پایان نامه های روانشناسی

تحقیق درمورد رضایت از زندگی

کاذب) یا هویتی مخالف با روان و سرشت انسان قرار می دهد( بیات، ۱۳۷۸،ص۸۶).
به دنبال ذکر آیات دین، روایاتی از بزرگان دین، که نمو نه ها و الگو های روشنی از راهیافتگان به هویت حقیقی هستند ذکر می شود. در روایتی از حضرت رسول(ص)، آمده است که: ” کل مولود علی الفطره فابو یهودانه او یمبجسانه” (هر مولودی که متولد می شود، بر فطرت اسلامی به دنیا می آید، پدران و مادران هستند که این ها را تغییر می دهند، اگر یهودی هستند یهودیش می کنند، نصرانی هستند، نصرانیش می کنند، مجوسی هستند، مجوسی اش می کنند، هر که هر گروهی است آن گروهی اش می کند(مطهری،۱۳۸۰،ص۲۴۸). در این حدیث، علاوه بر اشاره به فطری بودن انسان، عامل تربیت و اجتماعی شدن از طریق گرو های اجتماعی به خصوص “خانواده” را عامل انحراف از مسیر صحیح پرورش انسان و کسب هویت حقیقی و متعالی، برمی شمارد و گرو های اجتماعی که فرد در آن عضویت دارد را در شکل دهی و صورت بندی ساختار شخصیت و هویت دینی مؤثر می داند. در واقع این روایت به نوعی بیان کننده ی این حقیقت است که، ساخت هویت، به خصوص هویت دینی افراد در اجتماع ودر تعاملات گروهی شکل می گیرد، و از منظر دیگر می تواند با دید گاه اندیشمندان معتقد به هویت های مدرن همخوانی داشته باشد. در روایتی دیگر امام علی (ع) می فرماید:”من عرف نفسه فقد عرف ربّه”(هرکس خود را شناخت، به حقیقت خداوند را شناخت) در این روایت، شناخت و آگاهی از خود و هویت متعالی خود، به معنای شناخت و آگاهی از دیگران (خداوند متعال) قلمداد می گردد. این روایت می تواند نمونه روشنی از هویت یابی و طلب من حقیقی و متعالی در وجود انسان باشد(مطهری،۱۳۸۰،ص۲۴۹).
آثار و فواید ایمان مذهبی:
از نظر روانشناسان مسلم و قطعی است که اکثر بیماریها ی روانی ناشی از ناراحتی های روحی و تلخی های زندگی، در میان افراد غیر مذهبی دیده می شود. افراد مذهبی به هرنسبت که ایمان قوی و محکم داشته باشند، ازاین بیماری ها مصون ترند. استاد مطهری (۱۳۵۸) معتقداست؛ ایمان مذهبی آثار نیک فراوان دارد، چه از نظر تولید بهجت و انبساط روحی، چه از نظر نیکو ساختن روابط اجتماعی وچه ازنظرکاهش و رفع ناراحتی های ضروری، که لازمه ساختمان این جهان است. در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف)خوش بینی به جهان خلقت و هستی
ب) روشندلی
ج)امیدواری به نتیجه ی خوب از تلاش
چ)آرامش خاطر
ح)برخورداری بیشتر از لذت های معنوی
خ) بهبود روابط اجتماعی، رعایت عدالت و اخلاق در روابط با دیگران در پرتو ایمان و تقوا.
د) کاهش ناراحتی ها: بالا بردن توان مقابله و مقاومت در برابر ناملایمات زندگی (آذربایجانی، ۱۳۸۵، صص۱۷۶-۱۷۵).
