No category

تحقیق رایگان با موضوع تماشاگران، مأموران سیاسی، امام رضا (ع)، مرگ آفرینی

(مانند سروش) می خواندند. تعداد حوریان در مجالس تعزیه متفاوت بود. در برخی تعزیه ها، مانند تعزیۀ «سیرکردن آدم و حوا در بهشت»، یا «صحرای محشر» از حوریان بیشتری استفاده می کردند و در بعضی دیگر مانند تعزیۀ «وفات حضرت زهرا» تعداد آنها از سه، چهار تن بیشتر نبود.
۳-۳-۲-۴ – فرشتگان
کسانی که شبیه فرشتگان یا ملائکه را در می آوردند، از لحاظ نقش و مقام و موقعیت به دو دسته تقسیم می شدند: نخست فرشتگان مقرب و مشهور، مانند جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و اسرافیل؛ دوم، فرشتگان دیگر.
فرشتگان معروف و مقرب، معمولاً از مردان میانسال انتخاب می شدند. گردتوری بر چهره می آویختند، و برای این که از ملائکه یا فرشتگان دستۀ دوم تا اندازه ای متمایز باشند، اغلب قبای آبی رنگ که نشانه و نماد آسمانی بودن است، می پوشیدند. گاهی شبیه جبرئیل یا میکائیل عبایی هم بر دوش می افکندند که نشان دهندۀ وقار و متانت و تشخص آنان باشد.
نقش فرشتگان دستۀ دوم را معمولاً جوانان بر عهده داشتند و مانند حوریان گردتوری بر چهره می افکندند. در برخی از تکیه ها، به خصوص تکیۀ دولت، فرشتگان گرد پولک دار به صورت می زدند تا از حوریان متمایز باشند. این دسته از شبیه فرشتگان، مانند اغلب حوریان، معمولاً آواز نمی خواندند و فقط با سردستۀ فرشتگان (ملائکه) همراه بودند. خواندن اشعار با آواز و گفت و شنود کار سردستۀ فرشتگان، یعنی ملائکۀ مشهور و مقرب شود.
۴-۳-۲-۴ – سروش یا هاتف
در بسیاری از تعزیه ها کسانی با عنوان «سروش» یا «هاتف غیبی» نقشی داشتند و از راه دور می خواندند، کسی که این نقش را بر عهده داشت، معمولاً همان جبرئیل خوان تعزیه ها بود که بسیاری از مردم و تماشاگران نیز او را جبرئیل می پنداشتند، یا به آن نام می نامیدند. حال آن که، او سروش بود و جبرئیل در تعزیه ها فقط بر پیامبر یا امام نازل می شده است.
۵-۳-۲-۴ – جبرئیل
در تعزیه ها مشهورترین و شناخته ترین فرشتگان و ملائکه، جبرئیل بود و در بیشتر تعزیه ها، حتی تعزیه های گوشه و فرعی، نقش حساس و مهمی داشت و در نسخه های تعزیه های قدیم، به خصوص در نسخه های مربوط به شهادت امام، حضور جبرئیل یا سروش در صحنه ها بیش از حد تکرار می شد. این کار تا اندازه ای از مقام و منزلت جبرئیل و امام و نیز ارزش و اعتبار مذهبی ـ نمایشی تعزیه می کاست. رفته رفته تعزیه گردانان در نتیجۀ تجربه و آگاهی به دقایق و ظرایف نمایشی، شاید هم به سبب تذکار برخی از علمای روشن بین مذهبی، به عیب تکرار آمدن جبرئیل به صحنه ها پی بردند و نقش او را به مواقع معین و خاصی محدود کردند.
کسانی که شبیه جبرئیل یا سروش می شدند، معمولاً صدایی زیر و رسا و زنگ دار داشتند، و در گوشه ها و مایه های معینی می خواندند. به هنگام خواندن اشعار، قافیه ها و کلمات پایان ابیات شعر را می کشیدند، تا زنگ آهنگ صدایشان حالت ندا و صلا یا وحی را بهتر مجسم کند.
چگونگی نزول یا فرود جبرئیل. نزول یا فرود جبرئیل به زمین یعنی صحنۀ تعزیه به صورتها و طریقه های مختلف بود:
در تعزیه های تکایای عمومی و در تعزیه هایی که در میدانها و محله ها برگزار می کردند، شبیه جبرئیل از پشت صحنه یا دالان تکیه ناگهان آشکار می شد و شتابان به سوی صحنه می دوید و در حال حرکت وحی یا خبر را اعلام می کرد. گاهی نیز پس از چند لحظه به این سو و آن سو رفتن، در جای بلندی می ایستاد و خبر را ابلاغ می کرد. مثلاً، هنگامی که جبرئیل می خواست با اولیا خوانان گفت وگو کند، از پشت صحنه با شتاب به وسط صحنه می آمد، و موقر و مؤدب و آرام در حضور اولیاخوان طرف گفت وگو می ایستاد و تعظیم می کرد و با وی به گفت وگو می پرداخت.
