دسته بندي علمی – پژوهشی : تجلی فرهنگ عامه در آثار محمود دولت آبادی- قسمت ۲۲

دسته بندي علمی – پژوهشی : 
تجلی فرهنگ عامه در آثار محمود دولت آبادی- قسمت ۲۲
زهره به دو زخمه از سر نعش

در رقص کشد سه خواهران را»

(خاقانی، ۱۳۸۷، ۴۸و۱۱۵)
باور به تقدس درختانی خاص و معجزه آنها
«آنجا، از بلندی کتل می‌شد آخرین نگاه را بر خرابی پشت سر تاباند. بریال کتل یک درخت بود. درخت نذری. تن درخت پوشیده بود از لته‌های رنگارنگ و گره‌های جور واجور. می‌گفتند: درخت مراد. زنهای بیوه، عروسهای نو، دخترهای دم بخت، زنهای نازا، جوانهای عاشق، پیرهای دلتنگ، مادرهایی که پسرهایشان را سربازی می‌بردند و مریض هایی که امید به شفا داشتند، هرکس با هر نیتی لته‌ای به گوش و گردن درخت گره می‌زد. پای درخت چشمۀ کوچکی بود. چشمه‌ای مثل اشک چشم. آبی که از آن بیرون می‌مخید خوراک یک وعدۀ بزغاله‌ای بود. با این همه غنیمت بود. می‌شد زبان را تر کرد. آب روشنایی است، یک قطره اش هم.»(دولت…، ۱۳۸۳، عقیل…، ۱۵)
در بعضی از مکانها درختانی هستند که در باور توده مردم بسیار مقدس است و قابل احترام، و مردم بر این باورند که این درختان معجزه می‌دهند و توسل به آنها باعث برآورده شدن حاجات می‌شود، و با بستن تکه پارچه و سنجاق بر درخت و بوسیدن آن آرزوهای خود را از او می‌خواهند. نمونه‌ای از چنین درختی در یکی از بخش‌های شهرستان نورآباد از توابع استان فارس وجود دارد که به نام شاهزاده خاتون معروف است و مورد تقدس مردم. در زمینه‌ی باور و اعتقاد به تقدس چنین درختانی «معروف است که زرتشت دو شاخه کاج از بهشت آورد و بدست خودش یکی از آنها را در کاشمر و دیگری را در فارمد از قرای طوس کاشت. این دو قلمه بمرور زمان بی اندازه بزرگ و کهن می‌شوند و مردم به آنها معتقد بوده‌اند. می‌گویند که مرغان بیشمار بر شاخه‌های آن آشیانه داشتند و در سایه آن جانوران بسیار می‌چریده‌اند. شهرت این درخت که به گوش خلیفه متوکل عباسی می‌رسد حکم به طاهرابن عبدالله که در آن زمان حاکم خراسان بوده می‌نویسد که درخت سرو کاشمر را که در بست نیشابور بوده بریده و بر گردونه‌ها بنهد و شاخه‌های آن را در نمد گرفته بر شتران بار کرده به بغداد بفرستند. دسته‌ای از زرتشتیان که این حکم را می‌شنوند پنجاه هزار دینار به طاهر وعده می‌دهند که این درخت را نبرد ولی طاهر درخت را می‌اندازد… و چون آن درخت بیفتاد در آن حدود زمین بلرزید و به کاریز و بناها خلل راه یافت و اصناف مرغان بیرون از حد حصر از شاخسار آن درخت پریدن کردند چنانچه هوا پوشیده گشت و مرغان به انواع اصوات خوش، نوحه و زاری می‌کردند… و چون این درخت به یک منزلی مقر خلیفه رسید غلامان ترک شب هنگام بر سر متوکل علیه اللعنه ریخته تن او را پاره پاره کردند.»(هدایت، ۲۵۳۶، ۱۱۱)
مصرف زیاد پوست هندوانه و گر شدن خر
«عقیل، رو به دکان نجف رفت. گفتند لنگ گیوه دامادش را زیر تاق دکان دیده‌اند. دامادش از همان اول به هندوانه بازی عشق داشت. اصلاً هندوانه باز بود. هر آن که بیکار می‌شد، می‌توانستی او را توی دکان نجف بیابی. به یک نظر می‌فهمید که دل هندوانه چه رنگ است… فصل میوه داماد عقیل همیشه میوۀ خانهاش را از هندوانه بازی می‌برد…. کنار دیوار خانهاش همیشه از پوست پُر بود. یک سال از بس که به خرش پوست هندوانه داده بود خر گر شده بود.»(دولت…، ۱۳۸۳، عقیل…، ۲۳)
گر شدن خر بر اثر مصرف زیاد پوست هندوانه باوری عامیانه می‌باشد که جنبه علمی ندارد.
باور به تقدیر
«… تقدیر را گردن نهاده و سال تا سال گلویش را چسبیده بود.»(دولت…، ۱۳۶۸، ۹۶) «مرد، نگاه سیاهش را بر او تاباند و گفت: من از تقدیر خودم گریزان نیستم. در جبین هر بشری حکمی نوشتهاند.»(دولت…، ۱۳۸۳، عقیل…، ۴۰)
«… پس فقط می‌گفت: « مقدر است آقاجان، همه چیز مقدر است که بشود. بی تقدیر برگ از درخت نمیافتد.»(دولت…، ۱۳۸۳، روزگار… ج۳، ۴۰۸)
باور بر این است که سرنوشت هرکسی از اول معلوم است و انسان نمیتواند از آنچه از ازل برایش مقدر شده فرار کند و آنچه در زندگی برای انسان پیش می‌آید از ابتدا چنین حکمی در پیشانی او نوشته شده است. صادق هدایت در نیرنگستان آورده است:« مطابق اسلام آیندۀ هر کسی قبلا تعیین شده و روی پیشانیش نوشته شده»(هدایت، ۲۵۳۶، ۷۷) سنایی در این باور می‌گوید:

من مدتی کردم حذر، از عشقت ‌ای شیرین پسر آخر درآمد دل بسر، جاء القضا عمی البصر

فردوسی نیز می‌گوید:

بَرد کشتی آنجا که خواهد خدای اگر جامه بر تن درد ناخدای

استخاره کردن

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

مدیر سایت