اسبابی مانند رختخواب یا طناب و بیل و کلنگ و کاه را می توانستند به آسانی از بازار یا خانه های مردم فراهم کنند.
نکته ای که در اینجا تذکرش لازم می نماید، این است که برخلاف تصور بسیاری از نویسندگان و صاحب نظران، پس از مشروطه، نه تنها از تجمل و تشریفات صحنه ای و اسباب و ابزار مجالس تعزیه نکاستند، بلکه در برخی موارد، به خصوص در تعزیه های تازه ای که از وقایع و داستانهای اساطیری و غیرمذهبی ساخته شده بود، ابزار و اسباب جدید نیز وارد مجالس تعزیه کردند. گذشته از این، برخی از تعزیه گردانان، بعضی از اسباب مجلس و پوشش نمادی و سنتی تعزیه را نیز تغییر دادند، و از وسایل و اسباب مختلف دیگری استفاده کردند؛ مثلاً به جای تور یا نقاب، ماسک بر چهره می زدند یا شبیه جبرائیل را که قبلاً از پشت صحنه با شتاب به صحنه می آمد، با منجنیق و سرسره و قرقره از پشت بام تکیه به صحنه می آوردند. در دوره های اخیر، در مجلس تعزیۀ «بازار شام»، ضبط صوتی را که در نوار آن خواندن قرآن ضبط شده بود، می آوردند تا قرآن خواندن سر بریدۀ امام را مجسم و مصور کنند (چلکووسکی،۱۳۶۷: ۱۹۳). همۀ اینها که ظاهراً در چگونگی شیوۀ اجرای تعزیه خوانی تحولی می نمود، خلاف شیوه های قراردادی و سنتی و نمادی تعزیه بود. در زیر شرح مهم ترین اسباب وسایلی را که در تعزیه ها، به خصوص در تعزیه خوانیهای تهران و تکیۀ دولت، به کار می رفته اند آورده شده است:
۱-۵-۴ – شمشیر
سلاحی است با تیغۀ آهنین یا فولادین که دمی برنده دارد. شمشیر دارای دسته ای معمولاً از آهن یا استخوان و شاخ حیوانات، یا از چوب صندل است که آن را «قبض» یا «مشته» می نامند. تیغۀ شمشیرها بلند و مستقیم یا خمیده است. شمشیرهای تغزیه خوانی بیشتر از نوع خمیده بودند. شمشیرهای با غلاف و حمایل را که به اصطلاح «شمشیرگردان» می نامیدند، جنگاوران به کمر می بستند. این شمشیرها بیشتر در جنگهای تن به تن به کار می رفتند.
جنگاوران سپاه، اعم از اولیا و اشقیا، در جنگهای عمومی، بیشتر از شمشیر برهنه یا به اصطلاح «تیغۀ شمشیر» استفاده می کردند.
در تکیۀ دولت و تکایای اعیانی از شمشیرهای زیباتر و گرانبهاتری استفاده می کردند. تیغۀ این شمشیرها، معمولاً از نقره یا ترکیبی از نقره و فلز دیگر، و قبضه و غلاف آنها از صندل و عاج و طلا و نقره بود. این شمشیرها را بیشتر امیران مخالف به دست می گرفتند. شمشیرها و ابزار و اسباب دیگر تکیه ها را غالباً از طریق درآمد موقوفات تکیه می خریدند.
۲-۵-۴ – خنجر
سلاحی است دارای تیغۀ کوتاه و تیزدم و نوک تیز و خمیده تر از شمشیر و با قبضه یا «مشته». غلاف خنجر را معمولاً از چرم و چوب یا چدن می ساختند. برخی از این غلافها روکش مخمل داشتند و بعضی دیگر، به خصوص غلافهای تکیۀ دولت و تکایای اشرافی و اعیانی، از طلا یا طلاکوب و نقره کوب و جواهر نشان شده بودند. خنجر برخلاف شمشیر، بند و حمایل نداشت. آن را در پهلو زیر شال یا کمربند جای می دادند.
خنجر را بیشتر مخالف خوانان و معمولاً برای بریدن سر اولیاخوانان به کار می بردند. خنجر تا حدی نشانه و نماد شقاوت و بی رحمی سرداران مخالف، نظیر شمر و سنان و خولی به شمار می رفت. مظلوم خوانان در موارد محدود و معین، از جمله در تعزیۀ «قربان کردن اسماعیل»، برای بریدن سرگوسفند از این سلاح استفاده می کردند. مع ذلک، گاهی در برخی از تعزیه ها و جنگها، پس از این که شمشیرش می شکست، خنجر را به جای شمشیر به کار می برد.
۳-۵-۴ – سپر
سپر تعزیه گرد و به اندازه های مختلف بود. سپر را از پوست «کرگ» (کرگدن)، یا چرم گاو و گاویش، یا ورقۀ آهن و چدن می ساختند. بهترین آنها سپر کرگردنی بود. بیرون سپر محدب و برآمده و درون آن مقعر و گود بود. در گودی آن دستگیره ای از تسمه به شکل × یا ∫∫ قرار داشت. در میان گودی نیز یک بالشتک از پنبه و تیماج و کهنه می نهادند که ضربات گرز و شمشیر، دست گیرندۀ سپر را آزار و آسیب نرساند. روی بخش محدب بسیاری از سپرهای کرگدنی را میخهای درشت و سرپهن (گل میخ) از جنس ورشو، برنج یا آهن می کوبیندند که هم زیبا بود وهم پردوام.
از سپرهای چرمی سبک و آهنی، بیشتر در تعزیه هایی که جنگهای طولانی نداشتند استفاده می کردند. امیران لشکر، مانند ابن سعد، که در جنگهای تن به تن و جنگ و ستیزها حرکت و نقش چندانی نداشتند، این گونه سپرها را به دست می گرفتند. جنگجویان موافق و مخالف، بیشتر از سپرهای کرگدنی محکم و سبک استفاده می کردند. برای این دسته از تعزیه خوانان، سپر نه تنها وسیلۀ دفاع و جلوگیری از ضربان گرز و شمشیر حریف بود، بلکه وسیله ای بود، تا در جنگهای تن به تن، وقتی که به سرعت از کنار هم می گذشتند، سپرهای خود را نیز به هم بکوبند.
تعزیه خوانان با این عمل، هم چکاچاک و برخورد سلاحها را نشان می دادند، و هم بر شور هیجان جنگ حماسی تعزیه می افزودند.
شبیه امام (امام حسین) در تعزیه ها کمتر از سپر استفاده می کرد و حتی در تعزیۀ روز عاشورا که زره می پوشید و شمشیر به کمر می بست، معمولاً سپر به دست نمی گرفت.
۴-۵-۴ – تبرزین
نوعی تبر است که آنرا در قدیم سپاهیان در پهلوی زین اسب می بستند، و درویشان در دست می گرفتند. در برخی از تعزیه ها که درویش نقش داشت، درویش تبرزینی به دست می گرفت و کشکولی بر کول می افکند.مثلاً : تعزیۀ «شهادت امام» .
۵-۵-۴ – تیر و کمان
در تعزیه ها از تیروکمان واقعی کمتر استفاده می کردند. در تکیۀ دولت و برخی از تکایای مهم و معروف، کمانهای زره داری به کار می رفت که آنها نیز از کمانهای واقعی و مخصوص جنگ کوچک تر بودند. در بیشتر تکایا و تعزیه خوانیها، هرگاه به تیر و کمان نیاز داشتند، تیر و کمان کم و بیش شبیه تیر و کمان بازیچۀ کودکان استفاده می کردند.
تیراندازان از همین تیر و کمانهای ساده استفاده می کردند. به طور کلی، در تعزیه ها به هنگام جنگ و ستیز تیر و کمان کمتر به کار می رفت. ظاهراً به همین سبب گردانندگان تعزیه در ساختن کمانهای محکم و خوب به شکل واقعی کوششی نکرده اند.
۶-۵-۴ – نیزه
سلاحی است بلند از چوب یا نی با سری آهنی و نوک تیز. طول نیزه به چند متر می رسد. درگذشته نیزه های خوب را معمولاً از گونه ای نی رومی می ساختند. بهترین نیزه های نیین «نیزه خطی» بود که از خطۀ بحرین به دست می آمد.
در تعزیه ها، در جنگهای عمومی و یا نبرد تن به تن کمتر نیزه به کار می رفت و به جای آن بیشتر از چوبهای باریک و دراز صنوبر و سپیدار، و بی سر نیزه استفاده می کردند. در واقع، این چوبهای نیزه مانند سلاح عمومی افراد سپاه و سیاهی لشکر، یا به اصطلاح تعزیه خوانان سلاح «عربها» بود. در تکیۀ دولت هم که فراهم کردن نیزه های واقعی به تعداد فراوان امکان داشت، سلاح لشکرها از همین نوع چوبها بود.
نیزه های واقعی و سپر و شمشیر را تعزیه خوانانی مانند خولی، سنان، حرمله و شبث ربعی که از سران لشکر اشقیا بودند، در دست می گرفتند. وقتی که امام یا یکی از شهادت خوانان به لشکر اشقیا حمله می کرد و با ضربات شمشیر نیزه های چوبی سیاهی لشکر را می شکست، شکستن نیزۀ چوبی هر سپاهی، هم نشانۀ از کار افتاده سلاح سپاهی بود و هم نشانۀ کشته شدن و جدا شدن سر او.
از نیزه های واقعی، عملاً در مواردی محدود و معین، آن هم نه در جنگها، استفاده می کردند. در تعزیه هایی چون تعزیۀ «بازار شام»، «ورود اهل بیت به کوفه»، «دیر سلیمان»، «راهب» و امثال آن، که سرهای شهیدان کربلا را بر بالای نیزه نشان می دادند، نیزۀ واقعی به کار می بردند. از نیزه برای چوب علم و بیرق نیز استفاده می کردند.
۷-۵-۴ – خود یا کلاهخود
نوعی کلاه آهنین است به شکل نیم کره مجوف که شهادت خوانان و جنگجویان مخالف بر سر می گذارند. کلاهخود تعزیه خوانان کم و بیش شبیه کلاهخود سپاهیان و جنگاوران دورۀ قاجار و صفوی بود.
در وسط و بالای کلاهخود میلۀ نوک تیزی قرار داشت. در دو طرف و اندکی پایین تر از این میله، دو میلۀ میان تهی به نام «جاپری» بود که در آن دو پر ابلق می گذاشتند. در پایین و محاذی پیشانی، میلۀ نسبتاً پهن سربالایی که تعزیه خوانان تهران آن را «دبولقه» می نامند، نصب شده بود. بر این میله شال باریکی را گره می زدند و دور سر می پیچیدند و دو سرش را در پشت گردن و شانه، به صورت شرابه رها می کردند. این شال، هم کلاهخود را بر سر محکم نگاه می داشت، و هم به بزرگی و شکوه جنگجو می افزود.
در برخی از کلاهخودهای قدیمی تر به موازات این میله، میلۀ نسبتاً پهن دیگری در جهت معکوس و سرپایین قرار داشت. این میله روی بینی را می پوشاند و تا اندازه ای آن را از برخورد ضربات شمشیر دشمن حفظ می کرد. از پشت کلاهخودها، در قسمت پایین و کنار گوشها، توری فلزی ریزبافت زره مانندی برای محافظت قفا (پشت گردن) آویزان بود. تعزیه خوانان معمولاً در زیر کلاهخود عرقچینی بر سر می گذاشتند تا از فشار کلاهخود بر سرشان بکاهد.
چون در تعزیه ها، جنگ و شمشیر بازی میان اولیاخوانان و اشقیاخوانان به شیوۀ نمادی و نمایشی صورت می گرفت، به سر گذاشتن کلاهخودهایی که میلۀ روی بینی داشتند ضرورت نداشت. از این رو، کمک کم کاربرد آن از میان رفت و از کلاهخودهای ساده ای که شرحش گذشت، استفاده شد.
بعضی از تعزیه خوانان که امکان مالی نداشتند، از کلاهخودهای ساده تری استفاده می کردند. این کلاهخودها توری زره مانند پشت گردن و میله های پهن و میان تهی را نداشتند. از این رو معمولاً یک روسری از پارچه، یا یک قطعه توری فلزی زره مانند جداگانه را به نام مغفر در درون کلاهخود جای می دادند و آن را بر سر می گذاشتند. گاهی، برای حفظ و نگاهداری کلاهخود بر سر، شال یا دستمالی را نیز دور کلاهخود می بستند.
۸-۵-۴ – زره
نیم تنه ای است آستین کوتاه و جلو باز آهنی یا فولادی. این نیم تنه یا جامۀ جنگی، بافت حلقه ای دارد و آن را جنگجویان به هنگام جنگ و ستیز روی لباسهایشان می پوشیدند. زره بر دو نوع بود، زره داوودی یا میخ گرد و زره معمولی. زره داوودی زرهی بود محکم و ریز بافت که سیمهای فولادی را به طرزی خاص حلقه حلقه می کردند و می بافتند و هر جا سیم تمام می شد، با سیم ظریف تر و نازک تری آن را پرچ می کردند. زره معمولی زرهی بود که حلقه ها را دانه دانه در عرض و طول به هم می انداختند.
در بالا و یقۀ پشت گردن زره، پارچۀ نرم بالشتک مانندی دوخته بودند، تا حلقه های زره گردن پوشنده را آزار ندهد. دو لبۀ جلو زره را با چند بند یا نخ روی شکم گره میزدند و شال یا کمربندی روی آن به کمر می بستند. برخی از زره ها نبستاً بلند بودند و تا بالای زانو می رسیدند، و سر آستینشان اندکی از آرنج دست می گذشت. بیشتر زره هایی که در تعزیه ها استفاده می کردند، کوتاه بود.
در تعزیه ها شبیه حضرت عباس، مسلم، شمر، مرحب خیبری و نظایر آنان زره می

Categories:No category
Published on :Posted on

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *