بررسی میزان همسویی گرایشات تحصیلی و شغلی دانش آموزان با آرزوهای شغلی و تحصیلی والدین در شهرستان پاکدشت- قسمت ۴

بررسی میزان همسویی گرایشات تحصیلی و شغلی دانش آموزان با آرزوهای شغلی و تحصیلی والدین در شهرستان پاکدشت- قسمت ۴

۱٫ نمرات دوره راهنمایی و پایه اول متوسطه دانش آموز برابر نمون برگ هدایت تحصیلی (به میزان ۵۰ امتیاز)
۲٫ نظر مشاور بر اساس بررسی های مشاوره ای (به میزان ۵۰ امتیاز)
بررسی های مشاوره ای به شرح زیر می باشد:
۱٫ نظر اولیای دانش آموز (۵ امتیاز)
۲٫ نظر دانش آموز (۵ امتیاز)
۳٫ نظر معلمان درس های مربوطه (۱۰ امتیاز)
۴٫ نتایج آزمون های رغبت و استعداد (هر کدام ۱۰ امتیاز)
۵٫ نظر مشاور بر اساس بررسی پرونده ی تربیتی- تحصیلی (۱۰ امتیاز)(وزارت آموزش و پرورش،۱۳۸۹).
جهت گیری آرزوهای تحصیلی :
برخی از پژوهشها نشان می دهد که در مقاطع مختلف زمانی گرایش به هر یک از رشته های تحصیلی تغییر کرده است. یک بررسی سبب شناختی نشان داده است که حدود ۶۶% از دانش آموزان به علت نداشتن نمره قبولی در سایر رشته ها به تحصیل در علوم انسانی روی آورده اند (هاشمی، بهرامی و کریمی،۱۳۸۶).
یافته ها نشان می دهد که الگوهای انتخاب رشته ریاضی و علوم مرتبط به شدت با قومیت همراه است. دانش آموزانی که در رشته های ریاضی و علوم شرکت می کنند، به احتمال زیاد متعلق به گروه قومی آسیایی هستند. نتایج نشان می دهد که تنوع قومی و قرار گرفتن در معرض آموزش و تحصیل گسترده تر، ممکن است نقش مهمی در تغییر دادن ترکیب جنسیتی از رشته دبیرستانی و دانشگاهی و مشاغل مرتبط با رشته ها ایفا کند (آدامیوتی، تریکیا و اسویت[۱۵]،۲۰۰۱۴).
پذیرش خود[۱۶] و ارزشهای بنیادین، به احتمال زیاد نقش عمده ای در توجیه انتخاب رشته در دانش آموزان آلمانی ایفا می کند. در مقابل در ایالت متحده انتخاب، به احتمال زیاد به قابلیت و توانایی بستگی دارد (گابریل، جسیکا، یوریچ و بامرت[۱۷]،(۲۰۰۸).
فرنگا و جویسیب[۱۸] (۱۹۹۸)، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که نگرشهای مربوط به علم پیش بینی کننده مهمی برای انتخاب رشته توسط دختران می باشد اما برای پسران اینگونه نیست.
دیدگاه هایی مانند نظریه خصیصه – عامل[۱۹] بر شناخت توانائی ها و رغبت های فرد برای سازش دادن مناسب آنها با آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی تأکید دارند (پارسونز[۲۰]،۱۹۰۹؛ هال،۱۹۶۳؛ کیستون،۱۹۵۸[۲۱]) یا نظریه های خویشتن پنداری که معتقدند انسان با افزایش سن به خودشناسی بهتر و بیشتر نایل می آید و زمانی فرد به انتخاب مسیر تحصیلی یا شغلی دست می زند که آن رشته تحصیلی یا شغلی که آرزو کرده بود با تصور او درباره خودش سازگار و هماهنگ باشد. در بیشتر موارد آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی که در اواسط دوره نوجوانی بنا شده است، با دستیابی به آن در اوایل جوانی همسو هستند ( محمدی کاجی و قربانی،۱۳۸۷).
به طور کل آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی گزارش شده در دوره نوجوانی، پیش گویی کننده های معناداری از احتمال دست یافتن به مشاغل و تحصیلات در دوره جوانی هستند (بورک و هولتر[۲۲]،۱۹۹۸ به نقل از محمدی کاجی و کامکاری،۱۳۸۸).
انتخاب رشته تحصیلی و عوامل مؤثر برآن :
«دانش آموز زمانی در تحصیلاتش موفق خواهد شد که علاوه بر انجام دادن و رعایت موارد مطرح شده درباره آیین نامه ها و مهارتهای تحصیلی ، رشته تحصیلی مناسبی را نیز که با استعداد و رغبت او و نیازهای جامعه هماهنگ باشد انتخاب کند و در آن رشته به تحصیل ادامه دهد. راهنمایی تحصیلی در این زمینه نقش مهمی دارد و با توجه به شناختی که از دانش آموز و محیط او در زمینه استعداد، رغبت، امکانات و نیازهای شغلی جامعه دارد با مراجعه به افراد و منابع مربوط، نسبت به صدور توصیه نامه تحصیلی برای دانش آموز اقدام می کند» (شفیع آبادی،۱۳۸۷).
عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصیلی را می توان به دو بخش تقسیم کرد: عوامل فردی و عوامل محیطی عوامل فردی عبارتند از: ۱) استعداد و توانایی ذهنی ۲) علاقه و رغبت ۳) ویژگیهای شخصیتی ۴) معلومات و مهارت ۵) سوابق تحصیلی ۶) نیازهای شخصی ۷) جنسیت ۸) تجارب شخصی. عوامل محیطی عبارتند از : ۱) مبانی فرهنگی ۲) طبقه اجتماعی ۳) موقعیت جغرافیایی ۴) وضعیت اقتصادی ۵) تغییرات صنعتی ۶) دین ۷) اقوام و دوستان ۸) مدرسه ۹) خانواده ۱۰) هدایت و راهنمایی تحصیلی که همه این عوامل دست به دست هم می دهند تا فرد رشته تحصیلی خود را انتخاب کند (بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
با توجه به موضوع پژوهش سعی می شود تا در مورد عوامل مرتبط با موضوع مورد بحث توضیح بیشتری داده شود.
۱٫ رغبت :
«رغبت[۲۳] عبارت است از احساسی است که با توجه و علاقه زیاد نسبت به چیزی همراه باشد. رغبت زمانی بوجود می آید که انسان چیزی را دوست داشته باشد، آن را مورد توجه قرار دهد و مشاهده کند، درباره آن بیندیشد و سرانجام از آن لذت ببرد» (شفیع آبادی،۱۳۹۲).
رغبت یکی از مفاهیم مهم در آموزش و پرورش است که از زمان کلاپارد و کرولی و جان دیویی وارد آموزش و پرورش شده است که اساس یک آموزش و پرورش پویا و فعال را تشکیل می دهد. از بررسی رغبت ها می توان گفت: (۱) رغبت جلب کننده دقت است. (۲) رغبت پویا و سازنده است. (۳) رغبت سازش دهنده خود با محیط است. (۴) رغبت نیازهای روانی و جسمانی را ارضاء می کند. (۵) رغبت در بر دارنده هدفها و مقاصد روشن است (جدیدیان،۱۳۸۵).
افراد رغبت شان را از طریق فعالیت هایی رشد می دهند که در آن فعالیت ها خودشان را با کفایت بدانند و معمولا از آنها نتایج ارزشمند حاصل شود. رغبتها زمانی با شکست مواجه می گردند که نتایج ضعیف و منفی از یک فعالیت مورد انتظار است. فعالیتهای مولد نتایج ارزشمند که تحت عنوان رغبت فردی رشد می کنند، توسط افراد و از طریق اهدافی که مشارکت در فعالیت ها را تقویت می نماید، حفظ می شوند.به پیوست این منطق، تمرین عملی رغبت را تحکیم کرده و به خودکارآمدی شکل داده و آن را تقویت می نماید (زونکر،۲۰۰۶،ترجمه نظری،۱۳۸۸).
علایق یا ناشی از انگیزه های درونی است یا از عوامل بیرونی تأثیر می پذیرند. علائق ناشی از انگیزه های درونی پایداری بیشتری دارند. علائق ناشی از انگیزه های بیرونی ممکن است به علائق درونی تبدیل شوند(یوسفی،۱۳۸۶).
رغبت در راهنمائی و مشاوره شغلی و حرفه ای انواع متعددی دارد.سوپر (۱۹۴۹) به چهار نوع رغبت در زمینه راهنمائی شغلی و حرفه ای اشاره می کند که عبارتند از:
۱-۱ رغبت بیان شده – رغبت هایی هستند که بطور شفاهی بر زبان جاری می گردند و با گذشت زمان تغییر می کنند. تغییر رغبتها در کودکان و نوجوانان بیشتر است. با افزایش سن رغبتهای بیان شده ثبات بیشتری پیدا می کنند.
۲-۱ رغبت نمایان شده – رغبتی است که بصورت یک عمل و یا انجام یک شغل ظاهر می گردد. رغبت نمایان شده می تواند در راهنمایی شغلی منبع و منشاء تصمیم گیری شغلی قرار گیرد.
 رغبت هایی را شامل می شود که بصورت یک عمل و کار ظاهر می شوند.
۳-۱ رغبت فهرست شده – این نوع رغبت را می توان از طریق پاسخ گوئی فرد به جدولی ازمشاغل تعیین کرد. یعنی لیستی از مشاغل مختلف در اختیار فرد قرار می گیرد و از او خواسته می شود تا بر اساس ترجیحات خود مشاغل را درجه بندی کند (شفیع آبادی،۱۳۹۲).
۴-۱ رغبت آزمون شده– رغبت های هستند که از طریق آزمون های معیار شده بدست می آیند. این روش از فرد می خواهد که علاقه ها، عدم علاقه ها و یا ترجیحات خود را در میان ماده هایی که در لیستی از فعالیت ها و مشاغل وجود دارد ثبت نماید. این روش پر طرفدارترین و گسترده ترین روش مورد استفاده است (والش[۲۴]،۱۹۹۹ به نقل ازحق شناس، عابدی و باغبان،۱۳۸۷).
طبقه بندی رغبتها:
در فهرست رغبت های شغلی کودک کار به سه طبقه تقسیم شده است : ۱) کار مکانیکی ۲) کار هنری۳) کار علمی
فهرست رغبت های کودر[۲۵] عبارتند از: کار در فضای آزاد، امور فنی، امور محاسباتی، امور علمی، امور ترغیبی(امور تبلیغاتی)، امور هنری، امور ادبی، امور موسیقیایی، خدمات اجتماعی و امور دفتری.
فهرست رغبت های استرانگ[۲۶] عبارتند از ۱) ادبی ۲) اجتماعی ۳) اداری ۴) تجاری ۵) هنری ۶) علمی ۷) فنی ۸) صنایع دستی ۸) کشاورزی
فهرست دیگری در این زمینه وجود دارد طبقه بندی گایست[۲۷] است. در این طبقه بندی رغبت های شغلی به این صورت است : ۱) ادبی ۲) کارمندی، منشیگری ۳) مکانیکی ۴) موسیقی ۵) کارهای آزاد ۶) اجتماعی ۷) حسابداری ۸) هنری ۹) خدمات اجتماعی ۱۰) هنر پیشگی
حسابداری
در فهرست دیگری بنام رغبت های شغلی مرد و زن یا فهرست کلتین[۲۸]، شغلها به ده طبقه تقسیم شده است. از قبیل علوم فیزیکی، علوم تشریحی، علوم هنر و غیره (جدیدیان،۱۳۸۵).
هالند[۲۹] رغبت های اساسی افراد را به ۶ مقوله شغلی که با ۶ خصوصیت شخصیتی همخوانی دارند، تقسیم می کند. در رغبت سنج هالند سعی می شود غلبه یکی از تیپ های شخصیتی بر سایر تیپ ها تعیین شود. رغبت سنج هالند شامل پرسشنامه ای است که از بخشهایی بنام فعالیت ها، تجربه ها، تصورات درباره مشاغل مورد علاقه، مشاغل، خودسنجی ها و حرفه یاب تشکیل شده است (کرمی،۱۳۸۸).
تحقیقاتی که اهمیت رغبت ها را در انتخاب شغل یا انتخاب رشته مقایسه می نمایند نشان می دهند بر خلاف متغیرهای روان شناختی دیگر مثل توانائی و شخصیت به رغبت از طرف فرد توجه بیشتری مبذول شده است (باراک[۳۰]۱۹۸۱، به نقل از حق شناس و همکاران،۱۳۸۷).
مطالعات گوناگون مؤید این فرضیه اند که رغبت ها تأثیر مهمی برای انتخاب رشته در مدارس دارند (عابدی و همکاران،۱۳۸۷).
اهمیت علاقه در انتخاب رشته به حدی است که حتی گاهی سایر عوامل مؤثر مانند استعداد تحت پوشش قرار می دهد. رغبت ها در برنامه ریزی تحصیلی و حرفه ای اهمیت بسیاری دارند. به طوری که به هنگام طرح ریزی و اتخاذ تصمیمات تحصیلی و شغلی ، آگاهی از توانایی ها، تنها بخشی از مجرا است (بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
چون رغبت بین دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی ها تمایز ایجاد می کند به نظر استرانگ مهمترین عامل در انتخاب شغل می باشد(شفیع آبادی،۱۳۹۲).
۲٫ خانواده :
انتخاب های تحصیلی و شغلی در خلاء شکل نمی گیرد، بلکه در متن فرایند رشد اجتماعی و شناختی فرد بروز می کند(لنت[۳۱]، بروان و هکت[۳۲] ؛ ۱۹۹۴،۱۹۹۶ به نقل از محمدی کاجی و کامکاری،۱۳۹۰) و تحت تأثیر تشکیلات خانواده همچون نحوه ازدواج، رابطه والدین و …. است (تی سن و لوکر[۳۳]، ۱۹۹۹ به نقل از محمدی کاجی و کامکاری،۱۳۹۰).
خانواده می تواند موجبات پیشرفت یا محدودیت فرد را بوجو آورد. مشکلات خانواده به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی افراد تأثیر دارد و دانش آموز باید با در نظر گرفتن شرایط و امکانات موجود، رشته تحصیلی و شغلی مناسب را انتخاب نماید (رادمرد،۱۳۹۲۹).
برخی از پژوهشگران در مدارس و دانشگاه ها سعی کرده اند تا عوامل مؤثر بر انتخاب رشته دانش آموزان و دانشجویان را مورد بررسی قرار دهند. این پژوهش های انجام شده توسط آنها بیانگر این است که بین فضای عاطفی خانواده، استعداد، ذوق، علاقه و انگیزه شخصی، رتبه آزمون داوطلب کنکور، میزان آگاهی از وضعیت شغلی رشته و شناخت رشته تحصیلی، تشویق و پیشنهادات والدین، سطح تحصیلات والدین ، شغل والدین و جنسیت با انتخاب رشته های تحصیلی توسط دانش آموزان رابطه وجود داشته است (ریاحی،۱۳۸۶).
ایدرس و اریف [۳۴](۲۰۱۲)، در تحقیقی با هدف شناسایی عواملی که بر انتخاب رشته توسط دانش آموزان سال اول در مقطع کارشناسی، در دو مرحله مختلف یعنی قبل از ورود و بعد از ورود به دانشگاه تأثیر دارد، به این نتیجه رسیدند که در معیارهای انتخاب قبل از ورود، معلم و عوامل خانوادگی مهمتر هستند.
والادز [۳۵](۲۰۰۲)، در تحقق خود فرایندهایی که در انتخاب دانش آموزان آمریکای لاتین، که درگیر انتخاب رشته ریاضی هستند را بررسی نموده و به این نتیجه رسید که جنبه های مشارکت والدین، ممکن است برای دانش آموزان سفید مؤثر باشد اما برای دانش آموزان لاتین مؤثر نیست.
اخوان تفتی و مرادی (۱۳۹۰)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی رضایت دانش آموزان دوره متوسطه نظری از انتخاب رشته خویش به این نتیجه دست یافت که نظر والدین در مورد رشته بر رضایت دانش آموزان از انتخاب رشته شان تأثیر دارد.
خانواده به ویژه پدر ومادر در امر تحصیل فرزندان شامل : پیشرفت تحصیلی و انتخاب هدف ها و رشته تحصیلی فرزندان خود، دخالت می کنند، گاه این دخالت ها مناسب و در پیشرفت و جهت گیری صحیح فرزند مؤثر است ولی گاهی این دخالت ها موجب عقب ماندگی و یا انتخاب نادرست می شود که نتیجه آن نارضایتی و عدم موفقیت خواهد بود. مشکلات اقتصادی، اختلافات خانودگی، جدایی والدین، تبعیض بین فرزندان، تسلط بیش از حد والدین، مرگ والدین، بیسوادی والدین نیز بر روی انتخاب فرد اثر می گذارد. دانش آموز باید با در نظر گرفتن این محدودیت ها و امکاناتی که در اختیار دارد به انتخاب شغل و رشته تحصیلی متناسب با شرایط زندگی خود بپردازد، به طوری که بتواند هم به علایق و آرزوهای واقعی خود جامه عمل بپوشاند و هم بر اساس توانایی ها و استعدادهایش موقعیت بهتری را در زندگی اتخاذ کند (امین بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
عکس مرتبط با اقتصاد
تآثیر والدین در انتخاب رشته تحصیلی، از چند جهت است به صورتی که آنها در یک حالت غیر قابل کنترل و قابل کنترل می توانند بر جهت گیری و گرایشات دانش آموز تأثیر گذار باشند. غیر قابل کنترل از آن جهت که والدین باعث بوجود آمدن شرایطی برای فرزند می شوند و فرزند چاره ای جز تبعیت از آنان ندارد و اما قابل کنترل از آن رو که دانش آموز می تواند در جهت گیری تحصیلی خود از والدین خود به عنوان افراد مرجع و مطلع تأثیر بپذیرد و این تأثیر در اختیار اوست ( نعمت اللهی، ۱۳۸۶).
یوسیم[۳۶] (۲۰۱۰) با بررسی تأثیر مشارکت و خط مش های مدرسه در انتخاب رشته ریاضی دانش آموزان، به این نتایج دست یافت که در بسیاری از مناطق آموزش و پرورش بوستون پدر و مادر بیش از روند توانایی های دانش آموز، در انتخاب رشته اعمال نفوذ می کنند. میزانی که قابلیت های دانش آموز مورد استقبال قرار گیرد محدود است و بطور معناداری وابسته به خط مش های مدرسه است. نفوذ والدین و همچنین خط مش های مدرسه، ثبت نام کم دانش آموزان در رشته ریاضیات را در ایالت متحده توجیه می کند.
والدین گاهی مداخله نامناسب و نادرست در جهت گیری تحصیلی فرزندانشان دارند، از جمله این موارد می توان به هدایت فرزندان در رشته هایی که در خانواده معمول است اشاره کرد (هاشمی و همکاران،۱۳۸۶).
عامل دیگر می تواند تعیین اهداف تحصیلی جاه طلبانه برای فرزندان باشد که امکان حصول آن وجود ندارد، این گروه از والدین با حمایت مالی افراطی سعی در الزام فرزندان خود به تحصیل در مقاطع عالی دارند. علاوه بر خانواده نقش اقوام و دوستان در قالب رقابت های سازند و یا مخرب در انتخاب رشته تحصیلی، غیر قابل انکار است. اهداف تحصیلی فرزندان طبقات مرفه اقتصادی و طبقات بالای اجتماعی در مقایسه با طبقات کارگر و فقیر متفاوت است. طبقات اجتماعی بالای جامعه به رشته های تحصیلی که وجه اجتماعی دارد روی می آورند و از حداکثر توان خود به منظور ادامه تحصیل در مقاطع عالی بهره می گیرند در حالی که در طبقات کم درآمد تلاش به منظور ورود هر چه سریع تر به بازار کار می باشد (کلی[۳۷]،۱۹۷۶، به نقل از هاشمی و همکاران،۱۳۸۶).
شفیع آبادی(۱۳۷۱) در باب نقش عوامل فرهنگی در انخاب رشته های تحصیلی عنوان می کند که خانواد های مذهبی که از یک فرهنگ اعتقادی برخورداند، کمتر به سمت رشته های تحقیقی گروه هنر روی می آورند و خانواده های روستایی بیشتر به رشته های کشاورزی علاقه مندند. تحصیلات و شغل والدین هم به عنوان یکی از عوامل مهم در انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان در نظر گرفته شده است (بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
۳٫ استعداد :
«سوپر و کرایتز[۳۸] (۱۹۶۲) معتقدند کلمه توانائی را می توان بجای استعداد بکار بست. زیرا از توانائی مفهوم استعداد و نیز مهارت استنباط می گردد. از سوی دیگر، مهارت و استعداد با هم تفاوت دارند. مهارت عبارت از میزان تبحری است که فرد در گذشته برای انجام کاری بطور موفقیت آمیز کسب کرده باشد. در حالیکه استعداد عبارت از توانائی فطری است که به امر یادگیری کمک می کند و آن را تسریع می نماید. به بیان دیگر استعداد نحوه و میزان یادگیری فرد را در زمینه های گوناگون در آینده پیش بینی می کند» (شفیع آبادی،۱۳۸۹).
استعداد هر فرد مجموعه ای از آمادگی های طبیعی و اکتسابی یا قابلیت های او برای استفاده از موقعیت های یادگیری و پیشرفت تا سطحی است که قبلا برای آن آمادگی داشته است (شریفی،۱۳۷۶، به نقل ازکرمی،۱۳۸۸).
استعداد مفهوم گسترده ای دارد و از دیدگاه فیزیولوژی و روان شناسی قابل بررسی است. استعداد به معنای توانایی فطری است که به یادگیری کمک می کند. به نظر پیاژه آنچه که دو فرد دارای بهره هوشی را از هم متمایز می کند، استعداد است. استعداد میزان پیشرفت نسبی فرد را در یک فعالیت مشخص می سازد. اگر چند نفر برای کسب مهارت در یک فعالیت در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند، مسلما در میزان کسب آن مهارت بین آنان تفاوت وجود دارد. در این مورد تفاوت در استعداد افراد مشخص می شود و اهمیت آن در انتخاب شغل معلوم می گردد (شفیع آبادی،۱۳۹۲).
استعداد در انتخاب شغل و انتخاب رشته تحصیلی عنصر بسیار مهمی به شمار می آید. احراز هر شغل به میزان معینی به استعداد و توانائی ذهنی نیازمند است (امین بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
انتخاب رشته تحصیلی و مشکلات مربط به آن :
به نظر می رسد دانش آموزان سال اول متوسطه برای انتخاب رشته تحصیلی با مشکلات متعددی مواجه هستند. با توجه به ارتباط بین انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل می توان تأثیر مشکلات هر کدام از انتخاب های فوق را بر یکدیگر به خوبی درک کرد. نوجوانانی که در آستانه انتخاب رشته هستند بعلت آشنائی ناقص، فشار اطرافیان بخصوص والدین برای تحمیل نظراتشان، تأثیر همسالان، وجود شرط معدل و نمره، عدم آشنایی با مقررات و آیین نامه های آموزشی، اطلاعات ناقص در مورد رشته های مختلف تحصیلی و مسائلی از این قبیل، تحت فشار هستند (اخوان تفتی و مرادی،۱۳۹۰).
بررسی اداره کل مطالعات آموزش و پرورش نشان می دهد که دانش آموزان در انتخاب رشته سردرگم بوده اند و ۷۰ درصد دانش آموزان با خانواده ، والدین و دوستان مشورت کرد ه اند. نظر به اینکه هیچکدام از این افراد استعداد و علاقه دانش آموز را به درستی نمی شناسند ، ممکن است او را به رشته ای راهنمائی کنند که تناسبی با خصوصیات فردی و استعدادها و علائق وی نداشته باشد. در انتخاب رشته تحصیلی کمتر به علائق و استعداد دانش آموزان توجه می شود. در نتیجه به رضایت شغلی نمی انجامد. گاهی دانش آموز از رشته تحصیلی اطلاعی ندارد و پس از ورود به دانشگاه به رشته درسی خود بی علاقه می شود و گاهی رشته ها متناسب با نیازهای اجتماعی و اقتصادی جامعه نیست (احمدی،۱۳۸۷).

دانش آموزان دوره ی دبیرستان، درباره رشته تحصیلی و شغل آینده خود، هنوز تصمیم روشنی ندارند، انتخاب دروس همیشه با تصمیمات آنها درباره شغل هماهنگی ندارد (برک،۲۰۰۵، ترجمه سید محمدی،۱۳۹۰).
تنوع رشته های تحصیلی در آموزش متوسطه و آموزش عالی از یک طرف و دامنه وسیع مشاغل از طرف دیگر، ایجاب می
کند که دانش آموزان برای آینده تحصیلی و شغلی خود برنامه ریزی کنند.
اهمیت انتخاب شغل :
نوجوانی زمان رشد جسمی، عاطفی و ذهنی سریع است که همراه با افزایش مسئولیت و تبدیل شدن به یک فرد بالغ است.در مراحل اولیه ، استقلال و در مرحله بعدگسترده کردن نقش اجتماعی و هدف شخصی مطرح می شود. در طول دوره نوجوانی، نوجوانان شروع به تجربه خود در فرایند یادگیری از تصمیم گیری آموزشی می کنند. نقطه عطف مهم در زندگی نوجوان شامل انتخاب حرفه می باشد (لازاروس، اولگن و الفمی[۳۹] ،۲۰۱۳).
انتخاب شغل با ظهور فناوری اطلاعات، پیچیدگی پیدا کرده است. انتخاب شغل تصمیم گیری پیچیده ای برای دانش آموزان است. همانطور که دانش آموزان در دوره متوسطه، سعی می کنند به انتخاب شغل بپردازند، آنها با مشکل تطبیق انتخاب شغل خود با توانایی ها و عملکرد خود در مدرسه مواجه می شوند (ادوارد و کویینتر،۲۰۱۱).
شغل فرد عامل اصلی در داستان زندگی اوست و تا حدود زیادی تعیین کننده ی امید و نا امیدی در زندگی روزانه است. از طریق کار، شیوه هایی که فرد، هویت فردی اش را ابراز می کند، آماده شده و منابع مالی جمع آوری می گردد ( نیومن، ۲۰۰۳ به نقل از زونکر،۲۰۰۶، ترجمه نظری،۱۳۸۸).
آنچه در جامعه فعلی ما در مورد انتخاب شغل صورت می گیرد بیشتر انتخاب تصادفی است. نتیجه این انتخابها را در موقع احراز و اشتغال به کار می توان ملاحظه کرد. وقتی انتخاب شغل درست صورت نپذیرد در فرد برای کسب مهارت بیشتر و ابراز خلاقیت و ابتکار انگیزشی ایجاد نمی کند و باعث رضایت شغلی در فرد نمی شود. انتخاب شغل بخاطر فشارهای اجتماعی و اقتصادی افراد را بصورت مهره هایی در کار در خواهد آورد که نه تنها لذتی از کار خود نمی برند بلکه با خستگی و کوفتگی و بی حوصلگی به کار ادامه می دهند در نتیجه کارآیی آنان به حداقل می رسد (احمدی،۱۳۸۷).
رابطه انتخاب با انتظارات شغلی :
«انتظارات شغلی آن گروه از مشاغل را شامل می شود که فرد در آینده آرزو دارد به انجام آنها بپردازد. انتظارات شغلی بیشتر جنبه رویا دارند و تا حدود زیادی از واقعیت بدورند. برای تعیین انتظارات شغلی فرد می توان این سئوال را مطرح نمود.«اگر تمام امکانات در اختیار شما قرار گیرد و از شما خواسته شود شغلی را برگزینید آن شغل کدام خواهد بود؟» جواب به این سئوال انتظارات فرد را مشخص خواهد نمود. انتظارات شغلی معمولادر زمینه مشاغلی است که فرد تمایل به اشتغال در آن زمینه ها را دارد. انتظارات شغلی بر خواست ها و امیال استوار می باشند. به عبارت دیگر، به هنگام انتخاب شغل فرد به عوامل متعددی توجه می کند و آن شغلی را بر می گزیند که احتمال موفقیت در انجام آن بیشتر باشد. به هنگام ترجیح فرد بیشتر به آن چیزهائی که دوست دارد می اندیشد. در انتظارات شغلی فرد رویاپردازی نموده و به ایده آلها توجه می نماید» (شفیع آبادی،۱۳۸۹).
جهت گیری آرزوهای شغلی :
آرزوی مسیر شغلی[۴۰] ، یکی از مفاهیمی شناختی مهم است (گاتفردسون ولاپان[۴۱]،۱۹۹۷ به نقل از(محمدی و کامکاری،۱۳۸۸)، که طی فرایندی مرحله ای در طول زمان تحول می یابد و در دل خود مفاهیم شناختی دیگری چون اندازه و قدرت، درک از جنسیت، درک ارزشها و تصور از خود را دارا است. آرزوهای شغلی به عنوان جهت گیری افراد به سمت دنیای کار آینده و عامل حرکت در زندگی تعریف شده اند (واتسون[۴۲] و همکاران،۲۰۰۲ به نقل از سمیعی و همکاران،۱۳۹۱).
در پایان دوره عملیات عینی و آغاز دوره عملیات ذهنی و نیز رشد توسعه درک شناختی و تفکر انتزاعی کودکان و همچنین افزایش اطلاعات آنها درباره مشاغل مختلف، جهت گیری آرزوها به سمت مشاغلی می رود که منزلت اجتماعی بالایی داشته باشند و مشاغل با منزلت اجتماعیی پایین، از نظر نوجوانان رد می شود( سمیعی و همکاران،۱۳۹۱).
تأثیرات منزلت اجتماعی در آرزوهای شغلی، در نظر گرفتن ارزشهای خود، دوستان، والدین و جامعه است(زونکر،۲۰۰۶ ترجمه نظری،۱۳۸۸). نوجوانان، شغلی را آرزو می کنند و دوست دارند در آن مشغول شوند که از نظر همگان و جامعه مورد تأیید باشد. بعد از ۱۳ سالگی، آرزوهای شغلی تحت تأثیر متغیر خود درونی، متحول می شوند. فرایند انتخاب مشاغل از این سن هشیارانه و آگاهانه تر می شود. در اینجا نوجوانان، مشاغلی را آرزو می کنند که ترکیبی از علاقه، رغبت، توانایی، استعداد، ارزشهای خود و خانواده شان باشد (شارف[۴۳]،۲۰۰۶ به نقل از سمیعی و همکاران،۱۳۹۱).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

مدیر سایت