تحقیق رایگان با موضوع ناصرالدین شاه، روزنامه ایران، تقدیر و سرنوشت، مناطق روستایی

دانلود پایان نامه

سبب کوچکی تکیه ظاهراً چندان دلخواه و مورد پسند ناصرالدین شاه نبوده است؛ از این رو، گهگاه تعزیه های مفصل و پرسیاهی لشکر (مثلاً تعزیۀ هفتاد و دو تن) را در میدان صاحبقرانیه برپا می کرده اند. پس از ساخته شدن تکیۀ سلطنت آباد، ناصرالدین شاه تعزیه خوانیهای خود را بیشتر در آنجا برگزار می کرد. ظاهراً نخستین تعزیه خوانی در این تکیه در محرم سال ۱۲۷۸ هـ.ق. بوده است. در سه چهارسال بعد نیز برگزاری تعزیه خوانیها به جای تکیۀ نیاوران غالباً در این تکیه انجام می شد.
بنابر نوشتۀ روزنامه های دولتی، در این تکیه مانند تکیۀ دولت تهران علاوه بر رجال دولت و شاهزادگان، همۀ اصناف و عامۀ مردم نیز می توانستند شرکت کنند.
تعزیه خوانی در سلطنت آباد و نیاوران به تدریج چنان اهمیت یافت که دستۀ تعزیه خوان و تعزیه گردان مخصوص برای آنها تعیین شد. شخصی به نام حاج قاسم معین البکا یا ناظم البکا، که در دارالنظارۀ دربار هم سمتی داشت، ادارۀ امور تعزیه داری و تکیه ها را بر عهده گرفت.(روزنامه دولت علیه ایران، نمره ۵۴۵، ۱۵شهرمحرم الحرام ۱۲۸۰ ه.ق). ناصرالدین شاه در اواسط سلطنت خود (در فاصلۀ سالها ۱۲۸۵ تا ۱۲۸۹ هـ.ق.) نیز، زمانی که در پایتخت به سر می برد، برای تماشای تعزیه همچنان به تکیۀ دولت قدیم می رفته است.(روزنامه دولتی، ۶۱۸ و ۶۳۱ محرم الحرام ۱۲۸۵-۱۲۸۶ ه.ق. و روزنامه دولت علیه ایران از سال ۱۲۸۵ تا ۱۲۸۹ ه.ق). پس از ساخته شدن تکیۀ دولت جدید در کنار شمس العماره در سال ۱۲۹۰ یا ۱۲۹۱ هـ.ق. و برپایی مجالس تعزیه مجلل و با شکوه و پرتشریفات در آن، تعزیه خوانی در تکیۀ دولت قدیم به تدریج متروک و تعطیل شد، لیکن تعزیه خوانی در تکیه های سلطنت آباد و نیاوران در تابستانهایی که مقارن ایام محرم بود ـ تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه همچنان باقی و برقرار بود.
تکیۀ دولت: با افزایش جمعیت تهران و اشتیاق عامه مردم و اعیان و اشراف به تعزیه و علاقۀ شدید ناصرالدین شاه به داشتن یک بنای عالی و مناسب برای برگزاری تعزیه های دولتی و درباری، دیگر تکیۀ دولت قدیم گنجایش جا دادن انبوه تماشاگران تهرانی را نداشت، و محل مناسبی برای برپایی مراسم تعزیه نبود. از این رو ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۳ هـ.ق. به دوستعلی خان معیرالممالک دستور داد تا همراه ساختن کاخ شمس العماره، تکیۀ وسیع و بزرگی هم در کنار آن بنا کند (معیر الممالک،۱۳۶۲: ۴۳ و همچنین ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی،نشر انجمن آثار ملی، تهران ۱۳۴۹، ص ۲۸۷). به موجب اسناد و مدارک موجود ساختن تکیه چهار یا پنج سال طول کشید. از این رو احتمال نزدیک به یقین آن است که در سال ۱۲۹۰ هـ.ق.، یعنی سال نخستین سفر ناصرالدین شاه به اروپا ساختمان تکیه پایان یافته بوده است. پس نظر کسانی که نوشته اند ناصرالدین شاه بعد از مسافرت به اروپا و دیدن تماشاخانه های آنجا، به خصوص آلبرت هال لندن، دستور ساختن تکیۀ دولت را داد، نادرست است.
خبرهای مربوط به اولین سال تعزیه خوانی در تکیۀ دولت گنگ و مبهم است. ظاهراً در محرم سال ۱۲۹۱ هـ.ق. نخستین تعزیه خوانی در این تکیه برگزار شده است. لیکن آن سال و سال بعد به سبب تقارن ایام محرم با زمستانهای بسیار سرد و پربرف، همچنین به علت ناتمام بودن بعضی از بخشهای فرعی و تزیینی تکیه، تعزیه خوانی در آن متوالیاً و با نظم و ترتیب برگزار نمی شده است، از سال ۱۲۹۳ یا ۱۲۹۴ هـ.ق. به بعد است که تعزیه خوانی در این تکیه با شکوه و جلال خاص، که سالها نیز ادامه داشت، آغاز شده است. (روزنامه ایران، ۲۱۱،۲۱۰ و ۲۱۲، محرم ۱۲۹۱، و ۲۴۵ و ۲۴۶ محرم ۱۲۹۲ ه.ق).
