تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در …

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در  …

اسید هیومیک با کلات کردن عناصر ضروری سبب افزایش جذب عناصر شده و باروری خاک و تولید در گیاهان را افزایش می دهد (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸). به علاوه نفوذ پذیری غشاهای گیاهی و جذب ریز مغذی ها را افزایش می دهد. همچنین جذب نیتروژن خاک را افزایش داده و موجب تحرک بیشتر عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم شده و دسترسی آنها را برای سیستم رشد گیاه آسان تر می سازد و جذب این عناصر را بیشتر می کند (یولکان، ۲۰۰۸). در خصوص نحوه اثر اسید هیومیک گزارش های متعددی وجود دارد اما می توان اثر آن را به دو دسته تقسیم کرد: اثر مستقیم به عنوان یک ترکیب شبه هورمونی (زانگ و اروین، ۲۰۰۳) و اثر غیر مستقیم به صورت افزایش جذب عناصر غذایی از راه ویژگی کلات کنندگی، احیاکنندگی و حفظ نفوذ پذیری غشا (شریفی و همکاران، ۲۰۰۲) افزایش متابولیسم ریز جانداران، بهبود وضعیت خاک و افزایش رشد ریشه و ساقه (آتیه و همکاران، ۲۰۰۲؛ کوپر و همکاران، ۱۹۸۸).
مشاهدات نشان می دهند که اثرات اسید هیومیک روی خاک و گیاه از بقیه نمونههای غیر آلی ماندگارتر است. گزارش شده است غلظتهای کم اسید هیومیک طول ریشه، رشد گیاه، جذب رطوبت و مواد مغذی را به صورت قابل توجهی افزایش می دهد. اما مقادیر مواد مغذی بیشتر در خاک خواص مواد هیومیک را در بهبود رشد به تأخیر می اندازند (یولکان، ۲۰۰۸). توسعه بیشتر ریشه گندم به ویژه در ابتدای فصل رشد از اهمیت ویژهای برخوردار است. اسید هیومیک به عنوان یک اسید آلی حاصل از هوموس و سایر منابع طبیعی از طریق اثرات هورمونی و بهبود جذب عناصر غذایی، سبب افزایش زیست توده ریشه و اندام هوایی می شود (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸).
۱-۲-۱۰-۳- خواص اسید هیومیک
ساختار خاک را سبک و به ریشه زایی بهترکمک می کند.
باعث نگهداری بیشتر آب درخاک می شود.
مقاومت به شوری، کم آبی و سرما را افزایش می دهد.
از سمیت کودها و عناصر اضافی موجود درخاک می کاهد.
سرعت جوانه زنی بذر را افزایش می دهد.
به بهبود کیفیت محصول کمک می کند.
pH اسیدی این محصول به اصلاح خاکهای قلیایی کمک می کند.
با کمک به رشد سریع باکتریهای مفید در خاک، به انحلال و آزادسازی عناصر ماکرو ومیکرو کمک کرده و در نتیجه نیاز به کودهای شیمیایی را به نحو محسوسی کاهش میدهد.
با طبیعت سازگار است و خطری برای گیاه و یا محیط زیست نداشته و برعکس به حفظ توازن خاک کمک می کند.
مقاومت گیاه را در مقابل انواع بیماریها افزایش داده و نیاز به مصرف سموم را به نحو محسوسی کاهش می دهد.
اما مهمترین خاصیت اسید هیومیک این است که از یکطرف به انحلال و آزادسازی عناصر تثبیت شده بخصوص در خاکهای قلیایی کمک می کند و از طرف دیگر همانند یک مخزن عناصر اضافی موجود در محیط را در خود ذخیره نموده، به موقع در اختیار ریشه می گذارد و بدین ترتیب گیاه متعادلی را می پروراند (داعی، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹).
۱-۲-۱۱- علف های هرز
تا کنون تعاریف متعددی برای علفهرز ارائه شده است. تعاریف قدیمی، علف های هرز را گیاهی می دانند که از لحاظ زیبایی یا استفاده بیارزش بوده یا فواید آن هنوز کشف نشده است. در تعاریف جدید نیز این گیاهان “نامطلوب” تلقی می شوند. انجمن علمی علفهای هرز اروپا هر گیاه یا رستنی، به استثنای قارچها، را که در اهداف یا نیازمندیهای انسان اختلال ایجاد کند را علفهرز نامیده است. از نظر انجمن علوم علفهای هرز آمریکا نیز علفهرز گیاهی است که در جای نامطلوب میروید. بر اساس تعاریف ذکر شده، انسان به علفهایهرز به چشم گیاهان مضر و آسیبرسان نگاه می کند، زیرا علف های هرز در فعالیتهای کشاورزی ایجاد اختلال می کنند (زند و همکاران، ۱۳۸۳). این ویژگی علفهایهرز باعث شده تا در انسان تصوری منفی نسبت به آنها ایجاد شود و آنها را موجوداتی رقابت کننده، مهاجم و سارقان محصولات زراعی خود تلقی نمایند و تنها در اندیشه نابودی آنها باشد (زند و همکاران، ۱۳۸۳)
تاثیر نامطلوب علفهای هرز بر روی رشد گیاهان زراعی را تداخل یا معارضه می گویند که به صورت رقابت مستقیم(برای نور، آب و مواد غذایی) و آللوپاتی است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۷۱). علفهای هرز به طور مستقیم عملکرد گیاهان را کاهش داده و به طور غیر مستقیم هزینههای محصولات کشاورزی را از طریق انرژیی که صرف آنها می شود افزایش می دهند (میرشکاری، ۱۳۸۵). کشاورزان در سراسر دنیا در مزارع و باغات خود با علفهای هرز دست به گریبان می باشند. شرایط محیطی در نقاط مختلف کره زمین سبب شده است که جهت کنترل علفهای هرز استراتژیهای متناسب با هر منطقه در نظر گرفته شود (زند و همکاران، ۱۳۸۳).
با ازدیاد و کمبود میزان عرضه غذا، هر بخش از اراضی حاصلخیز باید مورد توجه خاص قرار گیرند و در این راستا تلفات محصول توسط علفهای هرز قابل تحمل نخواهد بود(بوند و تورنر، ۲۰۰۵). محدودیت در انتخاب گیاه زراعی در هر منطقه موجب کاهش تناوب و تنوع زراعی و در نتیجه کاهش فشار انتخابی بر جوامع علفهای هرز می گردد، به طوری که امروزه بسیاری از نظامهای زراعی به شدت ساده شده و امکان سازگاری بیشتر را برای علفهای هرز فراهم ساخته است (بوت و همکاران، ۲۰۰۳).
هنگامی که دو گیاه یا بیش از آن منبعی را که تمامی نیاز آنها را تامین نکند مشترکاً مورد استفاده قرار دهند برای آن منبع رقابت ایجاد می شود. گیاهان با جذب منابع از محیط خود رشد می کنند. تناسبی که معمولاً بین رشد و مصرف منابع ملاحظه می شود به درک اثراتی که دو گیاه مجاور روی هم دارند کمک می کند، زیرا بوتههای مجاور می توانند با رقابت در جذب منابع هم به طور مستقیم سبب کاهش مصرف منابع توسط گیاه اصلی شوند و هم به صورت غیر مستقیم بر ظرفیت جذب گیاه اثر گذارند. یک گیاه مجاور زمانی داری اثر رقابتی بر گیاه هدف است که میزان فراهمی منبع را برای گیاه هدف و همچنین میزان مصرف منبع توسط گیاه هدف را کاهش دهد (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۳؛ ۱۳۸۰؛ کازرونی و همکاران، ۱۳۸۵).
۱-۲-۱۲-۱- اثر علفهای هرز بر نظامهای زراعی و غیر زراعی
با وجود اینکه در برخی از به اثرات مثبت علفهای هرز در تامین غذا، تهیه داروهای گیاهی و الیاف مورد نیاز انسان اشاره شده، اما عمدتاً بر تاثیر منفی علفهای هرز تاکید شده است. هر چند علفهای هرز تنها ۱/۰ درصد از گیاهان خشکیزی را شامل می شوند، باعث خسارت اقتصادی قابل توجهی می شوند. خسارت علفهای هرز را به ۹ گروه دستهبندی نمود: ۱) خسارت ناشی از رقابت آنها با گیاهان زراعی ۲) افزایش هزینه تولید ۳) کاهش کیفیت گیاهان زراعی و محصولات دامی ۴) افزایش هزینههای فرآوری محصولات ۵) اختلال در مدیریت آبیاری ۶) تهدید سلامت انسان ۷) کاهش گزینههای تناوبی ۸) کاهش ارزش زمین ۹) کاهش زیبایی محیط.
خسارت سالانه ناشی از علفهای هرز بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. بر اساس گزارشهای موجود با وجود اینکه سالانه بیش از ۳ میلیون تن آفت کش در دنیا مصرف می شود، خسارت ناشی از آفات، بیماریها و علفهای هرز تا قبل از برداشت محصول حدود ۴۰% است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی در حال توسعه و توسعه نیافته بیش از انواع توسعه یافته است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی توسعه یافته ۵% و در انواع توسعه نیافته، ۲۵% است (کوچکی، ۱۳۸۷).
فصل دوم
بررسی منابع
۲-۱- ۱-تاثیر نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت
در ذرت کمبود نیتروژن بر روی خصوصیات مورفولوژیک تاثیر منفی دارد به طوری که در آزمایشات مشاهده شده است که کمبود نیتروژن، وزن دانه در بلال، تعداد دانه در بلال، هزار دانه و در نهایت عملکرد دانه در ذرت را به طور معنی داری کاهش می دهد (منووکس و همکاران، ۲۰۰۵). طبق گزارش وجید و همکاران (۲۰۰۷) افزایش نیتروژن از ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار بر صفاتی مانند تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت تأثیر معنی‌دار داشت. قاسمی و اصفهانی (۲۰۰۵) با اعمال مقادیر مختلف نیتروژن در ذرت افزایش معنی داری در تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه و به موازات آن عملکرد دانه مشاهده کردند. قاسمی پیر بلوطی و همکاران (۱۳۸۱) نیز همچنین گزارش کردند که وزن هزار دانه و عملکرد دانه در ذرت تحت تأثیر مقادیر مختلف نیتروژن قرار گرفتند. از طرفی گزارش مجیدیان و غدیری (۱۳۸۱) نشان داد که افزایش نیتروژن باعث افزایش طول بلال، قطر بلال، عملکرد بیولوژیکی و تعداد دانه در ردیف بلال شد. ولی شاخص برداشت تحت تأثیر نیتروژن قرار نگرفت. زعفریان و همکاران (۱۳۸۳) اظهار نمودند که اثر تراکم بوته بر عملکرد دانه، وزن هزار دانه و تعداد دانه در ریف بلال معنی دار بود.
۲-۱-۲- ضرورت کاربرد به موقع نیتروژن
کود نیتروژن معمولا تاثیر مثبت بر عملکرد و اجزاء عملکرد غلات و به ویژه ذرت دارد. مصرف مناسب و به موقع این کود می تواند بر روی عملکرد گیاه تاثیر مثبتی داشته باشد. با مصرف به موقع این کود می توان میزان پروتئین دانه را افزایش داد، علاوه بر این زمان مناسب مصرف کود ازت می تواند بر روی قدرت جوانه زنی بذرها نیز تاثیر داشته باشد .همچنین توزیع نیتروژن به موقع در زمانی که نیاز گیاه به این عنصر زیاد باشد باعث افزایش عملکرد و بهبود کارایی نیتروژن می گردد (قهرمان و همکاران،۱۳۷۷).
۲-۱-۳- تقسیط نیتروژن
بررسی ها نشان می دهد که مصرف کود اوره به صورت سرک به دلیل کاهش تلفات ناشی از شستشوی ازت مناسب تر است. همچنین در بررسیهای انجام شده در مورد مصرف چند مرحله ای کود، کارآیی مصرف ازت افزایش پیدا کرده است (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۵). جلیز و همکاران (۲۰۰۳) در بررسی زمان اعمال نیتروژن بر گیاه ذرت بالاترین عملکرد را در زمان کاربرد۴۰ درصد کود نیتروژن در هنگام کاشت و ۶۰ درصد در هنگام ۸-۶ برگی گزارش نمودند و نتیجه گرفتند که جذب نیتروژن در شرایط سالهای خشک در میان تیمارها متفاوت نبود ولی معمولاً بیشترین کارایی نیتروژن در تیمار تحت تقسیط نیتروژن در سالهای مرطوب به دست آمد. پژوهشی مزرعه ای در استان فارس نیز، نشان داد که بهترین شیوه تقسیط نیتروژن در کشت ذرت به صورت:۲۵ درصد همزمان با کاشت، ۲۵ درصد در مرحله ۷-۵ برگی، ۲۵ درصد در مرحله ی ۱۴-۱۲ برگی و باقیمانده در مرحله ظهور گل تاجی می باشد (سیدی، ۱۹۹۹). زارع مهذبیه و همکاران (۱۳۸۹) دریافتند که کاربرد تقسیطی کود نیتروژن در گندم به صورت ۲/۱ در زمان کاشت و ۲/۱ زمان پنجه دهی سبب بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک شد.
همچنین موت کامرا و همکاران (۲۰۰۵) در طی آزمایشی گزارش کردند که بیشترین عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی سه مرحله(یک چهارم هنگام کاشت، یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت و یک چهارم ۴۵ روز پس از کاشت) بدست می آید و بیشترین تعداد بلال در تیمار یک دوم زمان کاشت و یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت به دست می آید. همچنین کمترین میزان عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال، وزن بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی دو مرحله یک دوم در زمان کاشت و یک دوم در۴۵ روز پس از کاشت به دست میآید.
رئیس سادات (۲۰۰۱) با استفاده از شیوه توزیع یک سوم کود نیتروژن در زمان کاشت و دو سوم بقیه زمانی که ارتفاع گیاه به ۹۰ سانتیمتر رسید، بیشترین میزان تعداد دانه در هر بلال و عملکرد نهایی دست یافت. گرچه نیتروژن توسط ریشهی ذرت تقریباً در تمام مراحل عمر گیاه صورت می گیرد، لیکن در مرحلهی اولیه رشد، گیاه به نیتروژن کمتری نیاز دارد، در حالی که وقتی گل آذینهای نر و ماده در مرحله ظهور هستند، نیاز به نیتروژن به حداکثر می رسد. به طور کلی ذرت یکی تا دو هفته قبل از گل دادن و سه تا چهار هفته پس از آن حداکثر نیاز را به نیتروژن دارد (هاردر و همکاران، ۱۹۸۲). زمان ظهور گل ماده در گیاه ذرت مرحله بحرانی است، زیرا در این زمان تعداد تخمکهای که تلقیح مشوند تعیین می گردد و تنش آب و مواد غذایی در طی این دوره به شدت روی عملکرد تأثیر خواهد گذاشت. هاردر و همکاران (۱۹۸۲) و کریمی (۱۳۸۷) گزارش کردند که زمان استفاده از کود نیتروژنی برای گیاه ذرت نقش مهمی بر میزان عملکرد دارد. ذرت در حدود یک تا دو هفته قبل از تشکیل بلال و همچنین سه تا چهار هفته بعد از تشکیل بلال احتیاج مبرمی به جذب نیتروژن دارد. لذا اگر کود نیتروژن به عنوان سرک یک ماه بعد از سبز شدن به مزرعه داد شود بسیار موثر خواهد بود. زیرا بعد از این زمان بلال در اکثر ارقام تشکیل می شود. داران و همکاران (۲۰۰۰) نتیجه گرفتند حداکثر سودی که از کاربرد دیر هنگام کود نیتروژن به دست می آید بستگی به شدت کمبود نیتروژن در خاک دارد. به عبارت دیگر هر چه شدت کمبود نیتروژن در خاک بیشتر باشد. الهابک (۱۹۹۶) و کراتا و همکاران (۲۰۰۲) به این نتیجه دست یافتند که هر چه میزان مصرف کود نیتروژن در زمان کاشت کمتر باشد، عملکرد بیشتر افزایش پیدا می کند.
۲-۲- ۱- بررسی اثر اسید هیومیک بر خصوصیات فیزیولوژیک گیاهان زراعی
کود آلی اسید هیومیک، در بهبود وضعیت فتوسنتز تاثیر می گذارد و پیرو آن تنفس هم یک رابطه مستقیم با فتوسنتز دارد و از آن سو این عوامل فیزیولوژیکی باعث ذخیره و حفظ مواد جامد محلول مانند قندها در برگ و انتقال آن به میوه گیاه می شود (نری و همکاران، ۲۰۰۲)، اسید هیومیک سبب تداوم بافتهای فتوسنتز کننده شده و عملکرد دانه را افزایش می دهد (قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). ولف و همکاران (۱۹۸۸) بیان داشتند یک همبستگی قوی مثبت بین وزن خشک دانه و مقدار دوام سطح برگ وجود دارد و تأیید کردند که سبزبمان برگ به اندازه تولید برگ در تعیین عملکرد دانه اهمیت دارد. هیومیک اسید از طریق اثرات مثبت فیزیولوژیک از جمله اثر بر متابولیسم سلولهای گیاهی و افزایش غلظت کلروفیل برگ باعث افزایش عملکرد گیاهان می شود (ناردی و همکاران، ۲۰۰۲). اسید هیومیک با در اختیار گذاری عناصر غذایی مفید مانند فسفر و پتاسیم در جهت نمو گیاه دخالت دارد و از آنجا که به خاطر اسیدی بودن این ماده آلی در جذب عناصر میکرو از خاک و در اختیار گذاری این عناصر برای گیاه دخالت دارد و همچنین پیرو آن عناصر میکرو باعث بهبود وضعیت متابولیسم گیاه شده و تولید میوه در بوته را تحریک می کند (صالحی و همکاران، ۱۳۸۹). افزایش عملکرد با استفاده از مواد آلی، احتمالاً ناشی از عرضه عناصر غذایی، بخصوص نیتروژن و بهبود خواص فیزیکی خاک می باشد (بهدانی و همکاران، ۱۳۸۴). افزایش پارامترهای رشد و عملکرد توسط اسید هیومیک بعلت وجود کربن در ساختار هیومیک اسید است که باعث تنظیم چرخه کربن شده و عناصر غذایی نیتروژن و فسفر و سولفور را آزاد می کند و نیاز گیاه به کود شیمیایی را کاهش می دهد (یولیکن، ۲۰۰۸). اسید هیومیک به عنوان منبع مواد آلی با افزایش ظرفیت نگهداری آب و بهبود بافت خاک همچنین جذب بیشتر عناصر غذایی بعلت توسعه بیشتر ریشه و تحریک رشد گیاه و اثر هورمونی بر عملکرد گیاه، اثر دارد (نجاد، ۲۰۰۱ و زانگ، ۲۰۰۳).
۲-۲-۲- تأثیر اسید هیومیک بر عکس العملهای رشدی و صفات زراعی گیاهان
طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد (کوثر، ۱۹۸۵). در آزمایشی دیگر بر روی گندم کاربرد اسید هیومیک به صورت محلول پاشی موجب افزایش ۲۴ درصدی عملکرد در این گیاه شد (دلفین و همکاران، ۲۰۰۵). کاربرد اسید هیومیک در محلول غذایی موجب افزایش رشد شاخه، ریشه و محتوای نیتروژن در شاخساره (تن و نوپامورن بودی، ۱۹۷۹) و از بین رفتن کلروز در برگ های ذرت گردید (فرناندز، ۱۹۶۸). در یک بررسی دیگر تأثیر اسید هیومیک روی نوعی گیاه علوفه ای نشان داد که اسید هیومیک به طور معنی داری سرعت فتوسنتز، توسعه زیست توده ریشه و محتوی عناصر غذایی گیاه را افزایش می دهد، که این افزایش به ویژه در غلظت ۴۰۰ میلی گرم در لیتر اسید هیومیک بود (لیو و همکاران، ۱۹۹۶). در مطالعه دیگر معلوم شد که اسید هیومیک بیش از اسید فولویک و هیومین بر فعالیت کلروفیل b اثر می گذارد (یانگ و همکاران، ۲۰۰۴). آیاس و گالسر (۲۰۰۵) گزارش کردند که اسید هیومیک از طریق افزایش در محتوای نیتروژن گیاه سبب افز ایش رشد، ارتفاع و به تبع آن عملکرد بیولوژیک می شود. نتایج یک آزمایش نشان داد که استفاده از اسید هیومیک می تواند اثرات مثبتی را بر عملکرد دانه ذرت و برخی از صفات زراعی مرتبط با عملکرد دانه داشته باشد، که این اثرات می تواند در نتیجه اثرات فیزیولوژیکی آن باشد. کاربرد ۳۵۰۰ و ۴۵۰۰ گرم در هکتار اسید هیومیک به دلیل گسترش بیشتر سطح برگ و دوام سطح برگ بالاتر، عملکرد اقتصادی بیشتری نسبت به سایر تیمارها به همراه داشت. این افزایش عملکرد به افزایش طول بلال و تعداد دانه در ردیف مربوط بود ( قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). همچنین این مواد دارای خاصیت شبه هورمونی هستند، که در گیاهان موجب افزایش جوانه زنی، سرعت طویل شدن ریشه ها، تسریع در رشد شاخه ها و تحریک طویل شدن نهالهای جوان می شود (تن، ۲۰۰۳). شریف (۲۰۰۲) در بررسی اثر اسید هیومیک بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم دریافتند که اضافه کردن ۵/۰ تا ۱ کیلوگرم در هکتار هیومیک اسید به ترتیب عملکرد دانه و عملکرد ماده خشک گندم را افزایش داد. اضافه کردن ۵/۰ کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک عملکرد دانه را ۲۵ درصد نسبت به شاهد بالا برد. اسید هیومیک در غلظتهای کم و در کنار سایر کودها از جمله NPK اثر مطلوبتری بر عملکرد داشت. شریف و همکارن (۲۰۰۳) در آزمایشات مزرعهای مشاهده نمودند که کاربرد اسید هیومیک به میزان ۵/۰ و ۱ کیلوگرم در هکتار همراه با کود NPK عملکرد ذرت را افزایش داد و احتمالا بدلیل اثر هیومیک اسید بر روی خواص خاک می باشد که منجر به افزایش رشد می شود (سیباندا و یانگ، ۱۹۸۹). خالد و فاوی (۲۰۱۱) در کاربرد محلول پاشی اسید هیومیک بر روی رشد گیاه ذرت دریافتند که محلول پاشی هیومیک اسید به میزان ۱/۰ درصد بیشترین وزن خشک ذرت را نشان داد. محققین در یک آزمایش گلخانهای اثر اسید هیومیک را بر وزن تر و خشک و عملکرد یولاف بررسی کردند و دریافتند کاربرد ۱۰۰ میلی گرم هیومیک اسید به ازای هر گلدان وزن تر و خشک گیاه را به طور معنی داری افزایش داد (میشرا و سرواستاوا، ۱۹۸۸). محققان در استفاده از اسید هیومیک دریافتند این کود آلی با افزایش مواد فتوسنتزی و بالا رفتن درصد قند و مواد جامد محلول باعث افزایش کیفیت محصول برنج شد (نری و همکاران، ۲۰۰۲).

این مطلب را هم بخوانید :
بررسی تاثیر آمیخته بازاریابی بر رفتار خرید مصرف کننده محصولات لبنی در استان مازندران با ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

مدیر سایت