تحقیق درمورد ظاهر و باطن، جبران خسارت

دانلود پایان نامه

باشند و از این فرصت کوتاه استفاده کنند. و بدانند که این دنیا فانی است و وجود باقی انسان را سیراب نمی‌کند. پس باید به آن دل نبندند و به سرای آخرت دل بندند تا وجود باقی آن‌ها سیراب شود.
وَسَالَتْ عُیُونُکُمْ مِنْ رَغْبَهٍ إِلَیْهِ أَوْ رَهْبَهٍ مِنْهُ دَماً. در این عبارت غرض بیان ضعف و خشوع در برابر پروردگار است.
ثُمَّ عُمِّرْتُمْ فِی الدُّنْیَا مَا الدُّنْیَا بَاقِیَهٌ. غرض فائدۀ‌الخبراست. هدفش بیان مدت زمان می‌باشد که زمانی طولانی است.
مَا جَزَتْ أَعْمَالُکُمْ عَنْکُمْ. اظهار ضعف و خشوع انسان نسبت به پروردگار است.
وَلَوْ لَمْ تُبْقُوا شَیْئاً مِنْ جُهْدِکُمْ. غرض فائدۀ‌الخبراست.
۴-۵ ۰خطبه ۵۳:
وَمِنْ تَمَامِ الْأُضْحِیَّهِ اسْتِشْرَافُ أُذُنِهَا وَسَلَامَهُ عَیْنِهَا. فَإِذَا سَلِمَتِ الْأُذُنُ وَالْعَیْنُ سَلِمَتِ الْأُضْحِیَّهُ وَتَمَّتْ. وَلَوْ کَانَتْ عَضْبَاءَ الْقَرْنِ تَجُرُّ رِجْلَهَا إِلَى الْمَنْسَکِ. [قال الرضیُّ: و المنسَکُ هُنا المَذبَح]
از تمامیت قربانی کامل بودن گوش و سلامت چشم آن است. بنابراین اگر گوش و چشمش سالم باشد قربانی سالم و کامل است هر چند شاخش شکسته باشد و پایش را به محل قربانی بکشند. [رضی گفت: منسک در اینجا به معنی قربانگاه است.]‌(انصاریان؛ ۱۳۷۹: ۱۲۷)
در تمامی جملات خبری این خطبه غرض فائدۀ‌الخبراست. چرا که امام‌(ع) قصد دارد مردم را از یک حکم که از آن بی اطلاع هستند آگاه کند.
۴-۶ ۰خطبه ۵۴:
فَتَدَاکُّوا عَلَیَّ تَدَاکَّ الْإِبِلِ الْهِیمِ یَوْمَ وِرْدِهَا. وَقَدْ أَرْسَلَهَا رَاعِیهَا وَخُلِعَتْ مَثَانِیهَا حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُمْ قَاتِلِیَّ أَوْ بَعْضُهُمْ قَاتِلُ بَعْضٍ لَدَیَّ وَقَدْ قَلَّبْتُ هَذَا الْأَمْرَ بَطْنَهُ وَظَهْرَهُ حَتَّى مَنَعَنِی النَّوْمَ. فَمَا وَجَدْتُنِی یَسَعُنِی إِلَّا قِتَالُهُمْ أَوِ الْجُحُودُ بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صلى الله علیه وآله فَکَانَتْ مُعَالَجَهُ الْقِتَالِ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مُعَالَجَهِ الْعِقَابِ. وَمَوْتَاتُ الدُّنْیَا أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مَوْتَاتِ الْآخِرَهِ.
در این خطبه امام‌(ع) چگونگی اصحاب خود را در صفین هنگامی که مدتی دراز آنها را از جنگ با اهل شام جلوگیری فرمود بود، بیان می‌کند: پس مردم به شوق بیعت مانند انبوه شتران تشنه و از بند رها که ساربانشان واگذاشته باشد و افسار گسسته به آبشخور هجوم برده باشند شترانی که در هم می‌افتند و یکدیگر را فرو می‌کوبند، پیرامون من درهم افتادند، چندان که پنداشتم بر سر کشتن منند یا بعضی از آنان در برابر من بعضی دیگر را خواهند کشت. چندان ظاهر و باطن این امر را سنجیدم و از هر جهت وارسی کردم که خواب از سرم در ربود. دیدم یا باید با آنان پیکار کنم یا آنچه را محمد صلّی الله علیه و آله و سلم آورده است انکار نمایم. و پیکار با آنان از رنج‌های عذاب خدا آسان‌تر بود و مرگ‌های دنیا از مرگ‌های آخرت سبکتر(مبشری؛ ۱۳۶۶، ۲۱۳)
غرض تمامی جملات این خطبه فائدۀ‌الخبراست. امام یک خاطره‌ای را تعریف می‌کنند که البته تشبیهاتی را به کار می‌بردند که در موضوع این پژوهش نمی‌گنجد و تصمیم خود و علت این تصمیم‌گیری را بیان می‌کنند. و تنها دو جمله آخر یعنی:
مُعَالَجَهُ الْقِتَالِ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مُعَالَجَهِ الْعِقَابِ وَمَوْتَاتُ الدُّنْیَا أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مَوْتَاتِ الْآخِرَهِ: به نظر می‌رسد غرض اظهار فخر(به خود بالیدن) است. و امام(ع) به خاطر داشتن شجاعت و چنین صفاتی به خود می‌بالند.
۴-۷ ۰خطبه ۵۵:
أَمَّا قَوْلُکُمْ: أَکُلَّ ذَلِکَ کَرَاهِیَهَ الْمَوْتِ؟ فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِی دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَیَّ. وَأَمَّا قَوْلُکُمْ شَکّاً فِی أَهْلِ الشَّامِ! فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ یَوْماً إِلَّا وَأَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِی طَائِفَهٌ فَتَهْتَدِیَ بِی وَتَعْشُوَ إِلَى ضَوْئِی وَذَلِکَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَى ضَلَالِهَا وَإِنْ کَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا.
این خطبه از سخنان آن حضرت است در پاسخ به یارانی که می‌گفتند چرا در رخصت جنگ با شامیان درنگ می‌کند:
اما گفته‌ی شما که آیا این همه درنگ به خاطر ناخوش داشتن مرگ است. به خدا، پروا ندارم که من به آستانه مرگ درآیم یا مرگ به سر وقت من آید. اما گفته شما در جنگ با شامیان دو دل مانده‌ام، به خدا که یک روز جنگ را واپس نیفکندم، جز که امید داشتم گروهی به سوی من آیند و به راه حق گرایند، و به نور هدایت راه پیمایند. این مرا خوش‌تر است تا شامیان را بکشم و گمراه باشند، هرچند خود گردن‌گیرنده‌ی گناه باشند.‌(شهیدی؛ ۱۳۷۸: ۴۶)
فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِی دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَیَّ. غرض فخر است. در این جمله امام‌(ع) قصد به خود بالیدن و بیان شجاعت خود را دارند.
وَأَمَّا قَوْلُکُمْ شَکّاً غرض لازم‌الفائدۀ است. امام‌(ع) قصد دارند بیان کنند که من اطلاع دارم که شما راجع به من چه می‌گویید.
مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ یَوْماً إِلَّا وَأَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِی طَائِفَهٌ فَتَهْتَدِیَ بِی وَتَعْشُوَ إِلَى ضَوْئِی. غرض فائدۀ‌الخبراست. چرا که امام‌(ع) قصد دارد که مردم را از موضوعی که بی‌اطلاع هستند آگاه کند و به آنها علت تأخیر در جنگ را بگوید.
وَذَلِکَ أَحَبُّ إ
ِلَیَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَى ضَلَالِهَا وَإِنْ کَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا . غرض تحذیر است. اما مردم را بر حذر می‌دارند و از این که مردم گروهی را بکشند در حالی که گمراه هستند و قبل از این که آنها را بکشند آنها را هدایت نکرده باشند حتی اگر آنها گناهشان را خود به گردن گیرند. شما وظیفه دارید آنها را هدایت کنید. و قبل از هدایتشان بر حذر باشید از کشتن آنها.

