پایان نامه ارشد درباره رفتارهای پرخطر، محدودیت ها، مهارت های اجتماعی، جامعه پذیری

دانلود پایان نامه

و نتایج مثبتی به بار میآورند(همان: ۱۷۱).
همانطور که قبلاً اشاره شد، یک رویکرد یا راهبرد مداخله ای به تنهایی نمی تواند در جلوگیری از وقوع رفتارهای پرخطر یا کاهش آن مؤثر باشد، بلکه ترکیب این استراتژی ها در سطوح مختلف کارسازتر است. البته با توجه به اینکه میزان رفتارهای پرخطر در این پژوهش در سطح پایینی قرار دارد، ضروری است که راهبرد مداخله ای اولیه برای جلوگیری از وقوع رفتارهای پرخطر و راهبردهای مداخله ای ثانویه و ثالث برای کسانی که در معرض این رفتارها قرار دارند یا مرتکب این رفتارها شده اند، به کار برده شود تا از شیوع و گسترش این نوع رفتارها جلوگیری شود.
۶-۳- پیشنهادها
با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهادها در دو بخش اجرایی و پژوهشی ارائه می گردد:
۶-۳-۱- پیشنهادهای اجرایی
۱- با توجه به نقش بازدارندگی مهارت های اجتماعی و ارتباطی در رابطه با رفتارهای پرخطر، پیشنهاد می شود آموزش این مهارت ها در دستور کار برنامه های آموزشی مدارس و دانشگاهها قرار بگیرد. اگرچه محرز است که سایر نهادها و کارگزاران جامعه پذیری نیز در این زمینه مهم هستند، اما به نظر می رسد با در نظر گرفتن شرایط موجود و ضعف خانواده در ایفای وظایف خود، آموزش رسمی مؤثرتر باشد.
۲- جامعه پذیری اولیه که در خانواده و در سال های ابتدایی زندگی اتفاق می افتد، نقش مهمی در آیندهی هر فرد ایفا می کند. افرادی که فرآیند جامعه پذیری مناسبی را طی کردهاند، در نوجوانی و جوانی به سادگی تسلیم رفتارهای بزهکارانه نمی شوند. بنابراین، آموزش خانوادهها چه از طریق برنامه های صدا و سیما و چه از طریق سمینارها و کارگاه های مختلف برای اعمال نظارت صحیح بر رفتار بچه ها می تواند مؤثر باشد. مثلاً خانواده ها می توانند رفت و آمد و ارتباطات فرزندان خود را به روشی مناسب و بیشتر به شکل رابطهی صمیمانه کنترل کنند، اوقات فراغت آنها را با برنامه های مختلف و مفید پر کنند و مهارت های اجتماعی آنها را افزایش دهند.
۳- برقراری روابط صمیمانه از سوی والدین در محیط خانه و اختصاص وقت برای صحبت کردن با اعضای خانواده و به ویژه بچه ها. احساس صمیمیت و یگانگی عاطفی والدین و رفتار توأم با عشق و احترام والدین و فرزندان از ارتکاب رفتارهای بزهکارانه جلوگیری می نماید.
۴- تلاش و توجه بیشتر والدین در جهت درونی ساختن ارزشهای مذهبی و هنجارهای اجتماعی. دین و باور به اصول اخلاقی یکی از مهمترین منابع کنترل درونی افراد می باشد. ضمن اینکه شرکت در اعمال و مناسک دینی هم باعث پیدا کردن دوستان مثبت و قانونمند گردیده و هم وقت کمتری برای رفتارهای انحرافی باقی میگذارد.
۵- اعمال نظارت بیشتر والدین بر روی فعالیتهای فرزندانشان و داشتن ارتباط مستمر با مدرسه. پیوند نزدیک بین والدین و مدرسه(مدیران و معلمان) بر روی عملکرد تحصیلی فرد تأثیر می گذارد و خود-کنترلی و خودپندارهی وی را تقویت می کند.
۶- سهم مدرسه و مراکز آموزشی را در جامعه پذیری نوجوانان و جوانان نباید نادیده گرفت. وقتی که مدرسه محیط مناسبی برای فعالیت های دانش آموز باشد و ارتباط مناسبی با معلم و همکلاسی هایش داشته باشد، کمتر به سمت رفتارهای بزهکارانه می رود. آموزش معلمان برای برخورد مناسب با دانش آموزان و برقراری رابطهی صمیمی و دوستانه نه تحکم آمیز با آنها به طوری که بتوانند به راحتی مشکلات خود را با معلمان در میان بگذارند، مفید است. همچنین، نظارت بیشتری توسط کارگزاران مدرسه در محیط مدرسه صورت گیرد تا دسترسی به مواد مخدر آسان نباشد.
