رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره ویژگیهای شخصیت

دانلود پایان نامه

ی عنوان میکند.

ویژگیهای فردی از قبیل سن، جنسیت، وضعیت تاهل و ویژگیهای سازمانی از قبیل کار منابع انسانی، استراتژیهای توسعه، اندازه سازمان و غیره بر روی موفقیت شغلی تاثیر میگذارند (جاج، ۱۹۹۵).
۲-۵ نظریههای موفقیت شغلی
۲-۵-۱ نظریهی مککلند:
تئوری انگیزهی موفقیت توسط دیوید مککلند ارائه شده است. او یک روانشناس بود که تئوریاش ملهم از کار هنری مورای (یکی از نظریه پردازان شخصیت) است. از دیدگاه این روانشناس، نیاز به موفقیت بر پایهی برخی ویژگیهای شخصیتی از جمله برتری طلبی، رقابت، اهداف چالشی، اصرار بر انجام کار و فائق آمدن بر مشکلات بنا گردیده است. شخصی که انگیزه پیشرفت زیادی دارد همواره برتری در عملکرد را جستوجو می کند، از اهداف چالشی لذت میبرد و دارای پشتکار و روحیه رقابتی در فعالیتهای کاری است، که در نهایت منجر به موفقیت وی میشود. پرسشهایی که نیاز توفیقطلبی را مورد سئوال قرار میدهد عبارتند از:
آیا شما از فعالیتهای کاری چالشی و مشکل لذت میبرید؟
آیا شما میکوشید که عملکردتان از اهداف تعیین شده فراتر برود؟
آیا شما در جستجوی روش های جدید برای فائق آمدن بر مشکلات هستید؟
مککلند دریافت که افراد با ویژگی توفیقطلبی بالا، نسبت به کسانی که این ویژگی در آنها متوسط یا پایین است، از عملکرد بالاتری برخوردار میباشند (مقیمی، ۱۳۸۶). در حقیقت افراد موفق منحصر به زمینه یا شرایط خاصی نیستند، بلکه این افراد دارای زمینه و شرایط متنوعی هستند و به همان اندازه نیز از تنوع رفتاری و مهارتی برخوردار میباشند.
به نظر رابرت کریتنر- یکی از صاحبنظران مدیریت- حداقل سه عامل عمده برای موفقیت شغلی خصوصاً در حیطۀ مدیریت وجود دارد که وی آنرا در قالب یک فرمول ارائه میکند:
(فرصت)O * (انگیزه)M * (توانایی)A = S (موفقیت)
به نظر وی سه عامل توانایی، انگیزۀ موفقیت و فرصت عواملی هستند که اگر در هم ضرب شوند یک فرمول اصولی برای موفقیت شغلی فراهم میشود. وی در ادامه متذکر میشود که موفقیت مدیر به ترکیب متناسب توانایی، انگیزه و فرصت بستگی دارد. عدم وجود یک عامل منجر به ضایع شدن سایر عوامل می‌گردد و به همین علت است که از علامت ضرب به جای جمع استفاده شده است (کریتنر، ۱۹۹۶).
۲-۵-۲ نظریه جان آپلین
یکی از مهمترین مطالعات در زمینهی تعیین عوامل موفقیت شغلی، توسط جان آپلین انجام گرفته است وی پژوهش خود را به صورت متمرکز بر روی بیش از ده هزار کارمند در دفاتر مرکزی پانصد شرکت بزرگ آمریکا انجام داد. در مدل آپلین سه مجموعۀ عامل، سطح موفقیت فرد را تعیین میکند. این مجموعه عوامل عبارتند از:
عوامل فردی (درونی)، عوامل محیطی (بیرونی)، عوامل تصادفی (تعدیل کننده)
برای موفقیت؛ فرد بایستی صفات شخصیتی و مهارتهای فردی مختلفی را دارا باشد و حتی اگر تمامی شرایط و عوامل فردی مساعد باشد، موفقیت حاصل نخواهد شد مگر آن که عوامل محیطی به شکل مطلوبی فراهم گردد. در کنار این عوامل فاکتورهای تصادفی نیز نقش مهمی را ایفا میکنند که مدیریت، کنترل کمی بر روی آنها دارد (گانون، ۱۹۸۸(.
۲-۵-۳ نظریۀ جان هالند:
تئوری جان الهالند را گاه نظریه شخصیتی انتخاب شغل نیز مینامند. از دیدگاه این نظریه انسان با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود شغلی را برمیگزیند که برآورندۀ نیازهایش باشد. افرادی که مشاغل یکسانی را انتخاب میکنند تا حدود زیادی ویژگیهای شخصیتی مشابهی دارند. به نظر هالند هر کدام از انواع شخصیت نیازمند محیطی است که با آن خصوصیات هماهنگی و سازگاری داشته باشد و بیشترین امکان برای رشد و شکوفایی خود را فراهم آورد. وی نظریۀ خود را در زمینۀ شغل و شخصیت چنین بیان میدارد که اگر ما الگوی شخصیتی یک فرد و الگوی محیطی او را بدانیم میتوانیم در اصل با بکارگیری دانسته هایمان در مورد تیپهای شخصیتی و الگوهای محیطی به پیش بینی برخی از نتایج این گونه سازگار شدنها پرداخت. این گونه نتایج شامل انتخاب شغل، تغییرات کاری، موفقیت شغلی، صلاحیت فردی و رفتار تربیتی و اجتماعی میگردد (مقیمی، ۱۳۸۶).
این نظریه به دنبال پاسخگویی به سه پرسش بنیادی زیر است (پورکیانی، ۱۳۸۷):
کدام خصوصیات شخصیتی و محیطی منجر به اتخاذ تصمیمات رضایت بخش حرفه ای، اشتغال و پیشرفت میشوند؟
کدام خصوصیات شخصیتی و محیطی منجر به ثبات یا تغییر سطح کارکرد فرد در طول زندگی میگردد؟
مؤثرترین روشها برای کمک به افرادی که مشکلات حرفهای دارند کدام است؟
همچنین هالند نظریه خود را بر مبنای دو اصل استوار نموده است :
الف) انتخاب شغل و حرفه به نوع شخصیت فرد بستگی دارد.
انتخاب شغل و حرفه رابطه مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد.
در این الگو گفته میشود که رضایت شخص با تمایل وی به حضور یا ترک شغل به درجه یا میزانی بستگی دارد که شخصیت او با محیط شغلیاش تناسب داشته باشد. در همین راستا توجه به این اصل بسیار مهم میباشد که اگر شخصیت فرد با شغل وی سازگار باشد رضایت و موفقیت شغلی او بسیار زیاد و احتمال ترک سازمان بسیار کم خواهد شد. بطورکلی افرادی را که بیشتر اجتماعی هستند باید در مشاغل اجتماعی و افرادی را که سنت پرست هستند باید در مشاغل متعارف و سنتی گماشت و کار را بدین گونه ادامه داد (هالند، ۱۹۸۵).
بر اساس نظریه وی، افراد را می توان براساس شباهت شان به یکی از شش تیپ شخصیتی که عبارتند از: واقع گرا، هنری، اجتماعی، متهور، جستجوگر و قراردادی طبقهبندی کرد. این طبقهبندی کلی است و در جزء حدود ۷۲۰ الگوی مختلف شخصیتی را شامل میشود.
با بررسی تاریخچه زندگی ومشاهده رفتار فرد، میتوان غلبه یکی از این انواع تیپهای شخصیتی بر سایر انواع آن را ملاحظه کرد (پورکیانی، ۱۳۸۷).

۲-۶ شخصیت
لغت شخصیت که در زبان انگلوساکسون (پرسونالیتی) خوانده میشود، ریشه در کلمه لاتین (پرسونا) دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته میشد که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت خود میزدند. به مرور معنای آن گستردهتر شد و نقشی را که بازیگر ادا میکرد نیز در بر گرفت؛ بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی میکند ترسیم میشود. یعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه میدهد که جامعه بر اساس آن او را ارزیابی مینماید (قاسمی، ۱۳۸۲).
شاید بتوان شخصیت را اساسیترین موضوع علم روانشناسی دانست زیرا محور اساسی بحث در زمینههایی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است. تعریف لغت شخصیت به مرور زمان گستردهتر شده است و براساس نقشی که فرد در جامعه بازی میکند، ترسیم میشود. نظر به اهمیت مطالعۀ شخصیت و نقش آن در شناخت رفتار، طبیعی است تصور کنیم در سراسر تاریخ روانشناسی جایگاه ویژهای به شخصیت داده شده است.

از شخصیت تعاریف گوناگونی به عمل آمده است که هر کدام بر یک نظریه ویژه مبتنی است و هر یک به جنبههای خاصی تاکید میکند. دقت در محتوای تعریفهای ذیل میتواند به ما نشان دهد که ماهیت آنها چه اهدافی را دنبال میکند.
کارل راجرز شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته میداند که محور تمام تجربه های وجودی ما است (راجرز، ۱۹۶۱).
جی بی واتسون، شخصیت را مجموعه سازمان یافتهای از عادت میپندارد (واتسون، ۱۹۱۴).
اریک اریکسون معتقد است که رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی- اجتماعی ساخته شده و شخصیت انسان، تابع نتایج آنها است.
جورج کلی روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی، شخصیت میداند (کلی، ۱۹۷۴).
فروید در تعریف شخصیت اعتقاد دارد که شخصیت همان نهاد، خود و فراخود میباشد (فروید،۱۹۷۴-۱۹۵۳)
شخصیت عبارت است از الگوهای رفتار و شیوه های تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین میکنند (اتکینسون و هیلگارد، ۱۳۶۸).
در حال حاضر شخصیت به روند اساسی و مداوم دربارۀ فرد اطلاق میشود و تعریف آن از دیدگاه هر دانشمند یا مکتب و یا گروهی به نظریه یا تئوری خاص آنها بستگی دارد. لیکن تعریف نسبتاً جامع چنین است: شخصیت عبارت است از مجموعهای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً پایدار و مداوم که بر روی هم، فرد را از سایر افراد متمایز میکند (کریمی، ۱۳۸۹).
۲-۷ پیش فرض های اساسی شخصیت
در این قسمت به پیش فرضهای مهمی که دانشمندان شخصیت ارائه دادهاند میپردازیم، میتوان ادعا کرد بدون اشاره به این پیش فرضها، شناخت و فهم نظریههای شخصیت و ماهیت آنها ممکن نیست، چرا که تمام تئوریهای شخصیت، براساس یک یا تعدادی از این فرضیه ها استوار است. این پیش فرضها عبارتند از: نگرشهای مختلف به ذات شخصیت و عوامل تعیین کنندۀ شخصیت.
اکنون به توضیح هر کدام از عوامل فوق میپردازیم (قاسمی، ۱۳۸۲):
نگرشهای مختلف به ذات شخصیت
در این موضوع سعی شده است که به ابعاد مختلف و ریشه های تفکیکی شخصیت انسان توجه گردد. چند مورد از این ابعاد عبارتند از:
جبر و اختیار: کارل راجرز معتقد است که انسان، فقط خصوصیات یک ماشین را ندارد بلکه موجودی است که تا حدودی آزادی و اختیار دارد و میتواند خود را بسازد و به زندگی خود معنا ببخشد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

منطقی و غیرمنطقی بودن: جرج کلی انسان را به عنوان عالم یا دانشمندی میداند که فرایند عقلی و شناختی او، در تعیین رفتار و شخصیت او اهمیت ویژهای دارد، این درست برعکس نظریۀ فروید است. فروید اعتقاد داشت که اکثر رفتارهای ما، بر اثر انگیزه های ناخودآگاه غریزی انجام میشود و ما هیچگونه کنترلی بر آنها نداریم.
کلیگرایی و جزییگرایی: طرفداران نظریه کلیگرایی مکتب گشتالت معتقدند که طبیعت بشر به نحوی ساخته شده است که فقط با مطالعۀ تمامیت وجودی او میتوان به شناخت او پی برد اما پیروان جزییگرایی بر این عقیده اند که برای شناخت انسان باید هر قسمت از اجزاء وجود و رفتار او، مستقل از دیگر اجزاء مورد مطالعه قرار گیرد.
فطرت گرایی و محیط گرایی: همیشه این سوال مطرح میشود که چه مقدار از شخصیت ارثی و به فطرت انسان بر میگردد و چه مقدار آن با محیط و فرهنگ او ارتباط دارد؟ فروید در نظریۀ خود شخصیت انسان را متشکل از خصوصیات فطری میداند در صورتی که واتسون مهمترین مسئله در فرضیۀ تکاملی شخصیت را محیط و فرهنگ میداند.
ثبات و تغییرپذیری: فروید معتقد است که ساختمان شخصیت انسان در همان اوان کودکی به طور اساسی و زیربنایی شکل میگیرد و پس از آن تغییرات جزیی و با ثبات است. در مقابل این عقیده، با نظریههای افرادی چون اریکسون، اریک فروم و کارن هورنای روبرو میشویم، آنها معتقدند که شخصیت پدیده ایست متغییر و به طور دائم در حال تغییر میباشد.
عوامل تعیین کنندۀ شخصیت
وراثت:
مقصود از وراثت عواملی است که به هنگام تشکیل جنین وجود دارند. شکل فیزیکی انسان، جذابیت صورت، جنس، خلق و خوی، ترکیب ماهیچهها، میزان انرژی و سلامت جسمی از جمله خصوصیاتی است که معمولاً بخش یا تمامی آنها تحتتأثیر وجود پدر و مادر بوده و بر اساس آن شکل میگیرند و شخصیت فرد عبارت است از ساختار مولکولی ژنها که در کروموزم قرار دارند (رابینز، ۱۳۸۵).
محیط
محیط  یک مفهوم عمومی است که به همه اوضاع، نیروها و احوالی که از راه محرکهایی که در فرد اثر
میکنند. پدیدارهایی فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و اجتماعی است که از خارج در موجود زنده اثر  میگذارند. به طور کلی عوامل و نیروهای خارج از فرد، که میتوانند در رفتار او مؤثر واقع شوند. گرچه شرایط محیط طبیعی به مقدار قابل ملاحظهای در ساختن خلق و خوی آدمی مؤثر است ولی عامل بسیار مؤثری که استعداد اجتماعی فرد را به فعلیت میآورد و شخصیت را پایهگذاری میکند و او را به صفات خوب یا بد اجتماعی متصّف میکند، محیط تربیتی او میباشد. معمولاً افراد بسیاری از صفات اجتماعی خود را از کسانی میگیرند که در محیطهای مختلف خانواده، مدرسه، آموزشگاه و کوچه و محله به طور متناوب با آنان در تماس هستند و در بسیاری موارد شاهد رفتارهایی از آنان هستیم که از محیط اجتماع کسب کردهاند.
همچنین از جمله عواملی که در تشکیل شخصیت مؤثرند عبارتند از فرهنگی که شخص در آن بزرگ
میشود، نخستین شرایط یا وضعیتی که برای او بوجود میآید، هنجارهای بین افراد خانواده، دوستان و گروه های اجتماعی، سایر عوامل ذی نفوذی که وی آنها را تجربه میکند و محیطی که افراد در آن قرار
میگیرند. همه اینها در تشکیل شخصیت انسانها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند (رابینز، ۱۳۸۵).
حال که با پیش فرضهای شخصیت و عوامل موثر در آن آشنا شدیم به مکاتب شخصیت و بعضی از مهمترین نظریههای شخصیت میپردازیم.
۲-۸ مکاتب شخصیت
مهمترین مکاتب شخصیت به هفت دسته کلی تقسیم میگردد، که عبارتند از مکاتب سنخ شناسی، روانکاوی ، تحلیل عاملی، انسان گرایی، شناختی، یادگیری اجتماعی و انگیزشی.
با توجه به اینکه در این تحقیق از نظریه سرشت و منش استفاده شده است، لذا در اینجا تنها به نظریههای عاملی شخصیت اشاره میشود.
۲-۹ نظریههای عاملی شخصیت
۲-۹-۱ نظریه کتل
از آنجا که کتل شخصیت را پیش بینی رفتار شخص در اوضاع و احوال معین تعریف کرده است بنابراین به نظر او یک نظریه شخصیت باید هدفش پیش بینی رفتار آدمی در شرایط معین باشد. به عقیده کتل تعریف دقیق شخصیت مستلزم آن است که محقق قبلاً مفاهیمی را که در مطالعه رفتار قصد به کارگیری آنها را دارد به روشنی مشخص سازد به همین منظور، کتل مفاهیمی را که سازنده شخصیت هستند را به قرار زیر معرفی کرده است، که مهمترین این مفاهیم صفت است.
بنا به تعریف کتل، ویژگی یا صفت، ساخت ذهنی یا استنتاجی است که از ملاحظه رفتار حاصل شده و نظم و پایداری آن رفتار تعریف نموده است. کتل به تحلیل و طبقهبندی مفصلی دربارهی صفات شخصیت دست زده است. صفات، عواملی شخصیتی هستند که با روش تحلیل عاملی از تودهی انبوهی از اندازه گیریهای انجام گرفته بر روی آزمودنیها استخراج شده است. صفات گرایشهای واکنشی نسبتاً پایدار یک شخص هستند و واحدهای بنیادی شخصیت فرد را تشکیل میدهند. وی این صفات را بر اساس وجوه خاص به چند شکل طبقهبندی میکند.
طبقهبندی اول: در این طبقهبندی صفات را به صفات منشی (که نشان دهنده سرعت و قوت انگیختگی هستند)، صفات تحریکی (که شخص را به سوی هدفی به حرکت وا میدارند) و صفات توانشی (که نمودار زیرکی، مهارت و زبردستی هستند) تقسیم میکند.
طبقهبندی دوم: در این طبقهبندی کتل صفات را به دو دسته صفات عام و صفات خاص تقسیم بندی میکند. صفات عام، صفاتی هستند که میان همه افراد آدمی مشترک هستند. صفات خاص، صفاتی هستند که اختصاص به یک فرد معین دارند و وجه تمیز او از افراد دیگر هستند.
طبقهبندی سوم: در این طبقهبندی کتل صفات را به صفات روساختی و صفات پایه تقسیم میکند. صفات روساختی دستهای از رویدادهای رفتاری هستند که آشکار و ظاهر هستند و دوام و توصیفپذیری آنها بسیار کم است. در صورتی که صفات پایه بادواماند و شناخت آنها برای مطالعه شخصیت ضرورت اساسی دارد. این صفات نیز دو دسته اند: صفات سرشتی (یعنی صفاتی که ذاتی است و شخص آنها را با خود به دنیا میآورد) و صفات محیطی ( که با آموختن و تربیت به دست میآیند وحاصل محیط هستند). وی همچنین در نظریه خود به انگیزههای ارثی، انگیزههای محیطی، خود و خودآگاهی اشاره کرده است. پرسشنامهی شانزده عاملی شخصیت وی بر این اساس تدوین شده است (شولتز، ۱۹۹۰).
۲-۹-۲ نظریه آیزنک
آیزنک در بحث خود از شخصیت دو مسئله کلی را مطرح میکند. یکی از این مسائل جنبه توصیف شخصیت است و به علل و موجبات رفتار کاری ندارد. دیگری، بررسی عوامل علی و سببی است که در آن وی کوشش دارد تا علتهای زیربنایی شخصیت و اختلالهای بین شخصیتها را تحلیل کند (قاسمی، ۱۳۸۲).
الف) جنبههای توصیفی شخصیت: آیزنک و همکاران او مطالعات خود را برای بررسی نمونه ها و انواع شخصیت و ویژگیهای آنها در جهت شناخت شخصیتها متمرکز کرده و در این زمینه خصوصیات روانی گوناگونی که در آن روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید