با وجود این محیط می تواند باعث بهبود عواطف مثبت شود(واتسون ، ۲۰۰۰). عاطفه ی مثبت ومنفی نشان دهنده ی اجزای سیستم نورو بیولوژیکی است. عاطفه ی منفی(مثل خصیصه ی شخصیتی روان نژندی) یک جنبه از سیستم بازدارنده رفتار اجتنابی آگاهانه می باشد. عملکرد این سیستم تحریک رفتار بازدارنده و فرو نشاندن رویکرد رفتاری برای دور نگه داشتن ارگانیسم از موقعیت های خطرناک ، دردناک وتنبیهی است. ولی عاطفه ی مثبت، سنجشی از سیستم تسهیل کننده ی رفتار(مثل خصیصه ی شخصیتی برون گرایی) می باشد. عملکرد این سیستم به ارگانیسم برای نگه داری منابع لازم و مهم ادامه زندگی مثل غذا خوردن، داشتن خانه و همسر کمک می کند(واتسون،۲۰۰۲؛ به نقل از قریشی، ۱۳۸۴). عاطفه ی مثبت با فعالیت فیزیکی مداوم، خواب کافی، ارتباط اجتماعی با دوستان نزدیک و تلاش برای اهداف با ارزش ارتباط دارد. بنابر این عاطفه مثبت ممکن است در طول فعالیت فیزیکی منظم، داشتن الگوی خواب مناسب، داشتن روابط دوستانه و داشتن اهداف با ارزش افزایش یابد. عاطفه ی مثبت دیدگاه از شادکامی است( واتسون، ۲۰۰۰). سیلیگمن (۲۰۰۲) در کتاب خود با عنوان شادمانی اصیل، هیجان های مثبت را در سه مقوله: آن هایی که با گذشته، حال و آینده ارتباط دارند طبقه بندی می کند. هیجان های مثبت مرتبط با آینده، خوش بینی، امید، اعتماد، ایمان و اعتقاد را شامل می شود. رضامندی، خشنودی، غرور و آرامش خاطر هیجان های مثبت عمده ای هستند که با گذشته پیوند دارند. در ارتباط با هیجان های مثبت، حال، دو طبقه ی متمایز وجود دارد: لذت های آنی و رضامندی های پایدارتر؛ لذت ها، هم لذت جسمانی و هم لذت های عالی تر را شامل می شوند. لذت های جسمانی از طریق حواس حاصل می شوند. برعکس لذت های عالی تر، از فعالیت های پیچیده تر به دست می آیند و احساس هایی مانند سعادت، شعف، راحتی، سر خوشی و شادمانی را شامل می شوند. عاطفی بودن مثبت با رضامندی شغلی و رضامندی زنا شویی پیوند دارد(واتسون و همکاران، ۱۹۹۵). عاطفی بودن منفی مثل صفت شخصیتی روان رنجوری یک جنبه از سامانه بازداری رفتار روی آوری و تسهیل اجتناب گرایی است. کارکرد این سامانه راه انداختن سامانه ی اجتناب و بازداری رفتارروی آوری است تا بتواند موجود زنده را از موقعیت های خطر ناک، درد یا تنبیه دور کند( واتسون، ۲۰۰۲).
عوامل مؤ ثر بر شادی:
مجموعه نظریه پردازان و پژوهشگران در کارهای عملی خود سعی کرده اند منابع و عوامل مؤثر بر شادی یا شادکامی را معرفی نمایند. آرگایل،(۲۰۰۱) در کتاب خود به عنوان: روان شناسی شادی به این مباحث پرداخته است. این منابع و عوامل می تواند تحت مجموعه عوامل روانی، جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، معنوی و فرهنگی مورد بحث قرار گیرد. از منابع عوامل روانی می توان به شخصیت و ابعاد آن، سبک های شناختی، ورضایت مندی و سلامت روانی اشاره داشت. از منابع و عوامل جسمانی : سلامتی، تغذیه، خواب، استراحت، فعالیت های جنسی و تمرین های ورزشی وسایر عوامل رایج ترین می باشد. موفقیت و تأیید اجتماعی، ارتباطات اجتماعی و روابط دوستانه، خانواده، عشق و صمیمیت از جمله منابع و عوامل اجتماعی شادی می باشد. از منابع و عوامل اقتصادی شادی می توان به کار، درآمد، ثروت، رفاه اجتماعی، توسعه ی اقتصادی و رشد درآمد ملی اشاره داشت. حضور در مراسم اماکن مذهبی، ارتباط با خدا، اعتقاد به اصول وفروع دین وتوجه به معنویات از جمله منابع و عوامل مذهبی و معنوی می باشد. از عوامل فرهنگی می توان از توسعه ی علمی و فرهنگی، تحصیلات، هنر و رسانه های جمعی نام برد. تفریح وگذراندن اوقات فراغت از منابع و عوامل شادی است که دارای جنبه های روانی، جسمانی، اجتماعی و فرهنگی ومحیطی می باشد.
عوامل روانی شادی:
شخصیت((Personality
مطالعات مختلف نشان می دهد که ابعاد شخصیتی افراد بر شادمانی آن ها تأثیر زیادی دارد. دو بعد شخصیت انسان در تعیین میزان شادمانی از اهمیت بیشتری برخوردارند (آیزنک،۱۳۷۸). یکی از این دو بعد را برون گرایی((extraversion و آرامش و دیگری را درون گرایی(Introvrsion) و عصبانیت نامید. او معتقد است اکثر مردم شخصیتی تک بعدی و افراطی ندارند، یعنی فرد طبیعی کسی است که نه کاملاً درون نگر است و نه کاملاً برونگرا؛ نه عصبانی و خشن است و نه کاملاً آرام و خونسرد. روان شناسان درباره ی تأثیر شخصیت بر میزان شادمانی مطالعات زیادی کرده اند که همگی رابطه ی مثبت برون گرایی بر شادی را تأیید می کنند (آیزنک،۱۳۷۸).
ابعاد شناختی شخصیت:
۱-خوش بینی :خوش بینی خلق یا نگرشی است که با انتظار یک آینده مطلوب همراه بوده و فرد آن را از لحاظ اجتماعی موافق خواست خود ارزیابی می کند. خوش بینی به این اعتقاد مربوط است که در آینده پیامد های مطلوبی حاصل می شود بدون این که توانایی فرد برای کنترل این پیامدها در نظر گرفته شود(تیگر ،۱۹۷۹ ).
۲-امید : امید را که سازه ای بسیار نزدیک به خوش بینی است ریک اسنایدر(۲۰۰۰)، به عنوان سازه ای شامل دو مؤلفه مفهوم سازی کرده است. توانایی طراحی گذرگاه هایی به سوی هدف های مطلوب به رغم موانع موجود و کارگذارانگیزه اش برای استفاده از این گذرگاه ها. امید در طول نوزادی، کودکی و نوجوانی به گونه ای روشن و تعریف شده رشد می کند. کودکانی که سرشت امیدوار در آن ها پرورش می یابد معمولاً والدینی دارند که به عنوان سرمشق های نقشی امیدوار عمل می کنند و فرزندان خود را در تدوین و اجرای طرح هایی برای کنار زدن موانع در جهت آرمان های ارزشمند راهنمایی می کنند(کار،۱۳۸۵،ص۱۸۱).
۳-عزت نفس: ویلیام جیمز(۱۹۸۵)، عزت نفس را به عنوان احساس خود ارزشی که از نسبت موفقیت های واقعی برموفقیت های ادعا شده به دست می آیند تعریف کرده است. منظور او از این موفقیت های ادعا شده برآورد موفقیت های بالقوه ای است که بوسیله ی ارزش ها، آرمان ها و آرزوهایمان ازآن ها آگاهی پیدا می کنیم(کار، ۱۳۸۵،ص۳۷۷).
عوامل جسمانی شادی:
الف) سلامتی: به نظر می رسد که سلامتی یکی از علل شادی است. از طرفی، خلق شاداب سیستم ایمنی بدن را فعال می سازد و نگرش به زندگی را در فرد مثبت می سازد. امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید: پنج چیز است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد، پیوسته زندگی اش تیره، عقلش آشفته ودلش گرفتار باشد و نخستین آ ن ها تندرستی است(مجلسی، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۳).
ب)تغذیه: خوردن و آشامیدن یکی از منابع لذت است و یکی از منابعی است که مبتنی بر نیازهای روان شناختی است. مطالعات نشان داده اند که مصرف بیش از حد برخی از خوردنی ها و آشامیدنی ها موجب افزایش احتمال ابتلا به بیماری های جسمانی ومشکلات روانی می شود. از جمله ی این خوردنی ها، غذاهای آماده همچون ساندویچ، پیتزا و سرخ کردنی ها، شکر، شکلات، قهوه و نوشیدنی های دارای کافئین می باشد(آرگایل، ۱۳۸۳، ص۵۷).
ج)ورزش و سایر عوامل: فعالیت های اجتماعی وارتباط جنسی رایج ترین منبع هیجانات مثبت به شمار می روند. خلقیات مثبت و معاشرت پذیری با هم رابطه ی تنگاتنگ دارند. خواب و استراحت بیشترین وقت مردم را به خود اختصاص می دهد. در کشور های اروپایی، یکی از تفریح های روز های تعطیل «آرمیدن در آفتاب» است(آرگایل، ۱۳۸۳، ص۵۸). تمرین های ورزشی آسان ترین و قوی ترین راه ایجاد خلق مثبت، تحت شرایط تجربی است و توسط روش های دیگر پژوهشی نیز، نشان داده شده است. تأثیر آن به قدری واضح است که تمرین ورزشی گاهی به عنوان «ضد افسردگی» توصیف شده است. در سطح فیزیولوژیکی، ورزش درکوتاه مدت به رهایی آندروفین ها که مواد شیمیایی شبیه مرفین هستند ودر مغز تولید می شوند، منجر می شود. وقتی این مواد رها می شوند احساس شادابی به انسان دست می دهد(کار، ۱۳۸۵، ص۴۱۵).
عوامل محیطی و اجتماعی:
الف) محیط، آب و هوا و جغرافیا: به بیان کلی محیط های فیزیکی مطلوب تر رابطه متوسطی با شادمانی دارند. مکان جغرافیایی وسایر جنبه های محیط، با داشتن احساسات مثبت قوی با زندگی در محیط طبیعی به جای محیط مصنوعی همبسته است. ساکنان مکان های جغرافیایی که دارای فضای سبز و چشم انداز گسترده است احساس مثبت گزارش می کنند آب و هوای خوب خلق مثبت را ایجاد می کند زمانی که آفتاب می درخشد هوا گرم است ولی نه زیاد گرم و میزان رطوبت پایین است مردم خلق مثبت تری را گزارش می کنند. اما تعجب آور است که باران معمولاً ما را شاداب نمی کند، شاید به این خاطر است که مزایای فوری ندارد. مردم در مناطق ییلاقی ودر موقعیت های طبیعت وحشی نظیر کوهستان احساسات مثبت قوی دارند. آمریکایی ها از مناطق پارک های وحشی خود لذت می برند. حتی دیدن فیلم ویدیویی طبیعت وحشی باعث کاهش فشار خون می شود. استراحت، آرامش، غذای خوب و فعالیت های مربوط به فراغت، همگی اثرات کوتاه مدت مثبت بر شادمانی دارند( آرگایل،۲۰۰۱).
ب)روابط اجتماعی: روابط اجتماعی یکی از بزرگترین منبع شادی است و همه ارتباطات اجتماعی، شادی را تحت تأثیر قرارمی دهد. ازبین ارتباطات اجتماعی می توان به سه گروه خویشاوندی، دوستی ها و آشنایان اشاره نمود(آرگایل، ۱۳۸۳،ص۲۲۷). رسول خدا(ص) فرمود: به حاضر و غائب امتم تا آن ها که در پشت مردان و رحم زنانند تا قیامت سفارش می کنم که صله رحم کنند و اگر چه تا یک سال راه از دور باشد، زیرا این کار از دیانت است(کلینی،۱۴۰۱، ص۴۴۷). روابط حمایتی نزدیک بین والدین و فرزندان، بین خواهران و برادران و بین اعضای خانواده گسترده، حمایت اجتماعی موجود را برای تمام اعضای خانواده افزایش می دهد. عشق یکی از بهترین راه های میل به شادی پایداراست(آیزنک،۱۳۷۵). وازدواج مهمترین عامل محسوب می شود، عشق منبع اصلی احساس خوشی است(آرگایل،۱۳۸۳،ص۲۲۷). وازنشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. در این عبرت هایی است برای مردمی که تفکر می کنند .
عوامل فرهنگی:
الف) فرهنگ: درمطالعه های بین فرهنگی همواره بین سلامت ذهنی و زندگی در دموکراسی پایدار وعاری از سیستم سیاسی و تعارض نظامی، رابطه مثبت به دست آمده است. فرهنگ هایی که در آن ها برابری اجتماعی وجود دارد، میانگین یا متوسط سطح سلامت ذهنی بسیار بالا است.
ب) تحصیلات: سطح تحصیلات همبستگی مثبتی با شادمانی دارد و این رابطه به ویژه برای گروه های کم در آمد در کشور های توسعه یافته و جامعه های آماری در کشورهای فقیرتر، قوی است(داینر وهمکاران، ۱۹۹۹).
مذهب وعوامل مذهبی:
الف) دین داری وشادی: مذهب آثار مثبتی بر سلامت ذهنی، خصوصاً برسلامت دارد، و نیز بر شادکامی کلی بهداشت جسم وروان تأثیر دارد. بیشترین تأثیر آن بر سلامت جسم و روان است. قدرت باورها، اطمینان یا قطعیت وجودی فرآیندی است، که نه تنها و نه فقط در رابطه با اعتماد به زندگی پس از مرگ، بلکه در فراهم آوردن معنی و هدف زندگی نقش دارد. فعالیت های مذهبی، هیجانات مثبت قوی ایجاد می کند، مراسم و مناسک مذهبی نبز احساسات جامعه پسند تولید می کند و با حضور دیگران احساس وحدت ایجاد می شود.مزایای مذهب برای سلامتی، برای افرادی که دلبستگی زیادی دارند، برای سالخوردگان، برای بنیاد گرایان در بیشترین حد قرار دارد، زیرا آنان به باورهای خود اطمینان دارند و آن ها را قطعی تلقی می کنند. الیسون (۲۰۰۱) نشان داد که بعد از تداوم حمایت اجتماعی و عبادت های خصوصی، ایمان استوار موجب شادی می شود (الیسون،۲۰۰۱،صص۹۹-۸۰). که در مطالعه ی دیگری نشان داده است که حضور در کلیسا و عبادت خصوصی، از طریق تأثیر بر باور ها و ایمان، سلامتی را متأثر می سازد. تحقیقات دیگری رابطه ی بین مذهب با بحران در زندگی را ثابت کرده اند. زنان بیوه ای که از لحاظ مذهبی در سطح پایین تری قرار داشتند، در مقایسه با زنان مذهبی لذت کمتر و شادی کمتری را از زندگیشان گزارش کرده اند. در میان مادرانی که کودک معلول داشتند، مادرانی که ایمان مذهبی قوی داشتند، در مقابل افسردگی کمتر آسیب پذیر بودند. همچنین افرادی که ایمان قوی داشتند شادمانی بیشتری را بعد از طلاق، بیکاری، بیماری، یا داغدیدگی گزارش کرده اند (الیسون،۲۰۰۱،صص۹۹-۸۰).
دیدگاه اسلام در مورد شادی:
شادی و شادمانی که در فرهنگ دینی، سرور نام گرفته، صفتی پنهان وقلبی است که به خاطر دست یابی به خیر و منفعت، همراه با لذت درونی انسان خواهد بود. از این رو “سر” یا “ویژگی نا پیدا” درآن وجود دارد و صاحب نظران آن را شادی خالص قلبی دانسته اند. اسلام به عنوان دینی که به تمامی نیاز های روحی و جسمی انسان توجه دارد، داشتن نشاط و روحیه شاد را لازمه ی یک زندگی موفق می داند. در آموزه های دینی، نکات ارزشمندی در خصوص ایجاد شادی و نشاط آمده است. شادی می تواند برای خود فرد و گاهی دیگران سازنده باشد. مفهوم شادی، مجموعاً ۲۵ بار با الفاظ مختلف در قرآن کریم آمده است از جمله مباحثی که در متون دینی به آن اشاره شده است، گره گشایی از مشکلات مردم و« ادخال سرور» و ایجاد شادمانی در آن ها است. در منابع دینی از کسانی که موجبات دلخوشی و شادکامی مردم را فراهم می آورند، ستایش شده و آن ها سزاوار نعمت ها و پاداش های خداوند در آخرت، خوانده شده اند(لقمانی، ۱۳۸۰، ص۱۹). روشنفکران و اسلام شناسان، نشاط و شادمانی را؛ پیامد ایمان به خدا می دانند و برای ایجاد نشاط، ارزش زیادی قائل هستند. حضرت امام موسی کاظم(ع) از پدران خود نقل می کند که در تفسیر آیه« لا تنس نصیبک من الدنیا ….» فرمودند: پنج چیز را فراموش مکن و بیهوده از دست نده:« ۱- سلامتی، ۲- نیرو وتوانایی، ۳- فراغت و فرصتی، ۴- جوانی، ۵- نشاط و سر زنده بودن را، تا به وسیله ی آن ها آخرت را به دست آوری» ( لقمانی،۱۳۸۰،ص۲۲).
ب) تأثیر حضور درکلیسا و اماکن مذهبی: فرا تحلیل داینرو همکاران(۱۹۹۹) نشان داده است که حضور در کلیسا، قوی ترین رابطه را با شادی و سلامت داشته است. حضور در کلیسا بیشتر از دیگر متغیر های مذهبی نظیر دعا و باورها، با رضایت از زندگی، شادی و سلامتی رابطه داشته است.
ج) رابطه با خدا، باورها: کرک پاتریک (۱۹۹۲) اظهار داشته است که رابطه با خداوند از طریق، نیایش، دعاهای خصوصی، وتجارب مذهبی را می توان به همان صورت رابطه با انسان ها، تجربه کرد، و به همان مزایای مشابه دست یافت. از میزان دعاهای شخصی به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده سلامتی نام برده شده است(آرگایل، ۱۳۸۳، ص۲۶۰). امام زین العابدین(ع)در دعا فرمود: الهی، چه لذت بخش است گذر نام و یاد تو بر دل ها، و چه شیرین است ره پیمودن به سوی تو با وهم ها در گذر گاه غیب ها (مجلسی، ۱۴۰۴،ج۹۴،ص۱۵۲). سومین راهی که از طریق آن مذهب ممکن است سلامتی را متأثر سازد از طریق باورها است (الیسون ۱۹۹۱) در یافت که داشتن باور های استوار که گاهی قطعیت وجودی نامیده می شود با رضایت از زندگی، مستقل از حضوردرکلیسا و دعاهای خصوصی همبستگی دارد. در زمینه ی باور به الطاف خداوندی و خشودی از زندگی، امام صادق (ع) می فرماید: «بر اساس عدالت، حکمت و علم خداوند، آرامش و شادمانی بندگان در معرفت یقینی به او و احساس رضایت از آنچه به آن ها داده شده، می باشد و شک و تردید به او و عدم رضایت از ولی نعمت خویش باعث اندوهگینی و افسردگی است» همین مفهوم در بیان رسول اکرم (ص) آمده است (محمدی ری شهری، ۱۳۸۴). ودر مطالعه ی دیگری الیسون و همکاران(۱۹۸۹) دریافتند که حضور در کلیسا و دعاهای خصوصی، از طریق تأثیر بر روی باورها، سلامتی را متأثر می سازد. همچنین آن ها دریافتند که باورها مهمترین منبع شادی هستند، هم حضوردرکلیسا و هم رابطه با خداوند، ازطریق تأثیر بر باورها، نفوذ خود را ظاهرمی سازند(آرگایل،۱۳۸۳،ص۲۶۲).
عوامل اقتصادی:
کار و اشتغال: بیکاری منبع عمده غمگینی در جوامع جدید است. بیکاری موجب افسردگی، خودکشی، بی تفاوتی و عزت نفس پایین است، که جنبه های مختلف خشنودی پایین محسوب می شوند. تأثیر بیکاری واقعاً قابل توجه است، خشنودی شغلی با خشنودی از زندگی همبستگی بسیار بالایی دارد(آرگایل، ۱۳۸۲، ترجمه گوهری و همکاران).
شادی از منظر روان شناسی:
الف) سلامتی: هیجان

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *