اعتیاد و موج سوم رفتار درمانی

بر اساس گفتۀ برزلین و همکاران (۲۰۰۲)، در درمان های شناختی رفتاری، تغییر در پردازش های توجه و حافظه که شامل سه استراتژی اجتناب از محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد[۱] (مانند افراد، مکان ها، اشیاء)، استراتژی های رفتاری فعال[۲] ( مانند مهارت های ارتباطی، مهارت حل مسئله که منجر به بالا رفتن اعتماد به نفس در موقعیت های پرخطر می شود)، و باز سازی شناختی[۳] (مانند بحث منطقی برای افکار ناکارآمد که عکس العمل های عاطفی را در موقعیت های پرخطر تنظیم می کند) باعث جلوگیری از عود مصرف مواد می شوند.

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

ثابت شده است که درمان شناختی رفتاری سنتی به طور کامل در جلوگیری از عود مصرف مواد مؤثر نیست. برزلین و همکاران (۲۰۰۲) بیان می دارند که دلیلی که چرا درمان شناختی رفتاری سنتی بطور کامل در جلوگیری از عود مصرف مواد مؤثر نیست این است که این درمان بصورت اصلی روی استراتژی های کنترل رفتار و شناخت تکیه می کند، استراتژی هایی که ممکن است در موقعیت های پر خطر که مراجع کنترل کمتری دارد، مؤثر نباشد. اسموت و همکاران (۲۰۱۰) در مطالعه ای با قرار دادن ۱۰۴ نفر از افراد سوء مصرف کنندۀ مواد در دو گروه درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد[۴] نشان دادند که میزان ماندن افراد در درمان های روان شناختی شدیداً چالش برانگیز است، در حدود یک سوم افراد ریزش داشتند و تنها ۲۱ درصد در درمان شناختی- رفتاری در تمام ۱۲ جلسۀ درمان حاضر شدند، با این وجود، تأثیر این دو درمان بر مصرف آمفتامین و تسکین آسیب های روان شناختی آن معنادار بوده است.

در پاسخ به ناکارآمدی نسبی درمان های شناختی رفتاری منجمله مدل درمانی ماتریکس در جلوگیری از مصرف و عود مصرف مواد منجمله مت آمفتامین، درمان های جدیدی از ترکیب ذهن آگاهی و عناصر درمان های شناختی رفتاری ابداع شدند. بنا به گفتۀ ایروین[۵] و همکاران (۱۹۹۹)، ممکن است ترکیبی از عناصر درمان های سودمند، اثرات درمانی «جلوگیری از عود مصرف»  را افزایش دهند. برزلین و همکاران (۲۰۰۲) شباهت و تفاوت بین شناخت درمانی رفتاری ((CBT[6] و ذهن آگاهی را اینگونه بیان می کنند:

شباهت مهم بین CBT و ذهن آگاهی، نقش مشاهدۀ افکار، رفتار و خلق است و یک اختلاف اساسی بین ایندو کاربرد استراتژی های رفتاری فعال است، بدین صورت که به جای تغییر محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد، آنها را به خصوص عاطفۀ منفی تحمل می کنیم که در واقع نوعی حساسیت زدایی پنهان[۷] است. در بازسازی شناختی هم، رویکرد ذهن آگاهانه در پی تغییر ارتباط فرد با فکر است تا تغییر خود فکر (به عنوان مثال به فکر فقط به عنوان فکر نگاه می کنیم). بر خلاف CBT که در پی تغییر فرکانس و شدت هیجانات و شناخت ها است، مداخلات ذهن آگاهی در تلاش هستند تا ارتباطاتی را که یک فرد با این هیجانات و شناخت ها دارد تغییر دهد. در واقع، هدف CBT در جلوگیری از عود مصرف مواد، تغییر دادن ارتباطات شرطی از طریق تغییر در توجه و فرایندهای حافظه که در ارتباط با کاربرد مواد است، می باشد. در  صورتی که تلاش برای اجتناب از محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد مصرف مواد و حالت های خلقی مرتبط با آن (که باعث تحریک فرد برای مصرف مواد می شود) منجر به ابقاء ارتباط بین محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد و کاربرد مواد می شود، در واقع فرایند شرطی زدایی که هدف CBT است صورت نمی پذیرد. در جلوگیری از عود مصرف مواد، توانایی حفظ/ برخورد همراه با قبول در رویارویی با محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد، مانند عاطفۀ منفی لازمۀ پدیدۀ فرایند شرطی زدایی است، همان فرایندی که در ذهن آگاهی صورت می پذیرد. (ص ۲۹۰)

در موج سوم روان درمانی ها (ترکیب ذهن آگاهی و عناصر درمان های شناختی رفتاری) که به روان درمانی های پست مدرن معروف هستند، عقیده بر این است که شناخت ها و هیجانات را باید در بافت مفهومی پدیده ها در نظر گرفت. به همین دلیل، به جای رویکردهایی مانند درمان شناختی- رفتاری که شناخت ها و باورهای ناکارآمد را اصلاح کرده تا هیجانات و رفتارها اصلاح شود، در اینجا به بیمار آموزش داده می شود که در گام اول هیجانات خود را بپذیرد و با زندگی در «اینجا و اکنون» از انعطاف پذیری روان شناختی بیشتری برخوردار شود. در زیر مهمترین این درمان ها که در درمان اعتیاد هم به کار می روند شرح داده می شوند.

 

 

 

 

۲-۲-۸-۱ شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی (MBCT)

«شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی»[۸]، به وسیلۀ تیزدیل ابداع شده است و برگرفته از مدل «زیر سیستم های شناختی در تبادلات»[۹] بارنارد و تیزدیل[۱۰] در سال ۱۹۹۱ می باشد (مانیکاواسکار[۱۱] و همکاران، ۲۰۱۱). این درمان در اصل برای افسردگی ابداع شد، اما برای جلوگیری از عود مصرف مواد مخدر هم استفاده می شود. دباغی و همکاران (۱۳۸۶) نشان دادند که شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی می تواند در کاهش میزان عود، افزایش اطاعت درمانی، و میزان ابقاء در درمان مؤثر باشد. تحقیقات دیگر از تأثیرات «شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی» بر افرادی که سه یا بیشتر از سه دوره افسردگی داشته اند ۵۰% کاهش عود را نشان داده است (مانیکاواسگار و همکاران، ۲۰۱۱).

 

۲-۲-۸-۲  رفتاردرمانی جدلی(DBT)  

کاربرد درمان بر پایۀ ذهن آگاهی در «رفتاردرمانی جدلی»[۱۲] هم راه پیدا کرده است، (دیمف[۱۳] و همکاران، ۲۰۰۰) بیان می دارند که امروزه این درمان همراه با کاربرد روش درمانی ذهن آگاهی که برای اختلال شخصیت مرزی[۱۴] به کار می رود، در سوء مصرف مواد هم مورد استفاده قرار می گیرد. «رفتار درمانی جدلی»، اختلال هیجانی را هستۀ اصلی تکانشگری های خطرناک از قبیل سوء مصرف مواد در اختلال شخصیت مرزی می داند و مکانیزم اصلی تغییر در این درمان هدف قرار دادن رشد تنظیم هیجانی است (آکسلراد و همکاران، ۲۰۱۱). اسکور[۱۵] (۲۰۰۳، به نقل از چمبرز و همکاران، ۲۰۰۹) بیان می دارد که  هیجان تنظیم شده منتج از درمان «رفتاردرمانی جدلی» فرد را در پنجره ای از تحمل[۱۶] یعنی بین برانگیختگی پایین/ بالا[۱۷] نگه می دارد، جایی که عملکرد اجتماعی مناسب و درگیری با هدف امکان پذیر می شود. بنا به گفتۀ برزلین و همکاران (۲۰۰۲)، «رفتاردرمانی جدلی» بر اصل تئوری زیستی- اجتماعی[۱۸] استوار است و بیان می کند که رفتار ناکارآمد پس آیند اختلال در تنظیم هیجانی است، افراد دچار اختلال شخصیت مرزی باید استراتژیهای انطباقی بیشتری را بیاموزند تا قادر به تنظیم عکس العمل های خود و همچنین تنظیم شدت و طول پاسخ های هیجانی خود شوند.

 

۲-۲-۸-۳ درمان قبول و تعهد (ACT)

عنصر ذهن آگاهی هستۀ اصلی درمانی در «درمان قبول و تعهد»[۱۹] می باشد، (آپل و کیم-آپل، ۲۰۰۹) بیان می دارند که این درمان شاخه ای از درمان شناختی رفتاری است که استراتژی های ذهن آگاهی و قبول را همراه با استراتژی های تغییر رفتار به کار می برد تا انطباق روانی را در بیماران افزایش دهد. در سه درمان شرح داده شده، دیدگاه مشترک این است که آگاهی و قبول عاطفۀ منفی (عنصر اساسی در ذهن اگاهی) می تواند یک استراتژی مفید برای کاهش آسیب پذیری هایی مانند اختلال شخصیت مرزی و افسردگی و سوء مصرف مواد شود (برزلین و همکاران، ۲۰۰۲).

 

[۱]- Avoid Triggers

[۲]- Active Behavioral Strategies

[۳]- Cognitive Restructuring

[۴]- Acceptance and Commitment

[۵]-Irvin

[۶]- Cognitive-Behavior Therapy

[۷]- Covert Decensitization

[۸]- Mindfulness-Based Cognitive Therapy (MBCT)

[۹]- Interacting Cognitive Subsystems (ICS)

[۱۰]- Barnard and Teasdale

[۱۱]-Manicavasgar

[۱۲]- Dialectical Behavior Therapy (DBT)

[۱۳]-Dimeff

[۱۴]- Borderline Personality Disorders (BPD)

[۱۵]-Schore

[۱۶]- window of Tolerance

[۱۷]- Hypo/Hyper Arousal

[۱۸]- Biosocial

[۱۹]- Acceptance and commitment Therapy (ACT)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *