت کوش و پر تلاش بود که تونست مدیر روابط عمومی این شرکت شه!

البته بعضی مسائل باعث شد خیلی زود اونو از شرکت اخراج کنن. ولی رابرت به جای اینکه زانوی غم بغل بگیره و شروع به غر زدن بکنه، با به کار گیری تجربیاتی که از کار در اونجا به دست آورده بود، اولین شرکت خود رو در مورد کامل سازی امنیت اینترنت به نام BRAK Systems در گاراژ خونه اش راه انداخت. و ۱۰ سال بعد در سال ۲۰۰۰ شرکت خود رو به مبلغ ۳۰٫۲ میلیون دلار به AT & T Canada فروخت.

چیجوری راه اندازی کار و کاسبی خونگی باعث موفقیت من می شه؟

همونطور که در داستان زندگی رابرت هرجاوک خوندیم، اون تونست با راه اندازی کار و کاسبی خود در منزل، به موفقیتی برسه که رویای خیلی از آدم‎هاست. رابرت و خونواده اش روزی جایی واسه زندگی نداشتن، اما حالا صاحب یه عمارت باشکوه در تورنتو هستن. اونا از فقر کامل به ثروت خیلی زیادی رسیدن.

رابرت پس از فروش شرکت خود، دوباره یه کار و کاسبی دیگه به نام Herjavec Group بازم در خونه خود راه انداخت! اما به چه دلیل با این وجود که از فروش شرکت قبلی خود به سود کلانی رسیده بود، بازم کار و کاسبی خود رو در منزل راه اندازی کرد؟ در ادامه به دلایلی می پردازیم که نشون میده شروع یه کار و کاسبی خونگی براتون سود رسون هستش:

راه اندازی کار و کاسبی با سرمایه کم

در کار و کاسبی خونگی تا وقتی که به سوددهی نرسید، احتیاجی ندارین مبلغ زیادی سرمایه گذاری کنین و کار خود رو گسترش بدین؛ چون که واسه خرید/اجازه دفتر، کارگاه و لوازم و استخدام کارمند هزینه اضافه پرداخت نمی کنین و دقیقا واسه همینه که می گم کار و کاسبی خونگی بسیار مقرون به صرفه س و میشه با حذف هزینه های اضافه، یه کار و کاسبی با سرمایه کم راه انداخت. طبق آمار معتبر، ۴۴٪ از کار و کاسبیای خونگی در شروع راه اندازی کمتر از ۵ هزار دلار سرمایه گذاری می کنن. در ایران هم می تونین با سرمایه کم، چیزی حدود ۱ تا ۱۰ میلیون تومن، کارآفرینی خود رو در خونه استارت بزنین. درسته در اول ممکنه یه مقدار ترسناک به نظر برسه ولی بازم تاکید می کنم در شروع می تونین این مبلغ رو تا نزدیک صفر هزار تومن پایین بیارین!

کسب درآمد

درآمد شرکت جدید هرجاوک حالا بیش ۱۲۵ میلیون دلار فروش داره و اندازه رشد ۶۴۳ درصدی رو تجربه کرده! اگه بخوایم در اندازه بزرگتری به این قضیه نگاه کنیم می بینیم درآمد حاصل از کار و کاسبیای خونگی آمریکا در سال گذشته چیزی حدود ۴۲۷ میلیارد دلار بوده. در ایران آمار خاصی در مورد درآمد کار و کاسبیای خونگی موجود نیس ولی به جرأت میتونم با در نظر گرفتن پیشرفتای انجام شده در این بخش، این اطمینان رو به شما بدهم اگه کار و کاسبی خود رو با اصول پیش ببرین، می تونین به درآمد مناسبی برسین (در ادامه مطلب روش درست انجام کار و کاسبیای خونگی رو توضیح میدیم).

ایجاد شغل واسه زنان

جالبه بدونین اندازه بیکاری زنان در ایران ۱۷۰% بیشتر از مردونه؛ خیلی از خانوما به دلیل دردسرها و سختی کار خارج از منزل (و حتی در مواردی به دلیل مخالفت خونواده!) به کل کسب درآمد رو کنار می ذارن و اینطوری درآمد آقایون ۲٫۵ برابر بیشتر از زنان هستش. به خاطر همین آرامش حضور در خونه، ساعت کاری منعطف، نظارت بیشتر روی امور منزل و بچه ها، امکان درآمدزایی و رسیدگی به امور خونه به طور همزمان، باعث می شه کار و کاسبی خونگی واسه زنان بسیار مناسب باشه.

زندگی شخصی

چند سال پیش آلوین تافلر (Alvin Toffler) در کتاب موج سوم (The Third Wave) پیش بینی کرده بود که با پیشرفت تکنولوژی، روش کار و زندگی و رابطه آدما دچار تغییر می شه و همین طور هم شد! یکی از عواملی که موجب اختلاف بین کار و زندگی می شه، ساعات کار طولانیه. ایرونیا هرساله چیزی حدود ۲۱۱۲ ساعت دارن کار می کنن. اما قضیه به همینجا ختم نمی شه؛ متوسط زمان یه سفر به محل کار تو تهران چیزی حدود ۵۵ دقیقه س. یعنی هرساله شما ۶۷۰ ساعت در حال رفت و اومد هستین! (این آمار شک نداشته باشین در شهرهای دیگه کمتره اما باز مقدار زیادی هستش)

با این وجود یکی از امتیازات کار و کاسبی خونگی اینه که می تونین این تایم رو در اختیار خودتون باشین و هر طور که خواستین بین زندگی و کارتون تعادل به وجود بیارین. مثلا اگه بخواین ساعت ۳ عصر برید ورزشگاه بازی پرسپولیس رو بدون اینکه نگران مرخصی گرفتن باشین، ببنید. یا این تایم رو به گذروندن با دوستان تون بگذرونین و بعد به خونه برگردین و کاراتون رو بکنین.

 

تو یه نظرسنجی دلایل شخصی آدمایی که عزمشونو جزم کردن کسب و کارشون رو در خونه شروع کنن، پرسیده شده که نتیجه اون به شکل زیره:

۶۰ درصد واسه ایجاد تعادل بین زندگی شخصی و کاری

۴۵ درصد به دلیل کارایی بیشتر

۴۷ درصد به دلیل دوری از ترافیک

۴۴ درصد واسه داشتن تمرکز بیشتر و حواس پرتی کمتر در منزل

۳۸ درصد به دلیل نبودِ استرس محیط کار

۴۳ درصد به دلیل محیط آروم

۴۴ درصد به دلیل نبودِ راه رفت و اومد به محل کار

۲۹ درصد واسه داشتن زمان بیشتر با خونواده و دوستان از این نوع کار پشتیبانی می کنن.

۲۳ درصد گفتن که اینجور کار و کاسبی ای (به دلیل رفت و اومد کمتر) آسیب کمتری به محیط زیست می زنه.

۵۵ درصد واسه هزینه سوخت خودرو

رقابتای کار و کاسبی خونگی

شاید دارین به خودتون می گین کسب و کارم رو در خونه راه اندازی می کنم، بدون این دست اون دست کردن فرت و فرت می فروشم. اونقدر پول ام زیاد می شه که یه نفر رو استخدام کنم فقط اونا رو بشمارد. همه چیز در بهترین حالت ممکنه. من بزرگترین کارآفرین دنیا هستم، بیل گیتس باید پیش من لُنگ بندازد! اما بیاد کمی به این ابرهای خیالی بالای سرتون رنگ واقعیت بدیم.

من اصلا دوست ندارم که به شما امید واهی بدهم و مثل بعضی از دوستائی (تاکید می کنم بعضی، نه همه اونا) که در مورد کار و کاسبی یا موفقیت، قانون جذب فعالیت می کنن، دل تون رو الکی خوش کنم. چون که معقتدم واسه اراده کردن بهتر باید همیشه از جهت مخالف هم به قضایا نگاه کنیم تا حرفای بقیه و وضع موجود رو به رقابت بکشیم. به خاطر همین می خوام با در نظر گرفتن مسائل و رقابتایی که امکان داره بعد از راه اندازی کار و کاسبی خونگی سر راه شما سبز شن، احتمال موفقیت رو بالا ببریم.

وقتی شما کار و کاسبی تون رو در خونه راه اندازی می کنین، یه سری مسائل دست و پا گیر شمان. باید دو دوتا چهارتا بکنین، ببینین با اینحال مشکلات هم می تونین کارتون رو راه بندازین. باید فکری واسه اونا کنین تا بعدا براتون دردسرساز نشن. من وقتی که در خونه کار می کردم، با چندی از این مسائل درگیر بودم که می خوام اونا رو با شما در میان بذارم:

  • اولین رقابت و شاید بزرگترین چالشی که خیلی زود با اون مواجه میشین اینه که بعد از راه اندازی کار و کاسبی تون، بیشتر اوقات چاره ای ندارین کارای زیاد و مختلفی انجام بدین. حتی ممکنه قبلا تجربه انجام بعضی این کارا رو هم نداشته باشین و نیاز باشه که اونا رو یاد بگیرین. البته از نظر من که فرصت بسیار مناسبی واسه تون پیش اومده تا مسائل جور واجور رو بیاموزید و با اجرا اونا تجربه های خوبی به دست بیارین. به طور کامل بستگی داره که شما چیجوری به قضیه نگاه بکنین.
  • وقتی که در خونه کار می کنین و اونقدر هم سرتون شلوغه، باید ساعتای زیادی در طول روز در خونه و اتاق تون بمونین. شاید حتی نصف روز رو! و همین موضوع اگه باعث نشه از کارای دیگرتون مثلا درس خوندن یا اصلاح موهاتون عقب بمونین، بدیش اینه باید بگم حتما موجب از دست دادن جایگاه اجتماعی تون، منزوی و دپرس شدنتون می شه. به خاطر همین پیشنهاد می کنم اگه می خواید در خونه کار و کاسبی تون رو پیگیری کنین، وقتی رو واسه انجام دیگه فعالیتا از جمله کارای شخصی، پیشرفت شخصی، گذروندن وقتی با خونواده و حضور در جامعه، کنار بذارین.
  • تنهایی خارج از بُعد شخصی، می تونه در بخش تجاری هم گریبان شما رو بگیرین و در تعامل با کسب کارای دیگه منزوی شید (این رقابت بیشتر واسه کار و کاسبیای بزرگ تر به وجود میاد). رابطه و همکاری با بقیه همکاران و شرکتا واسه آینده شما خیلی با اهمیته. مثلا در نظر بگیرین کار و کاسبی خونگی شما یه سایت در مورد فروش تزئینات سفره عقده. و به پیشنهاد کارشناسان رسانه تجارت نوین مشغول تولید محتوا در سایت تون هستین تا مخاطب جذب کنین. می تونین خیلی راحت سوالات عادی مشتریان احتمالی خود رو جواب بدین و در وبلاگ خود منتشر کنین. ولی اگه از آدمایی که در این مورد حرفه ای هستن، بخواین مثلا به سایت شما لینک بدن، شاید از اونجایی که شما رو نمیشناسند، سخت پیشنهادتان رو قبول کنن. پس اگه می خواین روزی کار و کاسبی تون رو گسترش بدین، از همون شروع فکری به حال این قضیه بکنین تا روابط دراز مدت با بقیه همکاران و کسب و کارا برقرار کنین.
  • یکی دیگه از دلایلی که می تونه چوبی باشه لای چرخ کار و کاسبی خونگی شما، نبود توانایی مدیریت زمان هست. این مسئله وقتی پیش میاد که در برابر عوامل وسوسه برانگیز نمی تونین مقاومت بکنین. مثل وقتی که با دوستان تون به تفریح می رید، قید کار رو می زنید و بیخیالش میشین! واسه رفع این مسئله باید ساعتای کاری منظمی رو واسه خود در نظر بگیرین. دست شما در این انتخاب بازه، هر ساعتی که واسه تون راحت تره رو انتخاب کنین. ولی وقتی که به خونه برمی گردید تا مشغول به کار شید، می ببینن اونه! برادرتون صدای موسیقی رو زیاد می کنه و شرایط واسه شما خیلی سخت می شه. واسه این مسئله راه حلی دارین؟

اگه تا حالا به این رقابتا فکر نکرده بودین، حتما در اراده کردن تون در مورد راه اندازی کار در خونه، اونا رو در نظر داشته باشین.

