No category

پایان نامه ارشد درباره رفتارهای پرخطر، مهارتهای اجتماعی، متغیر وابسته، تحلیل مسیر

منفی بر رفتارهای پرخطر بگذارد، چنانچه ضریب بتا برای این متغیر برابر (۱۹۱/۰-(Beta= بوده است. این متغیر نیز به صورت غیر مستقیم و از طریق مهارت های اجتماعی و ارتباطی نیز برروی رفتارهای پرخطر تأثیر گذاشته است که ضریب بتای آن مساوی (۰۲۸/۰-=Beta) می باشد. بنابراین اثر کل تعهد به هنجارها بر روی رفتارهای پرخطر مساوی (۲۱۹/۰-=Beta) می باشد. چهارمین متغیری که بطور مستقیم و اما منفی بر متغیر وابسته اثر گذاشته، مهارت های اجتماعی و ارتباطی است. ضریب بتا برای این متغیر (۱۶۴/۰-(Beta= می باشد. پنجمین متغیری که بطور مستقیم بر متغیر وابسته اثر گذاشته، همنشینی با دوستان بزهکار است. ضریب بتا برای این متغیر (۱۶۰/۰ (Beta=می باشد. و در نهایت ششمین متغیری که بطور مستقیم و البته منفی بر متغیر وابسته اثر گذاشته، نظارت والدین بر فرزندان است. ضریب بتا برای این متغیر (۰۹۴/۰-(Beta= می باشد.
از متغیرهایی که به صورت غیر مستقیم بیشترین تأثیر را بر رفتارهای پرخطر داشته است به ترتیب خودپنداره با بتای (۰۳۴/۰-(Beta= می باشد و بعد از آن به ترتیب، مشارکت با بتای (۰۲۸/۰-(Beta=، خود-کنترلی با بتای(۰۲۳/۰-(Beta=، دلبستگی با بتای (۰۳۴/۰-(Beta= و کمترین تأثیر غیر مستقیم بر روی رفتارهای پرخطر توسط متغیر سن با بتای (۰۱۳/۰(Beta= میباشد. جدول ۳۹-۳-۵- اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل هر یک از متغیرها بر رفتارهای پرخطر را براساس نمودار تحلیل مسیر نشان میدهد. مقایسه ضرایب، این مسأله را آشکار میسازند که بیشترین اثر علی مستقیم و بیشترین اثر علی غیرمستقیم مربوط به کدامیک از متغیرها میباشد. همان طور که اشاره شد، بیشترین اثر علی مستقیم و کل به وسیله جنسیت(مرد) و بیشترین اثر علی غیرمستقیم توسط خودپنداره بر روی رفتارهای پرخطر انجام شده است. لازم به ذکر است که جهت تعیین اثرات غیرمستقیم یا مسیر غیرمستقیم، ضرایبی که در امتداد آن مسیر قرار گرفته اند را در هم ضرب می کنیم. مثلاً جهت تعیین اثرات غیرمستقیم تعهد بر رفتارهای پرخطر به صورت زیر عمل می کنیم.
۰۲۸/۰-=(۱۶۴/۰-) ×(۱۷۳/۰)
اشکال ۵-۱- و ۵-۲- نیز نمودار تحلیل مسیر و مدل نهایی استخراج شده از پژوهش را نشان می دهند. در شکل ۵-۱، متغیرهایی که توانستند وارد مدل تحلیل مسیر شده و چه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بر روی متغیر وابسته تأثیر گذاشته اند مشاهده می شود. در شکل ۵-۲- نیز متغیرهای استخراج شده از چارچوب نظری که توانستند بخشی از متغیر وابسته را تبیین نمایند نشان داده شده اند. همانطور که مشخص است، بخشی از متغیرهای موجود در مدل تجربی فصل سوم، در مدل نهایی حذف شده اند، به این معنی که دارای تأثیر بر روی متغیر وابسته نبوده اند.
جدول ۳۹-۳-۵- اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای مستقل بر رفتارهای پرخطر
متغیرها
اثر مستقیم
اثر غیر مستقیم
اثرکل
جنسیت(مرد)
۲۷۷/۰

۲۷۷/۰
باور به اصول اخلاقی
۲۳۹/۰-
۰۲۵/۰-
۲۶۴/۰-
تعهد به هنجارها
۱۹۱/۰-
۰۲۸/۰-
۲۱۹/۰-
مهارت اجتماعی و ارتباطی
۱۶۴/۰-

۱۶۴/۰-
همنشینی با دوستان بزهکار
۱۶۰/۰

۱۶۰/۰
نظارت والدین بر فرزندان
۰۹۴/۰-

۰۹۴/۰-
خودپنداره

۰۳۴/۰-
۰۳۴/۰-
مشارکت

۰۲۸/۰-
۰۲۸/۰-
خودکنترلی

۰۲۳/۰-
۰۲۳/۰-
دلبستگی و تعلق

۰۲۳/۰-
۰۲۳/۰-
سن

۰۱۳/۰
۰۱۳/۰
در نمودار تحلیل مسیر به غیر از ضرایب بتا ارقام دیگری به نام ارقام e وجود دارد که اثر عوامل ناشناخته (عواملی جز متغیرهای مدل) می باشد. این ارقام را کمیت خطا۴۶۳ می نامند که نشان دهنده مقدار واریانس متغیری است که متغیرهای متقدم مدل آن را تبیین نکرده اند. با مجذور کردن کمیت خطا (e) واریانس تبیین نشده بدست می آید. برای یافتن مقدار واریانس تبیین شده یعنی R2 کافی است e2 را از یک کم کنیم (e2 -1= R2)(دواس، ۱۳۸۵: ۲۲۵). جدول ۴۰-۳-۵- کمیت خطای e مدل تحلیل مسیر را نشان می دهد. با توجه به داده های جدول می توان گفت که مدل ما حدود ۴۷ درصد از تغییرات متغیر وابسته رفتارهای پرخطر را تبیین کرده است و در واقع حدود ۵۳ درصد از تغییرات متغیر وابسته تبیین نشده است.
جدول ۴۰-۳-۵- کمیت خطای e مدل تحلیل مسیر
متغیر
e
e2
R2= 1- e2
مهارت های اجتماعی و ارتباطی
۷۷/۰
۵۹/۰
۵۹/۰-۱=۴۱/۰
رفتارهای پرخطر
۷۳/۰
۵۳/۰
۵۳/۰-۱=۴۷/۰
شکل۵-۱- نمودار تحلیل مسیر
شکل۵-۲- مدل نهایی استخراج شده از پژوهش
فصل ششم
بحث و نتیجهگیری
۶-۱- یافتهها
تغییرات اجتماعی و فرهنگی در دهههای خیر در کشور ما از سرعت بالا و دامنهداری برخوردار شده، و همین امر پیامدهای مختلفی در ابعاد گوناگون به همراه داشته است. این تغییرات ممکن است بعضاً اثرات نامطلوبی در زندگی اجتماعی به وجود آورند، به طوری که افراد نتوانند خود را با تغییرات تازه، سازگار و همراه کنند. به همین دلیل، با وقوع هر دگرگونی مهمی و رخداد تازهای، وضعیت زندگی مردم تغییر کرده و دامنهی نیازمندیهای آنها گسترش مییابد. از آنجا که به دلیل مسایل و مشکلات متعدد، امکان برآورده شدن نیازها و خواستههای بیشمار افراد وجود ندارد، محرومیتهای ناشی از عدم ارضای نیازها، زمینهی وقوع رفتارهای بزهکارانه و کجرویها مانند سرقت، اعتیاد، انحرافات جنسی و … را فراهم میکند(هزارجریبی و همکاران، ۱۳۸۹: ۳۲۳-۳۲۴). در این میان، کسانی که به واسطهی شرایط سنی، بیشتر در معرض این دگرگونیها و پیامدهای ناشی از آنها هستند، یعنی نوجوانان و جوانان دارای بیشترین اهمیت بوده و کارگزاران جامعهپذیری و نهادهای اجتماعی که وظیفهی درونی کردن هنجارها و ارزشها، آموزش مهارتهای اجتماعی، تطبیقپذیری و روشهای مقابله با شرایط دشوار زندگی را بر عهده دارند، از برجستگی و اولویت بیشتری برخوردارند.
این رساله به دنبال این هدف بوده است تا نقش بازدارندگی مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در وقوع رفتارهای پرخطر را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. سؤالات اساسی که این پژوهش به دنبال پاسخگویی به آنها بوده است، از جمله اینکه مهمترین رفتارهای پرخطر جوانان کدام هستند؟ آیا بهرهمندی از مهارتهای اجتماعی و ارتباطی، نقش بازدارندگی در رابطه با رفتارهای پرخطر دارد یا نه؟ و آیا کنترلهای فردی و اجتماعی اثر بازدارندگی بر روی رفتارهای پرخطر جوانان دارد؟
نوجوانی و جوانی یک دوره بحرانی، حساس و مسأله آفرین در زندگی است. ناکافی بودن تجارب و محدود بودن آگاهی موجب میشوند تا نوجوانان و جوانان واکنشهای مختلفی نسبت به محدودیتها و مشکلات از خود نشان دهند که بخشی از این واکنشها میتواند در قالب رفتارهای بزهکارانه و پرخطر نمود پیدا کند. الگوهای رفتاری مهم که میتوانند بر سرتاسر زندگی فرد تأثیر بگذارند در این دوران شکل میگیرند و بسیاری از رفتارهای پرخطر از این دوره شروع میشوند(باریکانی، ۱۳۸۶: ۱۹۲). نوجوانی و جوانی همواره دورهای تلقی شده که در آن رفتار خطرپذیری شایع است. پژوهشهایی که در ۲۰ سال گذشته انجام شده است، به طور روزافزون تصویر کاملتری را از نوجوانان و جوانانی که در معرض بیشترین خطر پرخاش و خشونت هستند، به ما ارائه میدهد(مارکوس۴۶۴، ۱۳۹۱: ۸-۹). در این شرایط، برخورداری فرد از مهارتهای اجتماعی و ارتباطی از جمله ضرورتهای اساسی زندگی و مانع گرایش فرد به سوی رفتارهای پرخطر میگردد.
نگاهی تاریخی به موضوع رفتارهای بزهکارانه نشان میدهد که از گذشتههای دور تا به امروز ذهن بشر درگیر این موضوع بوده و در هر دورهای، تبیینهای گوناگونی را برای این رفتارها به کار میبردهاند. در فصل دوم رساله سعی شده تا سیر تحول بزهکاری را در طول تاریخ به صورت اجمالی بررسی شود. مروری بر پژوهشها و مطالعات داخلی نشان میدهد که مطالعات چندانی که به بررسی رابطهی بین مهارتهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر پرداخته باشند، وجود ندارد. اما مطالعات خارجی کمتر با این مشکل مواجه هستند و پژوهشهای بیشتری در خارج از ایران به بررسی رابطهی بین این دو متغیر پرداختهاند. بنابراین سعی شد که به پژوهشهای مرتبط با ابعاد مختلف موضوع پرداخته شود. از آنجایی که این پژوهش درصدد بررسی ارتباط دو مفهوم مهارتهای اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای پرخطر می باشد، نیاز بود که مروری بر نظریههای مختلف درباره هردو حوزه یعنی هم رفتارهای بزهکارانه و پرخطر و هم مهارتهای اجتماعی انجام شود. بنابراین، ابتدا نظریههای مربوط به رفتارهای بزهکارانه به طور مفصل از رویکرد جامعهشناختی مورد بررسی قرار گرفته است، در ادامه نظریههایی که به شکل تخصصی رفتارهای پرخطر را مورد تبیین قرار دادند نیز مطرح شد. در بخش مهارتهای اجتماعی و ارتباطی به عنوان متغیر مستقل اصلی نیز به نظریههای مرتبط با این حوزه پرداخته شده است. به دلیل این که این پژوهش به دنبال بررسی متغیرهایی می باشد که نقش بازدارندگی در رابطه با رفتارهای پرخطر دارند، نظریههای کنترل اجتماعی و همنشینی افتراقی در رابطه با رفتارهای پرخطر و نظریه یادگیری اجتماعی بندورا در رابطه با مهارت های اجتماعی و ارتباطی به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده است. براساس چارچوب نظری اقدام به تشکیل مدلهای مفهومی و تجربی پژوهش نموده و مطابق با مدل مفهومی، تعدادی قضیه و براساس مدل تجربی پژوهش، مجموعهای از فرضیهها استخراج گردیده است.
با استناد به روششناسی کمی، روش مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش بوده که با توجه به فرضیههای پژوهش، پرسشنامه طراحی گردید. جامعه آماری کلیه جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله شهر شیراز بودند که بر اساس جدول لین، جمعیت نمونه ۶۰۰ نفر انتخاب شد. ابتدا پرسشنامهی طراحی شده از طریق پیش آزمون مورد بررسی قرار گرفت تا پایایی و روایی آن مشخص شود. همچنین با مشورت با اساتید و کارشناسان مختلف و با توجه به نتایج پیش آزمون، پرسشنامه نهایی طراحی شد. شیوه نمونه گیری، نمونه گیری چندمرحله ای بوده که با درنظر گرفتن مناطق مختلف شهر شیراز، به انتخاب نمونهای از میان اعضای یک خانوار که بین ۱۵ تا ۲۹ سال داشت، منجر شد. در نهایت دادههای ۶۰۰ پرسشنامه وارد نرم افزار SPSS گردید و مورد تحلیل قرار گرفت.
تجزیه و تحلیل دادهها، یافتههایی به شرح زیر را در بر داشته است:
یافتهها نشان میدهد که ۹ درصد از پاسخگویان دارای مهارتهای اجتماعی و ارتباطی کم، ۷/۶۸ درصد دارای مهارتهای اجتماعی و ارتباطی متوسط و ۳/۲۲ درصد دارای مهارتهای اجتماعی و ارتباطی زیاد بودهاند. همچنین، ۷/۸۰ درصد پاسخگویان دارای رفتارهای پرخطر در سطح کم، ۳/۱۶ درصد دارای رفتارهای پرخطر در سطح متوسط و ۳ درصد نیز دارای رفتارهای پرخطر در سطح زیاد بوده اند(جدول ۷۱-۲-۵-). به طور کلی، بیشتر پاسخگویان از مهارتهای

دیدگاهتان را بنویسید