تعزیه خوانیهای تکیۀ دولت جدید تا سال مرگ ناصرالدین شاه، در ۱۳۱۳ هـ.ق. ادامه داشت و سال به سال بر شکوه و جلال و تجمل و تشریفات آن افزوده می گشت. با آن که در ایام محرم در تکایای تهران و نقاط مختلف شهر، به خصوص در تکیه های معروف و بزرگ، تعزیه خوانیهای خوبی برگزار می شد، مع هذا اکثر مردم تهران تکیۀ دولت را بر همۀ آنها ترجیح می دادند و آرزو داشتند تعزیه های آن را ببینند. در ایام محرم، هر روز مردم بامداد، از دور و نزدیک شهر، با شتاب خود را به سبزه میدان و جلوی تکیۀ دولت می رساندند، تا هر چه زودتر در تکیه جایی برای خود بیابند و از تماشای تعزیه محروم نمانند.
با اجرای تعزیه در تکیۀ دولت تازه ساز، تعزیه خوانیهای دولتی و درباری شهرت و اهمیت بسیار یافت. دربار به هنگام برگزاری تعزیه در تکیۀ دولت، گهگاه از نمایندگان دول اروپایی مقیم در تهران دعوت می کرد که در برخی از مجالس تعزیه شرکت کنند. سیاحان و جهانگردان اروپایی نیز که به تهران می آمدند، اگر اقامت آنان در تهران با ایام سوگواری مقارن بود، می کوشیدند تا با کسب اجازه از شاه و رجال درباری و متصدیان تکیه و تعزیه، یک یا چند مجلس از تعزیه را در تکیۀ دولت ببینند. تکیۀ دولت را در اواخر ذی حجه، دو سه روز مانده به اول محرم برای تعزیه خوانی آماده می کردند. تعزیه خوانی دربار از اول محرم، یا یک روز مانده به آن، شروع می شد، و تا دهم و گاهی تا دوازدهم و چهاردهم ادامه داشت و معمولاً در دو نوبت، روز و شب، برگزار می شد.
ناصرالدین شاه معمولاً از روز دوم یا سوم محرم به تکیه دولت می آمد و در جایگاه مخصوص خود که پردۀ زنبوری آبی یا مشکی در جلویش آویخته بود، می نشست. در بیشتر سالها تعزیه خوانی تکیۀ دولت از یازدهم تا آخر محرم و گاهی تا آخر ماه صفر همچنان ادامه می یافت، و حتی در ماههایی غیر از محرم و صفر نیز در آنجا تعزیه خوانی می شد. بانیان مجلس این تعزیه ها رجال دولت بودند که هر کدام هزینۀ برگزاری چند روز تعزیه را بر عهده می گرفتند. البته شکوه و جلال این تعزیه ها به پای تعزیه های دهۀ اول محرم نمی رسید ( شهری باف، ۱۳۵۷: ص ۵۴-۵۵). این نوع تعزیه خوانیها گویا تا زمان محمدعلی شاه و احمدشاه هم ادامه داشته است.
۵-۳-۴ – رخت و لباس
رخت و لباس تعزیه خوانان از لحاظ شکل و طرح و رنگ ضوابطی داشت که تقریباً در همه جا این ضوابط را رعایت می کردند یا می بایست آنها را رعایت کنند. جنس و کیفیت لباسها بیشتر به توانایی مالی و ذوق و سلیقۀ بانیان و برگزار کنندگان تعزیه بستگی داشت. به طور کلی، پوشاک تعزیه خوانان آمیزه ای از لباسهای معمول میان مردم ایران و اعراب، و تا حدودی هم مبتنی بر واقعیات تاریخی و روایات مذهبی و اساطیر و عرف و عادات و سنتهای عامۀ مردم بود. ناگفته نماند که در انتخاب رنگ لباس، بعضی از نمادهای پذیرفته در جامعه نیز تأثیر فراوان و بسزایی داشت.
از زمان ناصرالدین شاه به بعد، تجمل و تشریفات فراوان در تعزیه خوانیهای دولتی و اعیان و اشراف و افراط در تزیین صحنه ها و استفاده از لباسهای فاخر و گرانبها، حتی گاهی تغییر طرح و شکل سنتی لباسها، تعزیه را از وضع و حالت ساده و طبیعی اش بیرون آورد. در واقع، تعزیه برای برخی از اعیان و اشراف، وسیله و بهانه ای بود برای تفاخر و خودنمایی و همچشمی در نشان دادن ثروت و مقام خود. در مقابل تجمل گرایی و افراط کاری اعیان در تعزیه خوانی، تعزیه در بعضی از مناطق روستایی ایران به تفریط و ابتذال گرایید و بسیاری از تعزیه گردانان حتی ضوابط و معیارهای قراردادی و سنتی تعزیه خوانی را هم رعایت نمی کردند. مثلاً، ابن سعدخوان یا شمرخوان به جای پوشیدن لباس مخصوص خود در تعزیه، لباس ژاندارم به تن می کرد، یا شبیه امام شلوار دبیت مشکی گشاد و گیوۀ روستاییان اصفهان را می پوشید و پوشیدن آنها را عیب نمی دانست. همچنین، زن خوانان تعزیه به جای بستن سربند و یشماق (روبندۀ خاص)، از سربند و روبندهای زنان روستایی و ایلی استفاده می کردند. برخی از محققان و صاحب نظران استفادۀ تعزیه خوانان از هر نوع لباس غیر سنتی در تعزیه ها را، در مقایسه با اصول و ضوابط برخی از مکاتب تیآتر غربی (مانند تیآتر بی چیز یا بی پیرایه)، نه تنها مجاز شمره اند، بلکه آنها را از بهترین نوع تعزیه ها نیز انگاشته اند.
برخلاف این افراط و تفریطها، در بسیاری از تعزیه خوانیها که در تکایای عمومی خوانده می شد، تعزیه خوانان میانه روی و اعتدال در پوشیدن لباس و آرایش صحنه ها را تا اندازه ای رعایت می کردند. مثلاً شبیه حضرت عباس حتماً زره و قبای سفید یا سبز می پوشید و کلاهخود پردار بر سر می گذاشت، منتها قبای او در تعزیه خوانی در یک تکیه، از چلوار یا ململ یا قدک و امثال آن بود، و در تکیۀ دیگر از ابریشم یا تافته یا شال نازک و امثال آن.
۱-۵-۳-۴ – لباس امام خوان
۱. عمامۀ امام خوان سبزرنگ بود. امام خوانان عامه را به شیوۀ عربی، لیکن نه مندیل وار، بر سر می پیچیدند و مقداری از آن را از پشت گردن و شانه، متفاوت با «تحت الحنک» که در کنارگوش آویزان است، می آویختند. شبیه امام، گاهی برای نشان دادن شدت تأثر و اندوه در هنگام وداع و فراق یاران، قسمت آویختۀ عمامه را مانند دستمال جلوی چشمان خود می گرفت. هنگام جنگ و جهاد با اشقیا، به خصوص در روز عاشورا، مقدار از سر عمامه را باز می کرد و به دور گردن می پیچید. این عمل، هم حالت امام را در جنگ و ستیز می نمود، و هم ظاهراً نشانه ای از تسلیم امام در برابر قدرت حق و تقدیر و سرنوشت بود.
۲. عبای امام نوعی مخصوص و معروف به نجفی، و رنگ آن مشکی یا سبز و گاهی عنابی بود. عبایی که امام خوان در تکیۀ دولت می پوشید ابریشمی و شانه زری بود. شبیه امام، برخلاف رسم و عادت معمول عباپوشان آن زمان که عبا را بر دوش می انداختند و دستشان را از آستینهای آن بیرون نمی آوردند، غالباً دستهای خود را از آستین بیرون می آورد. قبای امام جامعه ای یک لای بی آستر و سفید رنگ بود که پیش آن باز می شد و دو طرف آن روی هم می آمد. امام قبا را بدون لباده می پوشید، و روی کمر آن شال سبز یا آبی می بست.
شبیه امام زره نمی پوشید و معمولاً خنجر و شمشیر بر کمر نمی بست، لیکن در روز عاشورا شمشیری حمایل د ار بر کمر می بست و چکمه به پا می کرد و در برخی از تکیه ها زره هم می پوشید.
۳. کفش شبیه امام در همۀ تعزیه های شهادت نعلین، به خصوص نعلین زرد، بود. شبیه امام در تکایای عمومی و محلی کفش معمولی نیز به پا می کرد و در روزهای عاشورا چکمه می پوشید.
۴. ابزار دست شبیه امام عصا بود که در همۀ تعزیه ها آن را در دست داشت. امام، به هنگام جنگ و رفتن به میدان، عصا به دست نمی گرفت.
۲-۵-۳-۴ – لباس اولیاخوانان دیگر
لباس پیامبر (ص) و امامان و پیامبران دیگر، کم و بیش همانند لباس شبیه امام بود. برخی از آنان، مانند شبیه حضرت سلیمان در تعزیۀ «سلیمان و بلقیس»، روی لباس جامه ای گشاد و بلند به نام «جبه» هم می پوشیدند. لباس شبیه اصحاب و یاران درجۀ اول امام، تقریباً همان شال و قبا و عمامه بود، منتها برای این که لباس آنان از لباس شبیه امام و پیامبران متمایز باشد، معمولاً از لباسهایی به رنگهای زرد،

دیدگاهتان را بنویسید