وقتی که جبرئیل در نقش سروش یا هاتف غیبی بود، معمولاً در پشت بام تکیه یا یکی از تالارهای طبقۀ فوقانی آن، یا در پشت جمعیت میدان، به گونه ای می ایستاد که حتی الامکان دیده نشود و از آنجا ندا در می داد. بدین سان شبیه سروش، وحی و الهام یا ندای غیبی را از راه دور و عالم غیب مجسم می کرد.
طریق و صورت فرود و نزول ساده و معمول جبرئیل را بعدها در تکیۀ دولت و برخی از تکیه های بزرگ اعیانی تغییر دادند و شیوه های تازه ای در فرود جبرئیل به کار گرفتند. یکی از شیوه ها این بود که شبیه جبرئیل را که تاج و لباس پرداری هم بر تن داشت، با طنابی که به دستگاه قرقره یا منجنیقی متصل بود، از پشت بام تکیه فرود می آوردند تا نزول او را از آسمان بهتر مجسم کنند. شبیه عزرائیل، به سبب شخصیت ویژه و نقش خاصش، عبایی پشمین سیاه یا سرخ بر دوش می انداخت و نقابی سیاه بر چهره می بست و به صحنه می آمد. شبیه عزرائیل عموماً رفتاری متین و سنگین داشت و آرام در صحنه حرکت می کرد.
عزرائیل غالباً در تعزیه هایی که یکی از اولیا به مرگ طبیعی در می گذشت (مانند وفات پیغمبر (ص) و وفات فاطمه زهرا سلام الله علیها) حاضر می شد. در این تعزیه ها، عزرائیل پس از تعظیم و تکریم و گفت و گوی کوتاهی با اولیا، اجازه می خواست که قبض روحشان کند. برای تجسم قبض روح معمولاً چیز خوشبویی نظیر سیب یا گل به آنان می داد، تا با بو کردن آن روحشان به عالم ملکوت پرواز کند. شبیه عزرائیل برخلاف شبیه جبرئیل آواز نمی خواند، بلکه اشعار را شمرده و آرام و اندکی آهنگین و با هیمنه ادا می کرد. ادای اشعار چنان بود که هم ادب و احترام عزرائیل را به اولیا، و هم وقار و هیبت و ترس و مرگ آفرینی او را نشان می داد.
۶-۳-۲-۴ – فرنگیان
شبیه مسیحیان فرنگی و یهودیان و امثال ایشان، عموماً از اشخاص میانه حال و بی طرف تعزیه بودند، و چون در تعزیه ها برخلاف دو گروه اولیا و اشقیا، نقش چندان مهم و مؤثری نداشتند، از تعزیه خوانان عادی و متوسط (از لحاظ هنر و آواز) انتخاب می شدند. با این همه، چون در برخی از تعزیه ها، نقش و موقعیت فرنگی خوان عمده و مهم بود، هر تعزیه خوانی نمی توانست فرنگی خوان شایسته و خوبی باشد. بیشتر فرنگی خوانان و شبیه های یهودی و زردشتی و مانند آنها، سرانجام به اسلام و تشیع گرایش پیدا می کردند و یا مسلمان می شدند.
فرنگیان در تعزیه جامۀ خاصی می پوشیدند، و گاهی به تقلید مأموران سیاسی و سیاحانی که در قرن ۱۸ و ۱۹ به ایران می آمدند، عینک آفتابی بر چشم می زدند، و یا دوربینی به گردن می آویختند و چتری بر دست می گرفتند. (پولاک، یاکوب ادوارد،۱۳۶۱:ص ۲۳۵). با این همه لباس و وسایلی که شبیه فرنگیان در تعزیه و تکیه با خود داشتند یکسان نبود، و معیار و ضابطه ای کلیه در این مورد وجود نداشت (بخش رخت و لباس تعزیه خوانان. همین پژوهش). از دورۀ مشروطه که ساختن تعزیه های گوشه و فرعی از قصه ها و داستانهای مذهبی یا غیرمذهبی بیشتر رایج شد، تعداد تعزیه هایی که یهودیان و فرنگیان و بت پرستان در آن نقش داشتند، فزونی گرفت.
۷-۳-۲-۴ – ارواح درگذشتگان
در تعزیه هایی که ارواح درگذشتگان و مردگان نقش داشتند، شبیه های آنان به چند صورت و شیوه ظاهر می شدند.
