اقلام تعهدی اختیاری

دانلود پایان نامه

به سود و زیان های غیرمنتظره شرکت انجام می دهند. همچنین تئوری انتظارات بیان می کند که تابع ارزش افراد برای مواقع سود شکل مقعردارد و در موارد زیان شکل محدب پیدا می کند. از این رو چنین تابعی S شکلی درپیرامون نقطه مبنا (مرکز آن) شیب کمتری دارد. بنابراین شرکت ها می توانند برای اجتناب ازعواقب ناخوشایند تغییرات درانتظارات ، رقم سود و زیان خود را به نقطه مبنا (پیش بینی تحلیل گران) نزدیک نمایند. این امر برای هر دوسوی نقطه مبنا قابل طرح است . یعنی چه آنگاه که سود شرکت بیش از پیش بینی تحلیل گران است و شرکت بخشی از سود دوره جاری را به اندوخته های پنهانی منتقل می کند و چه وقتی که کمتر از پیش بینی تحلیل گران است و مدیریت ازمحل اندوخته های پنهانی به افزایش سود گزارش شده دست می زند (همان منبع ،ص۵۱)۳.

۳-۲-۲. مدیریت سود خوب در مقابل مدیریت سود بد
در مدیریت سود بد تلاش می شود عملکرد عملیاتی واقعی شرکت با استفاده از ایجاد ثبت های حسابداری مصنوعی یا تغییر از میزان معقول ، مخفی بماند . برای مثال ، هیأت اجرائیه ی یک شرکت ممکن است تأثیرات یک حاشیه سود کم را با ثبت درآمدهای دوره بعد دراین دوره یا کاهش هزینه های مطالبات سوخت شده، افزایش دهند.پنهان کردن روند عملیات واقعی با استفاده از تهاترهای حسابداری مصنوعی و افشاء نشده از مصادیق مدیریت سود بد می باشد.
در مقابل ، مدیریت سود خوب نیز وجود دارد وآن از فرآیند روزمره اداره یک شرکت با مدیریت عالی محسوب می شود، که در طی آن مدیریت ، بودجه معقول تعیین می نماید،نتیجه ها و شرایط بازار رابررسی می کند، دربرابر تمام تهدیدها و فرصت های غیر منتظره واکنش مثبت نشان می دهد و تعهدات را در بیشتر یا تمامی موارد به انجام می رساند.یک شرکت نیاز به بودجه ریزی ، داشتن هدف ،سازماندهی عملیات داخلی ، و ایجاد انگیزه در کارکنانش درکنار ایجاد یک سیستم بازخورد ، جهت آگاهی سرمایه گذارانش دارد. رسیدن به نتیجه های با ثبات وقابل پیش بینی ورسیدن به روند مثبت سود با استفاده از محرک های طرح ریزی و عملیاتی خوب ، نه غیر قانونی است و نه غیر اخلاقی .
یک مدیریت سود خوب ، ممکن است تصمیم گیری کند که به اختیار در دوره ای که درآمد عملیاتی پایین است ،تعدادی از دارایی ها به فروش رود – شاید شرکت در حال بستن یک قرارداد خوب باشد که در دوره بعد درآمد زایی دارد ونشان دادن این سود درجهت لطمه وارد نکردن به اعتبار شرکت ، مورد نیاز باشد- در صورت بیان مناسب ، روند ایجاد شده ، گمراه کننده نخواهد بود. برخی افراد باوردارند که چنین عملی ، تصمیم گیری را خدشه دارمی نماید و کیفیت سودرا کاهش می دهد ولی تصمیم گیری براین پایه استواراست که آیا نتیجه های بدست آمده قابل اتکا است وآیا مبادله ها به گونه ای مناسب بیان شده است یا خیر . از این رو می توان نتیجه گرفت که مدیریت سود ، بد نیست . در حقیقت مقوله ای مورد پذیرش و مورد نیاز در درون و برون شرکت توسط تمامی صاحبان سود بازار سرمایه می باشد (نوروش،نیک بخت، ۱۳۸۴ ،ص۱۷۰)۱ .

۴-۲-۲. الگوهای مدیریت سود
الگوهای گوناگون مدیریت سود عبارتنداز:

۱-۴-۲-۲. الگوی بدست آوردن آرامش:
این الگو که مخرب ترین نوع مدیریت سود است، به مدیریت هرویین شهرت یافته است و زمانی اعمال می گرددکه به دلیل نارضایتی سهامداران از مدیریت به خاطر عدم دستیابی به اهداف آنها، احتمال برکناری مدیریت وجود داشته باشد. دراین حالت مدیریت سعی می کند به روش های مختلف مانند فروش دارایی های مستهلک شده ، کاهش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول و… سود سال جاری را بالا برده و عملکرد شرکت را خوب جلوه دهد . این شیوه از مدیریت سود تا حد دستیابی به یک آرامش نسبی اعمال می گردد.
دلیل نامگذاری مدیریت هرویین به این دلیل است که شیوه مورد بحث، همانند استفاده از هرویین برای بار اول خوشایند است اما بعدها آثار زیانبار خودرا نشان می دهد (بهاری مقدم ،۱۳۸۵،ص۴۷)۱.

۲-۴-۲-۲. الگوی حداکثرکردن سود۲
این شیوه از مدیریت کردن سود که تقریباً شبیه الگوی اول می باشد ، در مورد طرح های پاداش مدیریت کاربرد دارد.البته می باید توجه داشت که در طرح های پاداش دارای سطح حداقل و حداکثر سود مشمول پاداش در شرایطی که سود، بالاتر از حداکثر مشمول پاداش باشد، مدیریت سود برای کاهش آن تا سطح حداکثر اعمال می گردد. این شیوه از مدیریت سود به دلیل اختیاری بودن آن وآگاهانه بودن سیاست های اعمال شده توسط مدیریت از خطر کمتری نسبت به الگوی اول برخوردار است (همان منبع ،ص۴۸)۳.

۳-۴-۲-۲. الگوی حداقل کردن سود۴
این الگو در مورد مدیران محافظه کارشرکت هایی مصداق دارد که دارای یک رویه بلند مدت سوددهی باشند. در این حالت که از طرق مستهلک کردن دارایی های سرمایه ای ، هزینه ای کردن مخارج تحقیق و توسعه ، استفاده از روش تلاش های موفقیت آمیز در مورد صنایع نفت وگاز و سایر رویه های فزاینده هزینه یا کاهنده درآمد صورت می پذیرد، مدیریت سعی درکاهش سودهای غیرمنتظره دارد.این الگو در مورد دونوع از شرکت ها کاربرد دارد . گروه اول شامل شرکت هایی می شود که حالت انحصاری داشته و به منظور جلوگیری از رقابتی شدن فعالیتشان، تلاش می کنند از بالفعل شدن سرمایه گذاری های بالقوه خوداری نمایند.علاوه براین در مورد شرکت هایی که عام المنفعه اند، مانند شرکت های فعال در صنایع استراتژیک همانند نفت وگاز یا شرکت های فعال در صنایع حمل ونقل یا تولید کننده برق ، که افزایش بیش از حد س
ود می تواند با فشار مردم جهت کاهش قیمتها منجر می شود پس مدیران اینگونه شرکتها نیز سعی در حداقل کردن رقم سود گزارش شده دارند (همان منبع،ص۴۸)۵.

۴-۴-۲-۲. الگوی هموارسازی سود۲۹
این الگو که رایج ترین نوع مدیریت سود می باشد ، سعی در کاهش نوسان موقتی سود گزارش شده به دلیل مغایرت با سود اقتصادی دارد . این الگو به نوعی شامل هر سه الگوی اول می باشد . چرا که برای کاهش در نوسانات سود نیاز به معیار می باشد. پس در صورتی که هدف برآوردن خواسته های سهامداران باشد سود سهام با قیمت مورد انتظار سهامداران مبنای هموار سازی سود خواهد بودو در صورتی که هدف جلوگیری از فعالیت رقبا یا فشارهای اعمال شده توسط مقررات دولتی باشد ، حداقل کردن درآمد یا کاهش در نوسانات آن نسبت به گذشته معیار هموارسازی می باشد (همان منبع، ص۴۹)۲.

