هویت دینی و ابعاد آن از دیدگاه روانشناختی

هویت دینی و ابعاد آن:

عوامل زیادی از قبیل؛ آموزش و پرورش، هنر، ادبیات، فرهنگ رایج عامه، ساختار سیاسی معماران و حتی دانشمندان علوم تجربی بر هویت دینی تأثیرگذارند. به همین خاطر این گونه به نظر می رسد که هویت دینی را چنین می توان تعریف کرد؛ بخشی از مذهب که در افراد و جوامع مذهبی دارای درجاتی از ثبات بوده و از نسلی به نسل دیگر تداوم داشته است. این تعریف از هویت دینی، به وضوح جوامع مذهبی را از غیر مذهبی جدا می کند. هویت دینی بر آمده از شخصیت دینی می باشد؛ یعنی جایی که مفاهیم دینی، عقاید و مبانی بر رفتار، گفتار و اعمال فرد، خود را به منصه ی ظهور می رساند. از این رو هویت دینی،ضمیمه کننده نام یابی خاص و پیشینه ی کاملاً روشن، در خصوص چنین افرادی بوده و به طور معمول فرض بر این است که، زمینه ی تبعیت از قوانین و مقررات تصویب شده و صریح را در افراد ایجاد می کند و پیشینه ی تاریخی پر بار، افسانه ها و باورهای کهن، الگو های مشخص، آداب و سنن مذهبی، مقررات و پشتوانه های سنتی، این نوع از هویت می باشد (حبیب زاده مرو دشتی، ۱۳۸۲، ص۹۹).

هویت دینی؛ نوعی از هویت جمعی می باشد، که در برگیرنده باورها، ارزش ها و اعتقادات دینی می باشد. می توان گفت؛ هویت دینی این است که فرد به یک سری از اصول و عقاید دینی در گروه های مذهبی خاص دست یابد به طوری که بخشی از شخصیت او گردد و نسبت به آن ها اعتقاد و شناخت حاصل کند و این خود نیازی از نیازهای فطری آدمی، یعنی؛ گرایش به پرستش است. به این معنا که؛ فرد مستقل از هر گونه یادگیری، در درونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس می کند. تجلی چنین احساس و تمایلی، در اعمال و رفتار دینی آشکار می شود. در واقع لفظ دین داری هنگامی صورت می گیرد که مردم یا گروهی از افراد، تمام یا بخشی از تعالیم و دستورات دینی را اعم از عقاید، اخلاقیات و احکام پذیرفته باشند و نسبت به آن نوعی احساس پای بندی مستمرو نسبتاً با ثباتی داشته باشند. هویت در زمینه ها و ابعاد مختلفی از زندگی شکل می گیرد که از جمله ی این ابعاد؛ می توان به بعد شخصی، جنسیتی، دینی، ملی و … اشاره کرد. یکی از مسائل اساسی شکل دهنده ی هویت هر انسانی؛ داشتن تعریفی از خود، از معنای زندگی، هدف زندگی و… است که با نگاهی اجمالی به معارف دینی می بینیم که یکی از کارکرد های اصلی دین در زندگی این است که با دادن جهان بینی الهی، معنا و هدف  نهایی زندگی را، برای انسان تبیین می کند و غایت مسیر او را نشان می دهد. حال اگر معنا و غایت زندگی فرد بر اساس جهان بینی دینی شکل گرفت، دیگر ابعاد هویت فرد (هویت شخصی، جنسیتی، ملی و…) به عنوان واسطه های  دست یابی به آن هدف و در راستای آن معنا و غایت نهایی، جهت دهی خواهد شد. وقتی فرد، جهان بینی الهی پیدا می کند ومبدأ و مقصود خود را می داند و پی می برد که برای چه آفریده شده است و غایت آفرینش او چیست؛ می تواند در مورد سایرمسائل زندگی بهتر تصمیم بگیرد(عباسی قادی، ۱۳۸۲،ص۹). هویت دینی را نیز در دو سطح می توان مشاهده  کرد: اول در سطح فردی  و شخصی که تقریباً مترادف با دین داری فردی است اما در سطح دیگر، هویت دینی به عنوان جمعی نیز مطرح است و متضمن آن سطح از دین داری است که با “ما ” جمعی یا همان اجتماع دینی یا امت، مقارنه دارد. در این معنا هویت دینی به معنای تعلق و تعهد به جامعه ی دینی است. البته هر دو سطح از هویت دینی (شخصی و جمعی)، متضمن میزانی ازدینداری است(منصورنژاد، ۱۳۸۵، ص۱۷۵).

ابعاد هویت دینی:

با توجه به اینکه از ویژگی های هویت، چند بعدی بودن آن است هویت دینی نیز مفهومی مرکب است و ابعادی دارد.

الف) بعد دین داری: بررسی پژوهش های تجربی راجع به دین داری نشان می دهد که چند بعدی بودن دین نکته ای است که عموماً توسط پژوهشگران پذیرفته شده است مدل گلاک و استارک که در این حوزه مورد توجه بسیار قرار گرفته است برای دین، پنج بعد در نظر گرفته است: بعد اعتقادی، بعد شعائر و مناسک، بعد تجربی، بعد دانش دینی و بعد پیامدی.

ب) بعد اجتماعی: این بعد با مجموعه ای از نشانه گرها(اجتماعی و نمادین ) سروکاردارد که مرز گروه های دینی را تعریف می کند وبه شخص اجازه می دهد که میان «درون گروه وبرون گروه» تمایز قائل شود. بعد اجتماعی با تعریف رسمی و علمی تعلق، ارتباط دارد مثلاً می توان به غسل تعمید داده شدن یا مؤمنانه عمل کردن به اصول پنج گانه ی اسلام یا داشتن سر پناه مشترک در آیین بودا و به علاوه موافقت پذیرش تکالیفی که برای به رسمیت شناختن اعضاء جهت احراز صلاحیت دراین یا آن جنبش دینی مورد نظر است، اشاره کرد. در واقع بعد اجتماعی، احساس تعلق خاطر مشترک و احساس تعهد افراد به “مای” مسلمان را نشان می دهد.

ج) بعد تاریخی: بعد تاریخی را می توان آگاهی و دانش نسبت به پیشینه ی تاریخی و احساس تعلق خاطر و دلبستگی بدان دانست. این تعریف دربرگیرنده ی دو بعد است:

۱) دانش تاریخی، به معنای آگاهی از مهمترین حوادث و شخصیت های تاریخی است.

۲) تعلق خاطر تاریخی، به معنای وجود احساسات و عواطف مثبت ومنفی نسبت به حوادث، وقایع و شخصیت های تاریخی است که نتیجه ی آن، بر خورد غرورآمیز وافتخار آمیزبا آن یا موفق دانستن فعالیت ها و اقدامات شخصیت های مؤثر و مثبت در تاریخ کشور، یا ناراحتی و سرافکندگی و تحقیر شدن است.

د) بعد فرهنگی: این بعد حاوی مجموعه ای از عناصر شناختی، نمادین و عملی است که میراث سنتی خاص را تشکیل می دهد: آموزه ها، کتاب ها، علم وتفاسیر عملی، رفتارها و آیین ها و رموزآیینی، تاریخ، اندیشه ها و شیوه های اندیشه ورزی که در ریشه در فعالیت های اجتماعات دارند، عادات غذا خوردن، لباس پوشیدن، امور جنسی، بهداشت و نظایر آن که با نظام اعتقادات فرد مرتبط اند، هنرو آفریده های زیبا شناختی که به طورعلمی توسعه یا فته است وبا این اعتقادات ارتباط  دارد و نظایر آن شامل بعد فرهنگی هویت می شود در واقع بعد فرهنگی، نگرش مثبت به میراث فرهنگی –مذهبی  و اهتمام به حفظ و نگهداری آ ن را نشان می دهد( منصور نژاد، ۱۳۸۵،صص۱۷۷-۱۷۶).

92

دیدگاهتان را بنویسید