No category

پایان نامه ارشد درباره رفتارهای پرخطر، سطح معنادار، اصول اخلاقی، مهارتهای اجتماعی

آمده(۷۴۴/۳۶) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۹ درصد معنادار میباشد. این یافته با نتایج پژوهش احمدی و همکاران (۱۳۸۰) همسو است.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۲۴/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۲/۰=sig)، رابطه بین دلبستگی به خانواده و دوستان و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه دلبستگی به خانواده و دوستان افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). این یافته با نتایج پژوهش علیوردینیا و همکاران(۱۳۹۰)، خواجه نوری و هاشمی نیا(۱۳۹۰)، احمدی و همکاران(۱۳۸۸)، جلایی پور و حسینی نثار(۱۳۸۷)، احمدی و همکاران(۲۰۰۰)، همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۵۲۴/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین تعهد به هنجارها و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه تعهد به هنجارها افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده با یافتههای پژوهش وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، لسلی و همکاران(۲۰۱۰)، احمدی و همکاران(۲۰۰۰) همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۲۸۳/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین مشارکت و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه مشارکت افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده همسو با پژوهش جلایی پور و حسینی نثار (۱۳۸۷) است.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۴۸۲/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین باور به اصول اخلاقی و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه باور به اصول اخلاقی افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده با یافتههای پژوهش احمدی و همکاران(۱۳۸۸)، جلایی پور و حسینی نثار (۱۳۸۷)، وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، لیرد و همکاران(۲۰۱۱) همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۲۱۳/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین خودپنداره و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه خودپنداره افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده با یافته های پژوهش فریرا و همکاران(۲۰۱۴)، دودوویتز و همکاران(۲۰۱۳) همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۰۵/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۳/۰=sig)، رابطه بین خود-کنترلی و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه خودکنترلی افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتایج به دست آمده با یافته های پژوهش جلایی پور و حسینینثار(۱۳۸۷)، پروین و علی بابایی(۱۳۹۲)، هولت و همکاران(۲۰۱۴)، یو(۲۰۱۴)، ازدمیر و همکاران(۲۰۱۳)، هماما و رونن-شنهاو(۲۰۱۳)، لیرد و همکاران(۲۰۱۱) همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۳۱۳/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین همنشینی با دوستان بزهکار و رفتارهای پرخطر متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه همنشینی با دوستان بزهکار افزایش یابد، رفتارهای پرخطر نیز افزایش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتایج این پژوهش با یافتههای پژوهش آلبوکردی و همکاران(۱۳۹۰)، احمدی و همکاران(۱۳۸۰)، وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، تاکر و همکاران(۲۰۱۴)، وارویل-ولد و همکاران(۲۰۱۴)، لسلی و همکاران(۲۰۱۰) همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۹۶/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین نظارت والدین بر فرزندان و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه نظارت والدین بر فرزندان افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجهی به دست آمده با یافتههای پژوهش علیوردی نیا و همکاران(۱۳۹۰)، وارویل-ولد و همکاران(۲۰۱۴)، ازدمیر و همکاران(۲۰۱۳)، وانگ و همکاران(۲۰۱۳) همسو میباشد.
با توجه به دادههای به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۳۴۹/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین مهارتهای اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش مییابد(جدول ۲۰-۳-۵-). در رابطه با ابعاد مهارتها، دادهها نشان دهندهی این است که مهارت اجتماعی بیشترین همبستگی(۴۲۷/۰-=r) و مهارت ارتباطی کمترین همبستگی(۰۹۷/۰-=r) را با رفتارهای پرخطر دارند. به علاوه، رابطهی بین این ابعاد و رفتارهای پرخطر معنادار است. نتایج به دست آمده با پژوهشهای احمدی طهور سلطانی و همکاران(۱۳۹۲)، بهرامی و همکاران(۱۳۹۲)، رمضانی و همکاران(۱۳۹۱)، مقتدایی و همکاران(۱۳۹۰)، نادری و همکاران(۱۳۸۶)، وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، فن فوگت و همکاران(۲۰۱۳)، سیموئز و ماتوس(۲۰۱۲)، کویف(۲۰۱۲)، سکر و همکاران(۲۰۰۹) و بارکین و همکاران(۲۰۰۲) همسو میباشد.
معادلهی رگرسیونی مربوط به تحلیل چند متغیرهی متغیرهای مستقل جهت پیشبینی متغیر مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در جدول ۲۷-۳-۵- ارائه شده است. بر اساس دادههای جدول، معادله رگرسیونی ما دارای هفت مرحله میباشد. براساس دادههای جدول، ضریب رگرسیونی چندمتغیره(R) در مرحله هفتم برابر با (۶۴۰/۰=R) میباشد. ضریب تعیین بدست آمده(۴۱۰/۰=R²) نیز نشان میدهد که در مجموع هفت متغیر درون معادله شامل(خودپنداره، تعهد به هنجارها، مشارکت، خود-کنترلی، باور به اصول اخلاقی، دلبستگی و سن) توانستند ۴۱ درصد از واریانس متغیر مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را تبیین نمایند.
معادلهی رگرسیونی مربوط به تحلیل چند متغیرهی متغیرهای مستقل جهت پیشبینی متغیر وابستهی رفتارهای پرخطر در جدول ۳۷-۳-۵- ارائه شده است. براساس دادههای جدول، معادله رگرسیونی ما دارای شش مرحله میباشد. براساس دادههای جدول، ضریب رگرسیونی چندمتغیره(R) در مرحله ششم برابر با (۶۸۴/۰=R) میباشد. ضریب تعیین بدست آمده(۴۶۸/۰=R²) نیز نشان میدهد که در مجموع شش متغیر درون معادله شامل(تعهد به هنجارها، جنسیت(مرد)، باور به اصول اخلاقی، مهارت اجتماعی و ارتباطی، همنشینی با دوستان بزهکار و نظارت والدین بر فرزندان) توانستند حدود ۴۷ درصد از واریانس متغیر وابستهی رفتارهای پرخطر را تبیین نمایند.
اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل هر یک از متغیرها بر رفتارهای پرخطر در جدول ۳۹-۳-۵- آورده شده است. با توجه به مدل مسیر میتوان گفت در میان شاخصهای گنجانده شده در مدل، بیشترین تأثیر مستقیم بر رفتارهای پرخطر توسط متغیر جنسیت(مرد) مشخص شده است. چنانچه ضریب بتا نشان میدهد، متغیر جنسیت(مرد) توانسته است در مرحله دوم وارد مدل شود. وزن بتا برای این متغیر در مرحله ورود مستقیم (۲۷۷/۰(Beta= بوده است که بیشترین اثر مستقیم را بر روی متغیر وابسته داشته است، به این معنا که افرادی که دارای جنسیت مرد میباشند، میزان رفتارهای پرخطر بالاتری دارند. بعد از جنسیت(مرد)، متغیر باور به اصول اخلاقی با ضریب بتای (۲۳۹/۰- (Beta= بیشترین تأثیر مستقیم و منفی را بر روی متغیر وابسته داشته است. باور به اصول اخلاقی به صورت غیر مستقیم و از طریق مهارتهای اجتماعی و ارتباطی نیز برروی رفتارهای پرخطر تأثیر گذاشته است که ضریب بتای آن مساوی (۰۲۵/۰-=Beta) میباشد. بنابراین اثر کل باور به اصول اخلاقی بر روی رفتارهای پرخطر مساوی (۲۶۴/۰-=Beta) میباشد.
از متغیرهایی که به صورت غیر مستقیم بیشترین تأثیر را بر رفتارهای پرخطر داشته است به ترتیب خودپنداره با بتای (۰۳۴/۰-(Beta= میباشد و بعد از آن به ترتیب، مشارکت با بتای (۰۲۸/۰-(Beta=، خود-کنترلی با بتای(۰۲۳/۰-(Beta=، دلبستگی با بتای (۰۳۴/۰-(Beta= و کمترین تأثیر غیر مستقیم بر روی رفتارهای پرخطر توسط متغیر سن با بتای (۰۱۳/۰(Beta= میباشد.
۶-۲- بحث و تحلیل نتایج
با توجه به این واقعیت که نوجوانان و جوانان هر جامعهای، مدیران، مسؤولان، اداره کنندگان و تولیدکنندگان فردای جامعه هستند، توجه به راهکارهای کاهش رفتارهای پرخطر در این سن مهم و حیاتی است.
همانطور که قبلاً اشاره شد، چارچوب نظری این پژوهش در رابطه با رفتارهای پرخطر، مبتنی بر نظریهی کنترل اجتماعی و همنشینی افتراقی میباشد. نظریههای کنترل فرض میکنند که علت رفتار بزهکارانه فقدان یک عامل درونی یا بیرونی برای افراد است. این عامل یک عامل محدودکننده و کنترل کننده میباشد(شومیکر، ۲۰۰۹: ۱۲۲). در نظریهی کنترل اجتماعی هیرشی که با عنوان نظریهی پیوند اجتماعی۴۶۵ نیز شناخته میشود، جوانان دارای دلبستگیهایی به بخشهای مختلف جهان اجتماعی خودشان هستند و این دلبستگیها یا پیوندها، آنها را از ارتکاب اعمال مجرمانه یا بزهکارانه باز میدارد(همان: ۱۲۵). در این نظریه، ارتباط بین بزهکاری(رفتارهای پرخطر) و شرایط سه نهاد خانواده، مدرسه و مذهب مدنظر قرار گرفته است و کنترل اجتماعی براساس میزان التزام آنها در نوع برخورد با بزهکاری تبیین میشود. ضرایب همبستگی به دست آمده بین این متغیرها و متغیر رفتارهای پرخطر نشان داد که هر چهار متغیر اخذ شده از نظریهی کنترل اجتماعی(دلبستگی، تعهد، مشارکت و باور) رابطهی معنادار اما معکوسی با رفتارهای پرخطر داشتند. این مسأله نشان میدهد که هرچه دلبستگی به خانواده و دوستان، تعهد به هنجارها، مشارکت در فعالیتهای مختلف و باور به اصول اخلاقی افراد بیشتر باشد، میزان رفتارهای پرخطر آنان کمتر خواهد شد. به عبارت دیگر، هرچه میزان کنترل اجتماعی چه به شکل رسمی و چه غیررسمی بر روی افراد بیشتر باشد، رفتارهای پرخطر کمتری از سوی آنان سر میزند. بنابراین، نقش نهادهایی مانند خانواده، مدرسه و مذهب در تبیین بزهکاری یا رفتارهای پرخطر باید مورد توجه قرار بگیرد. به ویژه اینکه در رابطه با مهارتهای اجتماعی این نهادها هم تأثیرگذاری عمیقی دارند، زیرا این نهادها میتوانند در درونی کردن رفتارهای بهنجار و همنوا با ارزشهای جامعه و آموزش مهارتهای اجتماعی به نوجوانان و جوانان بسیار تأثیرگذار بوده و هم اینکه در انجام رفتارهای پرخطر توسط جوانان نقش بازدارندگی قویای ایفا نمایند.
از بین نهادهای مختلف، خانواده به عنوان یک متغیر اصلی در بود یا نبود بزهکاری نقش دارد. زیرا اولین جایی است که فرد با آن روبرو بوده و در آن بزرگ میشود. بنابراین، در درونی کردن هنجارهای جامعه و آموزش صحیح مهارتهای اجتماعی نقش بسیار مهمی برعهده دارد. با این حال، اگر خانواده نتواند کارکردهای خود را به خوبی انجام دهد، زمینهی بروز بسیاری از انحرافات و بزهکاریها فراهم خواهد شد. ساختار خانواده از جمله خانوادهی از هم گسیخته که یک یا هر دوی والدین به دلیل رویدادهایی مانند مرگ، طلاق و موارد دیگر حضور ندارند، یکی از

دیدگاهتان را بنویسید