تحلیل نقش مشارکت مردم در توسعه روستاهای بخش خشکبیجار- قسمت ۵

تحلیل نقش مشارکت مردم در توسعه روستاهای بخش خشکبیجار- قسمت ۵

۴) محدودیت منابع مالی: که یکی از دلایل عدم مشارکت روستاییان در اجرای طرحهای توسعه ی روستایی بستگی زیادی به امکانات و توانایی های اقتصادی مردم دارد. در اکثر روستاهای ایران به لحاظ پایین بودن سطح درآمد و محدودیت منابع مالی، روستاییان فاقد قدرت و توانایی برای مشارکت موثر هستند. در روستاهایی که از نظر اقتصادی و امکانات رفاهی در سطح بسیار پایین تری قرار دارند، همکاری و مشارکت اقتصادی آنها در طرحهای کم رنگتر است.
به طور کلی می توان گفت الگوهای نابرابر مالکیت زمین، مقروض بودن روستاییان، کمی درآمد سالیانه، فصلی بودن مشاغل روستایی، عدم انطباق فصول بی کاری با مواقع اجرای پروژه، کمبود نیروی انسانی در برخی از روستاها با توجه به نوع معیشت و مسائلی از این قبیل از جمله عواملی هستند که جزء موانع اقتصادی مشارکت روستاییان در طرحهای توسعه ی روستایی محسوب می شوند. علاوه بر این قدرت و توان مالی کم روستاییان در مقابل نخبگان و افراد ثروتمند روستا، موجب کم اثر شدن فعالیت های آنها در طرحهای توسعه ی روستا شده و میزان دخالت آنها را در تصمیم گیری و اجرای طرحها کم می کند (شاکری، ۱۳۸۰، ص۵۵).
۵) نداشتن سواد و مهارت های تخصصی: روستاییان به ویژه محروم ترین آنها اغلب از نعمت سواد لازم و فرصت فراگیری آن به دلایل مختلف محروم مانده اند. این افرد به دلیل اینکه اغلب انگیزه ی مشارکت در طرح ها را ندارند از شرکت در برنامه های توسعه باز می مانند. کم سوادی یا نداشتن سواد موجب کمبود آموزش ها و مهارت های تخصصی در زمینه های مختلف شده است و سبب می شود که نخبگان روستا و مسئولان بالادست تصمیماتی را برای روستاییان بگیرند که در صورت داشتن سواد و این مهارت ها شاید این تصمیمات اخذ نمی شد (شاکری،۱۳۸۰،ص۵۸). زیرا معمولاً لازمه ی پیشرفت و توسعه در جامعه، تحول در قوای درونی، بینش و سطح مهارت انسان است (طالب و عنبری، ۱۳۸۴،ص۲۴۸).اگر چه آموزش‎های غیر رسمی و غیر آکادمیک تأثیر زیادی در کمک به دستیابی به توسعه روستایی دارد ولی این تحصیلات رسمی است که می تواند اهداف توسعه ای را جهت داده و آنها را در مسیری منطقی رهنمون سازد. آموزش و سواد و بالا بودن سطح تحصیلات روستاییان عامل کلیدی و مهمی است که می تواند به عنوان مکمل فرایند مشارکت روستاییان در توسعه ی روستایی مدنظر قرار گرفته و بدان توجه شود.
۶) وابسته بودن به قدرت دولتی و محلی:از میان موانع مهم اجتماعی که در برابر مشارکت مردم در توسعه‎ی روستایی وجود دارد می توان گفت که مهمترین مانع اجتماعی در مشارکت روستاییان در برنامه‎های توسعه روستایی، اندیشه وابستگی به یک قدرت است.
۷)جستجوی منافع شخصی:این عامل گاه به صورت عامل مثبت و گاه به عنوان عامل بازدارنده ی مشارکت مطرح می شود. به طور کلی باید گفت که مردم روستایی هنگامی که امری به نفع آنها تمام می شود، نهایت همکاری را با همدیگر دارند. ولی اگر نفع شخصی در آن نباشد، مسئله به شکل دیگری مطرح می شود، حتی اگر در آینده به نفع آنها باشد. یک نظریه در مسائل روستایی وجود دارد که به «تصور خیر محدود» معروف می باشد. طبق این نظر، روستاییان معتقد هستند که چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد و با توجه به قدرت و توانایی روستاییان میزان سهم موجود آنها را نمی توان افزایش داد. (ازکیا، ۱۳۷۴،ص۵۷).
۸) مردمی نبودن نظام تصمیم گیری: نبود یک نظام تصمیم گیری دموکراتیک در جامعه است چرا که نظام برنامه ریزی چه در سطح ملی و منطقه ای یا محلی، رابطه ی مستقیمی با نظام حکومتی و اداری و تصمیم گیری کلان در مرکز دارد.چنانچه جامعه ای دارای نظام حکومتی استبدادی و متمرکز باشد، طرح نظام مشارکتی و برنامه ریزی غیر متمرکز با مشارکتی اساسا مفهومی نخواهد داشت (شاکری، ۱۳۸۰،ص۵۶).
در کشور ما با توجه به اینکه فرآیند تهیه و تصویب برنامه ها و طرحهای عمرانی توسعه ی روستایی، عمدتاًدر اختیار دولت و موسسات دولتی بوده است، مسلم است که اجرای آنها نیز به لحاظ فیزیکی و تأمین منابع مالی صرفاً متوجه دولت است. در واقع مردمی که در مرحله ی تصمیم گیری برنامه ها و طرحها مشارکت داده نشوند، در اجرای طرح ها نیز مشارکت نمی کنند. (رضوانی، ۱۳۸۳،ص ۱۳۹).
۹)عدم همخوانی برنامه ها با رسوم محلی، تجارب و اعتقادات روستاییان:یکی دیگر از موانعی که بر سر راه مشارکت روستاییان در برنامه های توسعه ایجاد می گردد، توجه نکردن به اعتقادات، رسوم، تجارب روستاییان در مسائل روستایی است. در تنظیم و اجرای برنامه های توسعه اغلب ویژگی های سنتی و فرهنگی روستاییان در نواحی مختلف نادیده گرفته می شود. در حالی که این رسوم و اعتقادات می تواند بر ساز و کارهای مشارکت تأثیر فراوان بگذارد (شاکری، ۱۳۸۰،ص ۵۷).
۱۰)عدم وجود سازمان و تشکیلات مناسب برای مشارکت روستاییان:از دیگر موانعی که بر سر راه مشارکت روستاییان در طرحهای توسعه ی روستایی وجود دارد، نبود ساختار سازمانی مناسب برای تشویق و تقویت روستاییان برای مشارکت مؤثر در طرحهای توسعه ی روستایی است. این سازمان با جمع کردن نیروهای متفرق و پراکنده ی روستاییان، ضمن بر طرف کردن نیازها و احتیاجات افراد در قالب کارهای جمعی می‎تواند روابط مناسبی با سازمان هایی که در رده های بالاتر افراد در قالب کارهای جمعی می تواند روابط مناسبی با سازمان هایی که در رده های بالاتر از روستا قرار دارند، برقرار کند. روستاییان در قالب این سازمان نیز می توانند نظرات و پیشنهادات خود را در زمینه ی
توسعه ی مردم برای حضور در کارهای مشارکتی یک امر کاملاً پذیرفته شده است (شاکری، ۱۳۸۰،ص۵۸).
۲-۱۸٫ نظریه های توسعه ی روستایی مشارکتی
با گسترش مفهوم مشارکت در میان دست اندرکاران و صاحب نظران توسعه و به ویژه توسعه ی روستایی، عده ی زیادی از فعالان توسعه به ارائه ی راهکارهای علمی و منطقی در جهت ترغیب تشویق به مشارکت و از طرفی اهمیت موضوع مشارکت در توسعه پرداخته اند.
از میان این نظریه پردازان، نظریات آن دسته که اهمیت بیشتری به مقوله ی مشارکت قائل اند، قابل ذکر هستند.
۱ ) ا بن خلدون :
ابن خلدون از اندیشمندانی است که به امر مشارکت و تعاون توجه داشته و آن را عامل اصلی در فراهم ساختن معاش داشته است… او می گوید : ثابت و دانسته شده است که یک فرد به تنهایی به کار دفع نیازمندیهای خود در امر معاش نمی پردازد، بلکه افراد یک اجتماع با یکدیگر همدستی و تعاون می کنند تا بتوانند وسایل معاش خود را فراهم و مواردی که در پرتو همکاری و تعاون گروهی از مردم بدست می‎آورند، برای جماعتی چند برابر آن ها افی خواهد بود و ضرورت های آن را بر طرف خواهد کرد (متین، ۱۳۷۷، ص۳۲).
۲ ) مهاتما گاندی :
نظریه گاندی بر پایه ی اصول و تعلیمات اخلاقی استوار بود. نظریه گاندی بر دو اصل استوار بود :
۱ ) خود اتکایی روستا
۲) مشارکت و خود یاری روستایی
گاندی فکر می کرد که بدبختی روستاییان اساسا به علت خودپسندی و غرور آنها و نیز به خاطر حرص و طمع حکام آنهاست. به عقیده ی گاندی از این بدبختی می توان نجات یافت و وسیله ی مهم نجات عبارت از قربانی کردن نفس خویش و فداکاری و خدمت هر یک از افراد به دیگری اعم از فقیر و غنی است.
نظریه ی گاندی در واقع دنباله ی نهضت خودسازی روستاها در هند در دوران استعمار انگلیس است. در نظریه ی او روستا یک واحد مستقل بود که محور خودکفایی کشور محسوب می شد. روستا و کشاورزی اساس توسعه ی مورد نظر گاندی بوده است. گاندی خواهان تحول روستا از طریق توسعه ی درونی آنها و تبدیل شان به مکان هایی زیست پذیر و متناسب با رشد و ترقی بود (پاپلی یزدی و ابراهیمی، ۱۳۸۵،ص ۱۲۱).
۳ ) میسرا :
میسرا از دیگر تئوریسین های توسعه ی مشارکتی است. او معتقد است که برای جلب مشارکت مردم در طرحهای توسعه می بایست یک نظام برنامه ریزی غیر متمرکز ایجاد کرد. او طرفدار توسعه ی از پایین به بالا بوده، توسعه ای که در آن شروط دست یابی به آن افقی نمودن تمرکز و عدم تمرکز است. به نظر وی غیر قابل تصور و ساده لوحانه خواهد بود که اعلام کنیم، مردم روستایی هنوز آمادگی لازم جهت به دوش گرفتن مسئولیت ها را ندارند. به نظر میسرا احساس مسئولیت امری ذاتی بوده بلکه محصول نظام اجتماعی است که انسان در آن رشد می یابد. دادن مسئولیت به مردم برای حکومت، یکی از مهمترین راهها برای ایجاد جامعه ی مسئول است. به نظر وی مهمترین عامل مؤثر در مشارکت مردم، نقش دولت ها در جهان سوم جهت زمینه سازی امر مشارکت است. او معتقد است تا زمانی که فقرا تحت شرایط برابر با اغنیا در تصمیم گیری مشارکت ننمایند، مشارکت مردم تضمین نمی گردد. در هر وضعیتی که نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در نظام ایجاد می گردد، ارگانهای رسمی باید تا زمانی که نابرابری ها به حد لازم تقلیل نیافته‎اند، نقش حیاتی را در حمایت از محرومین روستایی به عهده داشته باشند. یکی از اصول پا برجای نظم بشری این است که امور اجتماعی بشر باید به ساده ترین و کوچک ترین سطح زندگی انسانی که کاملاًًقادر به انجام امور مذکور است، واگذار شود. این سطح از خانواده شروع می شود، لذا این امکان وجود دارد که فرآیند مشارکت مردم به آنچنان توسعه اجتماعی منجر شود که فرآیند توسعه سیاسی را آسانتر و بی خطرتر سازد (عفتی، ۱۳۷۱،ص۵۹).
۴ ) ژولیوس نیرره :
نیرره براساس دیدگاه سوسیالیستی خود توسعه روستایی بر محور مشارکت را تنها راه حل مشکلات جهان سوم می داند.به نظر نیرره، در جهان مدرن امروزی فقر و ثروت دو روی یک سکه اند. ریشه فقر جهانی و فقر شهری در روستاها نهفته است و مسئله و مشکل اساسی روستاها نیز نحوه ی مالکیت زمین است. هدف عمران روستایی تأمین حداقل نیازهای اساسی است. او معتقد است که عمران روستایی قبل از هر چیز یک موضوعی سیاسی و وظیفه وکار اصلی دولت است. وقتی که اولویت ها را در برنامه ی عمرانی به روستاها می دهیم، تنها و تنها یک عمل را انجام می دهیم و آن عبارت است از تقسیم فقر به صورت متوازی تر، نیرره برای عمران روستایی آن چنان اهمیتی قائل است که آن را به عنوان استراتژی رشد جهانی نیز مطرح می کند (پاپلی یزدی و ابراهیمی، ۱۳۸۵،ص ۱۲۱).
۵) موریس هالبواکس :
مشارکت ابتدا پدیده ای اجتماعی است که نتایج وآثار سیاسی و اجتماعی دیگری نیز دربردارد.مشارکت به عنوان یک پدیده اجتماعی عبارت است از درگیری درجامعه عضویت. هرگاه افراد در بطن ارزشها و هنجارهای جامعه خود زندگی کنند،در واقع در حیات اجتماعی مشارکت دارند. راجع به جامعه وسیع، افراد می توانند یا شیوه های زندگی، رفتارو اعتقادات وباورهای اجتماعی -فرهنگی را بپذیرند یا در مقابل آنها موضع گیری نمایند.
اجتماعی شدن(socialization)به عنوان یک پدید ه اجتماعی -فرهنگی عبارت است از انتقال ارزشها و شیوه های عمل و اندیشیدن به کودکان، جوانان وافراد غریبه ای که هنوز غضویت را نپذیرفته اند.روندهای اجتماعی شدن در واقع افزایش میزان مشارکت افراد در حیات اجتماعی است.هالبواکس، تعیین جایگا
ه طبقات اجتماعی در سلسله مراتب جامعه را در درجه اول به درجه مشارکت ( participation) یا بهره مندی طبقه از فعالیت های اجتماعی عالی وابسته می داند.(توسلی،۱۳۸۲،ص۷۴).
۲-۱۹٫ روش شناسی تحقیق
پژوهش حاضر بر مبنای روش توصیفی تحلیلی میباشد. در بررسی و شناخت وضع موجود از روش توصیفی و جهت تجزیه و تحلیل آماری در زمینه وضعیت خدمات روستایی و جمعیتها از روش تحلیلی استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق روشهای اسنادی و میدانی بدست آمده است. بدین ترتیب که چهارچوب نظری و مفهومی تحقیق و ویژگیهای جغرافیایی و جمعیتی قلمرو تحقیق به روش اسنادی و تعیین چگونگی و زمینههای مختلف مشارکت روستاییان از طریق روش میدانی بدست امده است. جامعه آماری این پژوهش، روستاییان بخش خشکبیجار شهرستان رشت میباشدکه در چهار طبقه روستاهای کوچک، متوسط، بزرگ و روستا – شهر انتخاب شدهاند. حجم نمونه با استفاده از جدول استاندارد مورگان تعداد ۴۰۰ نفر از روستاییان تعیین شده که به شیوه نمونهگیری تصادفی – سهمیهای در سطح محدوده مورد مطالعه توزیع و تکمیل شده است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر کارشناسان و متخصصین امر برنامهریزی روستایی و پایایی (اعتبار) پرسشنامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ (۰٫۸۱) بدست آمده است. در این پژوهش به منظو تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری شامل: آزمونهای ویلکاکسون، همبستگی اسپیرمن و کروسکال والیس استفاده شده است. همچنین برای تهیه و ترسیم جداول و نمودار از نرمافزار Excel و برای ترسیم نقشهها از نرم افزارArc GIS استفاده شده است.
۲-۲۰٫ تکنیکهای تحقیق
تحلیل اطلاعات و داده پردازی در این پژوهش با استفاده از نرم افزار (spss) انجام گرفته شده است و به منظور بررسی میزان مشارکت مردم روستاهای مورد مطالعه، روش وتکنیکهای به کار گرفته شده در این پژوهش عبارت اند از : آزمون های ویلکاکسون، کراسکال والیس و آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن.
ابتدا آزمون کولموگراف – اسمیرنوف را برای هر چهار فرضیه به کار می گیریم تابا دقت بیشتری برای استفاده از آزمون های پارامتری یا ناپارامتری در این مقایسه اقدام کنیم.
فصل سوم : ویژگی های جغرافیایی محدوده مورد مطالعه
۳-۱٫ ویژگی های طبیعی
۳-۱-۱٫موقعیت جغرافیایی
بخش خشکبیجاراز نظر موقعیت جغرافیایی بخشی از محدوده استان گیلان واز نظر موقعیت ناحیه ای یکی از شش بخش شهرستان رشت می باشدکه در شمال شرقی آن واقع شده است. این بخش با وسعت تقریبی ۹۵کیلومتر مربع در طول جغرافیایی۴۹ درجه و۴۶دقیقه طول شرقی و۳۷درجه و ۲۲دقیقه عرض شمالی واقع شده است. از نظر موقعیت محلی از شمال به دریای خزر، از شرق به لشت نشاء، از غرب به خمام، واز جنوب به کوچصفهان محدود می شود. بخش خشکبیجار طبق سرشماری سال۱۳۹۰ دارای ۶۵۶۶خانوار و۲۰۱۱۶ نفر جمعیت است. همچنین بر اساس آخرین تقسیمات کشوری این بخش دارای یک شهر و۲ دهستان به نام دهستان نوشر که شامل ۲۱ روستا و دهستان حاجی بکنده که شامل۱۶ روستا، به طور کلی دارای۳۷ نقطه روستایی دارای سکنه می باشد(بخشداری خشکبیجار، ۱۳۹۲).
شکل۳-۱ :جایگاه محدوده مورد مطالعه در تقسیمات کشوری
۳-۱-۲٫ زمین شنا سی
و تحولات مختلف در دوره های متفاوت زمین شناسی به صورت کنونی خود در آمده است. بخش جلگه‎ای خشکبیجار که در شمال شرقی ناحیه قرار داردو مرکز عمده فعالیت و جمعیت در این ناحیه محسوب می‎شود،جزئی از همین جلگه است. از نظر زمین شناسی این ناحیه از سنگ های پرکامبرین شروع شده و تا رسوبات کواترنر و عهد حاضر ادامه می یابد که جدید ترین رسوبات این منطقه می باشد. پی سنگ های اینفراکامبرین و سازندهای جوان تر توسط یک ناپیوستگی زاویه ای جدا می گردد.در پالئوزوئیک هیچگونه تغییراتی در رسوبگذاری و مشخصه های زمین شناختی که مشخص کننده ی آغاز این دوره در ناحیه می‎باشد وجود نداردو تقریباً در همه جا رسوبات ماسه سنگی قرمز رنگ بر روی رسوبات اینفراکامبرین قرار گرفته است. سازندهای تریاس با پیوستگی فرسایش بر روی رسوبات پرمین قرار می گیرند که سکانس پرمو تریاس در البرز را تشکیل می دهند. حرکات ژوراسیک انتهایی کرتاسه آغازین هیچگونه نا پیوستگی زاویه ای را در البرز موجب شده اند، لیکن در کرتاسه انتهایی بخش های وسیعی از این ناحیه دستخوش حرکات کوهزایی ویک فاز فرسایش گردید، بطوریکه رسوبات دوره ترشیاری بطور ناپیوسته بر روی یک سطح فرسایشی که در زیر آن رسوبات چین خورده و هوازده پرکامبرین تا کرتاسه انتهایی قرار دارند، رسوبگذاری شده اند و رسوبات کواترنر دراین منطقه بیشتر به صورت رسوبات آبرفتی می باشد که با یک ناپیوستگی بر روی رسوبات قدیمی تر قرار گرفته اند(مولایی،۱۳۸۲، ص۷).
شکل ۳-۲ : زمین شنا سی محدوده مورد مطالعه
۳-۱-۳٫ توپوگرافی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مدیر سایت