روی……………………………………………………………………..۱۰۷
۴_ ۲_ ۵_ سیاست باز و منعطف نسبت به اقلیت ها………………………………………………..۱۰۸
۴_ ۲_ ۶_ تکیه به فعالیت های اقتصادی به عنوان زیر بنای کلیه امور…………………………۱۱۰
۴_ ۲_ ۷_ اعتقاد به مفاهیم امروزی……………………………………………………………………….۱۱۲
۴_ ۲_ ۸_ دولت گرایی ………………………………………………………………………………………۱۱۳
۴_ ۲_ ۹_ تفسیری روان و مدرن از اسلام………………………………………………………………۱۱۳
۴_ ۲_ ۱۰_ عمل گرایی ………………………………………………………………………………………۱۱۵
۴_ ۲_ ۱۱_ گرایش به عثمانی گری مدرن………………………………………………………………۱۱۷
۴_ ۲_ ۱۲_ تلاش برای ارائه الگوی اسلام آناتولی به جهان اسلام و سایر مناطق…………۱۱۹
۴_ ۲_ ۱۳_ مخالفت با برپایی دولت اسلامی…………………………………………………………..۱۲۰
۴_ ۲_ ۱۴_ قبول دین در حوزه خصوصی……………………………………………………………..۱۲۱
۴_ ۲_ ۱۵_ داشتن شخصیت کاریزماتیک……………………………………………………………….۱۲۳
۴_ ۳_ تفاوت های محمد فتح الله گولن و رجب طیب اردوغان…………………………………………….۱۲۴
۴_ ۳_ ۱_ تفاوت در نوع رهبری…………………………………………………………………………..۱۲۴
۴_ ۳_ ۲_ محدودیت اردوغان و آزادی عمل گولن از نظر محدوده عمل……………………۱۲۴
۴_ ۳_ ۳_ مخالفت با کمالیست ها و نظامیان…………………………………………………………..۱۲۵
۴_ ۳_ ۴_ عدم سیاست ورزی گولن و سیاسی عمل کردن اردوغان…………………………..۱۲۶
۴_ ۳_ ۵_ سیاست های استقلال گرایانه اردوغان و مشارکتی گولن……………………………۱۲۷
۴_ ۳_ ۶_ تمایلات پان ترکیستی و ملی گرایانه………………………………………………………۱۲۹
۴_ ۳_ ۷_ استفاده ابزاری از دین اسلام………………………………………………………………….۱۳۰
فصل پنجم_ اسلام گراها و کمالیست ها …………………………………………..۱۳۲
۵_ ۱_ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………..۱۳۳
۵_ ۲_ چرخش گفتمانی اسلام گرایان………………………………………………………………………………..۱۳۳
فصل ششم_ خلاصه، بحث و نتیجه گیری ………………………………………….۱۴۶
نتیجه گیری……………………………………………………………………..۲۰۷
فهرست منابع ……………………………………………………………………۲۱۵

فصل اول:
طرح تحقیق

۱ _ ۱ _ مقدمه
بی شک یکی از مهمترین کشور های خاورمیانه، کشور ترکیه است. این کشور به عنوان یک پل ارتباطی بین دو قاره آسیا و اروپا _و به تعبیر بهتر یک پل ارتباطی بین شرق و غرب_ به حساب می آید. واقع شدن در بین سه منطقه مهم جهان _یعنی اروپا و حوزه بالکان، منطقه قفقاز و منطقه خاورمیانه_ به خودی خود بر اهمیت این کشور افزوده است ضمن آنکه هر یک از مناطق یاد شده و کشور ترکیه دارای اثرات متقابلی در زمینه های مختلف بر روی هم می باشند. در این میان اهمیت دو چندان کشور ترکیه شاید از آن رو باشد که این کشور علاوه بر اثر گذاری متقابل نسبت به هر یک از این مناطق، تسهیل کننده این اثرات از یک منطقه به منطقه دیگر نیز به حساب می آید.
کشور ترکیه در این سال ها، به دنبال احیای دوران تاریخی و طلایی خود _یعنی دوره مربوط به امپراتوری عثمانی_ به شیوه های نوین است، دوره ای که این کشور هم از لحاظ قدرت نظامی و اقتصادی یک قدرت بلامنازع در منطقه بود و هم از لحاظ قدرت دینی و مذهبی _به سبب در اختیار داشتن مقام خلیفه_ در جهان اسلام، یک قدرت تمام عیار بود.

۱ _ ۲ _ طرح مسأله
با توجه به آیه و لکم فی رسول الله اسوه حسنه و با توجه به سنت رسول الله که جزء منابع فقهی دین اسلام (هر قرائتی و مذهبی) است و با توجه به ابعاد گوناگون زندگی پیامبر (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دینی و ….) به این برداشت از دین اسلام می رسیم که دین اسلام دینی کامل و دارای برنامه برای همه جنبه های زندگی انسان است. اما بعد از فوت ایشان، قرائت های مختلفی از سوی اصحاب پیامبر درباره دین اسلام و کارکردهای آن ظهور کرد، که در کل به دو قرائت کلی تقسیم می شوند، قرائتی که معتقد به اکتسابی بودن افعال سیاسی بندگان، اصالت دادن به نقل در مقابل عقل، اکتفا به کسب حداقل شرایط زمامداری از سوی خلفا، تکیه محض به قرآن، تصویب در احکام سیاست شرعی و خطا ناپذیری در این احکام و جبر و زور در عرصه حکومت بودند (قرائت اهل تسنن) و قرائتی که معتقد به اختیاری بودن افعال سیاسی بندگان، کارکرد عقل در مقابل نقل، لزوم وجود امام معصوم در رأس حکومت و در نبود امام معصوم لزوم وجود فقیه عادل با داشتن حداکثر شرایط، تکیه به انواع منابع دینی و واحد بودن حکم خدا در هر مسئله از مسائل شرعی بودند (قرائت اهل تشیع).
اگر در گذشته قرائت هایی که به اجمال برشمردیم مربوط به یک قومیت و یا یک کشور بود، با وجود کشورها و قومیت های گوناگون امروزی، قرائت های متناسب با وضعیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی هر کشور و هر قومی ظهور کرده است.
کشور ترکیه به عنوان کشوری مسلمان و مهم در منطقه به دلیل وضعیت جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی خود دارای قرائتی مخصوص به خود از دین اسلام است، قرائتی که بجای منبعث شدن صرف از منابع و متون اصیل دینی بیشتر تحت تاثیر اوضاع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود و محیط پیرامون خود می باشد.
قرائتی که هم
اکنون در کشور ترکیه از اسلام جاری است بیش از همه مدیون بدیع الزمان سعید نورسی است. سال های پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با بحران های پیش روی جهان بویژه ترکیه همراه است، چنان که اوائل قرن بیستم، جنگ جهانی اول و دوم، سقوط خلافت عثمانی، روی کار آمدن رژیم لائیک، تلاش برای اسلام زدایی و منع هویت اسلامی و …. زمینه را برای سیطره افکار و اندیشه های سکولاریستی و ضد دینی فراهم نمود. نقش نورسی در سر و سامان دادن وضعیت های اجتماعی_فرهنگی جامعه ترکیه، با ترسیم موقعیت ها بهتر روشن می شود. احساس می شود در چنان فضایی، ظهور یک شخصیت علمی_عرفانی، عرصه جدیدی را ایجاد کرده است که اگر چنین اتفاقی نمی افتاد بخش های مهمی از جامعه مسلمانان ترکیه، پس رفت علمی_فرهنگی می داشت و تحول فکری آن بزودی امکان پذیر نبود، همچنین وی به فعالیتهای آموزشی و علمی برای ایجاد تحول جامعه اعتقاد عمیقی داشت. بعد از مرگ نورسی پیروان وی در همان مسیری که او پا گذاشته بود، قدم نهادند. موفقترین آنها فتح الله گولن بود.
گولن در درجه اول از بدیع الزمان متاثر بوده است. بدیع الزمان سعید نورسی در پی آن بود که با فعالیتهای آموزشی، نسلی ایجاد کند که هم در اسلام ریشه داشته باشد و هم در دنیای مدرن و علمی مشارکت کند. گولن نیز در این جهت با نورسی همسو بود. گولن بر آن بود که از مجرای آموزش، از افول مسلمین جلوگیری کند. یکی از مهمترین مؤلفه های گفتمان گولن پیوند اسلام و آموزش است. گولن و پیروان وی می کوشیده اند تا جنبشی سیاسی_مذهبی به طرفداری از مدرنیسم، ناسیونالیسم ترکی، تساهل و دموکراسی بدون قربانی کردن احکام مذهبی برپا کنند. توانایی این جماعت برای آشتی دادن ارزش های سنتی، اسلامی با زندگی مدرن و علم باعث جذب مخاطبان زیادی به سمت گولن شده است. گرد هم آوردن اندیشه ها و گروه های انسانی متفاوتی از جمله فقیر و ثروتمند، تحصیل کرده و بی سواد، ترک و کرد و نیز مسلمان و غیر مسلمان و هم چنین افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در کنار ارتقاء جایگاه فرهنگی مردم ترکیه در سطح منطقه ای و جهانی از جمله نتایج بارز پیروی از این تفکر می باشد .
وجود تفکری مثل تفکر گولن در ترکیه موقعی می توانست کارساز باشد که دولت موافق با تفکرات مذکور بر سر کار باشد. دولت هایی که تا کنون بر سر کار بودند (بجز دولت حزب جمهوری خلق) به دلیل تفاوت ماهیتی که با نظام لائیک ترکیه داشتند نتوانستند آنطور که باید تفکر اسلامی گری را در ترکیه رواج دهند با اینکه هر کدام از این دولت ها به فراخور شرایط و ملاحظاتی که داشتند قدم هایی را در این راه برداشتند.
پیروزی های پی در پی حزب عدالت و توسعه از سال ۲۰۰۲ در اکثر انتخابات رایج در سطح جامعه ی ترکیه، موفقیت های چشم گیر این حزب در عرصه های گوناگون جامعه ی ترکیه و بالاخره نزدیکی و شباهت های تفکرات و سیاست های این حزب با فتح الله گولن و جنبش نور ما را بر آن داشت که به بررسی وجود و یا عدم وجود رابطه بین این دو تشکل بپردازیم.

۱ _ ۳ _ اهمیت موضوع
در اوایل قرن بیست و یکم حزب عدالت و توسعه در کشور ترکیه به پیروزی رسید، اقبال مردم به حزب عدالت و توسعه به حدی بود که این حزب توانست بدون اینکه با احزاب دیگر این کشور دست به ائتلاف برای تشکیل دولت بزند، به تنهایی اقدام به تشکیل دولت کند و دو پست نخست وزیری و ریاست جمهوری را توأمان در اختیار گیرد، این دولت با انجام اقداماتی در عرصه های مختلف کشور ترکیه، ذهنیت تشکیل امپراتوری عثمانی در قرن بیست و یکم را به شیوه جدید تقویت کرد؛ همزمانی تقریبی این مسئله با اوج گیری شهرت گروه نورجیه و مخصوصاً رهبر این گروه یعنی “فتح الله گولن” و اسلام تبلیغی وی _که مدعی است بهترین بازخوانی از دستورات دین مبین اسلام است_، باعث شد که در مورد این دو مسئله و ارتباط یا عدم ارتباط آن دو در عرصه های مختلف کشور ترکیه مطالعه بکنیم.

۱ _ ۴ _ اهداف پژوهش
هدف اصلی این پژوهش بررسی افکار و اندیشه های فتح الله گولن و سیاست ها و مسائل دولت ترکیه (اردوغان) و میزان تطابق آن ها با یکدیگر است.
همچنین بررسی تاثیر موقعیت (اقتصادی، سیاسی، تاریخی، نظامی و اجتماعی) کشور ترکیه و باورها و اندیشه های اسلامی دولت اردوغان در سیاست های این دولت نسبت به مسائل داخلی و خارجی کشور ترکیه از جمله اهداف فرعی پژوهش می باشد.

۱ _ ۵ _ پیشینه پژوهش
در بررسی پیشینه و ادبیات پژوهش هر چند تکثر و منابع متعددی وجود دارند امّا در یک نگرش کلی می توان به موارد ذیل اشاره داشت:
_ سید عباس هاشمی (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان “هویت و جایگاه سیاسی علویان ترکیه” به این نتیجه رسیده است که علی رغم ادعای دولت (حزب جمهوری خلق) مبنی بر اجرای بی کم و کاست اصل جدایی دین از سیاست در عمل چنین نبوده و همچنان که از متون احکام دادگاه عالی قانون اساسی نیز استنتاج می شود، جدایی دین از سیاست در ترکیه، بار معنایی جدایی کامل از دین از سیاست را ندارد، بلکه در این نوع جدایی _که در عین حال مختص ترکیه نیز هست_ دولت به عنوان تنظیم کننده حوزه تفسیری و اجرایی دین عمل می کند که در این نقش، دولت مسئولیت احیای دین و حتی تفسیر دین را به شکل مستقیم بر عهده دارد. این دخالت مستقیم دولت با هدف جهت دهی و حتی یکسان سازی هویت دینی در جامعه انجام می شود.
_ رحمت الله فلاح (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان “انقلاب اسلامی، بیدار

Published on :Posted on

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *