متن پایان نامه : مؤلفه انگیزشی

دانلود پایان نامه

بندورا که پردازش شناختی بر اهداف وابسته به موقعیت تمرکز است، با نظریه امید در یک ردیف قرار می گیرد؛ اما با نظریه امید که دارای افکار هدف مدار، منطقی و موقعیتی است، متفاوت است.
بنابراین، تفکر پایورانه یا افکار خودکارآمد موقعیتی کلید مدل بندورا است، در حالی که در نظریه امید، هم بر تفکر پایورو هم بر تفکر رهیاب تأکید می شود (اسنایدر، ۲۰۰۲).

تفاوت امید با امیدواری
امید و امیدواری لزوماً با هم مرتبط نیستند. واقعیت این است که کسی که امید دارد چیز خوبی اتفاق خواهد افتاد (اشتیاق آن را دارد) بدان معنا نیست که امیدوار باشد که آن چیز (حتماً) اتفاق خواهد افتاد. کسی ممکن است از صمیم قلب امید داشته باشد که وارد یک دانشگاه معروف شود؛ اما امیدوار نیست که آنها او را خواهند پذیرفت. شخص می تواند امید داشته باشد که در مسابقه ای برنده شود، اما به پیروزی امیدوار نیست. امید متفاوت با «امیدواری» است زیرا امید بازتاب میزان حصول به نتیجه (جهت گیری نسبت به آینده، همخوانی با هدف) است که غیرقطعی و در عین حال ممکن ارزیابی شده است، اما امیدواری بازتاب توقعات با توجه به نتیجه آتی همخوان با هدف است (دل میللرومک انیس، ۲۰۰۵). هر دوی این واژه ها دارای عناصر جایگزین مشابهی مانند جهت گیری به آینده، همخوانی با هدف اند اما از چند جنبه اساسی با هم متفاوتند. نخست ای که در تعریف امیدواری «اشتیاق» به کلی حذف می شود. کسی می تواند به نتایجی امیدوار باشد که اشتیاق شدیدی (مثلاً امیدوارم که در حال بچه ام خوب شود) یا ضعیف داشته باشد (برای مثال امیدوارم که فردا باران نبارد) برعکس اشتیاق هسته طور، در حالی که رابطه غیر خطی بین امید و قطعیت/ عدم قطعیت وجود دارد، رابطه بین امیدواری و توقعات خطی است. خصوصاً شخص وقتی که توقعاتش از صفر به ۵/۰ تا یک افزایش یابد امیدوارتر می شود، که نتیجه همخوان با هدف درآیند، روی خواهد داد. در واقع اطمینان، خوش بینی و بدبینی نقاطی روی پیوستار امیدواری در نظر گرفته می شوند. برای مثال، وقتی کسی اطمینان دارد که نتیجه همخوان با هدف حاصل خواهد شد احساس اطمینان یا قطعیت می کند یا وقتی کسی توقعات بالایی برای نتیجه همخوان با هدف غیر ممکن است، احساس بدبینی می کند. سرانجام، شخص وقتی احساس ناامیدی می کند که قانع شده باشد که نتیجه همخوان با هدف روی نخواهد داد.

تفاوت امید با توقعات
توقع، تصور «احتمال» است که بازتاب ادراک این احتمال است که نتیجه ای حاصل نخواهد شد توقعات می توانند از بالای ای (که شخص مطمئن است نتیجه ای حاصل خواهد شد یا حاصل شده است) تا صفر (که شخص مطمئن است نتیجه ای اتفاق نخواهد افتاد یا اتفاق نیفتاده است) دامنه دارد.