۵-۲-۲. اندازه گیری مدیریت سود
مطالعات موجود درباره مدیریت سود عموماً متوجه اقلام تعهدی بوده است. اقلام تعهدی از تفاوت بین سود و وجوه نقد حاصل از عملیات حاصل می گردد، که شامل هزینه استهلاک، تغییرات در دارایی ها وبدهی های جاری به غیراز وجه نقد(ازقبیل حساب های دریافتنی،موجودی کالاوحساب های پرداختنی) می باشد. درنتیجه ، با این فرض که جریان وجه نقد دستکاری نمی شود، تنها راه باقیمانده برای دستکاری سود ، افزایش یا کاهش اقلام تعهدی است.(مشایخی ، صفری ، ۱۳۸۵،ص۳۸)۳.
اما سؤال این است که : افزایش یا کاهش تا چه میزان است وسطح نرمال اقلام تعهدی چقدر است؟
بسیاری از مطالعات دهه ۹۰به بعد ، ازروش شناسی جونز۴ برای تخمین اقلام تعهدی اختیاری وغیر اختیاری استفاده کرده اند. اولین مشکل این است که کدام قسمت ازاقلام تعهدی، مربوط به سطح فعالیت است (غیراختیاری) و کدام قسمت می تواند به دستکاری مربوط باشد ( اختیاری ). مطالعات پیشین برروی اقلام تعهدی خاصی که بیشتر از بقیه درمعرض استفاده برای اهداف مدیریت سود بودند ، متمرکز شده است. درابتدا ، پژوهش های زیادی تلاش کردند اقلام تعهدی اختیاری رابراساس ارتباط بین کل اقلام تعهدی و متغیرهای توضیحی ، اندازه گیری کنند. در این پژوهش ها که اولین بار توسط هیلی ودی آنجلو ۵ انجام شدند ،کل اقلام تعهدی و تغییرات درآن را به عنوان مقیاس اختیار مدیریت درمورد سود به کار بردند.

جونز یک روش رگرسیون برای کنترل عامل های غیر اختیاری مؤثربر اقلام تعهدی معرفی کرد که براساس آن بین کل اقلام تعهدی وتغییر در فروش و دارایی های ثابت (اموال ،ماشین آلات و تجهیزات)، یک ارتباط خطی برآورد می شود (همان منبع ،ص۳۸)۱.
درواقع فرض مدل جونز این است که اقلام تعهدی تابعی از فعالیت تجاری واقعی شرکت می باشد ومعیار فعالیت تجاری هرشرکت از طریق فروش آن شرکت تعیین می شود. جونز برخلاف هیلی ودی آنجلو فرض ثابت بودن اقلام تعهدی غیر اختیاری در طول زمان راکنار گذاشت وتلاش کرد اثرتغییر در شرایط اقتصادی براقلام تعهدی غیر اختیاری را کنترل کند .اما دراین مدل، فرض براین است که درآمد فروش غیر اختیاری است واگر سود از طریق درآمدهای اختیاری مدیریت شود، مدل جونز بخشی از سودهای مدیریت شده را حذف می کند که محدودیت مدل جونز به شمار می رود (مهرانی و عارف منش ،۱۳۸۷، ص۴۳)۲.

جدول ۱-۲-۲. شاخص های اقلام تعهدی اختیاری منبع (مشایخی ، صفری، ۱۳۸۵،ص۴۰)۳

۱- مدل های مبتنی برکل اقلام تعهدی
پژوهشگر
شاخص اقلام تعهدی اختیاری

هیلی(۱۹۸۵)
دی آنجلو(۱۹۸۶)
جونز(۱۹۹۱)

دچو (۱۹۹۵)- مدل تعدیل شده جونز

کانگ و سیواراماکریشان(۱۹۹۵)

کل اقلام تعهدی
تغییر در کل اقلام تعهدی
پسماند رگرسیون کل اقلام تعهدی درمقابل تغییر در فروش و بهای تمام شده دارایی های ثابت
پسماند رگرسیون کل اقلام تعهدی درمقابل تغییر در فروش و بهای تمام شده دارایی های ثابت به گونه ای که درآمد از طریق تغییر درحساب های دریافتنی در دوره رویداد تعدیل می شود
پسماند رگرسیون دارایی های جاری غیرنقدی منهای بدهی های تعدیل شده با توجه به افزایش درآمدها ، هزینه ها و بهای تمام شده دارایی های ثابت

۲- مدل های مبتنی براقلام تعهدی خاص
مک نیکولس و ویلسون (۱۹۸۸)

بیور و انگل (۱۹۹۶ )
بنیش (۱۹۹۷ )

بیور و مک نیکولس (۱۹۹۸)
مانده ذخیره مطالبات مشکوک الوصول برآورد شده(پسماند رگرسیون ذخیره مطالبات مشکوک الوصول روی مانده ذخیره اول دوره و مطالبات سوخت شده جاری وآتی )
مانده ذخیره زیان وام
شاخص تعداد روزهای بازیافت حساب های دریافتنی ،شاخص حاشیه فروش ، شاخص کیفیت دارایی ، شاخص استهلاک ، شاخص هزینه اداری ، کل اقلام تعهدی به شاخص کل دارایی ها
رشد ذخیره زیان سالانه برای بیمه گران اموال
۳- مدل های مبتنی برروش توزیع فراوانی
بورگ واستالر و دچو(۱۹۹۷)