 

واسه شروع کار و کاسبی خودمون در منزل از کجا شروع بکنیم؟

مثل اینکه بسیار مصمم هستین، پس حتما به خوندن ادامه بدین!

۱٫ همیشه پای یه ایده در میونه

قدم اول در راه اندازی هر کار و کاسبی ای داشتن یه ایده خوبه. همه چیز با یه ایده شروع می شه؛ اصلا کل زندگی ما، حتی آسونترین فعالیتای روزانه ما براساس ایده ها شکل می گیرن. مثلا وقتی تو یه عصر پاییزی به سرتون می زنه برید قدم بزنین و ناله خِش خِش برگا رو درآرین، خودش یه ایده س. ولی بیشتر اوقات این ایده ها عادی و رومزه هستن. بعضی وقتا هم بعضی از این ایده ها ناب و نوآورانه هستن که ارزش تجاری شدن دارن. این ایده های تجاری هم بسیار عادی و روزمره هستن و هر روز هزارتایشان در دور و بر ما وجود دارن اما بدون اینکه توجهی به اونا داشته باشیم، از کنارشون می گذریم! نکته مهمی که به دردمون می خوره و ارزش بحث کردن داره دقیقا همینجاست: این ایده های دوست داشتنی کار و کاسبی که دنیا رو منفجر می کنن کجا هستن؟ چیجوری میتونم یکی از اونا رو داشته باشیم؟

بذارین قبل اینکه جواب این سوال رو بدهم یه واقعیت رو واسه تون رو کنم. من یا هیچ شخص دیگری نمی تونیم به شما ایده آماده بدیم و بگیم «رفیق بزن تو این کار موفق میشی!» چون مثل این می مونه که به قول انیشتین از ماهی بخوایم از درخت بالا بره. در حالی که علاقه و استعداد ماهی در شنا کردنه و شک نداشته باشین در بالا رفتن از درخت شکست می خوره.

پس قبل از این که کار و کاسبی ای راه اندازی کنین، باید در نظر داشته باشین علاقه هاتون در چه زمینه هستن و چه کارایی رو خوب انجام می دین. شما در طول روز ساعتای زیادی با شغل تون درگیر هستین، حتی بیشتر از وقتی که با خونواده تون می گذرونین. زیر پا گذاشتن علاقه و مهارت تون، زندگی شما رو جهنم می کنه!  همش با خود خواهید گفت «اگه فلان کار رو انجام می دادم موفق تر بودم.»

پس اگه می خواین موفق شید، از خودتون سوال کنین استعدادتون در چه زمینه ایه؟ چی در زندگی تون هست که حاضرید بخاطرش حتی از جون شیرین تون هم بگذرید؟ چه کاری رو می تونین با اشتیاق، بهتر از بقیه بکنین که مشتریان شما رو به رقبای احتمالی تون ترجیح بدن؟ جواب دادن به این سوالات خیلی با اهمیته، دست کم باعث می شه دیگه این همه پشت کنکوری تجربی در رشته آی تی نبینیم و هرکی در بخش ای که واسه اون هستش، فعالیت کنه.

البته یه قانون نانوشته اینجا هست که تا الان هیچوقت کسی به شما نگفته بود. این قانون رو وقتی متوجه میشین که از تموم عالم و آدم شاکی هستین و فریاد می زنید «می دونی من چقدر روی این محصول وقت گذاشتم؟! ای مردم باید بخریدش.» که هممون میدونیم زحمتی که کشیدید تا این محصول رو با علاقه و مهارت تون بسازین، دلیلی بر فروش بیشتر نیس. در واقع روزی میاد که متوجه میشین تا الان داشتین آب در هاون می کوبیدید؛ مثلا خودِ من وقتی عاشق همبرگر خوردن بودم و اصلا توانایی خاصی در خوردن پنج شش تا همبرگر تو یه وعده داشتم 🙂 دوست داشتم شغل آینده ام خوردن همبرگرهای خوشمزه باشه ولی در دنیا هیچوقت کسی واسه مهارت و احساساتم ارزشی قائل نبوده! پس باید چیزای مورد علاقه و توانایی خودمو به سمت تجاری شدن مایل می کردم که مردم حاضر باشن واسه اون پول بدن و فروش داشته باشم. این یعنی یه بیزینس واقعی!

حال این سوال پیش میاد که این مردم جهان حاضراند پولای نازنین شون رو کجا خرج کنن؟ واقعا واقعا اونا از کسب و کارا چه میخوان؟ خیلی ساده س!، این مردم دوست داشتنی در آخر روز میخوان خوشحال باشن. کار و کاسبی ای که به مشتریان کمک می کنه خوشحال باشن و مشکلی از اونا رو حل کنه، جایگاه بهتری واسه موفقیت داره.

پس می تونیم به این نتیجه برسیم برخلاف تصور همه مردم، ایده های پولساز از مغز افراد خلاق بیرون ، بلکه این ایده ها به وجود اومده توسط توجه اونا به مشکلات زندگیه. یعنی به جای اینکه به دنبال ایده های کار و کاسبی باشیم باید به دنبال مشکلات بگردیم تا بتونیم زندگی مردم رو بهتر بکنیم و اونا هم حاضر شن واسه کاری که واسه شون انجام می دیم به ما پول بدن.

مشکلات همه جا هستن. همیشه دنیا به آدمایی نیاز داره که بتونه راه حل مناسبی واسه اونا پیدا کنه. راب فیتزپاتریک (Rob Fitzpatrick) در این باره میگه: «ﻣﺮدم ﻣﺸﮑﻼت ﺷان رو ﻣﯽ ﺷﻨاسند وﻟﯽ نمی دونن ﭼﻄﻮر ﺑﺎﯾﺪ اونا رو ﺣﻞ کنن.» این وظیفه شماس که به عنوان موسس یه کار و کاسبی راه حلی واسه اونا پیدا کنین.

مثلا بنیانگذاران کار و کاسبی مامان پز در اول فهمیدن که خیلی از افراد وقت نمی کنن آشپزی کنن و از طرفی هم میونه خوبی با غذاهای رستورانی ندارن. به خاطر همین کار و کاسبی ای راه انداختن تا این مشکل رو حل کنن و شروع کردن به ارائه غذاهای خونگی واسه مشتریان.

یا یه مثال خوب دیگه که درک مناسبی از نیاز مردم و بازار پیدا کرده بود و تونست موفق شه، موتور جستجوی هوشمند خرید ترب بود؛ از اونجایی که در بازار ایران معمولا قیمتا ثبات خاصی ندارن و هر فروشنده ای اجناس خود رو با قیمت دلخواه خود می فروشه؛ ترب با هدف شفاف سازی قیمتا به وجود اومد تا افراد بتونن با کمترین هزینه اجناس مد نظرشون رو بخرن.

۲٫ سبک سنگین کردن ایده

تا اینجا فهمیدیم مرحله اول واسه موفق شدن در کار و کاسبی اینه که دقیقا بدونیم می خوایم در چه بخش ای فعالیت کنیم. پیشنهاد من به شما این بود که وارد زمینه کاری شید که به اون علاقه دارین و  کاری رو انجام بدین که در اون مهارت بدین. بعد گفتیم واسه پیدا کردن ایده کار و کاسبی احتیاجی نیس از خلاقیت خود استفاده کنین. بلکه فقط کافیه مشکلات دور و بر خودتون رو پیدا کنین و راه حلی واسه اون فکر کنین. حالا که یه ایده (یا بهتره بگم یه مشکل واسه حل کردن) دارین، وقت اون رسیده که باهم بررسی کنیم بینیم با عملی کردن اون موفق میشین یا نه؟