۷- فراهم کردن زمینهی مشارکت فرزندان در برنامههای مختلف مذهبی، ورزشی و علمی و تشویق و ترغیب آنها برای شرکت در این فعالیتها. درگیر کردن بچه ها در فعالیت های مختلف، وقت کمتری برای مشارکت در رفتارهای بزهکارانه باقی می گذارد.
۸- آشنا ساختن فرزندان با اصول اخلاقی و تأکید بر رعایت آنها تا به عنوان منبع کنترل درونی مانع گرایش افراد به سوی رفتارهای پرخطر گردد. رعایت هنجارها و اصول اخلاقی توسط دیگران مهم و گروه مرجع می تواند زمینهی انجام آن ها توسط سایر افراد را فراهم نماید.
۹- کمک به فرزندان جهت انتخاب دوستان و کنترل روابط آنها با دوستانشان تا در صورتی که تأثیرات رابطهی دوستی منفی باشد، از ادامهی آن جلوگیری شود. یکی از مواردی که بر روی رفتار افراد تأثیر می گذارد، کسب تأیید گروه همسالان است. در صورتی که گروه همسالان دارای رفتارهای نابهنجار و بزهکارانه باشند، فرد برای کسب تأیید و تحسین آن ها، اقدام به ارتکاب رفتارهای انحرافی می نماید. لذا توجه به گروه های همسالان و دوستانی که فرد با آنها در تعامل است، بسیار مهم می باشد.
۱۰- حمایت دولت از خانواده های محروم و فقیر. هم در این پژوهش و هم سایر پژوهش ها، رابطهی معناداری بین شرایط اقتصادی نامناسب و بزهکاری مشاهده شد. خانواده هایی که فاقد خانه های شخصی هستند، یا متعلق به طبقه پایین می باشند، از میزان رفتارهای پرخطر بیشتری برخوردار بودند.
۱۱- پیشنهاد می شود با توجه به میانگین بالاتر رفتارهای پرخطر پسران در مقایسه با دختران، والدین نظارت و کنترل بیشتری بر رفتارهای فرزندان پسر خود داشته باشند و رویه های متعادل(نه افراط و نه تفریط) را در برخوردهای خود با فرزندان(چه پسر چه دختر) به کار بگیرند.
۱۲- با توجه به شیوع بالای مصرف قلیان در بین جوانان(شایع ترین مادهی مصرفی در این پژوهش)، پیشنهاد می شود برنامه های آگاهی بخش برای خانواده ها توسط صدا و سیما تولید و پخش شود تا نسبت به مصرف قلیان همانند سیگار و سایر مواد مخدر حساسیت بیشتری به وجود آید و والدین رویکرد سخت گیرانه ای نسبت به مصرف آن به ویژه در بین دختران اتخاذ نمایند.
۶-۳-۲- پیشنهادهای پژوهشی
۱- پیشنهاد می شود با توجه به ابعاد گستردهی مهارت های اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای پرخطر، پژوهشگران رابطه ی بین یک بعد از مهارت های اجتماعی و ارتباطی را با یک مقوله از رفتارهای پرخطر(مانند رفتارهای مرتبط با فضای مجازی) که کمتر مورد بررسی قرار گرفته است، بسنجند.
۲- از آنجایی که بیشتر پژوهش های این حوزه با روش کمی و تعداد کمی با روش کیفی صورت گرفته است، پیشنهاد می شود با روش ترکیبی اقدام به مطالعهی رفتارهای پرخطر گردد.
۳- پیشنهاد می شود پژوهشگران به مطالعهی رفتارهای پرخطر و به ویژه سبک زندگی پرخطر در بین گروه های مختلف سنی مانند سبک زندگی پرخطر دانشجویان و یا در محیط های مختلف مانند زندان ها یا خوابگاه ها پرداخته و عوامل مرتبط با آن را مورد بررسی قرار دهند.
۴- انجام مطالعات تطبیقی چه از بعد شرایط اقتصادی، چه از نظر منطقهی محل سکونت مانند شهر و روستا نیز پیشنهاد می گردد. انجام مطالعات تطبیقی در تبیین عوامل مرتبط با رفتارهای پرخطر می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد.
۵- با توجه به این نکته که در این پژوهش از روشی واحد(روش گزارش فردی) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است، پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی از روش های مختلف در جمع آوری اطلاعات استفاده شود و آمارهای به دست آمده از روش های مختلف باهم مقایسه گردد.
۶-۴- محدودیت های پژوهش
این پژوهش مانند هر پژوهش دیگری دارای محدودیت هایی بوده است که به شرح زیر ارائه میشود:
۱- فقدان چهارچوب نمونه گیری دقیق با مشخصات جزیی و نقشهی راهنمای جامع برای پوشش مناطق مختلف شهر شیراز، انتخاب افراد نمونه را با مشکل جدی مواجه می سازد. علاوه بر این، عدم همکاری سازمانهای ذیربط مانند شهرداری جهت در اختیار قرار دادن آمار و اطلاعات لازم، این مشکل را مضاعف می کند.
۲- عملیاتی نمودن متغیرهای مطرح شده در رابطه با رفتارهای پرخطر و مهارت های اجتماعی و ارتباطی یکی دیگر از محدودیت های پژوهش بوده است. هر دو مفهوم از مفاهیمی هستند که به ندرت در جامعه شناسی مورد سنجش تجربی قرار گرفته اند. بنابراین، سنجش تجربی این مفاهیم و به ویژه معرف های رفتارهای پرخطر با در نظر گرفتن زمینهی فرهنگی جامعه ما مشکل آفرین بود.
۳- جا نیفتادن مقولهی پژوهش به طور کلی در کشور ما و اینکه ارائهی آمار صحیح می تواند هم در برنامهریزی و هم اجرای برنامه ها در عرصه های مختلف نقش مهمی داشته باشد، از دیگر محدودیت های پژوهش بود. این مشکل باعث می شد تا بسیاری از افراد تمایلی به پاسخگویی نداشته باشند و این خود منجر به اتلاف وقت بیشتری می گردید.
۴- یکی از مشکلات دیگر این پژوهش، محدودیت در شیوهی جمع آوری اطلاعات است.در پژوهش های جامعهشناسی انحرافات و جرم شناسی، از روش های مختلفی مانند اسناد و دادههای رسمی جنایی، گزارش فردی و روش پیمایش قربانیان جرایم برای جمع آوری اطلاعات مربوط به رفتار بزهکارانه استفاده می شود. هیچ کدام از این روش ها به تنهایی نمی توانند برای جمع آوری داده های مربوط به جرم و بزهکاری با توجه به اهداف گوناگونی که پژوهش های اجتماعی در زمینهی جرم و جنایت و بزهکاری دارند، مناسب باشد(احمدی، ۱۳۷۶). در این پژوهش به دلیل محدویت های موجود، صرفاً از روش گزارش فردی استفاده شده است.
۵- حساسیت هایی که افراد نسبت به برخی از موضوعات(مانند رفتارهای بزهکارانه و مسائل جنسی) دارند، آنها را از پاسخگویی صحیح برحذر می داشت. اگرچه با به کار گیری پرسشگران کارآزموده و مجرب تلاش شد تا این نقیصه برطرف گردد، با این وجود، برخی از پاسخگویی به این طیف سؤالات واهمه داشتند. از طرف دیگر، طولانی بودن پرسشنامه نیز مزید بر علت شده بود.
۶- عدم حمایت مالی از دانشجویان، یکی دیگر از محدودیت های پژوهش است. پژوهش هایی از این دست نیازمند صرف هزینه های مختلفی است، اما سازمان های ذیربط یا دانشگاه حمایت چندانی از فعالیت های پژوهشی دانشجویان به عمل نمی آورند.
منابع و مأخذ
الف: منابع فارسی
احمدی، حبیب (۱۳۸۴). جامعه شناسی انحرافات. تهران: انتشارات سمت.
احمدی، حبیب (۱۳۷۷). نظریه های انحرافات اجتماعی. شیراز: انتشارات زر.
احمدی، حبیب (۱۳۷۶). “رهیافت جامعه شناختی بر بزهکاری جوانان طبقه متوسط.” نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان، سال اول، شماره ۲، صص ۱-۱۳.
احمدی، حبیب؛ بیژن خواجه نوری و سید مجید موسوی (۱۳۸۸). “عوامل مرتبط با بزهکاری دانشآموزان دبیرستانی.” فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، سال نهم، شماره ۳۳، صص ۱۰۵- ۱۲۲.
احمدی، حبیب و سلمان کونانی (۱۳۸۹). “اوصاف و ویژگیهای شخصیتی نوجوانان پسربزهکار.” تعالی حقوق، سال دوم، شماره ۷، صص ۹۹- ۱۱۵.
احمدی، حبیب؛ علی اصغر مقدس و بیژن خواجه نوری (۱۳۸۰). “بررسی تطبیقی رفتار بزهکارانه دانشآموزان دبیرستانهای نظام قدیم و جدید شهر شیراز.” مجله علوم انسانی و اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید