No category

پایان نامه ارشد درباره رفتارهای پرخطر، جامعه پذیری، مواد مخدر، عوامل خطر

دارد. افراد باهم فرق دارند و یک مدل نمی تواند مسیرهای زندگی آنها را توصیف نماید. برخی افرادی اجتماعی و دارای یک گروه همسالان بزرگ هستند، در حالی که برخی دیگر افرادی منزوی و تنها و به تنهایی راجع به مسایل مختلف تصمیم می گیرند. از آنجایی که نظریه های خصلت پنهان اثرات اجتماعی را در طول زندگی مورد ملاحظه قرار نمی دهند، و نظریه های دورهی زندگی بیان می کنند که وقایع اجتماعی به نظر می رسد که همهی افراد را تحت تأثیر قرار می دهند، هر دوی این نظریه ها از این واقعیت غفلت می کنند که طبقات و انواع مختلفی از متخلفان وجود دارد(سیگل، ۲۰۱۲: ۳۱۵-۳۱۶).
در واقع، مسیرهای مختلفی در رابطه با حرفهی جنایی وجود دارد. افراد در سطوح مختلفی تخلف میکنند، انواع مختلفی از جرایم را مرتکب می شوند و توسط نیروهای خارجی گوناگونی تحت تأثیر قرار میگیرند(همان: ۳۱۶). سه نمونه از نظریه های خط سیر در زیر مورد بررسی قرار می گیرند.
۳-۲-۴-۴-۳-۱- نظریه مسیرهای بزهکاری رالف لوبر
رالف لوبر و همکارانش۳۸۱ (۱۹۹۸؛۱۹۹۹) یک مدل خط سیر سه گانه ای را ارائه دادند که هم مشکلات رفتاری قبل از بزهکاری و هم اعمال بزهکارانه را باهم ترکیب می کند تا توصیف نماید که کدام گروه از جوانان در معرض بیشترین خطر تبدیل شدن به متخلفان حرفه ای و مزمن قرار دارند.
۱- مسیر تضاد اقتدار۳۸۲ در سنین ابتدایی با رفتار لجوجانه و مخالفت با والدین شروع می شود. این رفتار منجر به مقاومت و دفاع(انجام دادن کارها به شیوه ی خاص خود یا نافرمانی) و سپس به اجتناب از اقتدار(بیرون ماندن تا دیروقت، فرار از مدرسه و فرار از خانه) منتهی می شود.
۲- مسیر پنهان۳۸۳ که با رفتارهای پنهانی مانند(دروغگویی، سرقت از فروشگاه) شروع شده و به خسارات مالی مانند (ایجاد آتش سوزی و خرابکاری) منجر می شود و سرانجام با افزایش سریع و جدی اشکال خلافکاری مانند سرقت تفننی اتومبیل، جیب بری، دله دزدی، کشیدن چک بی محل، استفاده از کارت های اعتباری دزدی، سرقت ماشین، قاچاق مواد مخدر و شکستن و وارد شدن خاتمه می یابد.
۳- مسیر آشکار۳۸۴ با اعمال پرخاشگرانه و خشن مانند(آزار و اذیت دیگران، زورگویی) شروع میشود و منجر به درگیری فیزیکی و سپس خشونت مانند(حمله به دیگران، دزدی مسلحانه) میگردد(سیگل، ۲۰۱۲: ۳۱۷).
از نظر لوبر، رشد افراد می تواند در بیشتر از یک مسیر اتفاق بیفتد و برخی از جوانان در هر سه مسیر می توانند ترقی کنند. به علاوه، بیشتر متخلفان افرادی هستند که در مسیرهای مختلف و چندگانه، به ویژه در قالب نمایش رفتارهای آشکار و پنهان قرار می گیرند(پیکوئرو و همکاران، ۲۰۰۷: ۳۲).
اگرچه برخی از متخلفان پایدار ممکن است در یک نوع از رفتار حرفه ای شده باشند، سایرین در اعمال مجرمانه و رفتارهای ضداجتماعی متنوعی درگیر می شوند. نوجوانان و جوانان ممکن است در امتحانات تقلب کنند، در محیط مدرسه دیگران را تهدید نمایند، مواد مخدر مصرف نمایند، مرتکب دزدی شوند، ماشین سرقت کنند، و سپس از مغازه نیز دزدی کنند. بعداً که بزرگ شدند، برخی در یک عمل مجرمانهی خاص مانند قاچاق مواد مخدر حرفه ای شوند، در حالی که بقیه در یک عمل بزهکارانهی دیگر مانند دزدی درگیر شوند. ممکن است چندین خرده گروه حرفه ای مجرمانه وجود داشته باشد(برای مثال فاحشه ها، قاچاقچیان مواد مخدر) که هر کدام دارای مسیر حرفه ای متمایز و خاص خود هستند(سیگل، ۲۰۱۲: ۳۱۸).
فرضیهی کلیدی مدل لوبر این است که رفتار در یک حالت منظم و نه تصادفی اتفاق میافتد. به عبارت دیگر، افراد از مراحل پایین تر نظم به مراحل بالاتر آن پیشرفت میکنند(پیکوئرو و همکاران، ۲۰۰۷: ۳۲).
۳-۲-۴-۴-۳-۲- نظریهی تاکسونومی دوگانهی تخلف تری موفیت
تری موفیت۳۸۵ در سال ۱۹۹۳ نظریه ای را مطرح نمود که نه فقط مفاهیم گرفته شده از زیستشناسی، روانشناسی و جامعه شناسی را باهم تلفیق می کند، بلکه همچنین تبیین بزهکاری و جرم را از منظر رویکرد تکاملی به هم نزدیک می کند.
از نظر موفیت همهی مجرمین، رفتار مجرمانه را از سنین اولیه شروع نمی کنند. برخی از آنها تا سنین نوجوانی شان از قوانین سرپیچی نمی کنند و آدم های سر به راهی هستند. حتی برخی رفتار ضداجتماعی و بزهکارانه را از دورهی بزرگسالی شروع می کنند. وی به بررسی این مسأله پرداخت و مطالعاتش نشان داد که متخلفان به دو دسته تقسیم می شوند: متخلفان پایدار در دورهی زندگی(متخلفان دائمی)۳۸۶ و متخلفان محدود به دورهی نوجوانی۳۸۷(سیگل و ولش، ۲۰۱۱: ۱۲۳).
متخلفان دائمی، کسانی هستند که تخلف را از اوایل زندگی شروع کرده، در دورهی نوجوانی آن را با شدت بیشتری ادامه داده و در دورهی بزرگسالی نیز این روند را پی می گیرند، یعنی همواره اثری از جرم و بزهکاری در زندگی آنها ملاحظه می گردد. متخلفان محدود به دورهی نوجوانی، در طول دورهی نوجوانی اقدام به انجام تخلف نموده، برای دورهی زمانی کوتاهی این کار را انجام داده و وقتی که وارد دورهی بزرگسالی شدند آن را کنار می گذارند. در حالی که دوام و پایداری برای فهم تخلف پایدار دورهی زندگی مهم است، انفصال و ناپیوستگی مفهوم کلیدی در فهم تخلف محدود به دورهی نوجوانی است. موفیت با مطرح کردن این دو نوع تخلف، استدلال می کند که هر دو نوع تخلف برای تبیین نظری اش ضرورت دارند(ترنر و بلوینس، ۲۰۰۹: ۳۴۳).
علل نظری تخلف پایدار از اوایل دورهی زندگی شناسایی شد. به طور خاص، موفیت بیان کرد که هم وقوعی تولد فرد با نقص های روانی-عصبی و ناتوانی والدین در انجام مسؤولیت های والدگری شان(ضعف جامعه پذیری والدین) این احتمال را افزایش می دهد که افراد مسیر تخلف پایدار دورهی زندگی را شروع نمایند. قابل ذکر است که تجربه کردن یکی از این عوامل خطر به تنهایی، احتمالاً فرد را در مسیر تخلف پایدار قرار نمی دهد؛ در عوض، وجود این دو عامل باهم است که احتمال شروع مسیر تخلف از ابتدای زندگی را ممکن می سازد(همان: ۳۴۳). به علاوه، خزانه یا منبع اعمال خلاف این گروه، متنوع و شامل خشونت بین شخصی نیز می شود(پیکوئرو و همکاران، ۲۰۰۷: ۳۱).
در مقایسه با متخلفان دائمی، متخلفان محدود به دورهی نوجوانی شایع تر و در عین حال نوع کم خطر متخلفان هستند. از آن جایی که شروع تخلف در بین متخلفان محدود به دورهی نوجوانی از نوجوانی آغاز می شود، موفیت عوامل خطر در طول این مرحلهی رشد را به عنوان عوامل علی اولیه شناسایی کرد. این عوامل شامل شکاف بلوغ(برای مثال شکاف بین بلوغ زیستی و بلوغ اجتماعی) و تشویق و ترغیب همسالان می باشد. موفیت پیش بینی کرد که تخلف های عمدهی این گروه محدود به رفتارهایی مانند دزدی، سیگار کشیدن، خرابکاری و مصرف مواد و نه اعمال خشن می باشد. برای اکثریت این گروه، مهارت های اجتماعی و نگرشهایشان به آنها کمک می کند تا از تجربهی بزهکارانه جدا شده و زمانی که به سن بزرگسالی رسیدند، دست از اعمال خلاف خود بردارند(همان: ۳۰). به طور خلاصه، متخلفان محدود به دورهی نوجوانی عمدتاً تخلف را در نتیجهی علل محیطی بزهکاری شروع میکنند(ترنر و بلوینس، ۲۰۰۹: ۳۴۳).
۳-۲-۴-۴-۳-۳- نظریهی تخلف زودهنگام و دیرهنگام جرالد پترسون و کارن یوئرگر
نظریهی پترسون و یوئرگر۳۸۸(۱۹۹۹) مبتنی بر مدل دو گروهی از تخلف می باشد که متخلفان آغازگر سریع۳۸۹ و متخلفان با تأخیر۳۹۰ را شامل می شود. مطابق با این نظریه، متخلفانی که خیلی زود درگیر رفتارهای ضداجتماعی و مجرمانه می شوند، در نتیجهی جامعه پذیری ناقص در دورهی کودکی و به خاطر والدگری نادرست می باشد. ناتوانی کودکان در یادگیری کنترل های شخصی و اجتماعی مؤثر، منجر به عضویت آنها در گروه های همسالان منحرف شده، که به نوبه ی خود، شدت تخلف آن ها را زیاد می کند. این دسته از افراد، تمایل به پرخاشگری دارند و در کنش های شان با دیگران بی اعتماد هستند و توسط همسالان مورد قبول عامه طرد میشوند. به همین خاطر، تلاش می کنند گروه همسالان منحرف تشکیل داده و در فعالیت های مجرمانه درگیر شوند. بنابراین، این گروه در معرض خطر تخلف های مزمن و تداوم این روند در دورهی بزرگسالی هستند(پیکوئرو و همکاران، ۲۰۰۷: ۳۱-۳۲).
از طرف دیگر، متخلفانی که عمل خلاف را دیرهنگام شروع کردند، از جامعه پذیری ناقص رنج نمی برند. در عوض، علت اصلی تخلف این دسته افراد، ارتباط و تعامل نزدیک و صمیمی آنها با همسالان منحرف می باشد. در نتیجه، تشویق و حمایت همسالان و بستر اجتماعی آنها زمینهی بروز تخلف را فراهم می سازد. همچنین، از آنجایی که متخلفانی که دیرهنگام یا با تأخیر اقدام به تخلف می کنند، از والدگری نامناسب و از جامعه پذیری ناقص رنج نمی برند، مهارت های اجتماعی شان نسبتاً دست نخورده باقی میماند و احتمالاً در زمان بزرگسالی میتوانند از اعمال مجرمانه دوری نمایند(همان: ۳۲).
۳-۲-۴-۴-۴- نظریههای رفتارهای پرخطر
۳-۲-۴-۴-۴-۱- نظریه رفتار مشکل آفرین ریچارد جسور
ریچارد جسور۳۹۱ در رابطه با رفتارهای پرخطر یک مدل روانی-اجتماعی۳۹۲ ارائه می دهد و بر این باور است که باید از همه پیامدهای بالقوهی این رفتارها آگاه بود، نه فقط پیامدهای زیستی-بهداشتی(پزشکی) آن را مورد توجه قرار داد. جسور بیان می کند که تحلیل هزینه-فایده ای از عوامل پرخطر باید انجام شود(عامل خطر در واقع یک عامل یا شرطی است که مطابق با سلامت، کیفیت زندگی یا خود فرد می باشد)، و فرد نمی تواند به سادگی خود را گرفتار هزینههای بالقوهی این رفتارها نماید. در دورهی نوجوانی، رفتارهای پرخطر می توانند تابعی از رشد بهنجار و طبیعی باشند. خواه نوجوانان از این امر آگاهی داشته باشند یا نه، این رفتارها اغلب دارای کارکرد، هدفمند و جهت یابی شده هستند(جسور، ۱۹۹۲؛۱۹۹۸). نوجوانان ممکن است رفتارهایی مانند سیگار کشیدن، نوشیدن مشروبات الکلی و فعالیت جنسی را انجام دهند تا بدین وسیله تأیید و احترام همسالان خود را به دست آورند، از والدین خود مستقل شوند، احساس رشد و بلوغ ذهنی کسب کنند و با استرس مقابله نمایند. از آنجایی که این اهداف در رشد بهنجار نوجوان مهم هستند، رفتارهای پرخطر، نوجوانان و جوانان را در دستیابی به این اهداف کمک می کنند(با ارتباط و تعاملی که با هم برقرار می کنند تا تغییری را موجب شوند). برعکس، پیامدهای منفی رفتارهای پرخطر می تواند بسیاری از امور مربوط به رشد را به مخاطره بیندازد، و شایستگی، بلوغ، نقش های اجتماعی مطلوب و گذر سالم و صحیح به بزرگسالی را مانع شود(والنسیا و کرامر۳۹۳، ۲۰۰۰: ۵۳-۵۴).
مطابق با دیدگاه جسور، عوامل مربوط به علت و معلول رفتارهای پرخطر متعدد و مرتبط به هم می باشند. عوامل خطر برای مشارکت در رفتارهای پرخطر شامل سابقهی مصرف مواد توسط خانواده، فقر، مدل های رفتار انحرافی، فرصتهای دریافتی پایین

دیدگاهتان را بنویسید