چند عامل امید را از توقعات متمایز می کند ما وقتی می توانیم توقع داشته باشیم که یا نتایج همخوان با هدف یا ناهمخوان با هدف اتفاق خواهند افتاد، فقط برای نتایج همخوان با هدف امیدواریم برخلاف امید، توقعات نیز می توانند مستقل از اشتیاق باشند مثل وقتی که کمی توقع چیزهایی دارد که خیلی مهم یا دلچسب نیستند. اما امید با عدم قطعیت کلی مرتبط است نه با سطح توقع خاصی، چون شخص می تواند به امید چیزهایی باشد که غیرقطعی اما مورد انتظار یا غیر منتظره اند سرانجام، امید مضامین قوی تری برای انگیزش و تمایل به عمل دارد تا توقعات. ناوتونی (۱۹۷۹) در این باره می نویسد، «امید با زندگی بیشتر گره خورده است و بسیار فعالانه تر از توقع منفعلانه است».
تفاوت بین امید و ایمان
امید در ادبیات مذهبی نیز به عنوان چیزی که متصل به ایمان است، به کار رفته است. مانند امید، ایمان با نتیجه آتی همخوان با هدف سر و کار دارد. با این حال، چند عامل امید را از ایمان متمایز می سازد. برخلاف امید، که یک هیجان است، ایمان باوری درباره نتیجه آتی است. دوم این که، ایمان با توقعات بالا مرتبط است، حال آنکه امید می تواند در طیف وسیعی از شرایط عدم قطعیت اتفاق افتد. کسی که ایمان دارد اعتقاد راسخه دارد که همه چیز خوب خواهد شد. کسی که امید دارد کمتر مطمئن است. همین طور، ایمان و امید از نظر آنچه که احتمال حصول به نتیجه همخوان با هدف را کلید می زند، متفاوتند عوامل محیطی زیادی ممکن است فرد را نسبت به اینکه نتیجه دلخواه حاصل خواهد شد یا نخواهد شد نامطمئن کند، اما در مورد ایمان، منابع توقعات تمایل دارند نیروهای بازدارنده ای را که خارج از اختیار فردند کنار بزنند.

تفاوت امید با میل
مانند امید، میل یک حالت هیجانی مثبت است. به علاوه درست همان طور که میل توسط شرایط اجتماعی و تاریخی شکل می گیرد، نیاز نیست با اشباع شدن کنار گذاشته شود، و با انگیزش گره خورده است (بلک و همکاران، ۲۰۰۳) امید نیز تا اندازه ای دارای همین ویژگی هاست وانگهی، میل و امید از چند لحاظ با هم متفاوتند. میل یکی از چند بعد از مؤلفه «اشتیاق» است و اشتیاق داشتن فقط یکی از چند بعد ماه امید است. لازاروس (۱۹۹۹) اظهار داشت که اگرچه میل سیما یه ویژگی اصلی است اما امید چیزی بیشتر از این است؛ چون امید مستلزم باور به احتمال نتیجه مطلوب است (ص ۶۵۳).
همچنین امید از چند نظر دیگر با میل متفاوت است. برخلاف میل که به عنوان درگیری بالقوه با فقدان اختیار (کنترل) تلقی می شود (بلک و همکاران، ۲۰۰۳) به نظر نمی رسد که امید معطوف به آینده است حال آنکه میل و اشتیاق لزوماً چنین نیست. برای مثال، کسی می تواند اشتیاق یا میل به بازگشت به گذشته داشته باشد اما کسی امید ندارد به گذشته برگردد.
تفاوت امید با آرزو کردن
مانند امید، آرزو کردن بازتاب اشتیاق به نتیجه همخوان با هدف است. با این حال باید گفت که امید به روشنی با انگیزش و تمایل به عمل بیشتر گره می خورد تا آرزو کردن. همچنین، امید با تصور احتمال کاملاً مرتبط است. ما به نتایجی امید داریم که ممکن هستند با این حال، ما اغلب آرزوی چیزهایی را داریم که غیرممکن هستند. برخلاف آرزو کردن، امید اغلب شامل این ملاحظه است که چیزهای خوب ممکن است اتفاق نیفتند و آینده نیز ممکن است خوب نباشد (لازاروس، ۱۹۹۹). آرزو نیز دارای بعد خیال انگیز آینده است. شخص ممکن است آرزو کند که پرنده ای شود و از روی ترافیک پرواز کند، اما امکان ندارد که فرد امیدوار چنین آروزیی داشته باشد.
حال آنکه آرزو می تواند به گذشته (مانند، می توانستم این کار را قبلاً انجام دهم) اشاره کند، به آینده نیز اشاره می کند (مانند بتوانم سال آینده یک سفر خارجی داشته باشم)، اما امید فقط به آینده نظر دارد. سرانجام، ما آرزوی نتایجی را داریم که روی آنها کنترل یا تسلط اندکی داریم، اما امید به چیزهایی داریم که می توانیم وقوع آنها را در اختیار بگیریم یا حداقل امکان پذیرند. به همین دلیل، آرزو بیشتر به مفهوم خیال پردازی گره می خورد تا با مفهوم امید. با وجود تفاوت های امید با واژه های مترادف و نزدیک به آن هنوز این سؤال مطرح است که امید به راستی چیست؟ صاحب نظران مختلف در این عقاید متفاوتی را مطرح کرده اند.
دیدگاه های رایج درباره امید
از مطالعه آثار موجود درباره امید، به نظر می آید صاحب نظران عقیده یکسانی درباره امید ندارند. نظریه های اولیه امید تمایل داشتند که امید را در قالب یک مدل تک بعدی مفهوم سازی کنند (استاتلند، ۱۹۶۹). عده ای دیگر امید را در قالب یک سازه چند بعدی می دانند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۶). تکیه بر هر یک از این نظریه ها می تواند شخص را به سوی امید واهی (رویکرد اول) یا امید واقعی (رویکرد دوم) سوق دهد.
نظریه امید
کارل میننجر (۱۹۵۹) در یک سخنرانی در جمع روان پزشکان اولین بار به امید به عنوان نقطه قوت در بیماران اشاره کرد و روان پزشکان را تشویق کرد که قدرت امید به خود و قدرت امید به بیماران را در فهم و درمان بیماری روانی به رسمیت بشناسد. او گفت که آیا تا کنون وظیفه ماست که به عنوان دانشمند نه درباره یک موشک جدید، یک بمب یا گاز جدید، بلکه درباره این حقیقت کهن اما نویافته، یعنی اعتبار امید در رشد و تکامل انسان همراه با عشق و ایمان حرف بزنیم (بورچارد و همکاران، ۲۰۰۳).
چارلزریک اسنایدر (۲۰۰۶) ملقب به سلطان امید برای اولین بار نظریه اش را درباره امید مطرح کرد و آن را مرکب از «قدرت اراده»، «قدرت راهیابی»،«داشتن هدف» و «تشخیص موانع» دانست(اسنایدر، ۲۰۰۶). براساس این فرض که امید موجب امید بیشتر می شود، روابط خانوادگی، دوستی های امیدبخش می توانند به عنوان عوامل روابط خواهر و برادری مدتی بعد ورئینگتون (۲۰۰۵) از مؤلفه دیگری در امید به نام «قدرت صبر» موقعی که ما تغییری نمی بینیم، یاد کرد. او درباره بازسازی امید می نویسد که زن و شوهر باید بتوانند با هر ارتباط برقرار کنند، اختلافشان را حل کنند، و آسیب ها را جبران (ورئینگتون، ۱۹۹۹). زن و شوهر باید الف. اراده برای بهسازی ازدواجشان داشته باشند، ب. باید به راه هایی برای بهسازی ازدواجشان دست یابند و ج. اعتقاد به صبر برای ازدواجشان داشته باشند و در عین حال برای بهبود ازدواجشان فعالانه بکوشند. به طور خلاصه، زوج ها به امید احتیاج دارند تا بتوانند مشکلات را طلاق دهند تا اینکه شریک زندگیشان را به عنوان مشکل ببینند. باید این نگرش و طرز فکر را جدی گرفت تا زوج ها برای مدتی طولانی از مشکلاتشان مرخصی بگیرند. راه این کار امید است زیرا امید هسته اصلی ازدواج و برای موفقیت هر ازدواجی لازم است (ورئینگتون، ۲۰۰۳).
لوپژ و همکارانش (۲۰۰۷) می نویسد که قدرت امید به عنوان یک نیروی انگیزشی در تمام دوران معاصر مورد بحث بوده و در قرن گذشته صاحب نظران پزشکی و روان شناسی آن را بررسی کرده اند. بیش از ۴۰ سال پیش، اثر جروم فرانک (۱۹۷۵) و (۱۹۷۵) امید را فرایندی مفهوم سازی کرد که در تمام رویکردهای روان درمانی مشترک است.
به نظر می رسد که امید مختص شرایط خاص و وابسته به توانایی خود شخص (شرایط درونی) است وقتی از توماس ادیسون درباره تلاش هایش برای اختراع لامپ سؤال شد، وی گفت «من شکست نخوردم فقط ۱۰۰۰۰ راه پیدا کردم که نتیجه نداد» (براون وبروس، ۲۰۰۳). به نظر می رسد که ادیسون به صورت تلویحی در تلاش هایش با دیدی امیدوارانه، پشتکار و صبر را اضافه کرد.
ارزش امید به قدرتی است که در آینده نهفته است. اگر آینده مثبتی را نمی شد تصور کرد امیدوار در آدمی فروکش می کرد. در امید، نگاه به آینده موج می زند امید به آینده نیروی حافظ زندگی است. چنین به نظر می رسد که امید از همان ابتدا مهارتی آموختنی باشد و از طریق جریان اجتماعی شدن در سنین اولیه عمر آموخته می شود.
برخلاف گروپمن (۲۰۰۵) که امید را مانند دارونم نافعال تلقی می کند و آن را انتظار، تمایل و باور می داند. اسنایدر معتقد بود که تلقی به عنوان مؤلفه ای که دارای اجزایی مثل چشمداشت و آرزوست، تلقی منفعلانه ای است و در عوض مضمون فعالی از امید را معرفی می کند که شامل داشتن هدف، قدرت برنامه ای و برنامه ریزی و قدرت اراده برای دستیابی به هدف با در نظر گرفتن موانع رسیدن به هدف و رفع آنهاست. از نظر او، هدف که اولین مؤلف امید است همان چیزی است که فرد آن را انجام می دهد یا می خواهد آن را داشته باشد و می تواند کوچک یا بزرگ باشد. کولریج (۱۹۱۲؛ به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲) می گوید «امید بدون هدف نمی تواند زنده بماند» بنابراین، اهداف صفر درصدی قابل دفاع اند. در واقع، اشخاص امید را تحت شرایط احتمالی متوسط از رسیدن به هدف رونق بخش می بینند. قدرت برنامه ریزی یا راهیابی، دومین جزء است و همان تصور توانایی یافتن راه هایی به سوی هدف مورد نظر است مثل «من می توانم برای این وضع راهی پیدا کنم» سرانجام، قدرت اراده با پایوری، جزء سوم امید، یک نیروی سوق دهنده در تفکر امیدبخش است. در واقع همان نیرویی است مه شخص را به سوی هدف می کشاند، یعنی تصور داشتن اراده برای به کارگیری راه های پیدا/ خلق شده برای رسیدن به هدف است و به صورت «با خودگویی مثبت» درونی مثل «من می توانم این کار را بکنم»، «من آماده ام»، «من به اوضاع مسلطم» است (اسنایدر، ۱۹۹۶). در این نظریه، قدرت اراده در آدمی نهفته است و چیزی نیست که باید آموخته شود یا از هیچ به وجود آید. در عوض می تواند افزایش یابد و به سوی اهداف خاصی سوق داده شود (همان منبع، ص ۱۳).
اسنایدر (۲۰۰۲) عقیده داشت که امید ماهیتی اضدادی دارد زیرا چارچوب نظریه امید حتی کسی که قصد خودکشی دارد برای هدفی البته بسیار منفی در حال نقشه کشیدن (برنامه ریزی) است؛ یعنی او با تمام امید می کوشد خودش را باشد. به عقیده او خودکشی در نهایت ممکن است بازتاب تجلی آخرین تفکر امیدبخش باشد. وقتی تعقیب اهداف مربوط به زندگی مسدود می شود، مردم سرشار از یأس و جستجو برای هدفی می شود که آنها را از دام های غیرقابل تحمل برهاند. مرگ همان هدف غایی است. هر چند که شخص ممکن است با تصمیم برای تعقیب مرگ مبارزه کند. از نظر اسنایدر (۱۹۹۶) افراد خودکشی گرا از نظر فکری فعال و پرتوان می شوند تا راهی برای رسیدن به هدفشان یعنی مرگ پیدا کنند. در واقع براساس این دانش بالینی است که متخصصان زمانی باید نسبت به اقدام به خودکشی که مرگ آور است، نگران باشند که سه شاخص مطرح باشد. نخست شخص شروع به توصیف مرگ خود در قالب کلمات روشن (هدف) کند، دوم، این طور به نظر بیاید که شخص دارای موج عظیمی از انرژی (تفکر پایورانه) است، و سوم شخص طرح و نقشه های خاصی درباره اینکه چگونه این تصمیم را عملی کند (تفکر رهیاب) دارا باشد. با این که درماندگی صحنه روانی را برای خودکشی از طریق تثبیت شخص روی هدف مرگ آماده می سازد، اما تفکرات پایورانه و رهیاب این سناریو مرگ آور را تکمیل می کند. بنابراین اصول تفکر امیدبخش را برای خودکشی قطعاً می توان به کار بست.
ورئینگتون (۲۰۰۵) در تأیید نظریه امید اسنایدر می نویسد «تصور داشتن قدرت رهیابی یا برنامه ریزی بدون تصور داشتن قدرت اراده، امیدی در پی ندارد. تصور داشتن قدرت اراده بدون تصور قدرت رهیابی، معنای امید را نمی دهد». با این حال، او معتقد است که امید چیزی بیش از دست و پنجه نرم کردن با موانع است و شامل پشتکار است. به قول گابریل مارسل، فیلسوف و خداشناس مسیحی، امید شامل این یقین است که خدا در شرایط سخت با ماست حتی وقتی که راهی را طول آن شرایط نشان نداده باشد. قرآن کریم بارها می فرماید: به درستی که خدا با صابرین و مؤمنان است. بنابراین، اسنایدر (۲۰۰۲) در پاسخ به این سؤال که امید به راستی چیست؟ آن را یک حالت انگیزشی مثبت می داند که مبتنی بر حس پایوری و راهیابی و ناشی از تعامل فرد با محیط است. به سخن دیگر، امید، ظرفیت تصور توانایی ایجاد مسیرهایی به سمت اهداف مطلوب و تصور داشتن انگیزه برای حرکت در این مسیرهاست (اسنایدر، ۲۰۰۲). او در تعریف دیگری، امید را مجموعه ای ذهنی می داند که مبتنی بر حس متقابل اراده و برنامه ریزی برای رسیدن به هدف است (۱۹۹۶) که دارای دو بعد شناختی به هم مرتبط: ۱- قدرت پایورتر ۲- قدرت راهیابی است. به عقیده وی تفکر پایورانه افکاری اند که افراد در مورد توانایی خود را برای شروع و حفظ حرکت در مسیر انتخاب شده به سمت هدف دارند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۶). تفکر عاملیتی یا پایورانه یک مؤلفه انگیزشی است که معرف ارزیابی فرد از تواناییش برای حفظ حرکت در مسیر هدف، و تصور شخص از تواناییش برای شروع حرکت در مسیرهای تعیین شده به سمت هدف است (اسنایدر، ۲۰۰۲). همچنین او تفکر رهیاب را عبارت از تصور توانایی شخص برای شناسایی و ایجاد مسیر به سمت هدف می داند (اسنایدر، ۱۹۹۶) با توجه به نظریات اسنایدر رووئینگتون می توان فرمول امید را چنین بیان کرد:
امید = قدرت اراده + قدرت برنامه ریزی + (قدرت صبر) + تعیین هدف + شناسایی موانع به هدف + هدف
آناتومی و بیولوژی امید

دیدگاهتان را بنویسید