دی جورج و همکاران (۱۹۹۹)
فراوانی مقایسه سود سالانه با سطح سود صفر و مقایسه سود سال های گذشته با سود مورد انتظار
فراوانی مقایسه سودهای فصلی سالانه با سطح سود صفر و مقایسه سود فصل قبل با پیش بینی های تحلیل گران

در جدول ۱-۲-۲، سه گروه از مدل هایی که در پژوهش های اخیر در زمینه مدیریت سود به عنوان تعریف اقلام تعهدی اختیاری در نظر گرفته شده اند،نشان داده شده است. در اولین گروه ، کل اقلام تعهدی در نظر گرفته می شود. در گروه دوم، مدل های مبتنی بر اقلام تعهدی خاص بوده واین مطالعات اغلب روی صنایع مشخصی که اقلام تعهدی آنها قابل اندازه گیری است وبه قضاوت نیاز دار
د ، متمرکز است .در گروه سوم ، ویژگی های آماری سود به منظور شناسایی رفتار اثرات سود مورد آزمون قرار می گیرد.
دچو و همکاران در مطالعه ای ، مجموعه ای از مدل های ارائه شده درزمینه کشف مدیریت سود از جمله مدل هیلی، دی آنجلو، جونزو صنعت را مورد بررسی قراردادند وشکل تعدیل شده ای از مدل جونز را نیزارائه نمودند.آنها مدل های مذکور را مورد مقایسه قرار داده وو یژگی های هر یک را به همراه قوت ها وضعف هایش بیان نمودند. ونتایج این مطالعه بیان کننده برتری مدل تعدیل شده جونز برای کشف مدیریت سود می باشد (همان منبع ،ص۴۴)۱.

۳-۲. گفتار سوم : ساختار هیأت مدیره
۱-۳-۲ . هیأت مدیره مطلوب
جایگاه هیأت مدیره شرکت به عنوان نهاد حمایت کننده ودارنده نقش مراقبت و نظارت برکار مدیران اجرایی به منظور حفظ منافع مالکیتی سهامداران ، دارای اهمیت ویِژه ای است. رمز موفقیت یک شرکت درگروهدایت مطلوب آن است،به گونه ای که می توان ادعا کرد رازجاودانگی شرکت های معروف و خوش نام دربرخورداری آنها از یک هیأت مدیره مؤثر و کارا نهفته است . هیأت مدیره شرکت ، قلب آن محسوب می شود.پس باید همواره سالم وشاداب باشد و خوب تغذیه گردد. با استفاده از متون علمی و حرفه ای موجود دراین زمینه و توصیه های انجام شده در آیین نامه های حرفه ای گوناگون می توان نسخه زیر را برای یک هیأت مدیره مطلوب ارائه کرد:
* جلسات هیأت مدیره باید منظم برقرار شود.
* در هیأت مدیره باید توازن قوای مطلوبی برقرار گردد.
* نباید اجازه داده شود یک شخص خاص برجلسات هیأت مدیره و فرآیند تصمیم گیری درآن مسلط شود.
* اعضای آن باید با بلند نظری به پیشنهادهای اعضای دیگر توجه کنند.
* اطمینان متقابل در بین اعضای آن باید در سطح بالایی قرار داشته باشد.
* اعضاء آن باید دارای صفات عالی اخلاقی ودرجه والایی از درست کاری و امانت داری باشند.
* هیأت مدیره باید مسئولیت صورت های مالی را به عهده گیرد.
* اعضای غیر موظف آن باید دارای دیدگاه مستقلی باشند.
* اعضای آن نباید در مقابل تغییر وتحولات سازنده مقاومت کند.
* آن باید آمادگی تحمل ریسک های حساب شده را داشته باشد.نپذیرفتن ریسک یعنی محروم شدن ازبازده.
* آن باید ریسک های ذاتی مربوط به فعالیت های تجاری شرکت را بشناسد.
* از آنجایی که اهمیت موضوع آموزش پیوسته درحال افزایش است ، اعضای هیأت مدیره باید در دوره های آموزشی لازم شرکت کنند.
* هیأت مدیره باید مراقب مسائل مطرح شده از سوی ذی نفعان شرکت باشد و برای برخوردی فعال با آنها آمادگی لازم را کسب کند.(حساس یگانه و باغومیان ،

پاسخی بگذارید