بخش دوم: شادمانی
مقدمه
شادی شایستگی روح وروان است. شادی گره گشای بسیاری از رنج هاست. شادی باعث می گردد تا فرد نوع نگرش خود را به زندگی ومعنویات آن مثبت جلوه دهد. نشاط یکی از هیجانات آدمی است که تأثیر ماندگاری برکنش وری جسمی، روانی و شناختی آدمی دارد و عملکرد اورا در قلمرو های مختلف فعالیتی فزونی می بخشد. فرد دارای نشاط به ندرت از نشانه هایی نظیر سردرد مزمن، احساس تنیدگی و فشار جسمانی( نظیر گرفتگی عضلات)، بی نظمی در کارکرد سیستم تنفسی وقلبی و جز آن رنج می رد. چنین فردی از نظر هیجانی به ندرت در دام اختلالات روانی، به ویژه اضطراب و افسردگی گرفتار می آید. افزون بر آن، فرد با نشاط از حد اکثر مهارت های ذهنی خویش در جهت رشد بهره می گیرد (الیاسی، ۱۳۸۵، ص۱۵). شادی مؤمن لحظه ای است که خدا را بندگی و اطاعت کرده و توفیق انجام تکالیف را به دست آورده است. پیامبر اکرم (ص) در وصیت خود به امام علی (ع) فرمود: ای علی برای مؤمن در دنیا سه خوشحالی است: دیدار با برادر دینی، افطار از روزه، و شب زنده داری در آخر شب. علم جدید نیز با کشف رابطه ی شادمانی با برخی از ضروریات زندگی بر اهمیت شادی تأکید می کند، و یکی از زمینه های مهم در تحقیقات اخیر، رابطه ی شادمانی با سلامت جسمانی است. تحقیقات مؤید این نکته است که حتی افراد شاد در مقایسه با دیگران کمتر به بیماری های شایع چون سرما خوردگی و آنفولا نزا مبتلا می شوند. رابطه ی شادی با بهبود سیستم ایمنی بدن و مقاومت در برابر سرطان و…. و نیز رابطه ی عدم شادی با مرگ زود رس، بیماری ها، حملات قلبی، و…. از مواردی است که بر اهمیت و ارزش شادی در زندگی تأکید می کند (عابدی، ۱۳۸۳).
تعریف مفهوم شادمانی :
در اواخر قرن بیستم، با رشد خشونت و تأثرات روانی نظیر افزایش اضطراب، افسردگی و سایر بیماریها موضوع شادی و شادمانی بشر، به عنوان یکی از موضوعات مورد مطالعه ی جامعه شناسان، روان شناسان و متخصصان تعلیم وتربیت مطرح شد. این موضوع جدیداً حتی درحوزه علوم پزشکی نیز مطرح گردیده است. محور اصلی این بررسی ها بررسی عوامل تأثیرگذار بر شادی است ولی پاسخگویی به این پرسش ها در گرو درک مفهوم شادمانی است. مناسب ترین تعریف برای شادمانی کدام است؟ عوامل همبسته با این عنصر کدامند؟ آیا شادمانی را منحصراً در عوامل مادی باید جستجو کرد یا نه؟ می باشد. واژه شادکامی، چندین مفهوم متفاوت را به ذهن متبادر می کند( برای مثال شادی، خشنودی، لذت و خوشایندی و….)، از این رو تعدادی از روان شناسان، به اصطلاح بهزیستی ذهنی اشاره می کنند، که در برگیرنده ی انواع ارزشیابی ها است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد(داینر،۲۰۰۲). این ارزشیا بی ها، مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان و خلق مثبت و فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبه های مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است(داینر و ساه، ۱۹۹۷). در صورتی که افراد از شرایط زندگی راضی بوده و عواطف مثبت بیشتر و عواطف منفی کمتری را تجربه کنند، گفته می شود؛ که از بهزیستی ذهنی بالاتری بر خوردارند. اصطلاح بهزیستی ذهنی، اصطلاح روان شناختی، معادل شادی است که، به دلیل مفاهیم بسیاری که در خود نهفته دارد، ارجح است. اما با این وجود در ادبیات مربوطه به جای یکدیگر به کار می روند(ادینگتون و شومن ، ۲۰۰۴). واژه ی شادی، مفهومی روان شناختی است که دارای تعاریف و ابعاد مختلفی می باشد. در فرهنگ های لغت شادی با واژه هایی همچون، شادمانی، خوشحالی، بهجت، بشاشت، سرور، فرح، مقابل اندوه و غم، هم معنا دانسته شده است(دهخدا، ۱۳۷۲، ج۳۰، ص۶۶). از یک سو فیلسوفی چون ارسطو شادی را عالی ترین خوبی می داند و می گوید: عالی ترین خوبی های قابل دست یابی چیست؟…چه مردم عادی و چه خواص خواهند گفت: شادی». از سویی دیگر در نظر گفتار یکی از کمدین های لیور پول به نام “کن داد” نیز همین نظر را می بینیم: «شادی، شادی، بزرگترین موهبتی است که دارم»(آرگایل، ۱۳۸۲). ). افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از قوه عقل یا استدلال، احساسات و امیال، وی شادی را حالتی از انسان می داند که بین این سه عنصر تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد (دیکی،۱۹۹۹، به نقل از جعفری۱۳۸۳). ارسطو به سه نوع شادی اعتقاد دارد.۱- نازل ترین آن در نزد مردم عادی است که شادی حاصل از لذایذ است. ۲-در سطحی بالاتر ودر نزد خواص، شادی حاصل از عمل خوب است مثل موفقیت در حرفه.۳ – نوع دیگر شادی، که عالی ترین نوع آن است شادی حاصل از زندگی متفکرانه است.آیزنک معتقداست: شادی مساوی است با رضایت به علاوه سطحی از لذت (آیزنک، ۱۳۷۵،صص۱۸-۱۵). مک گیل معتقد است: شادی حالتی پایدار است که فرد بین امیال ارضاء شده وکل امیال خود مطلوب ترین نسبت را می یابد. دیکی(۱۹۹۹) معتقد است شادی یکی از شش هیجان اساسی انسان می باشد که عبارتند از: خشم، ترس، تنفر، تعجب، ناراحتی وشادی (جعفری،۱۳۸۳، ص۹). شادی عبارت است از احساس خوشبختی ورضایت از زندگی، بهره گیری بهینه از نعمات الهی و به جا آوردن شکر و سپاس پروردگار(امیر حسینی، ۱۳۸۵،ص۴). بودن در حالت خوشحالی و سرور با دیگرهیجانات مثبت، راضی بودن از زندگی و همچنین فقدان افسردگی، اضطراب، یا دیگر عواطف منفی می باشد( آرگایل، ۱۳۸۳،ص۱۴). بااین وجود، چنین به نظر می رسد که جامع ترین و در عین حال عملیاتی ترین تعریف شادمانی را وینهوون(۱۹۸۸) ارائه می دهد. به نظر او شادمانی، به قضاوت فرد، از درجه یا میزان مطلوبیت کیفیت کل زندگی اش اطلاق می شود. به عبارت دیگر، شادمانی به این معنا است که فرد چقدر زندگی خود را دوست دارد(وینهوون، ۱۹۸۸،ص۷).
مفاهیم فرح و مرح در قرآن:
در متون و منابع دینی ما (آیات و روایات) واژه هایی چون «فرح» و «سرور» بیشترین بار معنایی را برای تفهیم نشاط به دوش می کشند. در مقابل این واژه ها می توان از «یأس» و «حزن» نام برد که در قرآن کریم صریحاً در مقابل «فرح» آمده اند، علاوه بر واژه های فوق در قرآن به کلمه ای بر می خوریم که معانی متعدد دارد اما به نوعی با «فرح» ارتباط دارد و آن «مرح» است مرح در کتب لغت به معنای نشاط وخوشی آمده است و عرب به هر چیز نشاط آور وشادکننده «مروح» می گوید ( طریحی، ۱۴۱۲). از نظر علم تفسیر تفاوتی بین «فرح» و «مرح» وجود دارد که بسیار ظریف و زیباست، «فرح» هم جنبه ی مثبت دارد و هم جنبه ی منفی و در مواردی نهی شده و ممدوح است و درموارد دیگری مذموم؛ اما «مرح» که تنها سه مورد در قرآن استفاده است فقط جنبه ی منفی داشته و مورد نهی قرار گرفته است به همین دلیل است که «فرح» مقید به حق و باطل شده است اما «مرح» بدون قید ذکر شده است (طبرسی، ۱۳۷۹ق).
تاریخچه مطالعات انجام شده در مورد شادی:
شاد بودن از مواردی است که انسان ها از دیر باز به دنبال آن بوده اند. فلاسفه و دانشمندان همواره به دنبال پاسخ این سؤال بوده اند که انسان چگونه می تواند به طور متعادل شاد زندگی کند. اولین پژوهش تجربی در مورد شادکامی درسال (۱۹۱۲) دربین دانش آموزان یک مدرسه پسرانه در انگلیس انجام گرفت در این مطالعه بر سطح لذت دانش آموزان تمرکز شده است. بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژو هش های مربوط به شادکامی افزایش یافت ودر این پژوهش ها توجه ازسطح لذت به میزان کلی شادکامی تغییرکرد(وینهوون ، ۱۹۸۴). از سال ۱۹۶۰ به بعد پژوهش های مربوط به شادکامی کلی به شدت افزایش یافت در واقع در دهه ی ۱۹۶۰ مؤسسات پژوهشی آمریکا، کار خود را در مورد سنجش میزان شاد کامی آغاز کردند، این کار به چند پژوهش کلاسیک منجر شد. در خلال سال های دهه ۱۹۷۰ مطالعات مربوط به شاخص های اجتماعی آمریکا با محوریت بررسی شادی مردم صورت گرفت. کمپل و همکاران در سال ۱۹۷۶ کتاب کیفیت زندگی آمریکایی و اندروز و ویتی شاخص های اجتماعی سلامتی را به رشته تحریر در آورند که موضوع اصلی آن ها میزان و چگونگی شادی مردم آمریکا بود. موضوع شادی در کشور های دیگر نیز مورد بررسی قرارگرفته است. آلاردت در سال ۱۹۷۶ به بررسی کشور های اسکاندیناوی از نظر ابعاد رفاه اجتماعی و میزان شادی آنان پرداخت. در استرالیا نیز هدی و ویرینگ درسال ۱۹۹۲ اولین پیمایش بزرگ مقیاس طولی را با عنوان فهم شادی انجام دادند. مجلات روان شناختی نظیر مجلات شخصیت و روان شناسی اجتماعی نیز شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادی کردند. در سال ۱۹۹۹وینهوون کتاب سه جلدی همبسته های شادی را که در آن ۶۳۰ زمینه یابی عمده را در سراسرجهان دوباره تجزیه و تحلیل کرده بودند، پدید آورد. آرگایل نیز در سال( ۲۰۰۱ ) کتاب روان شناسی شادی را منتشر ساخت. وی در این کتاب به طور تخصصی به تعریف شادی و عوامل مؤثربرآن پرداخته است، همچنین سلیگمن در سال(۲۰۰۲) کتابی با عنوان شادمانی اصیل منتشر ساخت (آرگایل، ۱۳۸۳،ص۲۲).
مؤلفه های تشکیل دهنده ی شادمانی:
شادی از عوامل چندی از قبیل رضایت اززندگی، رضایت از مقوله های خاص زندگی، وجود عواطف مثبت(خلق و عواطف خوشایند) و فقدان نسبی عواطف منفی(خلق و عواطف نا خوشایند) تشکیل می گردد این مؤلفه ها را می توان به اجزای کوچکترتقسیم کرد. عواطف مثبت را می توان تحت مفاهیمی چون خوشی، وجد، رضایت، غرور، محبت و شوق تقسیم بندی کرد. عواطف منفی را نیز می توان در قالب مفاهیمی مانند احساس گناه، شرم، غمگینی، اضطراب و نگرانی، خشم، استرس، افسردگی و حسادت طبقه بندی کرد. رضایت از زندگی را نیز می توان به اجزایی از قبیل رضایت از زندگی فعلی، رضایت از گذشته، امید به آینده ورضایت از دیگر افراد مهم در زندگی تقسیم بندی کرد. رضایت از مقوله های مهم را نیز می توان به مقوله هایی چون کار، خانواده، تفریح، سلامتی، امور مالی خود و گروه تقسیم بندی نمود(ادینگتون و شومن،۲۰۰۴).
رضایت از زندگی:
از مؤلفه های تشکیل دهنده ی شادکامی که اندروز و ویتی(۱۹۹۹) آن را شناختند، رضایت از زندگی است. این مؤلفه، ارزیابی قضاوتی- شناختی از زندگی است. ذکر این نکته مهم است که قضاوت در مورد چگونگی رضایت هر فرد از زندگی، بستگی به ملاک های خاص همان فرد دارد که از خارج به او تحمیل نشده است وبه همین دلیل جزء ملاک های شامانی است. بنابر این محقق نمی تواند ملاک هایی را برای رضایت از زندگی تعیین کند. وبر اساس آن این سازه را تعریف نماید، زیرا تفاوت های هر فرد، احتمالاً مستقل از دیگران است و هر فرد برای قضاوت در مورد زندگی خود، ملاک های خویش را دارد. مطابق با نظریه قابلیت بقاء شادکامی هنگامی به وجود می آید که نیاز های اساسی ارضاء شوند، اما در جوامع مدرن و فرد گرا که نیازهای اساسی اغلب شهروندان ارضاء می گردد، رضایت از زندگی به میزان زیادی با دست یابی به اهدافی که فراتر از نیازهای اساسی هستند ارتباط دارد(وینهوون،۱۹۹۹). ولی در جوامع عقب افتاده ارضاء نیازهای اساسی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. رضایت از زندگی پیش از بزرگسالی، خصوصاً در خلال نوجوانی، یک متغیر روان شناختی مهم است. در این مورد، دلایلی وجود دارد. از آنجایی که رضایت از زندگی با تعهد فرد به یک سری اهداف و دست یابی به آن اهداف ارتباط دارد، پیدایش اهدافی که به روابط اجتماعی، کار و فعالیت در جامعه مربوط می شود، احتمالاً رضایت از زندگی را با معنی روان شناختی مهم القاء می کند. نظریه هایی که بر محور عواطف قرار دارند، تصریح کرده اند که شادکامی، شرایط، تجارب و رویدادهای مثبت و منفی بلا فصل و فوری را منعکس می کند. با این حال پژوهش ها نشان می دهد که رضایت از زندگی انعکاس ساده ای از شرایط و حوادث واقعی نیست، بلکه خلق و ارزیابی شناختی افراد از رویدادها و شرایط را نیز نشان می دهد. تعدادی از دانشمندان که به بررسی رضایت از زندگی در بزرگسالان پرداخته اند، در یافتند که بهتر است بین دو دسته از عوامل که بر ادراک افراد از سلامت ذهن تأثیر می گذارد یعنی عوامل شخصیتی( یا درونی) و عوامل بافتی (یا بیرونی) تمایز قائل شویم. شواهدی که از پژوهش ها در مورد بزرگسالان در جوامع ثروتمند به دست آمده است، نشان می دهد که رضایت از زندگی به میزان زیادی با عوامل شخصیتی رابطه دارد. اما رضایت از زندگی نوجوانان بیشتر منعکس کننده ی این است که نوجوانان چه چیزی را تجربه می کنند و اینکه چه احساسی دارند(بردلی و کروین ،۲۰۰۴).
هیجانات (عواطف) مثبت ومنفی:
مفهوم هیجان یا عواطف مثبت و منفی توسط واتسون برای تبیین رویداد های روان شناختی مختلف در افراد به کار گرفته شده است او معتقد است عواطف مثبت با خصیصه ی شخصیتی برو ن گرایی و عواطف منفی با خصیصه ی روان نژندی ارتباط دارند. از نظر واتسون همبستگی بین عواطف و خصایص شخصیتی بسیار مهم بوده و دامنه ای بین ۹/۰-۴/۰ دارد. عواطف مثبت دارای ابعاد خوشی( مثل بشاشی، شادی و سرزندگی)، اعتماد به خود( مثل شجاعت، قوی بودن و راز داری) و هوشیاری( مثل تمرکز داشتن و مصصم بودن) است. عواطف مثبت بعد از ۳۰ سالگی به طور موقتی ثابت باقی می ماند نقطه ی اوج هیجان های منفی در اواخرنوجوانی است و بعد از آن با افزایش سن تا اواخر بزرگسالی کاهش می یابد. به عقیده ی واتسون تفاوت های فردی مشخصی در عواطف مثبت و منفی و دوره های کوتاه مدت خلق مثبت که به دنبال ریتم مشخص می آیند( در هنگام صبح پایین تر است) دیده می شود. عواطف مثبت و منفی تا حدودی جزء خصوصیات ارثی هستند،

92

دیدگاهتان را بنویسید