کلا سه خطر شکست هنگام راه اندازی یه کار و کاسبی هست که باید قبل از عملی کردن ایده مطمئن شید به دام اونا نخواهید افتاد:

  • خطر محصول
  • خطر بازار و مشتری
  • خطر رقبا

خطر محصول یا خدمات:

چند وقت پیش شخصی یکی از دوستانم پیشنهادِ ساخت یه دستگاه خودکار جفت و جور پیاز سرخ کرده رو مطرح کرد. کاری که این دستگاه قرار بود بکنه این بود که طی چند بار چرخاندن پیاز روی یه تیغه، پوست پیاز رو جدا کنه. در مرحله دوم پیاز ساطوری و خورد می شد و در آخر روی حرارت قرار می گرفت تا خوب سرخ شه. دستگاه عالی و کاربردی به نظر می رسید و شخص تولیده کننده با بازار سنجی که انجام داده بود، از فروش اون مطمئن بود. به خاطر همین یه وام واسه ساخت دستگاه پیاز سرخ کن اتوماتیکش گرفت. ولی بعد از یه مدت کار روی دستگاه فهمید یه جای کار مشکلی هست و نتونست دستگاه رو تکمیل کنه. خطر کار اون روی محصولش بود. شاید بهتر بود قبل از دریافت وام از اینکه می تونه محصولش رو بسازه یا نه مطمئن می شد. حتی می تونست یه نمونه کوچیک و کم هزینه از دستگاهش رو به صورت آزمایشی بسازه.

راه حل – برآورد هزینه:

خطر محصول یا خدمات بیشتر اوقات به خاطر کمبود پول و پله و سرمایه پیش می آید (وگرنه می تونستیم با تلاش زیاد و استخدام افراد حرفه ای به هر ترتیبی که شده محصول تون رو بسازیم). با این وجود که راه اندازی یه کار و کاسبی خونگی بسیار مقرون به صرفه هست، اما هنوزم نیاز به مقداری پول واسه شروع کارمون دارین. چرتکه بندازین ببینین از پس هزینه های اجرایی کردن ایده کار و کاسبی خود بر خواهید اومد؟ مثلا اگه بخواین یه پیج اینستاگرام واسه فروش گیاهان دارویی در خونه راه بندازین، چقدر پول واسه خرید محصول نیاز دارین؟ تا چه وقتی می تونین از پس پرداخت هزینه های خرید محصول بربیاید؟ اینجا حتی می تونین کلک هم بزنین. مثلا واسه کاهش هزینه های خود با یه عطاری هماهنگ کنین و اجناس اونو به صورت آنلاین بفروشین و وقتی که به درآمد مناسبی رسیدید، خودتون محصول بخرین (یا اگه خیلی بزرگ فکر می کنین تولید بکنین).

نکته زیادی که باید موقع برآورد هزینه در نظر داشته باشین اینه که چون هنوز بازده کار شما مشخص نیس، نباید اصلا زیاد هزینه کنین. ساموئل کلاسون (Samuel Clason) در در یکی از کتابای خود به نام ثروتمندترین مرد باِبل میگه «شما باید بتونین مخارج واقعی خود رو با چیزی که دوست دارین داشته باشین از هم جدا کنین».  مثلا اگه می خواین یه سایت با طرح دلخواه خود داشته باشین، می تونین واسه شروع یه سایت با دست کم امکانات راه بندازین. بعدا که به سود رسیدید اونو گسترده تر کنین و امکانات دلخواه خود رو اضافه کنین.

مایک کلوم (Mike Clum) مدیرعامل شرکت Clum Creative (شرکت سازنده ویدئوهای تبلیغاتی) در مورد کاهش هزینه ها در اول کار شرکتش میگه: «وقتی که تازه کارم رو شروع کرده بودم، همه پولی رو که درمی آوردم واسه خودم نگه می داشتم. همه کارا رو ساده انجام می دادم؛ چون فکر می کردم که پول کافی واسه استخدام کردن بقیه ندارم.» شمام باید یاد بگیرین خودتون از پس کاراتون بر بیاد. البته واقعا واقعا  احتیاجی نیس که بلد باشین همه کارا رو بکنین. فقط کافیه از هر چیزی کمی سر در بیارین.

خطر مشتری و بازار:

بیشتر دلایل شکست کار و کاسبیای نوپا مربوط به همین بخشه. حدود ۴۷ درصد از کار و کاسبیایی که شکست می خورن، توجه زیادی روی بازاریابی و مشتری هاشون ندارن. با این فرض که شما یه محصول عالی دارین، باید بدونین اصلا مردم به این محصول نیاز دارن؟ واسه اون پول پرداخت می کنن؟ تعداد مشتری هاش زیاده؟

البته اگه ایده شما براساس حل یه مشکل به دست اومده، تا حد زیادی این خطر رو کاهش دادین. اما هنوز کلی سوراخ سنبه هست که توجهی به اونا نکرده این! مثلا در نظر بگیرین فهمیدین افراد زیادی فراموش می کنن موقع خارج شدن از اتاق، لامپا رو خاموش کنن. و بخاطر همین هزینه برق زیادی پرداخت می کنن. شما تا اینجا یه مشکل خوب واسه حل کردن دارین و تصمیم می گیرین به اون‎ها لامپ سنسوردار بفروشین تا هزینه هاشون رو کم کنن. اما در نظر نگرفته اید که این افراد، مگه در موارد نادری که کم کاهش مصرف انرژی واسه شون اهمیت داشته باشه، اگه حاضر بودن واسه خرید محصول شما پول بدن، اصلا با پرداخت هزینه برق بیشتر مشکلی نداشتن!

بیاد با هم یکی از کسب و کارایی رو که بخاطر خطر مشتری و بازار شکست خورد رو بررسی بکنیم: کار و کاسبی بقچه، سفارش و تحویل آنلاین نون داغ تو تهران. اگه با این کار و کاسبی آشنایی ندارین باید بگم که بقچه یه اپلیکیشن واسه کسائی بود که دوست نداشتن در صف نانوایی بایستند. این افراد می تونستن با لباس راحتی در خونه بمونن تا بقچه واسه شون در کیسه های پارچه ای، نونای برش خورده تازه بیاره.

اما بدیش اینه یه مدت پیش بیان گذار بقچه شکست کار و کاسبی بقچه رو در صفحه اصلی سایت و اپلیکیشن اعلام کرد. موارد زیادی به عنوان دلایل اصلی بقچه اعلام شد. ولی به نظر من یکی از دلایلی شکست بقچه توجه نداشتن به نیاز مردم بود (که خود بنیان گذار اون اشار ه ای به اون نداشته). واقعا تعداد کسائی که حاضر باشن روی ۲ هزار تومنی که واسه خرید نون میدن، ۲ هزار و پانصد تومن هزینه پیک بدن، زیاد نیس!

این موضوع رو از مدتا پیش، حتی با بررسی دیدگاه های جور واجور افراد در مورد بقچه هم می شد فهمید. مثلا وقتی که هنوز بقچه فعالیت داشت، یکی از دوستان به نام امیرحسین در اینستاگرام درباره بقچه کامنت گذاشته بود: گرون میده، تازه هرینه ارسال هم میگیره..صرف نمیکنه خلاصه…همه حالش اینه با دمپایی لا انگشتی بپری سر کوچه صف وایسی نون بگیری 🙂

راه حل – از فروش اجناس/خدمات خود مطمئن شید

بهترین روشی که می تونین فهمیده باشین محصول تون به فروش می رسه یا نه، صحبت با خودِ مشتریاس. اونا بهتر از هرکی دیگری به شما خواهند گفت از محصول یا خدمات شما خریداری می کنن یا نه. یکی از مسائلی که خیلی از بیان گذاران با اون برخورد کردن (مخصوصا هنگام جذب سرمایه گذار)، مواجه شدن با آدمایی بوده که می گفتن ایده تو فوق العاده س، تو دنیا رو دست نداره. ولی پای عمل پا پس کشیده ان. دلیل این رفتار اینه که آدما ممکنه تو رودربایسی گیر بکنن و نتونن رک و راست نظرشون رو به شما بگن.

به خاطر همین ما تستِ مامان انجام می دیم! تست مامان در واقع یه سری قانون ساده واسه طراحی سوالای مناسب و خوبه تا یاد بگیریم چیجوری با مشتری هایی احتمالی آینده مون صحبت کنیم و با وجود دروغایی که از همه می شنویم، ایده مون رو اعتبار سنجی کنیم. این تست در کتاب mom test توسط راب فیتزپاتریک بیان شده. و حالا خوبیش اینه توسط تیم پینگوینو با مدیریت آرش میلانی به فارسی ترجمه شده که می تونین خریداری بکنین و قبل از راه اندازی کار و کاسبی تون، از خوب بودن ایده تون مطمئن شید

خطر رقبا:

این خطر خیلی ترسناک نیس و خیلی راحت میشه اونو حل کرد. خطر رقبا کلا میگه وقتی که می خواین کار و کاسبی تون رو راه اندازی کنین، در نظر داشته باشین که چه افراد یا شرکتای دیگری در بخش شما فعالیت دارن و اجناس یا خدمات مشابه شما رو ارائه میدن.  می تونین با این شرکتا رقابت کنین؟ می تونین محصولی با همون کیفیت یا بالاتر ارائه بدین یا خیر؟

راه حل –  رقبای خود رو بررسی کنین

اگه اولین کار و کاسبی ای هستین که وارد یه بخش میشین، خیلی به نفع شما هستش. می تونین با نوآوری نام برند خودتون رو سر زبونا بیارین و فروش زیادی داشته باشین. با این حال این نکته رو هم بدونین که نوآوری تا آخر عمر شما رو تضمین نمی کنه و شرکتای زیادی هستن بدون این دست اون دست کردن بعد از شما، در مورد کاری شما شروع به فعالیت می کنن. درست مثل وقتی که اسنپ کار خود رو به عنوان اولین سرویس تاکسی آنلاین در ایران شروع کرد، شرکتای جور واجور دیگری هم وارد این بخش شدن.

اگه ممکنه در شرایطی قرار بگیرین که با رقبای نام داری رقابت کنین، دلیلی نداره پا پس بکشین. بلکه می تونین یه قسمت از بازار رو هدف بگیرین. باید در بازار کار و کاسبی خود مشکلات و نیازها رو بشناسین و راه حلی واسه اونا ارائه بدین. از خود سوال کنین ادما از چه خدمات یا ﻣﺤﺼﻮﻟﯽ اﺳﺘﻔﺎده می کنن؟ چقدر واسه اون هزینه پرداخت می کنن؟ میشه یه روش ساده تر جانشین کرد؟ اگه بخوان از این روش جدید استفاده کنن چقدر باید هزینه کنن؟ چه دلیلی داره از راه پیشنهادی من استفاده کنن؟ به این کار بازاریابی جاویژه (به معنی پیدا کردن جای خاص بازار) میگن. هدف از بازاریابی جاویژه دقیق شدن و فوکوس کردن روی تامین کردن یه کالا یا خدمات واسه بخش کوچیکی از بازاره که جنسا یا خدمات موجود نتونسته ان نیاز اون بخش رو خوب برآورده کنن.

۳٫ روز مورد علاقه کارتون رو متصور شید

حالا که یه ایده سود رسون دارین و می دونین چه اجناس یا خدماتی می خواین بفروشین، دقیقا مشخص کنین به چی می خواین برسین؛ در اول کار باید با آگاهی مشخص کنین مثلا تا همین چند وقت دیگه که خیلی هم دور نیس شش ماهه می خواین به فروش X تعداد از یه محصول در روز برسین. یا حتی کمی بزرگ تر فکر کنین. مثلا بگید در بازه زمان طولانی تر ۳ تا ۵ س

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *