تحلیل نقش مشارکت مردم در توسعه روستاهای بخش خشکبیجار- قسمت ۴

تحلیل نقش مشارکت مردم در توسعه روستاهای بخش خشکبیجار- قسمت ۴

مأخذ : رستمی، ۱۳۸۴، ص۳
: عامل کلیدی (key Factor)
: عامل بخشی (Partical Factor)
: عامل بسیار محدود (Very limited Factor)
۲-۱۵٫ نقاط قوت مشارکت مردمی در پیشبرداهداف توسعه روستایی
مشارکت دادن مردم روستایی در برنامه ریزی های توسعه روستایی و انجام برنامه ریزی در سطح ملی دارای مزایای است که به راحتی در جوامع مشارکتی مشاهده می گردد. برخی از این مزایا عبارتند از :
۱) مشکلات و استعدادهای موجود به سادگی کشف می شود؛
۲) به مناطق و مردمی که احتیاج به توجه بیشتری دارند، می توان توجه خاصی نشان داد؛
۳) ارتباط نزدیکی را می توان بین مسئولان دولتی و مردمی که می بایست بهره مند شوند، حفظ کرد؛
۴) تفویض بعضی از مسئولیت های دولت به مردم محلی ممکن است میسر شود (هیران، ۱۳۷۷، ص۱۰۳).
نگرش به مشارکت به صورت کمی آن چنان که مطمع نظر قرار گرفته به چگونگی آن و تأثیری که این فراگرد در بالندگی و رشد شخصیت انسان دارد، کم تر توجه شده است. از مزایای مشارکت در مدیریت امور، «فراگرد نیرومندسازی» است که در ارتباط با این مفهوم سه ارزش اساسی مطرح می شود :
۱ـ سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار؛
۲ـ راه دادن مردم به نظارت بر سرنوشت خویشتن؛
۳ـ باز گشودن فرصت های پیشرفت به روی مردم «رده های پایین جامعه» (طالب، ۱۳۷۶، صص۱۰۷-۱۰۶).
با درگیر شدن مردم در تعیین سرنوشت خویش که به وسیله ی مشارکت آنها در طرح ها تحقق خواهد یافت پروژه ها و برنامه های توسعه روستایی نیز به شکل مطلوبی راه پیشرفت و اجرا را خواهد پیمود که در اجرای طرحها و پروژه ها به نتایج زیر خواهیم رسید :
۱)کاهش زمان اجرای طرح ها و پروژه ها؛
۲) کاهش هزینه ی طرح ها و پروژه ها؛
۳) بهره برداری بهینه از طرح ها و پروژه ها؛
۴) حفاظت و نگهداری بهتر از طرحها و پروژه ها؛
۵) افزایش میزان آگاهی مردم (استعلاجی، ۱۳۸۱، ص۳۶).
۲-۱۶٫ آثار مشارکت در مراحل مختلف برنامه ریزی توسعه روستایی
۱) مردمی که در تهیه و اجرای برنامه ها، مشارکت موثر داشته باشند، آن را از آن خود داشته و با علاقمندی و برای رسیدن به هدف های برنامه با رعایت نظم و انضباط، با آن همکاری خواهند کرد. این همکاری موجب پیشرفت سریع تر در برنامه ها، بهره گیری کاملتر از نتیجه ی کار به دلیل انطباق برنامه ها با نیاز و افزایش مدت بهره برداری از طرح به دلیل وجود علاقمندی در حفظ و نگهداری از آن خواهد شد.
۲) با توجه به شناخت محلی، مردم هر ناحیه، قادر به تصمیم گیری های منطقی اقتصادی درباره ی محیط وضع خود هستند. یعنی مردم حق دارند نوع توسعه ای را که در محل زندگی شان در نظر گرفته شده، تعیین نموده و در رسیدن به آن تلاش و همکای کنند.اگر این حقیقت به درستی تبلیغ، تبیین و آموزش داده شود، آنگاه می توان مردم را برانگیخت که در اجرای طرحها و پروژه ها مشارکت فعالانه و واقعی داشته باشند.
۳) مشارکت وسیع عمومی به ویژه اگر به صورت سازمان یافته ای انجام پذیرد موجبات دگرگونی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را که نقش تعیین کننده ای در امر پیشرفت و سازندگی دارد، فراهم می آورد.
۴) مشارکت از ایجاد اثرات منفی روانی در مردم، مانند بی اعتمادی، بی تفاوتی، تک روی، و عدم وجود حس تعاون و تحریک و تمایل به تأمین منابع محدود شخصی جلوگیری و دوگانگی و نابرابری ها را تقلیل و در نتیجه نیروی همبستگی و وحدت ملی را تقویت می نماید.
۵) مشارکت به عنوان یکی از طرق تأمین اصول احترام به شخصیت فردی و اجتماعی و حقوقی انسانی افراد، احساس امید به زندگی مردم را تقویت می نماید. حاصل این امید در وهله ی اول احساس نیاز برای رفاه بیش تر است(شاکری، ۱۳۸۰،صص۶۹-۶۸).
۶ ) مشارکت در منظر به کاهش تضادها، مدیریت کارا و منعطف تر، افزایش مشروعیت، استفاده دانش ویژه مکانی منجر می شود( stenseke,2010).
۷ ) جنبه حیاتی دیگر مشارکت عبارت است از پذیرش دانش ویادگیری. اگر فرایند یادگیری مشارکتی تشویق شود و ذی نفعان برای مشارکت و یافتن راه حل های سازگار با شرایط محلی تهییج شوند به احتمال زیاد قرین به موفقیت خواهد بود ( دارابی، ۱۳۸۸،ص۹ ).
۸ ) در مقام پیش شرطهای موفقیت، عوامل بسته به مفهوم مکان و موقعیت خاص می تواند نقش حیاتی داشته باشند. مشارکت موجب پذیرش شرایط انحصاری هر ناحیه و منظر می شود( stenke,2009).
۹ ) مشارکت عمومی می تواند ضمن ایجاد سرمایه اجتماعی، به تقویت جامه مدنی، بهبود توانایی جوامع محلی برای حل مشکلات و تعقیب ملاحظات و مسائل عمومی و مشترک اثر گذار باشد ( santos and etal , 2008).
۲-۱۷٫ موانع مشارکت
موانع مشارکت در حال حاضر پارادایم جدید «توسعه ی مشارکتی یا توسعه ی جایگزین» به عنوان پارادایمی جدید و تکثرگرا پیشنهاد می شود و در این پارادایم از اجتماعات محلی توقع می رود که اولویت‎ها و استانداردهایی را تعیین کنند که ویژه ی شرایط و امکانات آنان است، توسعه ی مشارکتی بر دغدغه های اقتصادی و انسانی تمرکز دارد. بنابراین تأکید زیادی بر تأمین نیازهای اساسی مردم و مشارکت ذینفعان در برنامه های توسعه می شود. در رهیافت توسعه ی مشارکتی، نقش ارتباطات، پیچیده تر و متنوع‎تر است و برخلاف پارادایم نوسازی، طبیعت و محیط زیست و ارتباطات به اهداف هنجاری و استانداردهایی وابسته است که توسط خود جوامع مشخص شده اند (عابدی سروستانی، ۱۳۸۵، ص۱۵۹).
در بیان موانع موجود بر سر راه مشارکت روستاییان در برنامه ها و تصمیم گیری های مربوط به روستاییان اوکلی و مارسدن آنها
را به چند دسته تقسیم کرده اند :
۱) موانع عملی : که از میان این موانع می توان به برنامه ریزی فوق متمرکز، مکانیسم های ناقص عرضه، فقدان هماهنگی محلی، نامناسب بودن تکنولوژی پروژه، بی ربط بودن محتوای پروژه، فقدان ساختارهای محلی و. .. اشاره کرد. در واقع این موانع نه تنها بر سر راه مشارکت وجود دارند، بلکه تا حدود زیادی، آفت بسیاری از پروژه های توسعه ی روستایی نیز هستند. این موارد مشکلات اصلی و بسیار رایج مبتلابه بیشتر پروژه های توسعه ی روستایی هستند و تصور اینکه بتوان این مسایل را در محل دفع نمود و آنها را به نفع مشارکت مؤثر تحت کنترل در آورد، بسیار مشکل است ( اوکلی ومارسدن،۱۳۷۰،ص ۴۶).
۲) موانع فرهنگی : که شامل مواردی چون، مقاومت در برابر دگرگونی، «فرهنگ سکوت»، وحشت روستاییان از ابراز مخالفت و بیزاری شان از تملق گویی برای افراد غیر بومی جهت مداخله دادن آنها در امور را می توان اشاره کرد ( اوکلی ومارسدن، ۱۳۷۰،ص۴۶).
۳)موانع سیاسی : در اکثر موارد دولت ها از قدرت مردم هراس دارند و از تفویض اختیارات کافی به واحدهای پایه یعنی توده ی مردم روستا یا شهر امتناع می کنند. علی رغم بحث پیرامون سپردن کارهای روستایی به روستاییان، هیچگاه اثری از عدم تمرکز واقعی و مشارکت حقیقی روستاییان در تصمیم گیری های مرتبط به امور خودشان دیده نمی شود. این مسئله ی سیاسی خود یکی از موانع توسعه روستایی است. در ایران نیز پس از فروپاشی مدیریت سنتی جامعه روستایی، نقش روزافزون دولت در روستاها خود از جمله عوامل مؤثر در عدم مشارکت و به کارگیری مؤثر و گاهی خودجوش روستاییان در فعالیت های مربوط به توسعه و عمران روستاها گردیده است( اوکلی ومارسدن،۱۳۷۰،ص ۴۶).

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مدیر سایت