اگر درگذشتگان از انبیا و اولیا و امامان بودند و شبیه آنان به صحنه می آمدند تا با شخصیتهای زنده و حاضر در صحنه (چه در عالم خواب و رؤیا و چه در بیداری) دیدار و گفت و گو کنند با لباس و هیئت خاص زمان زنده بودن خویش ـ یعنی با عبا و قبا و عمامه ـ ظاهر می شدند. فقط برای این که غیبت ظاهری خود را نشان دهند، توری بر چهره می افکندند. مثلاً:عیسی مسیح در تعزیۀ «قانیای فرنگ»، با همان شکل و لباس در عالم رؤیا به خواب پادشاه فرنگ می آمد، و ضمن آگاه ساختن پادشاه از حقیقت دین اسلام، او را از آزار شیعیان عزادار باز می داشت.
اگر شبیه انبیا و اولیا و امامان در گذشته، به صحنه نمی آمدند، و می خواستند از راه دور یا نزدیک با شخصیتهای زندۀ تعزیه گفت وگو می کردند، از دید تماشاگران پنهان می ماندند. این شبیه ها، معمولاً با همان لباس عادی و روزانه ای که بر تن داشتند، نقش خود را ایفا می کردند، منتها، گاهی بعضی از آنان نقاب یا توری هم بر چهره می بستند. ارواح امامان و پیامبران در تمام این صحنه ها مانند زمان حیات خویش، اشعار را با آهنگ و آواز خاص خود می خواندند.
۸-۳-۲-۴ – ارواح کسان دیگر
ارواح مردگان از هر گروه و دسته ای که بودند، با کفن در صحنه ظاهر می شدند. مردگان اگر از گروه نیکوکار بودند، شبیه شان کفن سفید و اگر از بدکاران بودند، کفن سیاه می پوشیدند. مثلاً ما در تعزیۀ «صحرای محشر»، مردگان اشقیا و بدکاران با کفن سیاه و نیکوکاران و شیعیان با کفن سفید ظاهر می شدند. مردگان نیکوکار ـ به خلاف امامان و اولیای غائب و در گذشته ـ اشعار را نه با آهنگ و آواز و نه همچون اشقیا، با داد و فریاد می خواندند، بلکه حالتی آرام و آهنگین همراه با کمی ناله به صدای خود می دادند، و کلمات را چنان با متانت ادا می کردند که به نحوی مرده بودن خود را مجسم کنند.
۹-۳-۲-۴ – نعشها
«نعشها» را به دو صورت مجسم می کردند. اگر مظلوم خوانی در ضمن واقعه شهید می شد و تعزیه نیز ادامه می یافت، مظلوم خوان شهید در تمام طول تعزیه همچون نعش روی صحنه بر جای می ماند. گاهی هم خادمان تکیه و تعزیه به روی صحنه می آمدند و نعش او را به پشت صحنه می بردند. گاهی نیز شبیه نعشها را از پشت صحنه به روی صحنه می آوردند و دور تخت می گرداندند. مثلاً، در تعزیۀ «شهادت قاسم» و یا شهادت برخی از یاران امام در روز عاشورا، در روی صحنه نعش گردانی می کردند.
برای نشان دادن شهیدانی که در گذشتۀ دور، یا نزدیک شهید شده بودند، معمولاً از نعشهای ساختگی استفاده می کردند. نعش را مانند جسد انسان می ساختند. به این گونه که تنه اش را با بالش و متکای استوانه ای شکل، یا چیزی مانند آن، و سرش را با سر مقوایی و پاهایش را با چکمه نشان می دادند و روی آنها را حوله یا پارچۀ سفید می انداختند.
۱۰-۳-۲-۴ – قاصدان و غلامان
قاصدان که تعزیه سازان آنان را عرب قاصد می گویند، کسانی را می گفتند که آورنده نامه یا پیام و فرمانی بوند. چون این گروه به اصطلاح مأمور بودندو معذور، طبعاً از اشخاص بی طرف و میانه حال تعزیه به شمار می آیند. قاصدان اگر از طرف اشقیا نامه یا پیامی می بردند، معمولاً تند و با شتاب حرکت می کردند، اشعار را مانند اشقیا بی آواز می خواندند؛ منتها چون به هر حال می بایستی بی طرفی خود را به نحوی نشان دهند، اشعار را با تشدد و فریاد و اشتلم نمی خواندند، بلکه تا اندازه ای آرام و ملایم می خواندند در بعضی مواقع به خصوص هنگامی که پیام یا خبر غم انگیری با خود می برد، علمی در دست داشت .
کسانی که در اصطلاح تعزیه خوانان غلام خوانده می شدند، از لحاظ نقش و وضع و موقعیت سه گروه بودند، برخی همانند قاصدان تا اندازه ای از اشخاص بی طرف و میانه حال بودند، مانند غلام مأمون در تعزیۀ «شهادت امام رضا (ع)» که از حضرت را برای مهمانی و حضور در مجلس مأمون دعوت می کند.

دیدگاهتان را بنویسید