پایان نامه روانشناسی با موضوع : میزان شادکامی-متن کامل

دانلود پایان نامه

شاد متمایز میکند را نیز در بر میگیرد و دوم، شادمانی ذهنی برحسب تجربه درونی هر شخص تعریف شده است و موقعیتی که صحبت از ارزیابی شادمانی ذهنی است چارچوب داوری خارجی تحمیل نمیشود. به عبارت دیگر، برای توصیف میزان شادمانی هرکس باید درون پوست وی رفت(میرز و دینر، ۱۹۹۵؛ به نقل از مظفری و هادیان فرد، ۱۳۸۴).
با این که بسیاری از ملاکهای بهداشت روانی از بیرون توسط محققین و درمانگران دیکته می شود (پختگی، خود مختاری و واقع‌بینی) شادمانی ذهنی از دیدگاه خود شخص ارزیابی میشود. اگر شخصی فکر کند که زندگیاش خوب پیش میرود بنابراین درون این چارچوب زندگی او خوب پیش میرود. این ویژگی، حوزه شادکامی ذهنی را از روانشناسی بالینی سنتی فراتر میبرد؛ زیرا در این حوزه بر ادراکات افراد از زندگی خود، وزن و بهاء داده میشود. پس در حوزه شادکامی ذهنی دیدگاه شخص در مورد بهزیستیاش از اهمیت برجستهای برخوردار است. ویژگی نهایی شادمانی ذهنی این است که این سازه صرفاً به خلقیات زودگذر نمیپردازد. بلکه بر حالات بلند مدتتر تکیه دارد. با اینکه خلق یک شخص احتمالاً با هر رویدادی نوسان مییابد، پس شادمانی ذهنی به خلقیات شخص در بعد زمان طولانی علاقمند است. به هرحال آنچه که در یک لحظه غالباً منجر به شادمانی میشود ممکن است همان چیزی نباشد که در بلند مدت هم شادمانی ذهنی را موجب میشود (همان منبع).
بیسواس و دینر(۲۰۰۰؛ به نقل از مظفری و هادیان فرد، ۱۳۸۴) اعتقاد دارند شادمانی ذهنی پدیدهای است که شامل مقوله های گستردهای از قبیل پاسخهای هیجانی، حوزه های رضایت و قضاوت‌های کلی از زندگی میشود. شادمانی ذهنی سه مؤلفهی مهم میتواند به نوبت به تقسیمات فرعی تجربه شوند. رضایت کلی میتواند به رضایت از حوزه های گوناگون زندگی از قبیل تفریحات، عشق، ازدواج، دوستان و غیره تقسیم شود و هر کدام از این حوزه ها را میتوان به جنبههای ریزتر تقسیم نمود. عاطفهی خویشاوندان میتواند به هیجانات ویژهای از قبیل لذت، محبت، غرور و خرسندی تقسیم شود و بالاخره عاطفهی ناخوشایند میتواند به هیجانات و خلقیات ویژهای از قبیل شرم، گناه، غمگینی، خشم و اضطراب مجزا شود. هر یک از این تقسیمات میتواند به تقسیمات فرعیتری نیز بیانجامد. مثلاً یک پژوهشگر ممکن است رضایت از زندگی را مطالعه کند، دیگری ممکن است موضوع جزئیتر رضایت از زناشویی را بررسی کند.
۲-۲۰- نظریههای شادمانی
۱- دیدگاه روانشناختی: از دیدگاه روانشناسان، شادی یک هیجان ناپایدار است و میتواند برای چند ثانیه، چند دقیقه و چند ساعت ادامه داشته باشد. حال اگر احساس شادی بیش از چند ساعت ادامه یابد و برای مدتها نیز پایدار بماند در این صورت به آن احساس خوشبختی یا شادکامی میگویند.
یکی از نظریههای شادکامی از دیدگاه روانشناسی «نظریه سطح انطباق» نام دارد.بر اساس این نظریه احساس شادکامی هر فرد با مقایسه اوضاع و احوال و شرایط فرد بهبود پیدا میکند به همان نسبت معیار شادکامی فرد نیز بالاتر میرود. به هر حال هر یک از ما احساس شادکامی را با کلمات خاصی تعریف میکنیم که هر چند معنای این کلمات برای همه ما قابل فهم و درک است، ولی همه افراد نمیتوانند تعریف کاملاً مشابهی برای احساس شادکامی ارائه دهند. هر یک از ما در ارائه تعریفی برای شادکامی و تعقیب آن یک هدف نهایی را دنبال میکنیم و تصمیمات اساسی و مهم زندگی خود را بر اساس آنچه که فکر میکنیم ما را خوشبختتر و شادکامتر خواهد کرد، انجام میدهیم(مظفری و هادیان فرد، ۱۳۸۴).
از دیدگاه روانشناسی شادکامی در سطح فردی مورد توجه است. شادکامی به عنوان یکی از ویژگی های شخصیتی فرد تصور میشود، یعنی میزان شادکامی هر فرد بستگی به ویژگیهای فرد دارد که دیدش نسبت به زندگی چگونه باشد. عقاید انسان بی حوصله و طمع کار درک میکند. لازم به ذکر است که این نظریه سطح فردی به نتایجی دست یافت که بر پایه تحلیل و مطالعه های طولی و آزمایشی به دست آمده است که عبارتاند از: ۱- شادکامی در یک مدت کوتاه کاملاً ثابت است و در مدت طولانی دوامی ندارد. ۲- شادکامی به شانس یا سودمندی بستگی ندارد. ۳- شادکامی تنها به عوامل درونی بستگی ندارد و عوامل خارجی یا محیطی نیز در میزان شادکامی نقش دارند. به عبارت دیگر، اساس وراثت در شناخت شادکامی نقش کمی را بر عهده دارد و عوامل روانشناسی فقط قسمتی از این تفاوتها را نشان میدخد. یکی از عواملی که موجب شادکامی در فرد میشود درک فرد از خویشتن میباشد. هنگامی که یک فرد به هستی درونی خویش پی میبرد و بر تواناییهای خود واقف میشود میتواند بر مشکلاتش چیره شود و شرایط زندگی خود را با اتکا بر تواناییهایش توسعه میدهد. زیرا هنگامی که انسانها با مشکلی مواجه میشوند نمیتوانند بی تفاوت از آن بگذرند و سعی میکنند مشکلات خود را با توجه به امکانات موجودی که دارند مدتفع سازند (به نقل از آریایی مقدم، ۱۳۸۲). در زیر به مطالعات برخی روانشناسان که شادکامی را از سلامتی، جوانی، نیرو و دیگر شرایط زندگی مستقل میدانند، میپردازیم.
بریکمن (۱۹۸۷؛ به نقل از آریایی مقدم، ۱۳۸۲) در مصاحبه با گروهی از افراد که در قرعه کشی مبلغ قابل توجهی پول برنده شده بودند و گروهی که به هیچ عنوان پولی را به دست نیاورده بودند در مورد احساس خوشبختی در شش ماه قبل و بعد از قرعه کشی به این نتیجه رسید که این افراد (گروهی که در قرعه کشی پول زیادی به دست آوردهاند) در مقایسه با گروه دیگر در گذشته، حال، شش ماه آینده احساس شادکامی و خوشبختی را تجربه نکردند و در بعضی از جنبهها وضعیت زندگی آنان بدتر از افرادی بوده که پول زیادی را به دست نیاورده بودند. این افراد از فعالیتهای روزمره زندگی خود کمتر لذت میبرند و بعد از چنین تغییر مهمی در زندگی خود نیز لذتهای ساده برای آنان اهمیتی نداشت.
فریدمن (۱۹۷۸؛ به نقل از ساعتچی، ۱۳۷۷) از گروه زیادی از مردم درخواست کرد تا شادکامی را تعریف کنند. نتایج این تحقیق نشان داد که حدود نیمی از گروه نمونه مورد تحقیق وی شادکامی را بر اساس امکان دسترسی به تفریحات، فعالیتهای هیجانآور و اوقات خوش تعریف کردند و به نظر آنان شادکامی یعنی وقتی زندگی مملو از فعالیتهای لذتبخش است. نیم دیگری از گروه در مطالعه، شادکامی را بر اساس عواملی نظیر قناعت، خرسندی، رضایت و رهایی از انواع نگرانیها تعریف کردند. به نظر آنها آرامش درونی یا حالت درونی آرام شامل آرامش خاطر یعنی خوشبختی و شادکامی است. در این تحقیق مشخص شد که گروهی از مردم نسبت به فعالیتهای لذت بخش و گروهی دیگر نسبت به برخورداری از آرامش خاطر تأکید میکنند. اما تفاوت این دو گروه از مردم در تأکیدی است که نسبت به هر عامل داشتهاند. در ادامه باید افزود که تقریباً هر شخصی تشخیص میدهد که اوقات خوش و آرامش خاطر جزء پایه های خوشبختی است و تفاوت مردم با یکدیگر در تأکیدی است که نسبت به این عوامل داشتهاند.
۲- دیدگاه جامعه شناختی: یکی از اهداف اصلی جامعه قرن بیستم تعقیب شادکامی و متداول ساختن آن در بین جامعه است. به طور منحصر به فرد مردم سعی میکنند شیوه های زندگی شان را چنان شکل بدهند تا بتوانند به نحو احسن از آن لذت ببرند. از لحاظ سیاسی حمایتهای فراوانی در این زمینه صورت گرفته است که هدف اصلی آن افزایش شادکامی برای همه اعضای جامعه میباشد و نیز این اعتقاد عمیقاً وجود دارد که ما میتوانیم نسبت به وضعیتی که در ان هستیم خوشحال تر زندگی کنیم.
یکی از نظریههای جالب در زمینه شادکامی «نظریه مقایسه اجتماعی» است. در این نظریه شادکامی نتیجه یا حاصل این احساس شخص است که اوضاع و احوال و شرایط زندگی فرد بسیار مطلوب تر از اوضاع و احوال زندگی دیگران است. براساس این نظریه میتوانیم با مقایسه زندگی خود با زندگی افراد دیگری که امتیازهای کمتری دارند احساس شادکامی بیشتری بکنیم. یکی از عواملی که در نظریه مقایسه اجتماعی اهمیت کمتری دارد ثروت است. برخلاف تصور عمومی مردم احساس شادکامی و خوشبختی در افراد ثروتمند تفاوت زیادی با احساس خوشبختی در مردم غیر ثروتمند ندارد. شرط این مقایسه آن است که مردم غیر ثروتمند از امکانات اولیه و اساسی زندگی مانند: شغل، خانه، خانواده و نظایر آن برخوردار باشند(ساعتچی، ۱۳۷۷).
دیدگاه جامعه شناختی شادکامی را به عنوان یک ویژگی ملی تلقی میکند و بر این اصل است که عقاید و ارزشها در تعیین میزان شادکامی نقش اساسی دارد. چشمانداز زندگی اشاره شده در ارزش های مشترک و اعتقادات در بین افراد به عنوان گسترش دهندهی ادراکات فردی به حساب میآیند. همان طور که چشم انداز جمعی به صورت گستردهای یک موضوع ثابت میباشد و قضاوتهای فردی در ارتباط با آن حالتی ایستا دارند (همان منبع).
این نظریه به وسیله تفاوتهایی که بین میانگین شادکامی میان ملتها موجود است مورد تحلیل قرار گرفت و به نتایج ذیل دست یافت: ۱- ثبات جامعه علی رغم وصول نسبی به ثبات نسبی در دهه اخیر دستخوش تغییرات عمیق و نسبی قرار گرفته است. ۲- میانگین شادکامی به دست آمده در ملتها به شرایط زندگی آنها بستگی ندارد. ۳- تفاوتهایی که در بین ملتها وجود دارد را نمیتوان با یک چشم انداز سطحی به زندگی شان توضیح داد (همان منبع).

حال در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا می توان شادکامی را در جامعه گسترش داد؟
به دلایل ذیل نمیتوانیم شادکامی را در اجتماع گسترش دهیم: ۱- قادر نیستیم جامعه را بر طبق برنامه تغییر دهیم اما این موضوع به جوامع صنعتی محدود میشود. ۲- پیشرفت موفقیتآمیز جامعه در این باره کمک کمی میکند(ساعتچی، ۱۳۷۷).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جامعهشناسان در حیطه شادکامی معتقدند که انسانها میتوانند شادکامتر زندگی کنند به شرط آن که نگرش افراد به زندگی در افکار وجودشان ریشهدار شود. تحقیقات علمی برنامه ریزی شده در میان ملتها نشان داده است که با شهروندان شادکام می‌توانیم جامعهی بهتری داشته باشیم. در بررسی افکار عمومی شادکامی از ارزش والایی برخوردار است و در زندگی مردم اولویت دارد، یعنی مردم بیشتر فعالیتهایی را انجام میدهند که باعث افزایش شادکامی در آنها بشود و بتوانند شادکامتر زندگی نمایند(هاردینگ، ۱۹۸۵، به نقل از آریایی مقدم، ۱۳۸۲).
حال به ذکر تحقیقاتی که توسط جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی در حیطه شادکامی انجام گرفته است، میپردازیم.
مؤسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه میشیگان آمریکا در سال ۱۹۷۸ مجموعه تحقیقاتی را در مورد میزان شادکامی انجام داد. در پرسشنامهای از مردم خواسته شد تا درباره هیجانهای مثبت و منفی خود در طی چند هفته گذشته اظهار نظر کنند. نتایج حاصل از این بررسیها نشان دادند که ۸۶ درصد از پاسخ دهندگان به دلیل اتمام رسانیدن کارها یا فعالیتی که در دست داشتهاند احساس خشنودی کردهاند، ۷۴ درصد احساس کردهاند که امور بر وفق مراد آنان در جریان بوده است، ۷۴ درصد از پاسخدهندگان نوعی هیجان مطبوع با این احساس را تجربه کردهاند که چیزی برای آنان جالب بوده است، ۳۰ درصد از افراداحساس افسردگی یا احساس ناخشنودی شدید را تجربه کردهاند، ۴۸ درصد احساس بیقراری کردهاند و ۲۲ درصد به دلیل انتقادی که از آنان شده است ناراحت شدهاند. نتیجه این تحقیقات نشان میدهند که هر چند زندگی برای گروه مورد مطالعه دارای پستیها و بلندیهای خاص خود بوده است، بیشتر مردم لحظات خوب را بیشتر از لحظات نامطبوع تجربه کردهاند(ساعتچی، ۱۳۷۷).
اینگلهارت(۱۹۹۰؛ به نقل از آریایی مقدم، ۱۳۸۲) میگوید اختلافات چندگانهی ملی در شادکامی معیارهای فرهنگی شناختی را منعکس میکند. او این معیارها را ریشه در تفاوتهای عمیق در نگرش به زندگی بین ملتها میداند. در این زمینه دو مسأله جای ابهام دارد: ۱- تعصبهای فرهنگی در معیارهای شادکامی ۲- تفاوت فرهنگی موجود در شادکامی.
به طور کلی محققین در زمینهی شادکامی و خوشبختی به نتایج ذیل رسیدهاند:
۱- برخلاف آن چه تصور می شود احساس خوشبختی افراد جوانتر و کسانی که در مرحله جوانی هستند، بیشتر از احساس خوشحالی افراد مسنتر نیست. ۲- میزان خوشحالی مردم روستاها، بیشتر یا کمتر از مردم شهر نشین نیست. ۳- به نظر نمیرسد که پول، وجهه یا موفقیت اجتماعی کلید خوشبختی یا شادکامی باشد. ۴- هر چند احتمال ضعیفی وجود دارد که افراد ثروتمند بیشتر از افراد فقیر احساس خوشحالی یا شادکامی منند ولی این تفاوت کمتر از میزانی است که بیشتر در ذهن داریم. ۵- مردمی که در فقر شدید زندگی میکنند، کمتر احتمال دارد بسیار خوشحال باشند، اما وقتی گروه های با درآمد بسیار بالا را با گروه های با درآمد بسیار پایین مقایسه میکنیم، نتایج حاصل نشان میدهد درصد کسانی که خود را بسیار خوشبخت میدانند به نسبت ۳۲ درصد برای گروه های با درآمد بسیار بالا و ۲۵ درصد برای گروه های با درآمد بسیار پایین بوده است. ۶- روابط و همبستگیهای اجتماعی در احساس خوشبختی افراد مؤثر هستند. ۷- افرادی که متأهل هستند در مقایسه با افرادمجرد، مطلقه، بیوه به طور متوسط بیشتر احساس خوشبختی میکنند. ۸- در بین افراد مجرد نیز کسانی که دارای دوستیهای نزدیک و صمیمی میباشند بیشتر از کسانی که فاقد این چنین دوستیها هستند احساس خوشحالی یا خوشبختی را تجربه میکنند. ۹- مراقبت کردن از دیگران یا احساس این که دیگران از ما مراقبت میکنند، نیز در احساس خوشحالی و خوشبختی مؤثر میباشند. ۱۰- احساس رضایت از روابط و همبستگیهای اجتماعی میتواند نقش با اهمیتی را در سلامت روانی و احساس شادکامی ایفا کند. ۱۱- احساس شخص نسبت به خودش، بیشتر از عوامل همبستگی های اجتماعی در احساس خوشبختی وی مؤثر است. به عبارتی دیگر، افرادی که نسبت به خود احساس رضایت دارند و نیز احساس میکنند که کنترل امور زندگی خود را بر عهده دارند در مقایسه با کسانی که نسبت به تواناییهای خود کمتر احساس رضایت میکنند یا خود را تحت تسلط نیروهای خارج از درون خود حس میکنند احساس خوشبختی بیشتری را تجربه میکنند. ۱۲- مزلومعتقد است که آدمی ابتدا می‌کوشد تا نیازهای مربوط به بقای خود مثل آب، غذا، ایمنی و خواب را ارضا کند پس از انکه نیازهای اساسی ارضاء شدند، نیاز آنان به عشق و تعلق و احترام به خویشتن و نیز ارضاء این نیازها میتواند نشان‌دهنده تفاوت بین کسانی باشد که احساس خوشبختی را تجربه میکنند یا این احساس را ندارند. ۱۳- تحقیقات نشان میدهد که به دست آوردن ثروت زیاد غیر منتظره نیز دارای اثرات دائمی اندک در ایجاد احساس خوشبختی در برندگان جوایز لاتاری یا بخت آزمایی بوده است. یکی از توضیحاتی که برای این وضعیت غیر عادی یا غیر متداول میتوان ارائه داد آن است که معمولاً ما خود را با شرایطی که در آن زندگی میکنیم انطباق میدهیم. حتی اعضای حسی ما نیز به سرعت نسبت به سطح خاصی از تحریکات سازگار میشوند(ساعتچی، ۱۳۷۷).
۳- دیدگاه عصبی– شناختی: بسیاری از روانشناسان معتقدند که هیجانها را میتوان در سه دسته کلی و اساسی یعنی خشم، ترس و شادی طبقه بندی کرد. به اعتقاد این روانشناسان انواع دیگر هیجانها در واقع حالتهای گوناگون همین سه دسته کلی هیجان خشم، ترس و شادی هستند. مثلاً، نفرت، غصب و خصومت اشکال مختلف خشم هستند و اساس هیجانهایی مانند حسادت و احساس گناه، هیجان ترس می‌باشند. بر اساس این نظریه پایه و اساس هیجانهایی مانند عشق، خوشبختی، شادکامی (خوشی، خوشحالی، خرسندی و سعادت) نیز هیجان شادی است و غمگینی نیز احتمالاً ترکیبی از هیجانهای ترس و خشم است. در واقع، خشم یک هیجان نا مطبوع است و معمولاً در نتیجه ناکامی در موقعیت‌هایی ایجاد می شود که خارج از کنترل فرد است. ترس نیز با احساس خطر یا مواجهه با موقعیت خطرناک همراه است. ترسها میتوانند واقعی یا غیر واقعی باشند و معمولیترین واکنش فرد در مقابل ترس آن است که از موقعیت ترسآور فرار کند. اما شادی از مطبوعترین هیجانهای اساسی آدمی است مه در عین حال تعریف آن نیز مشکلتر از دو هیجان دیگر است، شادی نوعی احساس نشاط و لذت است(ساعتچی، ۱۳۷۷).
پلاتچیک (۱۳۷۶) هیجانها را به چهار بعد اصلی تقسیم میکند و جایگاه شادی و نشاط را در این چارچوب مشخص میسازد. در این طبقهبندی هیجانها براساس ابعاد زیر از

دیدگاهتان را بنویسید