No category

تحقیق رایگان با موضوع تماشاگران، امام حسین (ع)، پیام گیرنده، امام حسین

بود.
علمهایی که سنگین تر و بزرگتر هستند و پارچۀ پردۀ آنها معمولاً از اطلس و حریر و شال و امثال آن بود. در متن و حواشی پردۀ این نوع علمها، اشعار و آیاتی از قرآن مجید را با سوزنکاری و گلدوزی نقش می زدند. پردۀ این گونه علمها به اندازه ای بلند بود که علمدار معمولاً دسته و سرپرده را با هم میگرفت. بعضی از این علمها، سرعلمی به شکل پنجه یا گنبد داشتند.
علمهای استوانه ای که پردۀ آنها کیسه مانند و به رنگهای مختلف، یا تلفیقی از چند رنگ بود. بر روی برخی از پرده های این نوع علمها مغزیهایی۳ از ابریشم طلایی به صورت عمودی دوخته بودند. بر سر این علمها نیز پنجه یا گنبدکی فلزی از برنج، و بعضاً از طلا یا و طلا نصب بود. پنجه نماد و نشانۀ دست حضرت علی (ع)، یا دست بریدۀ حضرت عباس (ع)، و گنبدک نشانۀ تقدس و مظهر روحانیت اسلام بود. نصب این نوع سر علمها، ظاهراً از دورۀ صفویان در ایران باب شده است. برخی از نویسندگان و محققان، این نوع علم را «کتل» و بعضی دیگر توق (توغ) نامیده اند. لیکن، توق یا توغ و کتل به علامتی دیگر گفته می شود که با این نوع علم تفاوت دارد. از علمها و بیرقها و همچنین علامت، چنان که گفتیم، بیشتر در مراسم دسته گردانی و سینه زنی استفاده می کردند. در مجالس تعزیه و شبیه خوانی، به خصوص در شبیه خوانیهای تکیۀ دولت، علم جنبۀ تزیینی و تشریفاتی داشت و غالباً برای نشان دادن برپایی مجلس عزا به کار می رفت. هنگام تعزیه خوانی در تکیه ها، معمولاً چند علم را به یکی از دیرکهای تکیه می بستند و چند علم کوچک تر و سبک تر را هم به طاقنماها می زدند. از این علمها، فقط در تعزیه هایی که شرح آن در زیر خواهد آمد به صورت ابزار و وسایل تعزیه استفاده می کردند:
در تعزیۀ «شهادت عباس (ع)»، حضرت عباس (ع) که علمدار سپاه امام بود، معمولاً از آغاز تعزیه تا پیش از آن که به میدان جنگ برود، علم به دست می گرفت. این علم غالباً علمی بلند از علمهای نوع دوم بود.
قاصدان و اعرابی که از مدینه یا کوفه و کربلا خبر غم انگیزی برای امام یا اهل بیت می آوردند، معمولاً با خود علم حمل می کردند. طرز حرکت و رفتار این دو دسته قاصد نیز با هم فرق می کرد. قاصد علم به دست، چون حامل خبری غم انگیز بود، در راه رفتن سستی می نمود و آهسته و آرام حرکت می کرد، و معمولاً در فواصل معینی می ایستاد و اشعاری می خواند. قاصد بی علم، چون حامل هدیه یا خبر خوش بود، غالباً با شتاب راه می رفت که هر چه زودتر پیغام یا هدیه را به پیام گیرنده برساند.
۱۷-۵-۴ – شال
شال نوعی پارچۀ ساده یا گلدار است که معمولاً آن را از پشم یا کرک می بافند. شال تعزیه چندگونه، و به رنگهای مختلف سبز و سرخ و زرد و زرشکی و شیر و شکری و جز آن بود. مهم ترین شالهایی را که در تعزیه خوانیها به کار می بردند: شال کمر و شال عمامه بودند.
شال کمر شالی دراز و کم عرض بود. این نوع شال را تعزیه خوانان موافق و مخالف مانند شبیه امام، دور کمر و روی قبا می بستند. موافق خوانان شال سبز یا سیاه، و مخالف خوانان شال سرخ یا تیره رنگ داشتند. طرز شال بستان جنگجویان موافق و مخالف با دیگران فرق داشت. مثلاً، شال کمر حضرت عباس و شمر بسیار بلند بود و آن را طوری روی شکم گره میزدند که مقدرای از دو سر آن در پیش پا بیفتد. شبیه امام، یا هانی، یاابن سعد شال را فقط دور کمر می بستند و سرهای آن را نمی آویختند.
شال عمامه، شالی پهن تر از شال کمر، و کوتاه تر از آن بود. این شالها نیز از لحاظ جنس و مرغوبیت با هم تفاوت داشتند. شال رضایی و شال کشمیری از بهترین شالهای عمامه بود. این نیز گفته شود که همۀ عمامه ها معمولاً از جنس شال نبودند، برخی از عمامه ها را از تافته یا قدک و امثال آن درست می کردند.
طاقه شالها شکلی مستطیل داشتند، شالی از جنس ترمه و شال کرمان، و بیشتر به رنگ زرشکی بود. در تعزیه، از این نوع شال معمولاً برای «خلعت» استفاده می کردند. مثلاً، در آغاز تعزیۀ «شهادت حر» که عبیدالله زیاد سران کوفه را به مجلس خود دعوت می کرد، به هر یک از آنان یک طاقه شال خلعت می داد. طاقه شال را معمولاً از علامت نیز می آویختند.
۱۸-۵-۴ – کجاوه
از وسایل و اسباب تعزیه، به خصوص تعزیه خوانیهای تکیۀ دولت کجاوه یا هودج بود. کجاوه دو اتاقک چوبین و روباز به هم پیوسته ای بود که آن را روی شتر یا استر، به طوری می بستند که اتاقکهای آن در دو طرف حیوان قرار می گرفت. از کجاوه برای نشان دادن کاروان امام استفاده می کردند. گاهی در مراسم عزاداری و دسته گردانی ایام تاسوعا و عاشورا نیز آن را به کار می بردند.
کجاوه در تعزیه بیشتر جنبۀ نمایشی و تشریفاتی داشت، و برخلاف کجاوه های معمولی، کسی در میان آنها نمی نشست.
۶-۴ – تعزیه گردان
تعزیه گردان کسی است که همۀ کارهای نمایشی و هنری تعزیه خوانی و تعزیه خوانان را زیر نظر دارد و به مفهوم مدرن، کارگردان تعزیه است، لیکن دامنۀ کار و وظایف او، بسی گسترده تر از کارگردان تیآتر است. تدوین و تنظیم نسخه ها، انتخاب تعزیه خوانان و تعیین نقش و وظایف و حرکات آنان، انتخاب لباس مناسب برای هر یک از شبیه خوانان و نظارت بر آماده سازی و آرایش صحنه ها، از جمله وظایف مهم تعزیه گردان بوده است. تعزیه گردان را با عنوان شبیه گردان، شبیه ساز، تعزیه آرا، استاد، میرزا و معین البکا نیز نامیده اند.
تعزیه گردانان معمولاً با موسیقی تعزیه آشنا بودند. برخی از آنان، به خصوص تعزیه گردانان تکیۀ دولت، برای آموزش و تمرین تعزیه خوانان از استادان موسیقی نیز کمک می گرفتند. برخی از تعزیه گردانان نیز طبع شعر داشتند و بسیاری از اشعار تعزیه را خود می ساختند، یا اشعار تازه ای بر اشعار نسخه های قدیم می افزودند. تعزیه گردانان ورزیده و استاد، هنگام اجرای تعزیه، هرگاه احساس می کردند که بعضی از مکالمات طولانی اشخاص تعزیه مناسب حال و هوای مجلس نیست، در همان موقع کلمات و عبارات و اشعار نامناسبت تعزیه را حذف می کردند، یا فقرات و گوشه های تازه ای به آن می افزودند. همچنین، اگر هنگام اجرای تعزیه، حادثۀ غیرمنتظره ای برای شبیه خوانی روی می داد، یا شبیه خوانی بیمار می شد و نمی توانست به صحنه بیاید، تعزیه گردانان ورزیده با مهارت تمام آن صحنه را به گونه ای که نظم تعزیه به هم نخورد، تغییر می دادند یا حذف می کردند.
تعزیه گردان هنگام اجرای تعزیه، برای راهنمایی تعزیه خوانان و دستۀ موزیک، بیشتر اوقات روی صحنه (سر تخت) می ایستاد و گه گاه با بلند کردن عصا و اشارۀ دست، زمان آغاز و ختم موزیک تعزیه و نوبت خواندن تعزیه خوانان را تعیین و اعلام می کرد. گاهی نیز در کنار تعزیه خوانی (به خصوص اگر تعزیه خوان کم تجربه و تازه کار، یا بچه خوان بود) می ایستاد و رفتار و حرکات لازم را به او القا و گوشزد می کرد. همچنین، در برخی مواقع برای راهنمایی تعزیه خوانان، یا چگونه بردن قافله و اسب و بار و بنه به صحنه به دالان تکیه، یعنی پشت صحنه می رفت. رفت و آمدهای تعزیه گردان و حضور او در صحنه خللی در کار تعزیه وارد نمی آورد و توجه تماشاگران را به خود معطوف نمی داشت، زیرا تماشاگران از همان آغاز شروع تعزیه، چنان در متن وقایع فرو می رفتند که همۀ عوامل جنبی و فرعی تعزیه از نظرشان محو می شد. این یکی از ویژگیهای بسیار مهم تعزیه بوده است. فقط در آغاز تعزیه، وقتی که تعزیه گردان به روی صحنه می آمد و با خواندن دعا شروع تعزیه را اعلام می کرد، تماشاگران حضور او را به صورت مشخص و جدا از تعزیه احساس می کردند.
در بسیاری از تکایا و حسینیه ها، به خصوص تکیه های بزرگ، علاوه بر تعزیه گردان (معین البکا)، کسی یا کسانی با عنوان «ناظم البکا» کارهای تشریفاتی و انتظامی تکیه ها و تعزیه ها را بر عهده داشتند. معین البکا را به اصطلاح امروزی می توان مدیر کارهای اجرایی و نمایش تعزیه، و ناظم البکا را صحنه پرداز و مدیر امور اجتماعی و انتظامی تعزیه به شمار آورد.
در تعزیه های ساده ای که در تکیه های کوچک، یا در میدانها و جلوی امامزاده ها برگزار می شد، تعزیه گردان به تنهایی تعزیه را می گرداند و چندان نیازی به ناظم البکا نداشت. همچنین، در تعزیه هایی که تعزیه خوانان دوره گرد می خواندند، معمولاً تعزیه گردان یا یکی از تعزیه خوانها به تنهایی همۀ کارهای اجرایی و امور صحنه های تعزیه را انجام می داد. بی نیاز بودن این تعزیه ها از ناظم البکا، به این سبب بود که اولاً، در این گونه تعزیه ها اسباب و ابزار وسایل تعزیه بسیار ساده و محدود بود و به آسانی فراهم می گردید؛ ثانیاً، تماشاگران که غالباً از عامۀ مردم کوچه و بازار بودند، بی هیچ قید و بند و تشریفاتی به محل برپایی تعزیه می رفتند، و بدون رعایت ضوابط صنفی و گروهی و طبقاتی پیرامون صحنه گرد می آمدند و می نشستند. اما در تعزیه های مفصل و با شکوهی که در تکایا، به خصوص تکایای بزرگ، برگزار می شد چنین نبود. در این تکیه ها اعیان و اشراف و طبقات و گروههای مختلف شرکت می کردند. از اول محرم، طاقها و طاقنماها را با پارچه ها و اشیای گرانبها می بستند. چون معین البکا که می بایست با دقت ناظر رفتار و حرکات تعزیه خوانان و جنبه های اجرایی و نمایشی تعزیه باشد، به تنهایی نمی توانست از عهدۀ ادارۀ تکیه برآید، کسی را به عنوان «ناظم البکا» تعیین می کردند تا به کمک فراشان تکیه، مراقب نظم و آرامش تکیه باشد و اسباب و اشیا و لوازم تکیه را حفظ کند.
در ایام محرم، به خصوص در دهۀ اول آن، چون تکیه ها را با قالی و قالیچه و پرده و شال و پارچه های اطلس و مخمل و جار و چلچراغ و دیگر اشیای نفیس و گرانبها می آراستند، یا به اصطلاح می بستند، و این اشیا و اسباب را مردم از قشرها و طبقات مختلف محل به رسم امانت و به نیت نذر و نیاز و ثواب به تکیه ها می دادند، حفظ و نگاهداری آنها در طول ده، دوازده روز از وظایف پر مسئولیت ناظم البکای تکیه بود. البته، او نیز این کارها را با یاری و همکاری دستیاران خود یعنی فراشان و خدام تکیه بیشتر از جوانان و داشهای محل، یا از کسانی بودند که شور و شوق و علاقۀ فراوانی به خدمت به سالار شهیدان امام حسین (ع) در مجالس تعزیه و در این گونه تکیه ها داشتند. اینان هر کدام بخشی از امور و انتظامات تکیه را زیرنظر ناظم البکا و با صواب دید معین البکا بر عهده می گرفتند. شخصیت و مقام و موقعیت اجتماعی یا مذهبی ناظم البکا در سرپرستی این افراد در پیشبرد کار او بسیار مؤثر بود.
۷ – ۴ – موسیقی در تعزیه
از روزگاران کهن نمایش یا موسیقی و شعر پیوسته همراه و همگام بوده است. تعزیه نیز چنان که می دانیم نمایشی است آیینی ـ مذهبی، از این رو موسیقی و شعر و کلام منظوم (شهیدی،۱۳۸۰: ص ۵۳۳). در آن نقش مهمی دارند و از عناصر عمده و اصلی آن به شمار می روند. مقصود از کلام منظوم «بحر طویل»، «چهار پاره»،

دیدگاهتان را بنویسید