۴- ۸ ۰خطبه ۵۶:
وَلَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَأَبْنَاءَنَا وَإِخْوَانَنَا وَأَعْمَامَنَا. مَا یَزِیدُنَا ذَلِکَ إِلَّا إِیمَاناً وَتَسْلِیماً وَمُضِیّاً عَلَى اللَّقَمِ وَصَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ وَجِدّاً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ وَلَقَدْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَالْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا یَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَیْنِ. یَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَیُّهُمَا یَسْقِی صَاحِبَهُ کَأْسَ الْمَنُونِ. فَمَرَّهً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَمَرَّهً لِعَدُوِّنَا مِنَّا. فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَأَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ حَتَّى اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِیاً جِرَانَهُ. وَمُتَبَوِّئاً أَوْطَانَهُ وَلَعَمْرِی لَوْ کُنَّا نَأْتِی مَا أَتَیْتُمْ مَا قَامَ لِلدِّینِ عَمُودٌ. وَلَا اخْضَرَّ لِلْإِیمَانِ عُودٌ. وَایْمُ اللَّهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً. وَلَتُتْبِعُنَّهَا نَدَماً.
امام(ع) این خطبه در روز جنگ صفین، هنگامی که مردم برای صلح آماده شده بودند ایراد فرموده است: در آغاز ما با رسول خدا(ص) بودیم، پدران، پسران، برادران و عموهای خویش را برای پیشرفت اسلام می‌کشتیم و این کار جز ایمان و تسلیم را در ما نمی‌افزود، و پایداری و پایمردی را در راه حق و شکیبایی را در تحمل رنج و سوزش درد و کوشش در جهاد با دشمن را در ما زیاد می‌کرد. در صحنه‌های خونین پیکار چنین پیش می‌آمد که یکی از ما و دیگری از خصم مانند قوچ شاخ در شاخ شده و به هم در می‌افتادند، و هریک تلاش می‌کرد تا مگر جان حریف خود را بگیرد و همآورد را از جام مرگ سیراب کند. گاهی پیروزی از آن ما بر دشمن و گاهی از دشمن بر ما بود. همین که خداوند راستی و از خودگذشتگی ما را در راه پیشرفت دین مشاهده کرد. خواری را بر دشمن و پیروزی را بر ما نازل فرمود، تا این که اسلام بر جایگاه خود استوار شد، و همچون شتری که به هنگام راحت باش سینه و گردن خویش را بر زمین می‌نهد بدان‌سان اسلام استقرار یافته پابرجا شد و در جایگاه خود استوار شده استحکام یافت.
به جان خودم سوگند اگر این طوری که شما در راه یاری دین رفتار می‌کنید ما مسلمین در رکاب پیامبر عمل می‌کردیم هیچ استوانه‌ای از دین برپا نمی‌ایستاد و برای ایمان هیچ شاخه‌ای سرسبز نمی‌شد. به خدا سوگند به این شیوه‌ی ناپسندی که شما در جنگ عمل می‌کنید، به جای شیر گوارا، خون خواهید دوشید، و پس از چیره ساختن خصم بر خود پشیمان خواهید شد ولی چه سود که برای جبران خسارت بسیار دیر خواهد بود.‌(بحرانی؛ ۱۳۷۵: ۲/۳۱۴)
وَلَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله. غرض فائدۀ‌الخبراست. امام می‌‌خواهد خبری‌(موضوعی) برای مردم بگوید.
نقْتُلُ آبَاءَنَا وَأَبْنَاءَنَا وَإِخْوَانَنَا وَأَعْمَامَنَا مَا یَزِیدُنَا ذَلِکَ إِلَّا إِیمَاناً وَتَسْلِیماً وَمُضِیّاً عَلَى اللَّقَمِ وَصَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ وَجِدّاً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ. غرض از تمامی این جملات فخر است. چرا که امام‌(ع) در این جملات از شجاعت خود در جهاد و تسلیم خود در برابر خدا و رسول و صبوری خود در تحمل رنج و کوشش در جهاد فخر و مباهات می‌کند.
وَلَقَدْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَالْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا یَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَیْنِ یَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا. غرض فائدۀ‌الخبراست چرا که امام می‌خواهد خبری را به مردم اطلاع دهد که از آن اطلاع ندارند.
أَیُّهُمَا یَسْقِی صَاحِبَهُ کَأْسَ الْمَنُونِ فَمَرَّهً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَمَرَّهً لِعَدُوِّنَا مِنَّا. غرض فائدۀ‌الخبراست.
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَأَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ حَتَّى اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِیاً جِرَانَهُ وَمُتَبَوِّئاً أَوْطَانَهُ. غرض بیان و اظهار فرح است. امام قصد دارد اظهار شادمانی کند از این که پیروزی از جانب خدا بر آنها‌(مسلمانان) نازل شده است. بالاخره اسلام پس از تلاش‌ها استوار و پابرجا شد.
وَلَعَمْرِی لَوْ کُنَّا نَأْتِی مَا أَتَیْتُمْ مَا قَامَ لِلدِّینِ عَمُودٌ وَلَا اخْضَرَّ لِلْإِیمَانِ عُودٌ وَایْمُ اللَّهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً وَلَتُتْبِعُنَّهَا نَدَماً. غرض توبیخ است امام کسانی که در جهاد در راه خدا سستی کردند را توبیخ و سرزنش می‌کند و این افراد به جای شیر، خون می‌دوشند و پشیمان می‌شوند.
۴- ۹ ۰ خطبه ۵۷:
أَمَّا إِنَّهُ سَیَظْهَرُ عَلَیْکُمْ بَعْدِی رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ. یَأْکُلُ مَا یَجِدُ وَیَطْلُبُ مَا لَا یَجِدُ. فَاقْتُلُوهُ وَلَنْ تَقْتُلُوهُ. أَلَا وَإِنَّهُ سَیَأْمُرُکُمْ بِسَبِّی وَالْبَرَاءَهِ مِنِّی. فَأَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِی فَإِنَّهُ لِی زَکَاهٌ وَلَکُمْ نَجَاهٌ. وَأَمَّا الْبَرَاءَهُ فَلَا تَتَبَرَّءُ
وا مِنِّی فَإِنِّی وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَهِ وَسَبَقْتُ إِلَى الْإِیمَانِ وَالْهِجْرَهِ.
آگاه باشید که به زودی بعد از من مردی گشاده‌گلو و شکم برآمده(معاویه این ابی سفیان) بر شما غالب می‌شود، می‌خورد آنچه بیابد و می‌‌خواهد آنچه نیاید(هر چه می خورد سیر نمی‌گشت تا این که می‌گفت سفره را برچینید خسته شدم و سیر نگردیدم. گفته‌اند پرخوری او بر اثر نفرین حضرت رسول بود آن گاه که کس به طلب او فرستاده دید به خوردن مشغول است، بازگشت و گفت طعام می‌خورد، دیگر باره فرستاد باز به خوردن مشغول بود، پس آن حضرت فرمود: اللهمّ لا تَشْبِعْ بَطْنَه. یعنی بار خدایا شکم او را سیر مگردان) پس‌(در صورت قدرت و توانایی) او را بکشید و اگر چه هرگز او را نخواهید کشت‌(توانایی کشتن او را ندارید). آگاه باشید به زودی آن مرد شما را به ناسزا گفتن و بیزاری جستن، پس از من بیزاری نجویید‌(در باطن دوستدارم باشید) زیرا من به فطرت اسلام تولد یافته‌ام‌(هیچگاه در راه کفر و شرک قدم ننهاده از اول اسلام اختیار نموده‌ام نه مانند سائرین که کافر و بت پرست بوده مسلمان گردیده‌اند) و در ایمان و هجرت‌(بیرون رفتن از وطن برای نصرت و یاری رسول خدا) سبقت و پیشی گرفتم‌(اول مردی که به پیغمبر ایمان آورد و

دیدگاهتان را بنویسید